50 سال پیش، او یک المپیکی بود. در 80 سالگی، او به همان اندازه خوشحال است که آخرین کار را تمام کند.
برای دههها، قلب جف گالووی در معرض خطر فزایندهای بود، اما نه او و نه پزشکانش این را نمیدانستند.
یک دونده سابق مسافت المپیک، به نظر میرسید که آقای گالووی الگویی از سلامتی خوب باشد. او با دقت غذا می خورد و از 60 سالگی تا اواسط 70 سالگی تقریباً یک ماه یک ماراتن ثبت نام می کرد. در اوایل دهه 1980، او پیشگام روش run-walk-run بود، که با دادن اجازه به مردم برای راه رفتن منظم، به افراد بیشتری اجازه داد تا دونده ثابتی شوند. از آن زمان بهعنوان روش گالووی، و در برخی از نقاط جهان، جفینگ شناخته شد.
او در دهها کتاب به ترویج مزایای میانهروی پرداخت و با خوشبینی بیامان استدلال کرد که با داشتن شرایط مناسب و استراحتهای راهبردی راهبردی، هرکسی میتواند یک ماراتن بدود. برای نیم قرن، او در مسابقات جاده ای در سراسر جهان، خندان و ملایم حضور داشت.
اما در بهار سال 2021، پس از تمرین روی یک دستگاه قایقرانی، آقای گالووی دچار سرگیجه و خستگی شد. این شروع یک حمله قلبی بود که به نارسایی قلبی تبدیل شد. یک هفته بعد، در یک قسمت دیگر، که در بیمارستان اتفاق افتاد، قلب او به مدت چهار دقیقه و نیم به کلی متوقف شد. برای بازگرداندن او به زندگی دو دفیبریلاتور مختلف نیاز بود.
آقای گالووی 80 ساله به من گفت: «اگر جای دیگری بودم، امروز اینجا نبودم. ما در خانه او در حومه آتلانتا نشستیم، فقط چند فوت از جایی که او باید خود را روی صندلی بپوشاند تا بعد از حادثه قایقرانی از پا در نیاید.

او و پزشکانش معتقد بودند یکی از دلایل احتمالی عامل نارنجی است، علفکشی که توسط ارتش ایالات متحده در طول جنگ ویتنام مورد استفاده قرار میگرفت، و وزارت امور کهنهکاران از آن زمان به بیماری کورونا مرتبط است. آقای گالووی به عنوان ستوان نیروی دریایی در جنگ خدمت کرد و از طریق آب آشامیدنی در معرض این ماده حذف کننده برگ قرار گرفت.
او سابقه خانوادگی بیماری قلبی نداشت اما یکی از شریانهای کرونر خود را دچار انسداد کامل کرده بود که محققان در دیگر کهنهسربازانی که در معرض این سم قرار داشتند مشاهده کردند. پزشکان به او گفتند که احتمالاً انسداد دهها سال پیش شروع شده است و هر سال خطر ابتلا به او افزایش مییابد. برای نجات جان او پنج استنت لازم بود.
در اوایل دسامبر وقتی پشت میز ناهارخوری او نشستیم، آقای گالووی برای دویدن لباس دویدن پوشیده بود، شلوار دویدن مشکی و کلاهی که برنامه مربیگری اش را تبلیغ می کرد. او آهسته تر از قبل از حمله قلبی حرکت می کند و فقط می تواند چند ثانیه قبل از استراحت پیاده روی کند. اما تمایل او برای طی کردن مسافت های طولانی از بین نرفته است.
از اوایل سال گذشته، او تصمیم خود را به بازگشت به دوی ماراتن کرده است.
وقتی با هم آشنا شدیم، او اخیراً 21 مایل پیاده روی کرده بود و احساس خوبی داشت. او امیدوار بود چند هفته بعد در ماراتن هونولولو پیاده روی کند، اما چند روز قبل از مسابقه زمین خورد و کاسه زانویش شکست و مجبور شد این برنامه ها را به عقب براند.
او برای هزاران هوادار که بازگشت مورد انتظار او را تشویق کرده بودند - از جمله بیش از 100 نفری که به او گفتند که او را بیرون می دویدند، نگرش شادی را پیش بینی کرد. به زودی.
او شاید بیش از هر کسی نیاز به شنیدن این داشت. به طور خصوصی، او ویران شده بود. او گفت: «من برای انجام آن آماده بودم و آن را کنار گذاشتند. او گفت که خیلی نزدیک شده بود، فقط برای اینکه خط پایان دورتر از دسترس باشد.
اما او مصمم است امسال از خط پایان ماراتن عبور کند. او میگوید: «من اهداف زیادی داشتهام که در انگیزهام مانند آتش سوزی بودند. «برای من انجام یک ماراتن دیگر قویترین هدفی است که تا به حال در زندگیام داشتهام.»
اگر به آن برسد، آقای گالووی میتواند اولین کسی باشد که این مسافت را در هشت دهه متوالی زندگی خود طی کرده است. با این حال، او دیگر با رکوردها انگیزه ندارد. در 80 سالگی، دویدن یک ماراتن دیگر، در اساسیترین سطح، بازگشت به نسخهای از خودش است که بیشتر دوستش دارد: ورزشکاری که تحمل میکند.
از بسیاری جهات، تلاش آقای گالووی نشاندهنده آزمون نهایی قول او است که هرکسی میتواند یک ماراتن بدود.
Mr. گالووی در اواسط دهه 1960 در دانشگاه وسلیان پیست دوید، اما تا زمانی که دو تور را در نیروی دریایی به پایان رساند، به سطح جهانی نرسید. در سال 1972، در سن 27 سالگی، او در تیم دوومیدانی که در المپیک تابستانی مونیخ به مربیگری، یکی از بنیانگذاران نایک، بیل باورمن، شرکت می کرد، جایگاهی کسب کرد. آقای گالووی با موهای بلند و سبیل های دهه 70 خود اغلب با دونده استیو پریفونتین که دوست صمیمی بود اشتباه گرفته می شد. گالووی
حتی در آن زمان، آقای گالووی به من گفت که در دویدن طولانیمدت به دوستانش، مانند یک انساندوست، استاد راه رفتن من بود. او در اوایل مسابقه عقبنشینی میکرد، سپس در پایان بیشتر میدان را پشت سر میگذاشت.
بیل راجرز، برنده چند بار ماراتن بوستون و ماراتن شهر نیویورک و یکی از همتیمیهای آقای گالووی در Wesle.yan میگوید: «او یک رقیب سرسخت بود. اما آقای راجرز گفت که سلاح مخفی آقای گالووی صبر بود.
مورخین المپیک 1972 را با شروع رونق دویدن در این کشور پس از کسب مدال آمریکایی به نام فرانک شورتر در مسابقه ماراتن می دانند. اما در حالی که آقای شورتر دویدن مسافتی را آرزومند میکرد، آقای گالووی کمک کرد تا آن را در دسترس قرار دهد.
پیش از اینکه اصطلاح «دوندهای بلند» وارد فرهنگ لغت شود، آقای گالووی متوجه شده بود که دویدن در مسافتهای طولانی وضعیت ذهنی او را بهبود میبخشد و به او احساس هدف میدهد. او همچنین دریافت که افتخاری که بهعنوان یک ورزشکار نخبه احساس میکرد، انجام کاری که دیگران نمیتوانستند انجام دهند، برای او به اندازه به اشتراک گذاشتن مزایای ذهنی دویدن با دیگران معنیدار نبود - و به آنها نشان داد که دویدن کاری است که آنها هم میتوانستند انجام دهند.
در سال 1973، او یکی از اولین فروشگاههای تخصصی دویدن در کشور را افتتاح کرد، به نام Phidippides که میخواست با من صحبت کنم. فروشگاه او به همراه همسرش، باربارا، حدود 60 فروشگاه از این فروشگاه ها را افتتاح کردند. او همچنین میزبان کلینیکهای دویدن برای مبتدیان در سراسر جهان بود و شکها را متقاعد کرد که مسابقات جادهای فقط برای کسانی نیست که در تلاش برای برنده شدن هستند، بلکه برای همه افراد است.

Mr. گالووی شروع به تبلیغ در مورد روش دویدن-پیاده روی-دویدن در کلینیک ها کرد و دریافت که وعده شکستن راه رفتن باعث ایجاد انگیزه در دوندگان بالقوه می شود. روش مورد توجه قرار گرفت، و او برای غلبه بر چالشهای ذهنی و جسمی ناشی از دویدن در مسافتهای طولانی، راهنما پس از دیگری ارائه کرد.
فرهنگ ورزشی آمریکایی اغلب آهسته و پیوسته را پاداش نمیدهد. اما برای آقای گالووی، هدف دویدن و راه رفتن همیشه این بوده است که بتواند به راه رفتن ادامه دهد. همانطور که در دهه پنجاه و شصت خود پیش رفت، از جلو به وسط گروه حرکت کرد. بسیاری از هم تیمی های سابق او دویدن ماراتن را به طور کلی متوقف کردند.
یادگیری دوباره راه رفتن
در زمان بهبودی از نارسایی قلبی، آقای گالووی متوجه شد که دهه ها تمرین او احتمالاً به نجات جان او کمک کرده است. دویدن و راه رفتن مداوم او نه تنها پیشرفت انسداد را کاهش داد، بلکه به او کمک کرد تا آنچه را که پزشکان آن را گردش خون جانبی مینامند ایجاد کند: قلب او رگهای خونی جدیدی رشد کرد که وقتی رگهای اولیه کاملاً مسدود شدند، او را زنده نگه داشت. در ابتدا هر زمانی که می خواست بلند شود و حرکت کند، زنگ خطر به صدا در می آمد. او گفت: "نزدیک ترین چیزی که من به افسردگی داشتم، دوره ای بود که نمی دانستم دوباره می توانم ورزش کنم یا نه."
بعد از چند هفته، پزشکان او را اجازه دادند که شروع به راه رفتن کند، اما او برای حفظ تعادل خود تلاش می کرد، زیرا ظاهراً تمام هماهنگی خود را از دست داده بود. بنابراین سعی کرد از توصیههای خود پیروی کند - راهنماییهایی که به هزاران دونده مشتاق داده بود، آهسته پیش برود، صبور باشد و خودش را در جایی که بود ملاقات کند.
او برای پیادهروی طولانیتر در خیابانهای اطراف خانهاش رفت. سرانجام، پس از دو ماه، او احساس کرد که با دعای دکترش آماده است دویدن را امتحان کند.
Mr. گالووی اغلب به مبتدیان می گفت که با دویدن برای 10 ثانیه شروع کنند، اما او تنها پس از سه ثانیه احساس سرگیجه کرد. متخصص قلب او هشدار داد که فشار دادن سرگیجه او را دچار مشکل می کند. بنابراین او این کار را نکرد.
بهتدریج، طی ماهها و با مشورت پزشکانش، تا ۱۰ ثانیه در هر بار دویدن، همراه با استراحتهای پیادهروی کار کرد. او به شعار سالها خود متکی بود: آرامش، قدرت، سر خوردن.
در همین زمان، امبی برفوت، سردبیر سابق مجله جهانی رانر و همتیمی دیگر آقای گالووی در وسلیان، به او گفت که او یک گالووی را انجام داده و فرصتی برای تبدیل شدن به یک آقای را داشته است. هشت دهه متوالی.
(آقای برفوت که 13 ماه از آقای برفوت کوچکتر است. گالووی و یکی از معدود دوندههای نخبه دهههای 1960 و 1970 که هنوز در ماراتنهای ماراتن میدوند، بسته به اینکه سال 2026 برای هر دو مرد چگونه خواهد بود، یکی از رقبای خود است. چند دقیقه به ابتدای مسیر خاکی نرمی که از میان جنگل میگذشت، در کنار رودخانه چاتاهوچی رانندگی کردیم. او از دهه 1970 برای ماراتن های بی شماری در این مسیر تمرین کرده بود. (او در مجموع 236 دویده است.)
پس از حدود یک مایل پیاده روی با هم، احساس کرد آماده است تا دویدن را امتحان کند. او پیشنهاد کرد به مدت 10 ثانیه آهسته آهسته دویدن و 30 ثانیه راه بروید و سپس تکرار کنید. او به من هشدار داد که ممکن است 10 ثانیه کامل به آن نرسد. اما پس از چند دوره گرم کردن، با تلاش ظاهراً کمی به جلو رفت.
در حال حاضر، او برای دویدن ماراتن هونولولو در پایان سال ثبت نام کرده است، همان مسابقه ای که قبل از آسیب دیدگی زانویش قصد دویدن داشت، زیرا هونولولو برای او اهمیت ویژه ای دارد. در سال 1974 در این مسابقه پیروز شد. سال بعد پس از عبور از خط پایان از همسرش خواستگاری کرد. او گفت که از میان صدها ماراتن که او دویده است، در یکی از زیباترین مکانها برگزار میشود.
اما شاید مهمتر از همه، این دوره محدودیت زمانی ندارد.
وقتی او در مسابقه پیروز شد، با سرعتی حدود پنج و نیم دقیقه در هر مایل دوید. امسال، او در بهترین حالت 17 دقیقه در هر مایل را هدف قرار خواهد داد.
از زمان مصدومیت زانویش، او مجبور است از واکر برای دور زدن استفاده کند و مطمئن است که در ماههای آینده با موانعی روبرو خواهد شد.
او گفت: «این کوهی است که من از آن بالا میروم. "من خیلی بیشتر از 10 سال یا بیشتر خسته می شوم. اکنون بزرگتر شده ام، بنابراین رسیدگی به بسیاری از این چیزها برای من واقعا سخت تر خواهد بود. و می دانم که بعد از 80 سالگی مسائلی پیش می آید که در جوانی من پیش نیامد." او با دانستن این موضوع که در طول دوران ورزشیاش، از آسیبها و بیماریها، از جمله تصادف با ماشین در دانشگاه و ابتلا به ذاتالریه قبل از آزمایشهای المپیک 1976، بازگشته است، اطمینان پیدا کرده است. او در سال 2012 لگن خود را شکست. هجده ماه بعد، او برای ماراتن بوستون واجد شرایط شد.
"من این تردیدهای عمیق را داشتم که بسیار بسیار نگران آنها بودم و تقریباً در تعدادی از آن موارد تسلیم شدم." "و روی تک تک آنها، هر بار یک تکه کار کردم."
وقتی چند هفته پس از آسیب دیدگی زانویش صحبت میکردیم، او این واقعیت را جشن میگرفت که میتواند دوباره برای مدت کوتاهی وزنش را روی زانویش بیاورد. او میداند که باید «گام به گام کودک» پیش برود. او گفت که وقتی بتواند دوباره راحت راه برود، قصد دارد تعداد گام هایش را به تدریج افزایش دهد تا به 26.2 مایل برسد.
"ماموریت من در حال حاضر، در سن بالای 80 سالگی، این است که نشان دهم مردم می توانند کارهایی را انجام دهند که معمولاً انجام نمی شوند، و می توانند آنها را با خیال راحت انجام دهند." گفت.
Mr. گالووی معتقد است که هونولولو ممکن است آخرین ماراتن او باشد. (او گفت: «اگر خوب پیش برود، در را باز می گذارم.» او همچنین با این احتمال که ممکن است مجبور شود در طول مسیر بنشیند و استراحت کند، یا اصلاً تمام نشود، صلح کرده است. او گفت اگر این اتفاق بیفتد، به احتمال زیاد برای دیگری تلاش خواهد کرد.
روزی که با هم در امتداد رودخانه دویدیم، درباره برخی از موفقیتهای اخیر در میان مشتریان مربیاش که اکثر آنها بالای 60 سال سن دارند، بحث کردیم. او همچنین درباره آخرین ماراتنی که دویدهام سوال کرد، و وقتی به او گفتم که در مایل 20 به دیوار برخورد کردم، وقتی به من گفت که خیلی سخت است، وقتی تمرین میکنم، ابراز تاسف کرد. شکارچیانی که مجبور بودند برای بقا بدود. خلق و خوی او شادی آور بود.
مسافت طی می شد، هر بار یک دویدن 10 ثانیه ای. آقای گالووی گفت: «این واقعاً همان چیزی است که امروز به آن نیاز دارم. "این کاملاً فوق العاده است."