به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

6 بازی عالی که ممکن است در سال 2025 از دست داده باشید

6 بازی عالی که ممکن است در سال 2025 از دست داده باشید

نیویورک تایمز
1404/10/10
4 بازدید

موضوع‌ترین بازی ویدیویی سال شامل دنباله‌های زیادی بود - از جمله Hollow Knight: Silksong، Hades II و Assassin's Creed Shadows - و اولین بازی R.P.G. که می تواند، Clair Obscur: Expedition 33.

اما بسیاری از بازی های کوچکتر نیز توجه ما را به خود جلب کردند. نیویورک تایمز قبلاً ده‌ها مورد از آنها را بررسی کرده است، و در اینجا چند مورد دلخواه دیگر وجود دارد:

Absolum

بررسی‌شده در سوییچ 2. همچنین برای رایانه‌های شخصی، پلی‌استیشن 4، پلی‌استیشن 5 و سوییچ موجود است. پیروزی co-op کاناپه خواب در سال 2025 است. Absolum یک ضرب و شتم کناری در رگه های Double Dragon و Streets of Rage، ایکس فاکتور مرگ را در ابتدا ناامیدکننده معرفی می کند و شما را به همان ابتدای بازی بازمی گرداند. شخصیت‌های شما از طریق یک فرآیند جادویی و آزاردهنده که توسط یک شخصیت مادری مرموز رهبری می‌شود، دوباره متولد می‌شوند.

اما توانایی داشتن شخص دیگری برای همکاری و استراتژی‌کردن، همراه با دنیایی که با هر اجرا تغییر می‌کند، به این معنی است که Absolum یک تجربه سرگرم‌کننده و بی‌پایان است. قدرت‌های ویژه‌ای که به‌طور تصادفی اعطا می‌شوند، نحوه انجام یک اجرا معین را دوباره تعریف می‌کنند. مشت‌ها ممکن است باعث شوک الکتریکی شوند یا دشمنان را در حباب‌های مخرب محصور کنند یا گرداب‌هایی ایجاد کنند که آنها را به هوا می‌برد و آماده فریبکاری هستند.

همانطور که بازی پیشرفت می‌کند و پیچیده‌تر می‌شود، ترکیبی از قدرت‌ها به روش‌های غیرقابل پیش‌بینی روی هم قرار می‌گیرند و جلوه‌های موجی کاملاً شکسته‌کننده بازی را ایجاد می‌کنند. سوپرحملات فاجعه بار بی پایان می توانند صفحه را پر کنند و هرج و مرج شادی را ایجاد کنند. همه اینها به نوعی کار می کند. و زیبا به نظر می رسد، یک دنیای فانتزی به سبک بلوث که به طرز عالی ترسیم و متحرک شده است.

یوسف کول

Dispatch

بررسی شده در PlayStation 5 Pro. همچنین در رایانه شخصی، سوئیچ و سوئیچ 2 موجود است.

کمدی اغلب بر اساس نقض هنجارها ساخته می شود. بنابراین به طور طبیعی، یک کمدی شرکتی ممکن است از شوخی های بی ادبانه، شوخی ها، N.S.F.W سود ببرد. تصاویر، درگیری های فیزیکی، معاشقه های بی شرمانه، تمسخر رئیس با ذوق و شوق، و غیره. Dispatch یک تجربه بسیار خنده دار است که یک کارتون ابرقهرمانی اپیزودیک را با چندین مکانیک بازی به هم می چسباند.

بازیکنان زمانی که رابرت سوپر رابرتسون III سابق خود را پایین می آورند، به شیفت می روند. شغل در شبکه توزیع ابرقهرمانان. در آنجا او باید گروهی عجیب و غریب از ابرشرورهای سابق را در یک تیم منسجم از افراد نیکوکار بسازد.

برعهده گرفتن موقعیت یک نفر به عنوان سوارکار میز مستلزم فرستادن قهرمان مناسب با آمارهای مناسب برای پوشش یک وضعیت اضطراری و سپس منتظر ماندن برای رسیدن به نتایج است. با توجه به نتایج موفقیت‌آمیز، فرد می‌تواند به تدریج پرداخت کند. خاموش یک موقعیت ممکن است به کسی بخواهد که به تلویزیون برود و سعی کند شکاکان را به خود جلب کند، در حالی که موقعیت های دیگر خواستار هدایت مردم به سمت امنیت یا برخورد با فرقه ها هستند. با افزایش فرکانس، رابرتسون همچنین باید با حرکت استراتژیک یک گره در امتداد یک شبکه، پشتیبانی هک را ارائه دهد.

نوشتن و صداگذاری در Dispatch باعث می‌شود زنگ‌ها به شدت و سریع ضربه بزنند. آرون پل، جفری رایت، لورا بیلی، Thot Squad و دیگران در یک بازی بخندید و مشکلات خود را فراموش کنید، حس اعتقاد را به شخصیت های خود می بخشند. گرفته شده؟، به طرز جالبی شبیه سودوکو مجازی به نظر می رسید. و اگر شبکه مربع و اعداد را با یک سینمای شلوغ و شکل‌های انسان‌نما با کلاه‌های کابوی غول‌پیکر جایگزین کنید.

به کسی") و سوال برانگیز ("من می خواهم ذرت بو داده بدزدم"). راه‌حل‌های اولیه ساده هستند - مثلثی که می‌خواهد کنار شیشه ماشین بنشیند - اما با انباشته شدن الزامات و موانع، به سرعت پیچیده‌تر می‌شوند.

این صندلی نشسته است؟ یک بازی جذاب است کاراکترها وقتی با یک دست کوچک گرفته می شوند خوشحال می شوند و وقتی در جایی قرار می گیرند که نمی خواهند باشند درخشان تر می شوند. در یک نقطه، من و دخترم در اتوبوسی عمومی بودیم که الماس‌ها، پنج ضلعی‌ها، مربع‌ها و دایره‌ها را دوباره مرتب می‌کردیم که می‌خواستند صندلی‌های خاصی در اتوبوس داشته باشند.

درسی اشتباه را از بسیاری از شخصیت‌هایی که فراموش کرده‌اند دوش بگیرند، از پخش موسیقی با صدای بلند لذت ببرید و از تلفن‌های خود در تئاتر استفاده کنید. همانطور که جورج کوستانزا اعلام کرد، "ما در یک جامعه زندگی می کنیم!"

جیسون ام. بیلی

کایزن: داستان کارخانه

بررسی شده در رایانه شخصی. همچنین در macOS موجود است.

ساده‌ترین راه برای توصیف Kaizen: A Factory Story، شبیه‌ساز خط مونتاژ است. شما در نقش یک آمریکایی به نام دیوید بازی می کنید که در اواخر دهه 1980 برای کار در شرکت تولیدی ماتسوزاوا در توکیو احضار شده است. (روشن و خوش بینانه، بازی در دوران اقتصاد حبابی ژاپن می گذرد.) وظیفه شما ترسیم و بهینه سازی ساخت مجموعه ای از محصولات خانگی است: قهوه ساز، پلوپز، دوربین فیلمبرداری، تلویزیون، جوراب، قیمت دهی.

هر یک از اینها به عنوان یک ابزار مشبک مبتنی بر یک pdray شروع می شود. یک بازوی قابل تمدید که می تواند قسمت هایی را بچرخاند یا حرکت دهد - که به ترتیب آنها را چیده و برنامه ریزی می کنید. راه‌حل‌ها هرگز به‌طور خاص دشوار نیستند، اما زمانی که به زندگی رسیدند، کار شما در برابر جامعه جهانی از بازیکنانی که محصولات مشابهی ساخته‌اند، درجه‌بندی می‌شود. این زمانی است که ممکن است شروع به این سؤال کنید که آیا راه حل شما می توانسته فضا یا زمان کمتری را صرف کند یا با ابزارهای کمتری انجام شود که هر کدام هزینه دارد.

Kaizen: A Factory Story جامعه ای از راه حل های جذاب را در Reddit الهام گرفته است، که دانش آن لذت را از بین نمی برد. پایان باز و آنقدر خاص است که طبقه بندی را رد می کند. من حتی به سکانس رقص رقص یا نامه‌های خانواده‌تان که با غرور می‌تابید، اشاره نکرده‌ام.

Rumsey Taylor

موزه دو نقطه‌ای

بر روی Switch Mabox 2 و PlayStation 2 و PlayStation 5 نیز موجود است. X|S.

در طول سال‌ها، بازیکنان پارک‌های تفریحی، بیمارستان‌ها و باغ‌وحش‌ها را مدیریت کرده‌اند. اما آیا یک بازی می تواند عمل متعادل کننده اداره یک موزه را به تصویر بکشد؟ من به عنوان خبرنگاری که عمدتاً دنیای هنر را پوشش می‌دهم، مشکوک بودم.

از بیرون، موزه‌ها طوری طراحی شده‌اند که اعتماد، امنیت و ابدیت را نشان دهند. اما همانطور که عموم ممکن است با مجموعه‌ای از سرقت‌های اخیر، از جمله در موزه لوور پاریس، متوجه شده باشند، اداره این مؤسسات اغلب احمقانه‌تر از آن چیزی است که شما انتظار دارید.

موزه دو نقطه تعادل درستی را در یک محیط فانتزی ایجاد می‌کند که در آن شما فضانوردان را برای بازیابی سیاره‌شناسان از سیاره‌های مصنوعی به تعادل می‌فرستید. و خدمات بازدید کننده چیزی که بازی را معتاد می کند، یک سیستم پیشرفت است که به معیارهایی مانند شادی مخاطب و تجزیه و تحلیل مصنوعات گره خورده است.

موزه ها در دنیای واقعی اغلب با گسترش بیش از حد مالی خود دچار اشتباه می شوند. آیا وقتی این فرصت را داشتم که در یک قطعه زمین مجاور گسترش پیدا کنم، از همین روش پیروی کنم؟ البته. من می‌خواستم یک بال آکواریوم و یک گلخانه برای مجموعه رو به رشد گیاهان گوشتخوارم بسازم.

بیرون آوردن خودم از چاله مالی نیمی از لذت بود زیرا بودجه را متعادل می‌کردم، قیمت بلیط را تنظیم می‌کردم و برای درآمد تبلیغاتی با حامیان مالی محلی معامله می‌کردم. در نهایت موزه من به حالت یکنواخت برگشت و برای یک فروشگاه هدیه گسترده آماده شد.

Zachary Small

Xenotilt: Hostile Pinball Action

در سوییچ بررسی شد. همچنین برای رایانه‌های شخصی، پلی‌استیشن 5 و ایکس‌باکس سری X|S موجود است.

آرایه‌های چراغ‌های چندرنگ چشمک می‌زنند. پالس های موسیقی، اغلب از انواع چیپ تیون. انفجارهای آتشین مانند آتشفشان های در حال فوران به نظر می رسند.

Xenotilt: Hostile Pinball Action که امسال بر روی کنسول ها عرضه شد، همگی بسیار جذاب است، به خصوص برای علاقه مندان به تاریخ فرهنگ پاپ. نه تنها ادای احترام به زنون، اولین ماشین پین بال دهه 1980 است که با بازیکنان با صدای زن دیجیتالی شده صحبت می کرد، بلکه بر روی شانه های بزرگانی مانند Alien Crush و Sonic Spinball نیز ایستاده است. باله‌ها به سلاح‌های وحشیانه‌ای تبدیل می‌شوند که به سرعت به عنوان یک مسلسل شلیک می‌کنند.

این تجربه به‌طور شگفت‌انگیزی پیچیده و دلهره‌آور است، شاید به این دلیل که Xenotilt مملو از بازی‌های پین بال است: زمین بازی به صورت سه بازی در یک طراحی شده است.

میز پایینی دارای یک دشمن فلزی ماهی مرکب است که به یک سر گربه رباتیک تبدیل می‌شود. در وسط بخش، جادوگر با ظاهری وحشی (از اوز) وجود دارد که به یک زن چرمی پوش تبدیل می شود. و بالاتر از همه اینها یک اندروید جادوگر است که وقتی توپ را به هر جایی نزدیک سر او پرتاب می کنید سریع عصبانی می شود. گاهی اوقات انگشتان چنگال مانند او به پرتوهای درخشان نارنجی تبدیل می شوند که توپ شما را تا انتها به سمت پایین پرتاب می کند.

وقتی برای اولین بار به صد میلیون امتیاز دست یافتم، خوشحال بودم. زدن به همان آستانه با یک توپ مرا به وجد آورد.

هارولد گلدبرگ