به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

90 دقیقه برای دادن قلب جدید به کودک لونا

90 دقیقه برای دادن قلب جدید به کودک لونا

نیویورک تایمز
1404/10/12
0 بازدید

در روزی که او قلب یک نوزاد 6 ماهه را پیوند زد، دکتر مورین مک کیرنان مانند همیشه با زنگ ساعت 4:30 از خواب بیدار شد.

در نور کم آپارتمانش، او در برنامه صبحگاهی خود حرکت کرد: چرخشی روی ماشین پارویی مخصوص صبحانه اش، یک چرخش با ماشین پارویی مخصوص صبحانه اش. و گرانولا این یک وعده غذایی عملی بود - او می‌توانست نیمی از آن را ایستاده بخورد، قاشق در یک دست، تلفن در دست دیگر، و در جعبه‌های آینده‌اش ورق بزند.

بعد از صبحانه، او با قطار A به بیمارستان کودکان نیویورک-پرسبیتریان مورگان استنلی در شمال منهتن رفت. در آنجا، در انبوهی از کلمات اختصاری و اصطلاحات جراحی، دکتر مک‌کرنان روشی 16 نقطه‌ای را تایپ کرد که برای نجات بیبی لونا، که قلب جدیدش در آن شب پرواز می‌کرد، استفاده می‌کرد.

مرحله 9: فرود هواپیما —> گیره متقاطع، کاردیکتومی

پمپ‌های لونیکال برای من انجام می‌شود. وقتی قلب اهداکننده رسید، دکتر مک‌کرنان 90 دقیقه فرصت داشت تا قلبش را به تپش بیاندازد.

هر سال، پزشکان در ایالات متحده حدود 100 پیوند قلب نوزاد را انجام می‌دهند، یک عمل جراحی در لبه ناهموار آنچه ممکن است. آنها قلب یک نوزاد را که عمرش از نظر عملکردی به پایان رسیده است جدا می کنند، آن را روی یخ بسته بندی می کنند و سپس آن را در کودکی دیگر زنده می کنند. حاشیه خطا به دقیقه، بخیه و چند میلی‌متر شکننده می‌رسد.

بر اساس مطالعه‌ای در سال 2022، از هر 100 نوزادی که قلب جدید دریافت می‌کنند، هفت نفر قبل از ترخیص از بیمارستان می‌میرند.

دکتر مک‌کرنان، 39 ساله، تنها یک ماه پس از شروع کارش، این اولین مورد در قلبش بود. پیوند به عنوان جراح اصلی و اولین بار در یک نوزاد. به عنوان یک کارآموز، او به بیرون آوردن قلب نوزاد کمک کرده بود، اما این اولین باری بود که قلب نوزاد را وارد می کرد.

آن عصر در ماه سپتامبر، در حالی که لونا در اتاق عمل آماده شده بود، دکتر مک کیرنان روی زمین قدم زد و بررسی کرد که تیم جراحی آنچه را که لازم است دارد، و اینکه هیچ قطعه ای از لوله یا بخیه در زمان نامناسبی گم نشود. او یک بار دیگر برنامه خود را مرور کرد و سپس چشمانش را بست و روش را تجسم کرد.

او بعداً به من گفت: «آخرین چیزی که می‌خواهید این است که منجمد شوید و بگویید: «بعدش چه کنم؟» او به من گفت. "من همیشه نگران هستم: آیا قرار است به نوعی به این بیمار آسیب برسانم؟"

تصویردو عضو یک تیم جراحی که هر کدام لباس‌های اسکراب و ماسک‌های جراحی به تن دارند، قبل از عمل دست‌های خود را می‌شویند.
دکتر. مورین مک‌کرنان، سمت چپ، و دکتر اندرو گلدستون، سه ماه پس از عمل جراحی لونا، آماده انجام عمل جراحی قلب کودکان شدند.اعتبار...ویکتور جی. آبی برای نیویورک تایمز

حوالی ساعت 8:30 بعد از ظهر، تماس دریافت شد: قلب اهدا کننده در وضعیت خوبی بود و زمان شروع برش فرا رسیده بود. دکتر مک کیرنان برای آخرین بار وارد حمام شد - یک مراسم کوچک و عملی. با نگاه کردن به آینه، نفسی کشید و سپس به سمت داخل رفت.

O.R. یک مرکز فرماندهی زمزمه‌کننده بود با دیوارهای فولادی ضد زنگ، لامپ‌های ال‌ای‌دی دایره‌ای که از سقف آویزان بودند و صفحه‌هایی که با علائم حیاتی چشمک می‌زدند. لونا هنوز در مرکز دراز کشیده بود، در حالی که حدود 12 نفر از کارکنان مراقبت های بهداشتی نقابدار در حال حرکت بودند: پرستاران گیره ها، چاقوی جراحی، سوزن های خیاطی را مرتب می کردند. متخصصان بیهوشی او را ثابت و در خواب نگه می دارند. پرفیوژنیست ها آماده کار با دستگاه قلب و ریه هستند. چرخ دستی‌ها، پمپ‌ها و مانیتورهایی که از لبه‌ها به داخل فشار داده شده‌اند، با کیسه‌های مایع، دارو و خون که از تیرهای IV آویزان شده‌اند.

روی یک دیوار، مجموعه‌ای از صفحه‌های تلویزیون با شعار بیمارستان می‌درخشیدند: «شگفت‌انگیز بمان».

پوشیدن پاپوش‌های برنزه و پوشیدن پاپوش‌های قهوه‌ای مایل به قهوه‌ای و پوشیدن لباس‌های قهوه‌ای مایل به قهوه‌ای و پوشیدن پاپوش‌های برنزه‌ای و پوشیدن لباس‌های قهوه‌ای مایل به قهوه‌ای و پوشیدن لباس‌های قهوه‌ای مایل به قهوه‌ای و پوشیدن لباس‌های قهوه‌ای مایل به قهوه‌ای و پوشیدن لباس‌های قهوه‌ای مایل به قهوه‌ای و پوشیدن لباس‌های برنزه‌ای که رئیس‌های کانزاس سیتی که توسط مادرش، دکتر کلاه‌دار جراحی‌شده‌ای با تمرکز بیشتر ساخته شده بود، روی یک دیوار، مجموعه‌ای از صفحه‌های تلویزیون می‌درخشیدند. (با اجازه از بیمارستان، من را به اسکراب تبدیل کردم و از گوشه ای مشاهده کردم.)

لونا تقریباً زیر پرده های استریل آبی مدفون شده بود. فقط قفسه سینه او قابل مشاهده بود، یک مستطیل کوچک پر از نور و نارنجی لاکی با مواد ضد عفونی کننده. صحنه تقریباً آرام بود تا اینکه دکتر مک کیرنان حرکت کرد تا از میان استخوان سینه کوچک لونا برش دهد تا بتواند قلب او را از بین ببرد، مرحله 1 در نقشه او.

او تیغ جراحی خود را روی سینه لونا کشید. چاقو تراوش آهسته‌ای از خون برانگیخت و به دنبال آن، هنگامی که دکتر مک‌کرنان یک اره برقی را به استخوان رساند و سینه‌ی جناغ لونا را با یک کشنده جدا کرد، هجوم قرمز روشنی به دنبال داشت. او مواظب بود که به قلبش نزند. کوچکترین لغزش باعث خونریزی فاجعه آمیز می شود.

Dr. مک کیرنان سپس از قیچی و یک ابزار سوزاننده برای جدا کردن لایه‌های بافت اسکار شکننده و رشد یافته به جا مانده از عمل‌های قبلی استفاده کرد. او فقط می توانست ضربان قلب زیر را تشخیص دهد.

دکتر. مک کیرنان در کانزاس سیتی بزرگ شد و قبل از اینکه راه خود را در پزشکی پیدا کند، به 20 سالگی رسیده بود.

دکتر مک کیرنان گفت، در مدرسه، او "بسیار خجالتی و محتاط" بود، اما همیشه علاقه عمیقی به علم داشت. او و پدرش پروژه‌هایی با موضوع آب و هوا برای نمایشگاه‌های علمی کلاس‌های مدرسه‌اش می‌سازند. وقتی بزرگ شد، دکتر مک‌کرنان می‌خواست هواشناس شود.

من فکر می‌کردم که او جایی در علوم خواهد بود، اما پیش‌بینی نمی‌کردم که او پزشک شود. پیوند، دکتر گلدستون به دکتر مک کیرنان توصیه کرد که "برای جراحی برنامه ریزی کند - تمام جزئیات تا بخیه،" او یادآور شد.اعتبار...ویکتور جی. آبی برای نیویورک تایمز

بعد از کالج در ایالت کانزاس، شیمی را تا مقطع دکترا دنبال کرد. این برنامه را رها کرد و به خانه برگشت زیرا احساس می‌کرد کار بسیار از زندگی مردم حذف شده است.

بنابراین بدون برنامه B، برای دانشکده پزشکی درخواست داد. دکتر مک کیرنان از 13 سالگی که مادربزرگش به سرطان مبتلا شد، در مورد پزشکی کنجکاو بود. او به من گفت که «نمی‌توانست صبر کند تا از کانزاس سیتی خارج شود»، اما پس از اولین دور ناموفق درخواست‌ها، در نهایت به دانشگاه کانزاس رسید، در فاصله 10 دقیقه از خانه.

دکتر مک‌کیرنان برای اولین بار جراحی قلب کودکان را در مقطع رزیدنتی در دانشگاه اموری مشاهده نکرد. او گفت: «این یکی از لحظاتی بود که می گویید: «اوه خدای من، این چیزها خیلی باحال هستند». "من عاشق پیچیدگی آن بودم و چقدر از نظر ذهنی محرک و چالش برانگیز بود."

در ماه آگوست، پس از هشت سال آموزش، او به هیئت علمی دانشگاه کلمبیا پیوست و در نیویورک-پرسبیتریان، شلوغ ترین مرکز پیوند قلب کودکان کشور، تمرین کرد. در یک فوق تخصص با مشاغل بسیار کم، بیمارستان تنها جایی بود که به او پیشنهاد داد.

دکتر. مک کیرنان آماده بود تا خون لونا را عوض کند. پیوند اعضا یک بازی کلاهبرداری است که روی سیستم ایمنی انجام می شود: ایده این بود که بدن لونا را فریب دهیم تا فکر کند عضو جدید واقعاً متعلق به او است. با این حال، گروه خونی لونا با اهداکننده متفاوت بود، بنابراین دکتر مک کیرنان نیاز داشت خونی را که آنها را مطابقت می‌داد، تامین کند. او هرگز ترانسفوزیون تعویضی انجام نداده بود، بنابراین مراحل را با همکارانش صحبت کرد و روز قبل این عمل را انجام داد.

در مقابل میز عمل، دکتر اندرو گلدستون، یک جراح کهنه کار پیوند و رئیس جدید جراحی قلب کودکان، ایستاده بود. او بعداً به من گفت که او آنجا بود تا دکتر مک کیرنان را راهنمایی کند و "بهترین دستیار من باشم" در حالی که او از این آستانه در حرفه خود عبور کرد. او گفت: «زمانی که شما به عنوان جراح شروع به کار می کنید، زمان بسیار پر استرسی است.

دکتر. گلدستون مراحلی را که باید دنبال کنند به او یادآوری کرد و سپس به O.R دستور داد. کارکنان برای خاموش کردن پمپی که لونا را از زمانی که قلبش ماه‌ها قبل از کار افتاد، زنده نگه داشته است.

دکتر. مک کرنان بررسی کرد که همه آماده باشند. او گفت: «بسیار خوب، برو. مک کیرنان، مرکز، قلب جدید لونا را به بدنش می دوزد. او در کنار دکتر گلدستون و جنیفر سانچز، یک پرستار اسکراب کار می‌کرد.اعتبار...سیمار باجاج/نیویورک تایمز

Simar Bajaj/The New York Times

Simar Bajaj/The New York Times پرفیوژنیست ها.

"کارش کن!" دکتر گلدستون فریاد زد، صدایش در میان گروهی از آلارم‌های خفیف قطع شد که خون لونا در یک سطل تخلیه شد.

دکتر مک‌کیرنان در حالی که مانیتورهای فشار لونا را اندازه‌گیری می‌کرد، گفت: «هیچی. خون جدید به اندازه کافی سریع وارد نمی شد. اگر فشار خون لونا به‌زودی بالا نمی‌رفت، اندام‌های او به آرامی از اکسیژن محروم می‌شدند و شروع به مردن می‌کردند.

در حالی که دستگاه بای‌پس قلبی ریوی شروع به پمپاژ خون تازه می‌کرد، متخصص پرفیوژن گفت: «ما تقریباً رسیده‌ایم. او افزود: «خوب، ما در کنارگذر هستیم.

«مبادله انجام شد؟ دکتر گلدستون، کمی ناباورانه، کمی به شوخی از تیم پرسید. "بدون هیچ مشکلی؟"

Dr. به نظر می‌رسید که گلدستون در خانه حتی در لحظات جدی شوخی می‌کند.

او با تأیید با استفاده از کلمه‌ای رنگارنگ‌تر، اضافه کرد: «این چیزهای دانشگاهی است.»

مک کرنان قهقهه ای زد اما به کارش ادامه داد. او بیش از حد مضطرب شوخی بود.

لونا مارادیاگا مالدونادو بیمار به دنیا نیامد.

مادر او، جسی مارادیاگا، 22 ساله، گفت که زایمان 18 ساعته او با یک نوزاد صورتی و چروکیده به پایان رسید. خانم مارادیاگا گفت: «همه چیز عالی بود.

اما وقتی لونا ۲ و نیم ماهه بود، خانم مارادیاگا متوجه شد که زیاد غذا نمی‌خورد و خسته به نظر می‌رسید. لونا تند نفس می کشید و بدنش سرد بود. خانم مارادیاگا و همسرش، گرسون، که در لانگ آیلند زندگی می کنند، نوزاد کوچک خود را به بیمارستانی در نزدیکی بردند، جایی که پزشکان دیدند که قلب لونا در حال از کار افتادن است. آنها ابزار لازم برای نجات او را نداشتند، بنابراین در عرض چند ساعت، لونا در راه نیویورک-پرسبیتریان بود، آمبولانس چراغ هایش را چشمک می زد، مادرش در سکوت سوار آن می شد. دختر کوچک سالم به دنیا آمد اما در عرض چند ماه دچار نارسایی قلبی شد.اعتبار...وینسنت آلبان برای نیویورک تایمز

«من در همان زمان غرق بودم، غمگین بودم، غمگین بودم، . مارادیاگا به من گفت.

تشخیص کاردیومیوپاتی اتساع یافته بود: قلب لونا نازک شده بود و تا سه برابر اندازه طبیعی آن کشیده شده بود - برای پمپاژ خون موثر آنقدر ضعیف بود. دکتر مارک ریچموند، متخصص قلب کودکان در NewYork-Presbyterian، گفت که لونا در مرحله نهایی نارسایی قلبی قرار داشت.

خانم مارادیاگا گفت که در ماه اول، قلب لونا یک بار به مدت چهار دقیقه متوقف شد، سکته کرد و هفته ها تشنج های بدون وقفه را تحمل کرد. پزشکان هشدار دادند که حتی اگر لونا زنده بماند، ممکن است نتواند حرکت کند، راه برود یا صحبت کند. او به زودی در لیست پیوند قلب قرار گرفت، جایی که شانس سرنوشت او را گروگان گرفت.

در پستی در 20 سپتامبر در اینستاگرام، پس از چهار ماه انتظار در بیمارستان با دخترش، خانم. مارادیاگا نوشت: «بعضی وقت‌ها فقط گریه می‌کنم چون نمی‌دانم چه کار کنم تا بچه‌ام لونا احساس بهتری داشته باشد.»

این تماس اواخر همان هفته بود. خانم مارادیاگا نوشت: «انتظار به پایان رسید. "لونا ژیزل جنگجوی ما قلب جدیدش را به دست خواهد آورد، معجزه ما اینجاست."

در روز جراحی، او لباس کیک توت فرنگی و پاپیون موی صورتی با قلب را به لونا پوشاند. خانم مارادیاگا به من گفت: «او یک مد لباس است. کارکنان بیمارستان یک جفت عینک صورتی به شکل قلب اضافه کردند که در یکی از آن‌ها «روز قلب لونا» و دیگری «26/9/25» نوشته شده بود. پرستاران حباب‌هایی را منفجر کردند که لونا از بخش بیرون می‌رفت.

دکتر مک‌کرنان به من گفت که جراحان قلب گروهی خرافاتی هستند. با صدای بلند بگویید که همه چیز خوب پیش می‌رود، و شما به فاجعه دعوت می‌کنید.

او گفت: «بهشت نگذار بچه‌ای را زیبا خطاب کنی - این یک نه است.» او می‌خواست با والدینش تماس بگیرد تا در مورد جراحی به آنها بگوید، اما نگران این بود که این مورد را به هم بزند.

از آنجایی که دستگاه بای‌پس قلب و ریه‌های لونا را کنترل می‌کرد، بدن او را تا ۹۰ درجه خنک می‌کرد، متابولیسم او را کاهش می‌داد و جراحان زمان بیشتری برای برداشتن او می‌گرفتند. قلب.

تصویر
دکتر. گلدستون دستش را به قفسه سینه لونا برد تا قلب قدیمی و بیمار او را بیرون بیاورد.اعتبار...سیمار باجاج/نیویورک تایمز

به نظر می‌رسد لباس‌هایی شبیه لباس‌های فلزی به نظر می‌رسد. آئورت را محکم کرد و سپس از قیچی برای بریدن رگ درست زیر آن استفاده کرد. او که در کنار دکتر گلدستون کار می‌کرد، همین کار را با شریان ریوی که ریه‌ها را تغذیه می‌کند، انجام داد، قبل از اینکه اطراف بالای دو حفره فوقانی قلب را با دقت برش دهد.

Dr. گلدستون دستکش هایش را به سینه لونا رساند و اندام از کار افتاده او را بیرون آورد. اندازه یک پرتقال بود، اما توخالی و بادکنک شده بود، دیواره‌هایش با فشار نازک می‌شدند.

لونا روی میز عمل دراز کشیده بود، سینه‌اش باز شده بود، به‌طور وحشتناکی خالی از تکه‌ها و تکه‌های بافت قلب، و همچنان با آخرین ردپاهای ریتم خود به آرامی بال می‌زد.

Luna. دکتر گلدستون بعداً گفت.

دکتر گلدستون بعداً گفت. مک کیرنان جلوتر از برنامه بود. هواپیمای حامل قلب جدید لونا هنوز فرود نیامده بود. او هیچ دلیلی برای شک به رسیدن آن نداشت. اما او نمی‌توانست جلوی افکار عصبی را بگیرد: هواپیماها سقوط می‌کنند، اتفاقاتی می‌افتد. اگر این قلب را نگیریم - و قبلاً قلب او را بیرون آورده‌ایم، چه می‌شود؟

قلب اهداکننده متعلق به نوزادی بود - فقط چند ماهه - که صدها مایل دورتر مرده بود. این هواپیما با جت شخصی به تتربورو، نیوجرسی، منتقل شد و با اسکورت پلیس به منهتن منتقل شد و با یک خنک کننده سفید استایروفوم به نیویورک-پرسبیتریان رسید. NewYork-Presbyterian در داخل یک خنک کننده که آن را بین 39 تا 46 درجه نگه می داشت.اعتبار...سیمار باجاج/نیویورک Times

ویدئو> مک کیرنان غلاف حامی حیات را از محفظه بیرونی آن جدا کرد و آماده پیوند قلب اهداکننده در داخل لونا شد.

قلب در یک غلاف کوچک حیاتی آویزان شده بود، اندام در محلول سرد یخی غوطه ور شد.

به همراه دکتر مک نان گلدستون، دکتر لیو، دکتر گلدستون، به همراه دکتر لیونان گلدستون از قلب خارج شدند. ظرف توت فرنگی کپک زده و مریض به نظر می رسید.

دکتر مک کیرنان آهی کشید: «این یک قلب کوچک است.

دکتر گلدستون گفت: «اوه اوه». گیرنده اما با قلبی به این کوچکی که احساس خطر می کرد. بنابراین، دکتر گلدستون یک تکنیک جایگزین ارائه کرد، به‌جای دوختن هر یک از رگ‌ها، قسمت‌های بالای دو حفره بالای قلب را به بقایای رگ‌های لونا بخیه زد. این پیوند به عنوان پیوند دوتایی شناخته می شود.

Dr. مک کیرنان به تعداد انگشت شماری از پیوندها در بزرگسالان کمک کرده بود، اما هرگز در یک کودک. او بعداً به من گفت که از پیروی از دکتر گلدستون خوشحال است.

بر روی کاغذ، پیوند قلب فقط یک کار لوله کشی است، یعنی ایجاد چهار اتصال و مهر و موم کردن چهار درز. اما در قفسه سینه لونا، انتهای آن کاملاً مطابقت نداشت زیرا لوله‌های او بسیار بزرگتر از لوله‌های قلب کوچک اهداکننده بود.

Dr. مک کیرنان مجبور بود دور هر دایره بخیه بخیه بزند. مانند دوختن قسمت بالای یک جوراب بزرگ روی جوراب کوچکتر بود و پارچه اضافی را کم می کرد به طوری که درز به جای دسته کردن یا پیچاندن صاف باشد. مک کرنان و دکتر گلدستون سوراخ کوچکی را بستند و بافت اضافی را تراشیدند.اعتبار...سیمار باجاج/نیویورک Times

ویدئو
0:09 دست‌های دستکش جراحان در حالی که قلب را برای پیوند آماده می‌کردند، روی قلب اهداکننده آویزان بود و آن را با آناتومی لونا مطابقت می‌داد. از لحظه‌ای که قلب اهداکننده خنک شد و از خون محروم شد، سلول‌های آن به آرامی در حال مرگ بودند. در این مرحله از عمل، دکتر. مک کیرنان حدود 75 دقیقه فرصت داشت تا قلب را وارد کند و آن را به زندگی بازگرداند.

بخیه‌ای که او استفاده کرد نازک‌تر از یک مو بود و لوله‌هایی که به هم می‌دوخت نازک بودند. آخرین چیزی که او می خواست یک اتصال خفه شده بود که جریان خون را خفه می کرد، یا یک بخیه شل که وقتی قلب شروع به تپیدن کرد، خون نشت کرد.

دکتر مک کیرنان بعداً گفت: "شما مضطرب هستید و می خواهید عجله کنید." «اما آخرین چیزی که می‌خواهید این است که خونریزی پشت قلب داشته باشید که نمی‌توانید آن را برطرف کنید.»

در حال حاضر، قلب جدید تقریباً به طور کامل وصل شده بود و دکتر مک‌کرنان به آخرین اتصال تمایل داشت.

در اطراف میز، خلق و خوی بین هوس‌بازی و تاریکی سوسو می‌زد، با دکتر گلدستون

چهره های اطراف لونا خالی ماندند. "نه، هیچ کس؟" او پرسید.

او به کل اتاق عمل متوسل شد: «آیا کسی فیلم Trading Places را دیده است؟»

Dr. مک کیرنان، مضطرب و درگیر کامل کردن هر بخیه، به سختی به بالا نگاه کرد.

با همه اتصالات در جای خود، گیره لباس بزرگ را دراز کرد و آن را از آئورت لونا برداشت. خون به داخل شریان‌های کرونر برگشت، و قلب کوچک جدید لونا گرم و قرمز شد.

به‌طور ناپایدار شروع به لرزیدن کرد، بنابراین دکتر مک‌کرنان یک ضربان‌ساز موقت را روی سطح آن بخیه زد تا آن را به یک ریتم ثابت وادار کند. اما بعد از 20 دقیقه، قلب همچنان در حال لکنت بود.

"شما هنوز احساس خوبی در مورد این قلب دارید؟" دکتر مک کیرنان پرسید.

دکتر. گلدستون به او اطمینان داد. زمان می برد تا یک قلب بیدار شود او این را می دانست، اما نگران بود که آنها ممکن است سیستم الکتریکی قلب را برای همیشه آسیب ببینند. با این حال، به آرامی، انقباضات تصادفی شروع به ثابت شدن کردند. به زودی، تقریباً به طور نامحسوس، عضله ریتم طبیعی خود را پیدا کرد - یک ضربان قلب واقعی، که خون را در بدن لونا فشار می دهد. src="https://vp.nyt.com/video/hlsfmp4/2025/12/23/158022_1_01WELL-INFANT-HEART-TRANSPLANT7_wg/index-f1-v1-a1.m3u8">

0:15 مک کیرنان و دکتر. گلدستون آخرین ارتباط بین لونا و قلب جدیدش را ایجاد کرد.
ویدئو با کمک یک ضربان ساز موقت، قلب لونا برای اولین بار می تپد و خون را در سراسر بدن کوچک او پمپاژ می کند.

دکتر. مک کیرنان با 37 دقیقه فرصت به پایان رسانده بود.

"ما آن را اشتباه دوختیم؟" دکتر گلدستون با لبخندی در صدایش پرسید.

نه، متخصص قلب که قلب لونا را زیر نظر داشت، گفت. نه، همه چیز عالی است.

عملیات شش ساعته حوالی ساعت 2:30 بامداد به پایان رسید. دکتر مک کیرنان لباس خود را درآورد، ماسک خود را پایین کشید و مستقیم به سمت حمام رفت.

کارش تمام شد، اما نتوانست خودش را ترک کند. دکتر مک‌کرنان گفت: «در آن چند ساعت اول، چیزهای زیادی وجود دارد که می‌تواند به سمت بدتر شدن تغییر کند.

در مطب خود، دکتر مک‌کرنان مدام پرونده پزشکی لونا را تازه‌سازی می‌کرد، به دنبال اعداد جدید، یادداشت‌های جدید، و هر نشانه‌ای مبنی بر اینکه همه چیز از مسیر درست پیش نمی‌رود. او به سمت I.C.U دوید. - یک بار، بعد دوباره، دوباره - برای اینکه مطمئن شود لونا خوب است و هیچ کس سوالی ندارد.

یک جایی در میانه همه چیز، گرسنگی او به شدت برخورد کرد، بنابراین او یک کیسه Lay's و چند مربع شکلات را پاک کرد. حدود ساعت 4:30 صبح، 24 ساعت پس از به صدا درآمدن زنگ ساعت، دکتر مک کیرنان سرانجام نیویورک-پرسبیتریان را ترک کرد و به خانه رفت. او برای خوابیدن مشکل داشت اما توانست چند ساعت به خواب برود. در ساعت 11 صبح، او به بیمارستان برگشت تا لونا را بررسی کند.

تصویر
لونا در حالی که پدرش، گرسون مارادیاگا، او را نوازش می‌کرد، استراحت می‌کرد. او یک لوله تغذیه داشت زیرا هنوز داشت غذا خوردن را یاد می گرفت.اعتبار...وینسنت آلبان برای نیویورک تایمز

بعداً در آن روز، والدینش و والدینش در شهر مک کی‌نان به آن‌ها گفتند که چگونه عمل جراحی او را بزرگ کردند. خوب از بین رفته بود.

هر پیوند قلب بستگی به از دست دادن یک زندگی، علم پزشکی پیشرفته و برای گیرنده، شانس فوق العاده ای دارد. اگر 100 نوزاد را در لیست انتظار پیوند به مدت یک سال دنبال کنید، حدود 25 نوزاد قبل از دریافت قلب خواهند مرد.

اما پیوند قلب تضمینی برای سلامت طولانی مدت نیست. گیرندگان بقیه روز خود را با داروهای سرکوب کننده سیستم ایمنی می گذرانند و با خطر بالای عفونت و ترس دائمی از رد شدن قلب جدید زندگی می کنند. در جدیدترین مطالعات طولانی‌مدت روی بیماران پیوند نوزاد، تقریباً نیمی از آن‌ها نتوانستند از 25 سالگی بگذرند.

دکتر مک کیرنان در مورد لونا گفت: «این قلب برای همیشه باقی نخواهد ماند. "او طول عمر عادی نخواهد داشت."

لونا با پدرش، گرسون، و مادرش، جسی.
تصویر
لونا 2 ماه را در حال نقاهت در بیمارستان تخصصی کودکان، یک مرکز توانبخشی، آموختن خزیدن، غلت زدن و برداشتن چریو گذراند. اعتبار...وینسنت آلبان برای نیویورک تایمز

این واقعیت سخت کار دکتر مک کیرنان بود. اما او از دادن زمانی که در غیر این صورت به لونا نمی‌رسید، رضایت داشت - روزهایی که با آلارم اندازه‌گیری نمی‌شوند، ماه‌هایی که از پمپ خارج شده‌اند، سال‌هایی که دیگر در بیمارستان زندگی نمی‌کنند.

دکتر. مک کیرنان دیگر اولین بیمار پیوندی خود را در اطراف بیمارستان نمی بیند. یک هفته قبل از کریسمس، پس از پنج ماه اقامت در نیویورک-پرسبیتریان و دو ماه تقویت قدرت خود در دوره توانبخشی، لونا به خانه رفت.