صحنهای جسورانه در برادوی این فصل، مخاطبان را به شیوههای مختلفی در حال صحبت است
نیویورک (AP) - در هر عصری که چراغهای قانون 2 «رهایی»، نمایشنامه برادوی بین نسلی بس وول درباره گروهی که آگاهی زنان را افزایش میدهد، روشن میشود، میتوانید تشویقهای حمایتکننده «هو!» را بشنوید. و "آره!" - و گاهی اوقات، یک دور تشویق. همه قبل از اینکه یک کلمه ادا شده باشد.
دلیلی برای فوران قدردانی وجود دارد - یا همبستگی؟ - از جمعیت روی صحنه، شش شخصیت یکی از صحنه های جسورانه تر برادوی را در این، و شاید بسیاری از یک فصل، راه اندازی می کنند. هر کدام - اعضای یک گروه موقت در دهه 70 - برای حدود 15 دقیقه گفتگو برهنه می شوند.
وول می گوید که در زمان نوشتن از خود می پرسید که آیا "رهایی" ممکن است به "آن بازی با صحنه برهنه" معروف شود - و بقیه در اطراف آن فرو می ریزند. خوشبختانه، نمایشنامهنویس میگوید، گفتگو بسیار گستردهتر بوده است.
او در مورد این واکنش میگوید: «خیلی خوشحال شدم». "این کار به نظر نمیرسد بیهوده یا فریبنده باشد. به نظر میرسد یک قطعه واقعاً مهم از کاری است که زنان در گروه افزایش آگاهی انجام میدهند."
این ایده به ذهن وول رسید که او در حال تحقیق در مورد اینکه چنین گروههایی - زنان در سنین، نژادها و پیشینههای اقتصادی مختلف - واقعاً چه کار میکنند، به ذهنش خطور کرد. او فهمید که کاوش در بدن آنها یک نیاز اساسی است.
نمایشنامه عمدتاً در دهه 70 می گذرد و گهگاه به زمان حال تغییر می کند. برای زمینه، در سال 1970 بود که «بدنهای ما، خودمان»، اثر پیشگامانه در مورد سلامت و تمایلات جنسی زنان، در ابتدا توسط خود منتشر شد و اولین نسخه چاپی تجاری منتشر شد در سال 1973.
سوزانا فلود بازیگر که هر شب این صحنه را اجرا میکند، میگوید: «آنها در زمانی بزرگ میشدند که پزشکانشان مرد، متخصص زنان و زایمان مرد بودند. "هیچ مکالمه ای در مورد آناتومی زن وجود نداشت که مؤدبانه در نظر گرفته شود. و آنها به عنوان راهی برای گرفتن اختیار ... نیاز داشتند تا بدن خود را بشناسند. بنابراین، آنها برهنه شدند."صحنه - که در آن زنان تمرینی را که در مجله خانم دیده بودند امتحان می کنند - با ناراحتی شروع می شود. یکی در مورد نشستن روی صندلی های باشگاه می گوید: «به نظر بهداشتی نمی رسد. "تکلیف" برای هر یک است که یک چیز را در مورد بدن خود توصیف کند و چیزی را که دوست ندارد. پاسخها از خنده با صدای بلند تا تکاندهنده متغیر است.
مارگی 60 ساله با بازی بتسی آیدم، از زخم ناخوشایند ناشی از سزارین خود متنفر است. او میگوید: «این به نوعی ناعادلانه است. فرزندانش به زندگی دست یافتند، شوهرش خانواده ای را که می خواست به دست آورد، «و من این پوسته غمگین را با این زخم وحشتناک به پایان رساندم.»
فلود، که شخصیتش، لیزی، هم قهرمان و هم میزبان است، متوجه می شود که همگرایی خوش شانسی در موضوع نمایش وجود داشته است - مردم با یکدیگر صحبت می کنند - و هیاهویی که هر شب با همدیگر صحبت می کنند. دلیل: تماشاگران تئاتر باید تلفنهای خود را به محض ورود تحویل دهند تا در کیسههای مخصوصی که با آنها باقی میماند اما فقط توسط کارکنان باز میشود، نگه داشته شوند. و بنابراین، بدون هیچ ایمیلی برای ارسال یا پیامک برای بررسی، به نظر میرسد که مردم واقعاً بیشتر صحبت میکنند.
قدرت مکالمه و آزادی از تلفن
فلود که لیزی برای درک بهتر انتخابهای مادرش در زمان سفر میکند، میگوید: «قدرت واقعی مکالمه - موضوع نمایشنامه است. "و از آنجایی که ما این صحنه را داریم که در آن همه ما برهنه می شویم، مردم باید تلفن های همراه خود را تسلیم کنند. صادقانه بگویم، من فکر می کنم این دلیل بزرگی است که نمایش واکنش ارگانیکی را به خود جلب کرده است."
قانون عدم تماس تلفنی - که در وب سایت نمایش پرچم گذاری شده است - با جدیت دنبال می شود. یک غروب اخیر، نگهبان تماشاگر تئاتری را دید که در حین وقفه روی تلفنش می چرخید. او از ارائه آن برای قفل کردن غافل شده بود. نگهبان مؤدبانه اما محکم او را از صندلی خود به سمت کارکنان تئاتر در لابی هدایت کرد تا دستگاه توهینآمیز را ببندد.
داریل راث، تهیهکننده، میگوید، اما به نظر میرسد اکثراً مردم از اینکه از تلفنهایشان خلاص شدهاند سپاسگزار هستند.
"روت میگوید که فراتر از صحنه برهنه، این حس آزادی برای تماشاگر است." "آنها در حال حاضر فقط می توانند درباره این نمایش فکر کنند. و آیا این چیزی نیست که ما می خواهیم؟ برای دو ساعت و نیم وارد شوید و خودتان را به آنچه روی صحنه است بسپارید. این کار رهایی بخش است."
تریسی بونبرست، تماشاگر تئاتر نیویورک، که با باشگاه کتابش در "لیبرشن" شرکت کرد، می گوید که "اگر بیشتر به تلفنم توجه می کردم، بیشتر به من توجه می کردم." کنار کسی نشسته بود که قبلا ندیده بود. بونبرست 62 ساله میگوید: «اگر من تلفنم را داشتم یا او تلفن او را داشت، احتمالاً وارد گفتگو نمیشدیم.
Wohl حتی به مشکل تلفن در اسکریپت خود می پردازد - قبل از شروع اقدام. لیزی از جمعیت می پرسد: "آنها تلفن های شما را گرفتند. ما خوب هستیم؟"
این تنها اقدام احتیاطی نیست. مانیتورهای پشت صحنه نیز هر شب سیاه می شوند - همه برای جلوگیری از ضبط یا عکس. اما، وول اضافه میکند که نتیجه به چیزی عمیقتر در مورد تئاتر زنده میرسد.
او درباره صحنههای هر شب میگوید: «این دیگر هرگز تکرار نخواهد شد. "تو باید تو اتاق باشی. و به همین دلیل بسیار زنده است."
یک فرآیند ظریف، از تمرین تا اجرا
کار ظریف کشیدن صحنه از همان اولین تمرین ها آغاز شد.
کلسی رین واتر، هماهنگ کننده صمیمیت تولید، می گوید: «این مینی پلی خودش بود. او با ملاقات با بازیگران به صورت انفرادی شروع کرد و تمرینات فشرده را برای حرکت رقص رهبری کرد.
این یک فرآیند واقعاً درگیر بود، میگوید Rainwater که همچنین یک بازیگر است و در مدرسه نمایش ییل تدریس میکند. "من هرگز تیم امنیتی نداشته ام که آموزش حساسیت داشته باشد، که واقعا استثنایی است."
Rainwater صحنه را "یک درخواست بزرگ" برای بازیگران می نامد. او می گوید: «این فقط برهنه بودن روی صحنه نیست. آنها همچنین باید در مورد بدن خود صحبت کنند و توجه را به آن جلب کنند." تمرینات مرحله به مرحله پیش رفت. برخی از بازیگران به آن نیاز داشتند، در حالی که برخی دیگر میخواستند چسب نواری را از بین ببرند.
وول خاطرنشان میکند که هر شخصیت به شیوه متفاوتی به تمرین برهنگی برخورد میکند - درست مانند بازیگران. او میگوید: «این بخشی از تضادهای پیچیده فمینیسم است که من سعی میکردم در نمایشنامه باز کنم. یکی از واکنشهای جالبتری که او دریافت کرد، از سوی پدرش بود.
«او پرسید: «آیا واقعاً زنان در مورد بدنشان اینطور با یکدیگر صحبت میکنند؟»
، Rainwater میگوید که تماشاگران محترمانه بودهاند، اگر گاهی مبهوت شوند. او میگوید: «در تلویزیون و فیلم، جدایی بزرگتری وجود دارد. "اما وقتی همان هوا را تنفس می کنید، قطعاً یک واکنش وجود دارد. گاهی اوقات احساس می کنید کمی شبیه یک فضول هستید. این بخشی از تجربه است."
بخش ترسناک؟ نه برهنگی
برای بازیگران، تکرار باعث راحتی و اطمینان از کارکرد صحنه شده است. سیل احساس میکند در این مرحله برای تماشاگر سختتر از بازیگران است. (نمایش که در پایان اکتبر اکران شد، در حال حاضر تا 1 فوریه ادامه دارد.)
بخش ترسناک، فلود میگوید که متوجه شده است، برهنگی نیست - بلکه آسیبپذیری عاطفی خود بازیگری است.
«والدین من معلمان بازیگری بودند و همیشه میگفتند بازیگری تحقیر کنترلشده است.» «بنابراین، آیا این توهینآمیزتر از انجام صحنهای است که فکر میکنید مهمترین کار روی زمین است، و اینکه کسی در ردیف اول به خواب میرود؟»
و یک امتیاز هم وجود دارد: برای دو ساعت، هیچکس با تلفن حواسش پرت نمیشود.
«مردم واقعاً تجربهای زنده با افراد دیگر دارند، در آن لحظه، Flood میگوید.» "من فکر می کنم مردم برای این کار می میرند. آنها برای آن ناامید هستند، خواه از آن آگاه باشند یا نه."
___
بروک لفرتس در این گزارش مشارکت داشت.