مردی که از احساسات ارزان اجتناب کرد، برای دیگران هدیه گذاشت: زندگی
این اولین کریسمس است که برندان کاستلو در آنجا نشسته و یک بوربن یا آبجو مینوشد و در مورد آیینهای تعطیلات صحبت میکند و در عین حال روح حسن نیت آن را تجسم میبخشد. اما اکنون او رفته است، غیبت او مانند درختی تزئین شده که ستاره درخشانش را از دست داده است.
این یکی از راههای نگریستن به مرگ برندان است، و اگرچه اشتباه نیست، اما شاید ناقص باشد. این مرد ممکن است دیگر بوربن ننوشد، اما او هنوز اینجاست، به لطف یک لحظه خاص از لطف.
به خاطر برندان، روانپزشکی که هرگز ندیده بود، همچنان به صدها نفر دیگر کمک میکند تا در پشتههای ناهموار زندگی حرکت کنند. خواهر و تنها خواهر و برادرش بالاخره به تشویق او برای نوشتن توجه می کنند. دو نمایشنامه قبلا و خانوادهاش قدرت تک تک کلمات آهنگ تام ویتس "Time" را در حالی که آن را در روز شکرگزاری برای برن غایب خود می خواندند احساس کردند:
و زمان زمان است
و زمان زمان است
و زمان زمان است
که دوست دارید
و زمان آن است time
به داستان اصلی با تفسیری از دن بری گوش دهید
نویسنده ارشد تایمز نحوه آشنایی خود با برندان کاستلو و تأثیر عمیق کاستلو بر زندگی مردم، حتی پس از او را به اشتراک می گذارد. درگذشت.برندان نویسنده و معلم شهر نیویورک، طرفدار موسیقی جاز و مدافع حقوق معلولیت بود که پس از برخورد فاجعه بار با قطار D از ویلچر استفاده کرد. اما او از کمک یا ترحم امتناع کرد. او یک نیرو بود.
در ژانویه، برندان دچار ایست قلبی شد و به کما رفت، اوج غم انگیز ماهها عمل جراحی و توانبخشی برای تثبیت ستون فقرات آسیب دیدهاش. دارلین کاستلو با اطلاع از اینکه برادر 55 سالهاش هرگز به هوش نمیآید، تصمیم دلخراشی گرفت که او را از دستگاه تنفس مصنوعی خود خارج کنند - فقط چند ثانیه قبل از زمان، متوجه شد که برندان یک اهداکننده عضو ثبتشده است.
وقتی خانم کاستلو آرام شد - چرا قبلاً این موضوع شناخته نشده بود؟ - او آمد تا خبر آخرین اقدام فداکارانه برادرش را بپذیرد. او همچنین فردی را می شناخت که به شدت به کلیه نیاز داشت. تماسها گرفته شد، آزمایشها انجام شد، بر شانسهای فوقالعاده غلبه شد.
چند روز بعد، دهها نفر از بستگان، دوستان و کارکنان، گارد افتخاری در طبقه هفتم بیمارستان Mount Sinai Morningside تشکیل دادند، در حالی که تختی روی چرخها برندان را برای برآورده شدن آخرین آرزویش به اتاق عمل میبرد.
یک مرد از ناحیه کلیه به سمت راست ریهاش رفت. پنسیلوانیا و کلیه چپ او توسط مربی و کارفرمای خانم کاستلو، دکتر، دریافت شد. سیلویو بورچسکو، 62 ساله، که توانایی او در اداره کلینیک وستچستر کانتی خود به دلیل یک بیماری نادر کلیوی که نیاز به دیالیز دارد، مختل شده بود.
نزدیک به یک سال بعد، زندگی همچنان غمگین و زیبا است.
ماریانان گفت: «اولین زندگیاش را بدون او میگذراند. اولین روز سنت پاتریک، اولین روز شکرگزاری، اولین روز باستیل — 14 ژوئیه، تولد او.
خانم. کاستلو همچنان دلتنگ کسی است که واقعاً او را به دست آورده است: کسی که دوران سخت کودکی خود را با او در میان گذاشته و طنز تاریک و پوچ او را درک کرده است. اما با سوگواری خود، صدای نویسنده اش را یافت. دو نمایشنامه کوتاه از او - "پاپ بیدار شده" و "Sundowners" - اخیراً در جشنواره Newburgh Fringe در نیویورک به روی صحنه رفتند. خانم کاستلو گفت: "خانم کاستلو گفت: "این نمایش با غم و اندوه از لوبیا شماری زندگی دور می شود." "چیزی در مورد استفاده خلاقانه از مغز شما وجود دارد که واقعا زنده بودن را بالا می برد."
و سپس دکتر بورچسکو وجود دارد. جدا از مصرف دارو برای سرکوب سیستم ایمنی، او به حالت عادی خود بازگشته است، میخورد، مینوشد، ورزش میکند و صدها بیمار را در کلینیک خود درمان میکند.
او گفت: «شب و روز». اما او در تصور اینکه چگونه برندان از صدها، شاید هزاران نفری که مراقبت های او را دریافت خواهند کرد، قدردانی می کند: افرادی که با سوء مصرف مواد، اعتیاد به الکل، افکار خودکشی دست و پنجه نرم می کنند.
Dr. بورچسکو همچنین ارتباط عمیقی با بستگان برندان، به ویژه خواهر او پیدا کرده است. او گفت: «به نوعی، من احساس میکنم با او مرتبط هستم.
این دکتر که در رومانی به دنیا آمده، به شوخی میگوید که اکنون احساس میکند که یک ایرلندی است. عکس های برندان در خانه اش نمایش داده می شود. چند ماه پیش، او خانم کاستلو و سایر بستگان برندان را برای شام پذیرایی کرد، جایی که آنها درباره چه کسی صحبت کردند؟ مردی که، در میان چیزهای دیگر، از تصور معجزات کریسمس به هم میخورد.