به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

عکاسی که یک یهودی ناپدید شده اروپای مرکزی را زنده کرد

عکاسی که یک یهودی ناپدید شده اروپای مرکزی را زنده کرد

نیویورک تایمز
1404/08/01
10 بازدید

ادوارد سروتا مانند یک امپرساریو دور اتاق بازماندگان هولوکاست و خانواده‌هایشان می‌چرخید و بررسی می‌کرد که آنها غذا، نوشیدنی و شرکت کافی دارند.. او با برخی از آنها می‌نشست، دستی بر پشت دیگران می‌زد، بوسه‌هایی را تحمل می‌کرد و مطمئن می‌شد که این جلسه ماهانه در مرکز اجتماع یهودیان وین به آرامی برگزار می‌شود، حتی همانطور که پلیس نگهبانی می‌دهد.

حدود 80 نفر به این گردهمایی قبل از روش هشانه در ماه گذشته در کافه سنتروپا آمدند، نتیجه ای از پروژه و دستاورد منحصر به فرد آقای سروتا: سنتروپا، سازمان غیرانتفاعی که او برای مستندسازی زندگی ناپدید شده یهودیان در اروپای مرکزی و شرقی ساخته بود.

با کمک ده ها محقق و سفرهای بی شمارش به منطقه، آقای سروتا و سنتروپا آرشیو دیجیتالی از 1230 مصاحبه انجام شده در 20 کشور اروپایی را ایجاد کردند که در مجموع حدود 45000 صفحه شهادت دارد. آرشیو شامل بیش از 25000 عکس است.

آقای سروتا گفت: "و هر یک از آنها داستانی دارد."

در وین بود که او برای سنتروپا پول پیدا کرد، بخشی از وزارت فرهنگ و بخشی از هانا ام.. لسینگ، مدیر عامل آژانس بازپرداخت هولوکاست اتریش.

لسینگ گفت: «ما فوراً به سراغ هم رفتیم - می‌دانستیم می‌خواهیم برای بازماندگان چه کار کنیم.» همانطور که یکی از بازماندگان گفت، و این مرا به اد مرتبط می‌کند، «همه همیشه می‌پرسیدند چگونه مردیم. هیچ‌کس از ما نمی‌پرسد چگونه زندگی می‌کردیم.»

فیلیپ جی.. کورنریچ، 93 ساله، یکی از آن زندگی های خارق العاده را گذرانده است. او در وین به دنیا آمد، در سال 1938 به همراه والدینش به ریگا گریخت. هنگامی که نازی ها به آنجا آمدند، خانواده توسط شوروی به یک مزرعه جمعی فقیر در نیمه بیابان در قزاقستان فرستاده شد.. تنها در سال 1947 بود که به او اجازه داده شد پس از هشت هفته در قطار به وین بازگردد و در نهایت استاد مهندسی برق در دانشگاه سیراکوز شود.

او گفت که اکنون در وین زندگی می کند - "دو بلوک از جایی که من شروع کردم" - او به کافه سنتروپا می آید تا در "این جامعه خوب یهودی که اکنون بسیار کوچک است" شرکت کند.

ریتا داوبر نیز آنجا بود. پدر و مادرش در لهستان، در چرنوویتز، اکنون چرنیوتسی در اوکراین به دنیا آمدند و از جنگ جان سالم به در بردند. او گفت: "تا پایان عمرشان همیشه از صحبت کردن در مورد آن امتناع می کردند."

بعد از آن عصر، آقای سروتا به اودسا رفت، جایی که او یک کارگاه آموزشی برای معلمان اوکراینی در مورد نحوه استفاده از مواد آموزشی سنتروپا در کشوری در حال جنگ برگزار کرد. سپس به بوهدانیوکا، در شرق اوکراین رفت، جایی که در سال‌های 1941-1942، نیروهای رومانیایی، پس از تصرف اودسا، 5 تا 5 را کشتند.

این دوازدهمین سفر او به اوکراین از زمان تهاجم گسترده روسیه در فوریه 2022 خواهد بود. او در حال کار بر روی کتابی است درباره زندگی ناپدید شده نویسندگان مشهور یهودی و محل زندگی آنها - نویسندگانی مانند ایزاک بابل، جوزف راث، واسیلی گروسمن، برونو شولز و پل سلان - بر اساس مقالاتی در Tablet.

آقای سروتا، با موهای مجعد خاکستری، شبکیه چشمی که به خوبی ترمیم شده و کمی لنگی، به او اجازه می‌دهد که برای چنین برنامه‌ای بی‌امان کمی دراز شود. "کل ایده یک مرد همجنس‌باز 76 ساله نیمه‌کور با پای بدی که در اطراف منطقه‌ای جنگی سفر می‌کند و به دنبال شهرهایی می‌گردد که یهودی‌ها در آن‌ها چروکیده‌اند."

او در یک جامعه کوچک یهودی در ساوانا، گا.. جایی که پدرش یک جواهرفروشی اعتباری داشت - آقای سروتا گفت: «۵ دلار پایین و ۵ دلار در هفته.» هیچ کتابی در خانه نبود، اما پدرش، جورج، هر آخر هفته پسرش را برای تماشای کشتی‌هایی که به بندر می‌آمدند، می‌برد.. پدرش با ملوان‌ها تماس می‌گرفت و از او می‌پرسید که آیا می‌تواند پسرش را برای سفر به کشتی بیاورد.

یک بار آقای سروتا به یاد آورد، یک کشتی اسرائیلی به نام شالوم وجود داشت، و پدرش یکی از ملوانان را برای یک شام سبت به خانه آورد. او گفت: "فقط خیال سفر."

پس از نقل مکان به تنسی و تحصیل ناخوشایند در زمینه بازاریابی در دانشگاه تنسی، آقای سروتا به لس آنجلس نقل مکان کرد، در حاشیه صنعت موسیقی کار کرد و علاقه ای پایدار به عکاسی پیدا کرد.

او به مدت چهار سال ازدواج کرد، سپس طلاق گرفت و بعداً به عنوان همجنسگرا ظاهر شد. او در سال 1980 به آتلانتا نقل مکان کرد، لوازم اداری فروخت و بدبخت بود، نویسندگان اروپایی را از پشت پرده آهنینی که فیلیپ راث از آنها حمایت می کرد، آرامش می گرفت. بنابراین به پراگ، وین و بوداپست رفت و مقاله ای در مورد فروش یک مقاله شکست خورده در مورد اتریش و اتحادیه اروپای آزاد نویسندگان اروپایی گرفت. در مورد نازی ها.

در سال 1986 او خود را در بوداپست، سپس یوگسلاوی و رومانی یافت. بازار کافی برای کار آزاد او وجود داشت که بتواند او را ادامه دهد، و او گفت: "سپس شروع به عکاسی از یهودیان کردم"، و یک پرونده 300 صفحه ای از پلیس مخفی رومانی، امنیت امنیتی، به دست آورد، که گمان می برد او یک مامور ضد جنایت غربی بوده است. ملت.

در اوایل سال 1988، او همه چیزهایی را که در آتلانتا داشت، به جز کتاب‌هایش، فروخت و هرگز به آمریکا بازنگشت. او به بوداپست نقل مکان کرد، جایی که کار را آغاز کرد که به سنتروپا منتهی شد، و اولین کتاب از عکس‌های زندگی یهودیان به نام «خارج از سایه‌ها» را منتشر کرد، سپس به پراگ، برلین و در نهایت وین رفت.

او همچنین فروپاشی دیوار برلین در سال 1989 را پوشش داد، سپس از محاصره صرب‌های بوسنیایی سارایوو در اوایل دهه 1990 گزارش داد. اما این داستان‌های زندگی یهودیان ناپدید شده و ناپدید شده بود که آقای سروتا را مجذوب خود کرد و هیچ‌کس آن را مستند نکرد، او گفت. آنجا باشم تا آنها را مستند کنم.» گفت.

آرشیو Centropa اکنون توسط ایالات متحده خریداری شده است.. موزه یادبود هولوکاست به عنوان بخشی از مجموعه دائمی آن.

زاخاری پل لوین، مدیر امور نگهبانی در موزه، گفت: «این منبعی باورنکردنی است که به درک ما از اروپای مرکزی و شرقی کمک می‌کند.

به عنوان یک دانشجوی فارغ التحصیل، آقای لوین گفت: "من اغلب به سنتروپا مراجعه می کردم و شواهدی پیدا می کردم که به من کمک کرد تا بفهمم زندگی در زمین چگونه است." روشی که «اد اسناد و شهادت‌های شخصی را با عکس‌ها و زمینه ترکیب کرده است، آن را برای من بسیار ارزشمند کرده است».

در مرکز اجتماعی در وین، تانیا اکشتاین توضیح داد که چگونه در نهایت برای سنتروپا کار کرد. پدرش که در سال 1905 به دنیا آمد، یهودی بود و پس از قتل والدینش از داخائو جان سالم به در برد، اما او گفت: "او چیزی به من نمی گفت."

او گفت: "من به تاریخ یهودیان علاقه مند بودم زیرا خانواده ای نداشتم." در جامعه کوچک یهودی وین، او در مورد آقای سروتا و علاقه کیشوتانه او به کسانی که از هولوکاست جان سالم به در بردند و خاطرات آنها از زندگی و روستاهایشان شنید.

او گفت: "داستانم را به او گفتم."

خانم اکشتاین 71 مصاحبه در منطقه انجام داد. او گفت: "شما به این افراد نزدیک می شوید." وقتی از آنها پرسیدند که چه زمانی دوباره او را خواهند دید، "اد گفت، "بیایید همه، همه مصاحبه شوندگان را دور هم جمع کنیم." اولین جلسه در سال 2006 با حضور سفیران آمریکا، بریتانیا و اسرائیل برگزار شد.

به همین ترتیب کافه سنتروپا متولد شد، که امروز عصر با حضور کیتی شروت، 90 ساله، بازمانده هولوکاست و اکنون یک بیوه، شرکت کرد. او گفت: "دیدار با دوستان، ملاقات با یهودیان فوق العاده است و در خانه نمی نشینی و غمگین نمی شوی."