به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

یک خواننده محبوب افغان با آهنگ طالبان را به چالش می کشد

یک خواننده محبوب افغان با آهنگ طالبان را به چالش می کشد

نیویورک تایمز
1404/08/01
11 بازدید

نورپردازی خشن بود و محل برگزاری چیزی جز یک تالار عروسی در حومه شهر در شمال غربی لندن نبود، اما زمانی که نغما خواننده افغان با برقی از بدلیجات و شال طلاکاری شده به داخل خانه رفت، حضار از احساسات و تشویق غرق شدند.

نغما برای طرفدارانش تجسم هر چیزی است که برایشان عزیز است: زیبایی، موسیقی و عشق به وطن.

اکنون در دهه هفتم زندگی، نسل‌هایی از افغان‌ها در داخل و خارج از کشور به دلیل اشتراک‌گذاری درد و اشتیاق خود در بیش از چهار دهه جنگ، او را دوست دارند.

این درد هم مال اوست، او در پشت صحنه در یک فاصله زمانی در کنسرت لندن تابستان امسال گفت.

او گفت: "داستان زندگی من واقعاً غم انگیز است."

اما در ملاء عام، نغما که در مورد سن خود مبهم است اما در اوایل دهه 60 خود است، سرزنده است، با خنده آماده و لبخند خیره کننده. او همچنان به تور و ضبط آهنگ های عامیانه و معاصر در سراسر اروپا، آسیا و خاورمیانه ادامه می دهد. اما او دیگر در افغانستان از زمان تسلط طالبان توسط طالبان و یک بار دیگر کنترل موسیقی بر کابل، 20 دیگر در افغانستان آواز نمی خواند. از عموم کره.

برخی از طرفداران او در این کنسرت گفتند که از زمان فروپاشی مفتضحانه دولت تحت حمایت آمریکا در چهار سال پیش و تسلط طالبان به قدرت، احترام چندانی برای سیاستمداران افغان قائل نیستند. این طرفداران می‌گویند که هنرمندانی مانند نغما نقش قهرمانان افغان‌ها را ایفا کرده‌اند و مانند او برای قربانیان زلزله اخیر پول جمع‌آوری کرده‌اند و از مدرسه‌ها دعوت کرده‌اند.

او برای اولین بار در سال 2013، زمانی که طالبان یک نیروی شورشی بود که با دولت مورد حمایت آمریکا می جنگید، از طالبان خواست که از آتش زدن مدارس، خواندن یک آواز بر روی ویدئو به منظور احترام به ممنوعیت موسیقی توسط طالبان جلوگیری کنند.. او خواند:

«لطفا مدرسه من را خراب نکنید،

او از آن زمان تاکنون چندین آهنگ دیگر را با همین موضوع اجرا کرده است و در حال آماده سازی آهنگ دیگری است. او گفت: "من از طریق آواز خود پیام های زیادی برای مردم خود دارم."

نغما منتقدان خود را دارد. او در سالهای آخر دوران کمونیست در اوایل دهه 1990 عضو گروه موسیقی وزارت کشور بود و هدف مجاهدین ضد کمونیستی قرار گرفت. افسانه ای وجود دارد که به طور گسترده ای معتقد است که او توسط یک فرمانده جنگ در طول جنگ داخلی ربوده شده است. تحقیر کردن او.

او به هر دو زبان دری و پشتو، دو زبان اصلی کشور، آواز می خواند، اما در جامعه به شدت تقسیم شده افغانستان، محبوبیت زیادی در میان پشتون ها دارد. سایر موسیقی دانان او را متهم کرده اند که نسبت به طالبان نرم بوده و یا بیش از حد روی پول درآوردن تمرکز کرده است، اما محبوبیت او شکی نیست.

نادیا نوری که همسرش را با بلیط کنسرت در لندن غافلگیر کرد، گفت: "بیش از 30 سال است که به او گوش می دهم."

در فرهنگ عمیقاً محافظه‌کار افغانستان، همیشه یک چالش برای یک زن بوده است که حرفه خوانندگی را دنبال کند. علاوه بر ممنوعیت‌های مذهبی، علیرغم سنت موسیقی پر جنب و جوش این کشور، خوانندگان در جامعه مورد تحقیر قرار می‌گرفتند. چپ ها و مذهبی ها محافظه کاران.

نغمه، که پدرش در سن 7 یا 8 سالگی فوت کرد، به یاد می آورد که مادرش به خاطر اصرار در آواز خواندن، مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.

او که در شهر جنوبی قندهار به دنیا آمد، با نام شاه پری، یکی از هشت خواهر و برادر حاصل از ازدواج مختلط، بزرگ شد. پدرش یک داکتر فارسی زبان از شمال کابل بود که پس از اعزام به قندهار با مادرش که یک پشتون بود ازدواج کرد.

نغما در سنین پایین عشق به شعر و ترانه را کشف کرد. او اولین شعر خود را در 13 سالگی نوشت و از جمله کسانی بود که در مدرسه برای خواندن و آواز خواندن در مراسم روز ملی انتخاب شدند.

در 16 سالگی برای زندگی با عمویش به کابل نقل مکان کرد و در رادیو افغانستان، مرکز اصلی خلاقیت موسیقی در کشور تست داد و در آنجا در اصطبلی از نوازندگان و شاعران پذیرفته شد.

احمد سرمست، مدیر مؤسسه ملی موسیقی افغانستان، که اکنون در پرتغال در تبعید فعالیت می کند، ورود نغما را به رادیو افغانستان در اواخر دهه 1970 به یاد آورد.

او گفت: "اگر او در استودیو ضبط شود، می تواند عالی به نظر برسد."

او نام هنری نغما را که به معنای ملودی است، برگزید و با یک نوازنده و خواننده همکار به نام منگل که بعداً با او ازدواج کرد، یک دوتایی معروف تشکیل داد. هر دو با نام های مجرد خود شناخته می شدند.

نغما گفت که کارنامه او شامل موسیقی محلی و آهنگ های عاشقانه بود که توسط ترانه سرایان معاصر برای او نوشته شده بود.

او گفت: «در آن روزها همه چیز در مورد عشق بود.

موسیقی تحت حکومت‌های کمونیستی متوالی ترویج و شکوفا شد، اما رهبران کشور از موسیقی‌دانان برای تبلیغات و نواختن در رویدادهای دولتی و برای سربازان ارتش افغانستان نیز استفاده می‌کردند.

نغمه و منگل در معرض تهدید مجاهدین قرار گرفتند که یک کمپین ترور را علیه افراد مرتبط با دولت در کابل آغاز کردند.

گلپری، خواهر 17 ساله نغما، در اوایل دهه 1990 در خانه آنها کشته شد، در حمله ای که نغما به گفته نغمه به سمت او هدف قرار گرفته بود، از طریق بالش به سرش شلیک شد.

او گفت: "من معتقدم که آنها او را به خاطر من کشتند.". "آنها به خانه ما رفتند."

در روزهای پس از قتل، نغما یکی از معروف‌ترین آهنگ‌های خود به نام «خلبان محبوب» را هنگام سوار شدن در کابین خلبان هلیکوپتر افغان ضبط کرد.

او آواز خواند: "شاهین آسمان آبی، شاهین کوههای ما - پرواز کن، محبوب من، پرواز کن".

اما در ویدیوی این آهنگ، او بدبخت به نظر می رسید و همچنان در سوگ خواهرش بود. او گفت که دولت اصرار داشت که این آهنگ را برای تقویت روحیه در ارتش در حال شکست افغانستان ضبط کند.

"ما بخشی از وزارت کشور بودیم و باید از آنها اطاعت می کردیم."

بزودی پس از آن، او با چهار فرزندش از کابل گریخت و زندگی خود را به عنوان پناهنده در دبی، پاکستان و در نهایت ایالات متحده آغاز کرد. در طول راه، از منگل طلاق گرفت و با محمد شریف، پسر یک فرمانده مجاهد مشهور افغان، محمد نبی ازدواج کرد. این زوج بعداً از هم جدا شدند و نغما اکنون در ساکرا با خواهرش زندگی می کند.

او اغلب برای جامعه پناهندگان در پاکستان و در سراسر جهان آواز خواند. او در طول 20 سال مداخله آمریکا چندین بار به افغانستان بازگشت، اگرچه همیشه تحت تدابیر شدید امنیتی بود، زیرا او هدف طالبان بود.

او چند روز پس از کنسرت در مصاحبه‌ای گفت: «در واقع نسبت به آینده افغانستان احساس ناامیدی می‌کنم. او گفت که در حال مربیگری دختر یکی از دوستانش در افغانستان است که نتوانست به مدرسه برود، افسرده شده بود.. "با رهبرانی مانند رهبران فعلی، چگونه می توانم به زنان پیام بدهم وقتی که اینجا و آنجا نشسته ام، دختران نمی توانند به مدرسه بروند و زنان هیچ حقوقی ندارند؟"

اما او گفت که در میان مجاهدین سابق و طالبان، علیرغم محدودیت های موسیقی، طرفدارانی دارد.

در کنسرت لندن، او بدون هراس ظاهر شد، موهای مشکی براق خود را پرت کرد و بینندگان را بوسید.

او در جمع گفت: «می‌خواهم برای شما آهنگ‌هایی بخوانم که شما را به افغانستان بازگرداند و به یکدیگر عشق بورزید.

و برکات آزادانه ریخته می‌شود.»