به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

تیمی از صنعتگران، «فرانکنشتاین» گیلرمو دل تورو را زنده می‌کنند

تیمی از صنعتگران، «فرانکنشتاین» گیلرمو دل تورو را زنده می‌کنند

اسوشیتد پرس
1404/07/23
10 بازدید

نیویورک (AP) - وقتی تامارا دوورل، طراح تولید فیلم "فرانکنشتاین" گیرمو دل تورو، برای اولین بار از مجموعه تقریباً تمام شده آزمایشگاه ویکتور فرانکنشتاین عبور کرد، نتوانست جلوی خودش را بگیرد. با یک پنجره گرد عظیم که نور را به کارگاهی پر می کند از دستگاه‌های آراسته و بدن ناقصی که روی میز عمل پخش می‌شود..

دوورل می‌گوید: «وقتی داشتیم آن را تمام می‌کردیم، وارد مجموعه آزمایشگاه شدم، و فکر می‌کردم، «این… زنده است!»

در ساخت «فرانکنشتاین»، مقاومت در برابر استعاره‌ها سخت است. فیلم‌سازی به خودی خود هنر فرانکشتاینی است. هر عنصر تولید - لباس‌ها، طراحی صحنه، نورپردازی، موسیقی - مانند زائده‌هایی که در یک بدن دوخته شده‌اند گرد هم می‌آیند. هنرهای فیلمسازی، سنگفرش شده با مدرسه قدیمی کاردستی هالیوود.. دل تورو از بسیاری از ثابت‌ترین همکارانش خواست تا دیدگاه دیرینه‌اش درباره «فرانکنشتاین» - «نوحه هیولا در شکل پدربزرگش» را به واقعیتی زنده تبدیل کنند. دل تورو می‌گوید: «من یک فیلم دست‌ساز در مقیاس حماسی می‌خواستم. انسان ها.”

اما برای ساختن «فرانکنشتاین»، همه قطعات لازم است تا به صورت همزمان تکامل پیدا کنند. کیت هاولی، طراح صحنه و لباس، می‌توانست رنگارنگ‌ترین لباس را بسازد، اما اگر با نورهای انتخاب شده توسط فیلمبردار «دن لاستن» خوانده نمی‌شد، کار نمی‌کرد. الوردی..

«این یک گروه بزرگ از هیولا است هیل می‌گوید سازندگان. تعداد زیادی از ویکتور فرانکنشتاین در صحنه فیلمبرداری.

در «فرانکنشتاین»، حماسی ۱۲۰ میلیون دلاری برای نتفلیکس (از جمعه در سینماها اکران می‌شود و پخش آن از نوامبر آغاز می‌شود.. 7)، دل تورو به دنبال ارج نهادن به روح دیوانه آفرینش بود که ویکتور (اسکار آیزاک) تجسم آن بود و در عین حال هیولا (الوردی) را تجلیل می کرد، شخصیتی که دل تورو از دوران کودکی با دل تورو احساس خویشاوندی عمیقی داشته است. «فرانکنشتاین» 1931. در فیلم‌های دل تورو، موجودات اغلب روح فیلم هستند. هیل برای فیلم برنده اسکار «شکل آب» کت و شلوار و پروتز انسان‌نمای آبی-سبز مرکزی فیلم با بازی داگ جونز را ساخت.

«می‌دانستم که اگر چهره‌اش را خیلی وحشتناک کنیم، چه زمانی شما در یک نمای نزدیک از این شخصیت هستید، اگر به زخم‌ها و زخم‌ها نگاه می‌کنید، حواس‌تان پرت می‌شود.. باید روح را در اینجا نگه دارید،» هیل با اشاره به چشمان او می‌گوید.

هیولای هیل و دل تورو از چند جهت با نسخه اصلی 1931 متفاوت است. اولین پیش نویس گوشت و خون..

«نمی خواستم نگاه سایبرپانک به این موجود در هیل می‌گوید: «من به پیچ و مهره‌های نسخه اصلی احترام می‌گذارم، اما این کار را انجام نمی‌دهیم. ما داریم نسخه گیلرمو دل تورو از کتاب مری شلی را انجام می‌دهیم. بنابراین می‌خواستم او را کمی ساده‌تر کنم.»

هیل به سرعت به دیگران در تولید اعتبار می‌دهد، اما او می‌دانست که همه چیز بر روی لحظه‌ای برقی می‌نشیند که موجود روی زمین می‌نشیند. او می‌گوید: «مثل این است که منتظر تماشای سوپرمن لباس‌اش را برای اولین بار بپوشم.»

یکی از بارزترین ویژگی‌های موجود در «فرانکنشتاین»، ردای کلاه‌دار اوست. هاولی، طراح صحنه و لباس، برای اولین بار با دل تورو بر روی فیلم «هابیت» که در نهایت تولید نشده بود، کار کرد. دل تورو، یک طراح بدنام، انبوهی از کتاب‌های هنری گویا و دفترچه‌های مختلف الهام‌بخش او را دید و به او گفت: «ما زبان مشترکی داریم.»

برای «فرانکنشتاین»، دل تورو لباسی را می‌خواست که شبیه یک قطعه دورهمی نباشد. هاولی با خنده می‌گوید: «اولین صحبت او برای من این بود: «من هیچ کلاهی (کلاه‌های زشت) نمی‌خواهم». ظاهر موجود تکامل می یابد و از میان دستکشی از گل و برف عبور می کند، گرگ ها و دینامیت..

"این به خودی خود تبدیل به یک هیولای بزرگ شد"، جناس هاولی.

کار هاولی، مانند فیلم های قبلی اش با دل تورو ("حاشیه اقیانوس آرام"، "قله زرشکی")، به شدت دارای پراکندگی رنگ های غنی و پر جنب و جوش است که اغلب به همان اندازه که دیالوگ های قرمز و دیالوگ هایشان با شخصیت هایش ارتباط برقرار می کند. فیلم ها، برجسته هستند.. اما لباس هایی مانند سلطنتی لباس آبی پوشیده شده توسط میا گوث در این فیلم بسیار زیبا شد..

هولی می‌گوید: «لباس آبی احتمالاً چهار ماه طول کشید تا درست شود.» «شما فکر می‌کنید به سراغ شدیدترین رنگ‌ها می‌روید، اما روشی که روی دوربین کار می‌کرد، از طریق نور دوربین، نیاز به آزمایش‌های زیادی داشت. بنابراین همه چیز یک کیمیا است.»

"از تاریکی نمی ترسم"

دن لاستن، فیلمبردار، معتقد است که از زمانی که او و دل تورو برای اولین بار در سال 1997 در فیلم «میلیک» با یکدیگر همکاری کردند، ثابت مانده است: نورپردازی تک منبعی از پنجره‌ها، حرکت دوربین با کمک جرثقیل، جلوه‌های داخل دوربین در صورت امکان و تمایل به زوایای باز با سایه‌های عمیق، «ما از تاریکی می‌ترسیم، نه می‌ترسیم». افتخار..

در "فرانکنشتاین" لاستن حتی صحنه‌های متعددی را با استفاده از شمع روشن کرد. این فیلم در یک مکان مشترک، خانه ویلتون ساخته شده در سال 1753 با «بری لیندون» استنلی کوبریک، فیلمی که به خاطر صحنه‌ای که با شمع‌هایش با لنزهای ناسا ثبت شده است، مشهور است.. اما این اثری نبود که لاستن می‌خواست...

"ما بچه‌های نور ملایم نیستیم. نور باید یک شخصیت داشته باشد. ما دوست داریم کنتراست بیشتری در نور داشته باشیم."

لوستن و دل تورو با هم چنان کوتاه‌نویسی ایجاد کرده‌اند که اغلب به طور غریزی این حس را دارند که چگونه عکس‌ها به هم متصل می‌شوند و چگونه حرکت مسدود می‌شود - حتی اگر لاستن سعی کند گاهی اوقات دل تورو را از منطقه راحتی خود خارج کند. "لوستن، تو مرا می کشی، تو هستی کشتن من.» اما ما دوست داریم در سمت تاریک بازیگران باشیم. می‌خواهیم به پنجره‌ها شلیک کنیم.»

آن‌ها با هم صحنه‌های جوی فوق‌العاده‌ای را خلق کرده‌اند، اغلب با لوستن که تا حد امکان دود یا بخار بیشتری را به فضاهای بزرگ گوتیک پمپ می‌کند. کار در بریتانیا انجام شد. سفرهای دورل با دل تورو از طریق اسکاتلند به عنوان سفرهای تحقیقاتی دوبرابر شد. آنها در موزه‌های هنری غوطه‌ور شدند، برج‌های قدیمی را بالا و پایین کردند و از یک کارخانه فاضلاب قدیمی که با آهن‌آهن‌های ویکتوریایی تزئین شده بود، ایستگاه پمپاژ کراسنس، در لندن، بازدید کردند. فیلم.»

در «فرانکنشتاین» مجموعه‌های گسترده‌ای وجود دارد، از جمله یک کشتی غول‌پیکر و کاملاً ساخته که در یخ‌های قطبی قرار گرفته است. اما آزمایشگاه قطعه مقاومت است: صحنه‌ای گسترده برای ویکتور.

دوورل می‌گوید: «گیلرمو آن را بزرگ می‌خواست. من فکر می کنم او آن را در ذهنش برای اسکار طراحی می کرد که می تواند به زیبایی حرکت کند.

الکساندر دسپلات، آهنگساز، «فرانکنشتاین» را سومین داستان سه‌گانه با دل تورو، پس از «شکل آب» و «پینوکیو» می‌داند. برای هر کدام، دسپلات موسیقی متن‌های غنایی و احساسی را به تصویر کشیده است که اشتیاق ناگفته‌ای را در شخصیت‌های اصلی بیان می‌کند: موجود، عروسک و هیولا.

دسپلات می‌گوید: «من باید صدای ناگفته‌شان، احساسات ناگفته‌شان را بیان کنم. "به همین دلیل است که در موسیقی یک ارکستر بزرگ وجود دارد که گاهی اوقات بزرگ می نوازد، گاهی اوقات با محدودیت می نوازد. اما در کنار آن یک نوازنده زیبای ویولن وجود دارد، نوازنده ویولن Eldbjørg Hemsing از نروژ، که من برای او خطوط بسیار نابی نوشتم که زیباترین احساسات موجود را بیان می کند."

در صحنه‌ای که ویکتور در حال ساخت موجودی از تکه‌های اجساد است، دسپلات در ابتدا مطمئن نبود که چگونه آن را به ثمر برساند. آیا باید گوتیک به نظر برسد؟ یا خشونت آمیز؟ دسپلات می‌گوید: «اما خیلی سریع به این ایده رسیدیم که از دیدگاه ویکتور قابل بررسی است. او در آن لحظه، مانند هر نقاش یا مجسمه‌سازی، در خلسه خلاقانه به سر می‌برد. اینجا بود که تصمیم گرفتیم یک والس بنوازیم.»

در «فرانکنشتاین»، دسپلات، مانند همکارانش، به راحتی می‌توانست با قهرمان اصلی فیلم همذات پنداری کند. در کار صنایع دستی چندوجهی تولید فیلم، همه ویکتور فرانکنشتاین هستند.

دسپلات در حال خندیدن می‌گوید: «بله، اگرچه من آنقدر تکه‌های جسد در خانه ندارم. "من مقداری یخ در یخچال دارم."