آمریکا می خواهد دوباره بسازد. اگر چنگ بزنید، نشانه های امیدوارکننده ای را خواهید دید.
تصویر ویدیویی توسط نیکو کریجنو
آیا آمریکا گیر کرده است؟
بزرگراه های در حال فروپاشی ما و پروژه های مسکن عمومی به دوران دوایت دی. آیزنهاور و رابرت موزس برمی گردد. ما به میلیونها خانه مقرون به صرفه دیگر نیاز داریم، جایی که مردم میخواهند در آن زندگی کنند، اما بسیاری از نقاط کشور هنوز برای تصویب ساخت یک آپارتمان بزرگ در حیاط خلوت مشکل دارند.
این واقعیت که در آمریکای امروزی ساختن پروژههای عمومی بزرگ و معنادار غیرممکن به نظر میرسد، تنها چیزی است که دموکراتها و جمهوریخواهان این روزها بر سر آن توافق دارند. نیویورک تایمز به تازگی مجموعه ای از نمونه های این مشکل را در سراسر کشور منتشر کرده است: شکست شش دهه ای نیویورک در رفع حفره موش که خدمات سریع السیر در حال فروپاشی است. اینرسی تلاشها برای تولید تراشههای کامپیوتری در فونیکس و ساخت ساختمانهای آپارتمانی با درآمد مختلط در بورلی هیلز.
مجموعه اینرسی به مجموعه ای از کتاب های جدید از نویسندگان مترقی که عمدتاً خودشناس هستند، می پیوندد، از جمله نویسندگان مترقی که خود را شناسایی می کنند، از جمله "Wantu's'ang" «Breakneck»، «Abundance» نوشته ازرا کلاین و درک تامپسون، ستوننویس تایمز Opinion، و «چرا هیچ چیز کار نمیکند» مارک دانکلمن، که همگی ریشههای اینرسی را در یک بوروکراسی سازشناپذیر و سیستم حقوقی بیزانسی پیدا کردهاند. به حوزه سیاسی گرایش پیدا کرد. دستور کار به اصطلاح فراوانی - کتاب کلاین و تامپسون تاثیرگذارترین کتاب از این دسته را ثابت کرده است - در یک پلتفرم ضد اینرسی برای جناح میانه رو حزب دموکرات ترکیب شده است، و طرفداران آن استدلال می کنند که آمریکا باید عرضه مسکن را افزایش دهد و زیرساخت های خود را از طریق مقررات زدایی هدفمند ارتقا دهد. مقررات و منافع رقیب، در یک سیستم دادگاهی بیش از حد مورد مناقشه قرار می گیرد. در غیر این صورت به عنوان نوار قرمز شناخته می شود. قانون کاهش تورم دولت بایدن در سال 2022 حدود 370 میلیارد دلار برای مبارزه با تغییرات اقلیمی اختصاص داد و وعده داد هزاران ایستگاه شارژ برای وسایل نقلیه الکتریکی در سراسر کشور وجود داشته باشد، اما تنها چند ده مورد ساخته شده است. در طول این نیم قرن اخیر، یک اورست از قوانین و مقررات - که ظاهرا برای محافظت از محیط زیست، حفظ میراث و توانمندسازی شهروندان عادی ابداع شده است - به آهستگی راه میروند یا پیشرفتهای بیشماری، بزرگ و کوچک، خوب و بد را به قتل رساندهاند و ملت زمانی مغرور و زیرک را تبدیل کردهاند که ساختمان امپایر استیت را در طول یک سال و در یک سال، ساختمانی کمنظیر را برپا کرد. وتوکراسی.
محافظهکاران علیه دولتها و دولتها مخالفت کردهاند. اخیراً، آنها خود دولت اداری را هدف گرفته اند. دولت ترامپ، در قالب به اصطلاح وزارت کارآمدی دولت، پروژه رادیکال خود را برای تغییر شکل دولت فدرال انجام داد.
نقاط کلی دستور کار زیرساخت جمهوری خواهان قابل مشاهده است: حزب در مورد نیاز به احیای تولید آمریکایی صحبت می کند، و دولت ترامپ در حال ایجاد معافیتهای تعرفهای در نظر گرفته شد که حتی در مراکز دادههای نوآورانهای در آینده، معافیتهای تعرفهای در نظر گرفته شد شبکه برق کشور و افزایش قبوض آب و برق آمریکایی. برای کمک به تقویت مراکز مایکروسافت، رئیسجمهور همچنین میخواهد جزیره سه مایلی پنسیلوانیا را راهاندازی مجدد کند، نیروگاه هستهای که دچار ذوب نسبی شد، دفتر 19 تا 199 گرم شد. صنعت زغالسنگ را احیا کنید و در عین حال الزامات ایمنی و بهداشتی چند ساله را که از معدنکاران محافظت میکند، حذف کنید.
به نظر میرسد که دیدگاههای پیشرفت هر دو طرف ریشه در نوستالژی دارد. دورهای از تغییرات و بهرهوری بیسابقه از دهههای 1870 تا 1960 همچنان انتظارات قرن بیست و یکم را در هر دو سوی مسیر سیاسی شکل میدهد.
بهطور واقع بینانه، پیشرفت در سال 2025 چگونه باید باشد؟ از یک اقتصاددان که گاهی از او به عنوان «پیامبر بدبینی» یاد می شود. رابرت گوردون که به تازگی بازنشسته شده بود، سال ها استاد دانشگاه نورث وسترن بود. او یک روز صبح مرا به خانه شلوغ، زرد آناناسی و به سبک شینگل اواخر قرن نوزدهمی که در نزدیکی دریاچه میشیگان دارد دعوت کرد و برای ما یک فنجان قهوه در آشپزخانه دم کرد.
پرفروشترین کتاب نیویورک تایمز 2016 او، «ظهور و سقوط رشد آمریکایی»، از زمانی که محصول ملی S18 توسعه یافته را دنبال میکند. آمریکا یک قرن رشد خیره کننده را تجربه کرد که ناشی از اختراع برق و موتور احتراق داخلی بود.
در سال 1970، این کشور از گاری های اسب کشیده در جاده های خاکی پر از دست انداز به بین ایالت ها و هواپیماها تبدیل شد. از لامپ های نفتی و خانه ها گرفته تا برق بی پایان و لوله کشی داخلی. از داروهای مردمی گرفته تا آنتی بیوتیک ها و شیمی درمانی. ما هنوز امروز در پی آن دوران تغییر زندگی می کنیم.
اما از سال 1970 سرعت پیشرفت به میزان قابل توجهی کاهش یافته است. امروزه اکثر خودروها سوخت بدون سرب می سوزانند و برخی حتی دارای موتورهای الکتریکی هستند. اما آنها تقریباً مانند 75 سال پیش عمل می کنند. سفرهای هوایی تجاری، که زمانی لوکس بود، اکنون عادی شده است، اما هواپیماها سریعتر پیش نمیروند، جمبو جتها فاصله زیادی با تکیه بر نیروی برق دارند، و پرواز برای همه به جز ثروتمندان بسیار بدتر شده است.
در ربع قرن گذشته آیفون و هوش مصنوعی به وجود آمدند، که چهارمین انقلاب صنعتی را آغاز کرد، همانطور که عصر دیجیتال گاهی اوقات نامیده میشود. سیلیکون ولی با این چشم انداز که A.I. به اندازه برق تمدنی بر جهان تأثیر خواهد گذاشت، اما تشخیص خطوط آن هنوز دشوار است.
تا کنون، بیشتر آنچه وجود فیزیکی روزانه ما را شکل می دهد - غذا، لباس، محیط ساخته شده در خانه ها، خیابان ها، شهرها و شبکه های حمل و نقل ما - به اندازه تغییراتی که آمریکا قبلا تجربه کرده بود، دستخوش تغییری نشده است. 1970.
گوردون با اشاره به مایکروویو در خانهاش اشاره کرد، همانطور که او اشاره کرد، تنها وسیله مهمی بود که آشپزخانه خانگی آمریکا را از اواسط قرن گذشته تغییر داد. او گفت: «درس این است که پی بردن به پیامدهای یک اختراع بینظیر مانند الکتریسیته به زمان نیاز دارد، و بازدهی رو به کاهشی دارد، که درک کاهش را ایجاد میکند.
در اواسط دهه 1960، یک اقتصاددان آمریکایی به نام ویلیام بامول منبع دیگری از بدبینی را توصیف کرد. قیمت خدمات خاص افزایش می یابد در حالی که بهره وری راکد یا پایین است. این پدیده به عنوان بیماری هزینه باومول شناخته می شود. نمونه مورد علاقه بامول، کوارتت زهی بود: نوازندگان در سال 2025 همان زمان را صرف اجرای آهنگ «مرگ و دوشیزه» شوبرت میکنند که نوازندگان در سال 1824 صرف کردند، اما تمام هزینههای مربوط به کنسرت برای همگام شدن با بقیه بخشهای اقتصادی افزایش یافته است.
مشابه امروز مسکن است. عصر کامپیوتر نحوه نصب پرتوهای I توسط خدمه را تغییر نداده است و ایالات متحده ساختار مدولار در مقیاس بزرگ را کشف نکرده است. در عین حال، هزینههای مواد، زمین و نیروی کار - بدون ذکر دعوای حقوقی - همه از سقف گذشته است. قوانین اکنون ساخت یک آپارتمان مقرون به صرفه را اغلب بسیار گرانتر از ساخت آپارتمانی با نرخ بازار می کند. ما ظرف یک سال ظرفیت فنی و فیزیکی خود را برای برپایی ساختمان امپایر استیت از دست نداده ایم. اما صنعت مسکن از یک مورد شدید بیماری هزینه باومول رنج میبرد.
تفاوت در قلب کتاب وانگ، "Breakneck" است. این نه تنها نشان میدهد که چین چگونه از آمریکا عبور کرده است، بلکه به چه هزینهای اجتماعی را نشان میدهد. او اشاره می کند که چین مستبد کشوری است که اکنون توسط مهندسان اداره می شود. گوردون گفت که آمریکای دموکراتیک به کشوری از حقوقدانان تبدیل شده است که توسعه دادخواستی را مطرح میکند و راهآهنهای بزرگی مانند قطار سریع السیر کالیفرنیا را به تأخیر میاندازد یا از ریل خارج میکند.
گوردون گفت که راهآهن سریعالسیر میتواند در بخشهایی از ایالات متحده منافع اقتصادی داشته باشد، که واضحتر از آن در مسیر بوستون-واشینگ است. اما تلاش برای مقایسه با چین دشوار است: او گفت: «فوریتی که ما برای ساختن سیستم بزرگراهی بین ایالتی پس از جنگ داشتیم این بود که از شر چراغهای راهنمایی که در سراسر کشور میرفتند خلاص شویم و بتوانیم بهجای 30 مایل در ساعت، به ویژه برای کامیونها، 60 مایل در ساعت حرکت کنیم.» "این یک تقویت فوق العاده برای بهره وری بود. اکنون ما بزرگراه ها و فرودگاه هایی داریم. کشور در حال حاضر در مکان های بسیاری ساخته شده است که مردم می خواهند باشند. ما امروز در مورد عصر تعمیرات و ارتقاء صحبت میکنیم."
مانند نجات یک بزرگراه نیویورک، ساخت مسکن مقرون به صرفهتر در بورلی هیلز یا بهبود ایستگاه پن.
اینها پروژههای عقب افتاده هستند، نه پروژههای حماسی مانند سد هوور یا یک زیرساخت جدید برق ملی و بازسازی. هدف غیرجنسی، که در پس زمینه جاه طلبی جهشی آمریکا در یک قرن پیش، می تواند کمی شکست خورده به نظر برسد - بسیار خوب، فرانسوی.
در حقیقت، فرانسوی ها حدود 1700 مایل راه آهن پرسرعت فوق العاده را به پایان رسانده اند، که اخیراً بزرگترین پروژه زیرساختی آن در اروپا بیش از هزینه های ساخت و ساز آن درآمد داشته است. href="https://www.nytimes.com/2017/07/31/world/europe/london-crossrail-uk-brexit.html" title="">تبدیل سیستم حمل و نقل در اطراف لندن، ما فقط از پروژه های بزرگ عقب نیستیم چین.

چرا اروپا با رشد پایینی مواجه شده است بحرانهای دیگر اما وقتی نوبت به سرمایهگذاری عمومی در حملونقل و سایر زیرساختها میرسد، رایدهندگان اروپایی و دولتهایی که انتخاب میکنند، علیرغم شکافهای فزاینده، همچنان به مفهوم خیر عمومی متعهد هستند. دهه 1960 باعث شد که احزاب به طور فزاینده ای از هم پاشیده شوند و به یک رکود تسلیم ناپذیر فدرال دست یابند که منجر به فلج شدن برنامه های جاه طلبانه یا تفکر درازمدت، ایالت ها و شهرها شد. href="https://www.nytimes.com/2025/12/03/opinion/trump-liberals-government.html" title="">دانکلمن در "چرا هیچ چیز کار نمی کند: چه کسی پیشرفت را کشت — و چگونه آن را برگرداند" مشاهده می کند، از نظر تاریخی یک آونگ از حکومت در تاریخ آمریکا تغییر کرده است. در طول رکود اقتصادی و پس از جنگ جهانی دوم، به عنوان سنگری در برابر بی نظمی آینده، به سمت نوعی تمرکز همیلتونی اقتدار حرکت کرد: آمریکایی ها طبقه حرفه ای از تکنوکرات ها را قدرتمند کردند، سیستم هایی از بالا به پایین را تایید کردند که سلامت عمومی را تضمین می کرد، محیط زیست را بهبود می بخشید و پروژه های توسعه در مقیاس بزرگ را ابداع می کرد. اکثریت مردم.» او هشدار داد که در غیر این صورت هیچ چیز معناداری نمی تواند ساخته شود. دانکلمن استدلال میکند که پدرگرایی بهای پیشرفت بود و سود آشکاری را به همراه داشت.
او مثالی از یک کارمند اداره دره تنسی میزند که بر فراز کنتاکی غربی پرواز میکرد و متوجه تالابها و جنگلهای ایجاد شده توسط سد جدید شد. کارمند در واشنگتن فرود آمد و به رؤسای خود در دولت کندی پیشنهاد کرد که این منطقه به عنوان پارک ملی تعیین شود. و بدون جلسات عمومی طولانی یا بررسیهای زیستمحیطی، منطقه سبز به سرزمین بین دریاچهها تبدیل شد که امروزه بیش از یک میلیون بازدیدکننده در سال به خود جذب میکند.
اما در پی واترگیت، جنگ ویتنام و زیادهرویهای موسی، در میان سایر بحرانها، آمریکاییها شروع به زیر سوال بردن سیاستمداران، تکنوکراتها و کارشناسان مسئول در طول دوره 71960 کردند. راشل کارسون، دوستدار محیط زیست، استدلال میکرد که دانشمندان هستهای در زیستشناسی دریایی نیز متخصص نیستند، و جین جاکوبز اصرار داشت که برنامهریزان شهری در طراحی محلههای شهری بهتر از ساکنان ساکن در آنها نیستند.
مخالفان وضعیت موجود خواستار کرسیهای بیشتری برای دیدگاههای بیشتر در میزهای تصمیمگیری بودند. آنها کثرت گرایی را تأیید کردند، قوانین، مقررات و توقف های بیشتری را برای بررسی اقتدار متمرکز از بالا به پایین تحت فشار قرار دادند.
خیلی زود، هزینه یک مایل بین ایالتی به شدت افزایش یافت، یک چهارم این افزایش به دلیل دعوی قضایی. بررسی های محیطی اجباری شد و به زودی توسط NIMBY ها و سیاستمداران مورد استفاده قرار گرفت. قانون بازیابی پرزیدنت اوباما در سال 2009 باعث p0s01 محیط زیستp0s01 است. در همان زمان که چین شروع به پیشی گرفتن از آمریکا در بهره وری کرد. حکومت استبدادی آن شهروندان را ملزم می کرد که به اهداف برسند و برای منافع مادی فداکاری کنند. اخیراً مردم چین با صدای بلندتری مبادله را زیر سوال می برند. تایمز اخیراً گزارش داد، رکود اقتصادی به بحران اعتماد دامن میزند.
به نوبه خود، آمریکاییها از اینرسی ناراضی هستند. اما مشخص نیست که آیا ما به اندازه کافی گرسنه و ناامید هستیم برای رنج و فداکاری، کنار گذاشتن قدرت مشارکتی، که برای تکمیل پروژه های عمومی عظیم لازم است. ساخت میلیونها خانه جدید برای جبران بحران مقرونبهصرفه آمریکا در مراکز متراکم و پر شغل، مستلزم مهار بسیاری از موانع قانونی، منطقهبندی و دیگر موانع قانونی است که آمریکاییها زمانی آنها را حیاتی میدانستند.
فراموش میکنیم که سیستم بزرگراههای بینایالتی بیش از یک میلیون آمریکایی را در فرآیند نقشهبرداری مجدد کشور در میانهدوره آواره کرد. مقررات زدایی منجر به اقتدار بیشتر از بالا به پایین می شود. مترقیانی که اکنون از دستور کار فراوانی حمایت می کنند، استدلال می کنند که دموکرات ها می توانند خود را به عنوان حزب ضد اینرسی بازتعریف کنند و قدرت را بازیابند. اما دقیقاً چه کسی مسئول خواهد بود؟
همانطور که مجموعههای اینرسی تایمز اشاره کردند، راهبرد دولت ترامپ برای اصلاح ایستگاه پن است: اعمال کنترل فدرال بر ساختمان متعلق به فدرال برای از بین بردن منافع متضاد که برای نسلها مانع از پیشرفت در شلوغترین مرکز حمل و نقل در نیمکره غربی شده است. این ممکن است پاسخ خوبی باشد.
اما این همان چیزی است که پرزیدنت ترامپ زمانی که به طور یکجانبه دستور تخریب بال شرقی را داد تا راه را برای یک سالن رقص طلاکاری شده بکار برد. نظرسنجیها نشان میدهد که آمریکاییها راضی نیستند.
و با این حال، پیشرفت در این زمینه امکان پذیر است.
استدلال میکنند که ناامیدی کنونی ما از اینرسی، خود نشانهای است که آونگ ممکن است دوباره بچرخد.
ممکن است در حال گیرکردن باشیم.
این شواهد هنوز در هوش مصنوعی، یا در هیچ پروژهای منفرد و دورهای معادل پل گلدن گیت وجود ندارد، چه رسد به اختراعی برای متحول کردن موتور داخلی ساخته شده در سطح اتوبوس. این در گامها و شاخصهای بیشمار است، مانند اصلاح اخیر مقررات زیستمحیطی که سالها رشد مسکن در کالیفرنیا را متوقف کرده است. یا در بازگرداندن قوانین منطقهبندی تکخانواده در شهرها و ایالتهای مختلف، قرمز و آبی، از کالیفرنیا تا مونتانا تا مین.
این در پروژههایی است که میتواند بد به نظر برسند - ممکن است به نظر خود دلیلی باشد که اگر این بهترین باشد، نمیتوانیم کارهای بزرگ انجام دهیم - اما شامل رمان homeless-angeles-los یارانه ساخت و ساز مسکن و اقدامات برای شهرها و محلهها. فراوانی فقط نباید مانند قطار سریع السیر بین لس آنجلس و سانفرانسیسکو باشد. گاهی اوقات ممکن است شبیه طراحی مجدد بزرگراه بروکلین-کوئینز و یک ایستگاه پن بهتر، ایمن تر، باوقارتر و کارآمدتر باشد. این می تواند یک انباشت افزایشی باشد که انتظارات را تغییر می دهد و سیستم ها را راه اندازی مجدد می کند.
اثبات مفهومی برای هر قلمدول جدید حیاتی است. آمریکایی ها باید پیشرفت را ببینند تا به آن اعتماد کنند. برنامه ریزی و ساخت میلیون ها خانه مقرون به صرفه بیشتر زمان می برد و در ابتدا یک حلقه بازخورد منفی را تقویت می کرد. هزینه پل بروکلین سه برابر بیشتر از بودجه اولیه بود و سه برابر بیشتر از آنچه سازندگان نابغه آن تخمین زده بودند تکمیل شد. ساخت آن با رسوایی و مرگ روبهرو شد.
نیویورکیها این پروژه را در حین ساخت آن یک غارت تلقی میکردند - سپس پل در سال 1883 تکمیل شد. یک شبه به نماد درخشان استثنایی بودن، نبوغ، هنرمندی و نویدبخش بودن آمریکا. بنا به گفته زنی که در آن قرن استثنایی زندگی کرد تا هر دو رویداد را ببیند، گفته میشود که جشن افتتاحیه آن حتی از رژه نواری که نیویورک در سال 1969 برای اولین فضانوردانی که بر روی ماه فرود آمدند برپا کرد.
ساخت این پل 14 سال طول کشید که امروز 415 میلیون دلار هزینه داشت. اکنون، 14 سال و 481 میلیون دلار برای تکمیل پل بروکلین یک رسوایی نیست، بلکه یک معجزه محسوب می شود.
وقتی آونگ در دهه 1970 به عقب برگشت، آمریکایی ها ابتدا متوجه آن نشدند. کشور همچنان درگیر خشونت بود، شهرهای آن در سقوط آزاد و شعله های آتش. پایان یک قرن رشد چشمگیر بود. سالها طول کشید تا تغییرات ملموس آشکار شود.
اما، با نگاهی به گذشته، این طلوع جنبش زیستمحیطی بود، نقطه عطفی که به پاکسازی هوا و آبراههای کشور کمک میکرد و مزایای مادی را به ارمغان میآورد که اثرات موجی آن قرن رشد بینظیر بود.
این مزایا اکنون کاهش یافته است. بدبینی بیداد می کند. ما در پرتگاه دیگری هستیم.
آیا برای جهش آماده هستیم؟
تصویرگری ویدیویی توسط نیکو کرینو. ویدیوهای ارین شاف/نیویورک تایمز، آرشیو پرلینگر، از طریق گتی ایماژ، هاییون جیانگ/نیویورک تایمز، لورن الیوت/نیویورک تایمز.