تحلیل: آینده یمن پس از گسترش STC جدایی طلب به سمت شرق
شورای انتقالی جنوب یمن (STC) در تلاش است تا با پیشرفت های اخیر خود در استان های شرقی حضرموت و المهره، حقایقی را در میدان ایجاد کند.
فشار نظامی آن در این ماه نشان می دهد که درگیری یمن - که بیش از یک دهه است ادامه دارد - را نمی توان به رسمیت شناختن دولت بین المللی به رسمیت شناخت. درعوض، یک نقشه همپوشانی نفوذ در زمین مشهود است و مقامات بالفعل بر سر امنیت، منابع و نمایندگی رقابت میکنند.
داستانهای توصیهشده
لیست 3 مورد- لیست 1 از 3
- رؤسای جمهور بهار عربی را به کجا رساندهاند؟ 3اسرائیل در حال فروپاشی است
- لیست 3 از 3STC زمین های بیشتری را در یمن کنترل می کند اما نمی تواند استقلال خود را اعلام کند
در قلب این تغییرات، STC است که توسط یک قدرت منطقه ای حمایت می شود، که در حال حاضر قدرتمندترین قدرت منطقه ای است. توانایی دولت برای تحمیل مدیریت واحد بر کل کشور بسیار دور است و اقتصاد در رنج است.
در این زمینه، آنچه دولت یمن گفته تصمیم صندوق بینالمللی پول (IMF) برای تعلیق فعالیتها در این کشور است. در حالی که صندوق بین المللی پول به طور علنی در مورد این موضوع اظهار نظر نکرده است، رئیس جمهور رشاد العلیمی، رئیس شورای رهبری ریاست جمهوری یمن، روز یکشنبه هشدار داد که این تصمیم یک " زنگ بیداری" و یک سیگنال اولیه از هزینه تشدید امنیتی و نظامی STC در حضرموت و المهره است. در منطقه و در طول جنگ به شدت آسیب دیده است - نمی تواند هیچ تنش جدیدی را تحمل کند. وی افزود که بی ثباتی امنیتی در شرق یمن بلافاصله بر توزیع حقوق، سوخت و خدمات و اعتماد کمک کنندگان بین المللی تأثیر می گذارد.
به گفته العلیمی، راه حل خروج نیروهای وارد شده به حضرموت و المهره از خارج از دو استان است و آن را اقدامی ضروری برای مهار تنش ها و بازگرداندن مسیر اعتماد بین المللی می داند. از تغییر قدرت در شرق یمن، جایی که رقابت برای نفوذ به عاملی مستقیم در ایجاد تنش تبدیل شده است که کمککنندگان را محتاط میکند.
توازن جدید قوا
STC واضح است که هدف آن در نهایت جدایی سرزمینهایی در یمن – جنوب و شرق آن – است که قبلاً کشور یمن جنوبی را تشکیل میداد. حوثیها که کنترل صنعا، پایتخت یمن، و بسیاری از مناطق پرجمعیت شمال غرب یمن را در دست دارند، و عیدروس الزبیدی، رهبر STC، در شورای رهبری ریاستجمهوری دولت، رسماً بهعنوان یکی از معاونان آن، کرسی دارد.
STC و نیروهای دولتی قبلاً در سالهای 220 و 80 و 80 و 2009 در اطراف آن جنگیدهاند. استانها.
گسترش کنونی آن به سمت شرق، با تمرکز بر نیروهای دولتی و افراد وابسته به آنها، بخشی از آن تقسیمبندی مداوم در اردوگاه ضد حوثی است، اما توازن قوا را در داخل آن ترسیم میکند و حضرموت و المهره غنی از منابع را به عرصهای چندحزبی تبدیل میکند:
این سه روند متضاد نتیجه رقابت هستند. نیروهای STC با حمایت منطقهای، تمایل نیروهای محلی و قبیلهای - مستقل از STC - برای تحکیم حضور خود و ابزارهای محدودی که دولت برای مقابله با رقبای خود دارد.
نتیجه چندپارگی بیشتر دولت در سه سطح به هم پیوسته است.
از لحاظ سیاسی، در همان اردوگاه ضد حوثیها با چندین تصمیمگیری چندپارگی وجود دارد. دولت و بازیگران منطقهای برای یکپارچهسازی سیاستهای امنیتی و اداری مشکلتر مییابند، و ایده یک «زنجیره فرماندهی» کنترل قلمرو تحت کنترل ضد حوثیها از بین رفته است.
از نظر جغرافیایی، خطوط تماس جدید اکنون شکل گرفته است. در حالی که خطوط کنترل قبلاً بین حوثیها و نیروهای دولتی بود، اکنون بین نیروهای حوثی و STC و همچنین مناطق خاکستری مورد رقابت نیروهای محلی و قبیلهای و گروههای نظامی متعدد قرار دارد.
و سپس در سطح نمایندگان با اختلافات فزاینده در مورد اینکه چه کسی واقعاً برای جنوب و حضرموت صحبت میکند و کاهش عملی چارچوب مفهومی برای یک نهاد و منابع انسانی بهعنوان یک دولت واحد وجود دارد. حضرموت و المهره، تکه تکه شدن بسیار حساس است زیرا هر دو استان شامل گذرگاههای مرزی مهم با عربستان سعودی و عمان هستند و همچنین دارای خط ساحلی طولانی با مسیرهای مرتبط با تجارت، قاچاق و مهاجرت غیرقانونی هستند.
هر گونه عدم تعادل در اینجا محلی باقی نمیماند. به سرعت به منطقه سرایت میکند.
اقتصاد گروگان امنیت
تعلیق فعالیتهای صندوق بینالمللی پول نه تنها پیامدهای مالی دارد، بلکه یک قرائت سیاسی نیز دارد مبنی بر اینکه محیطهای امنیتی و نهادی دیگر شرایط کافی برای ادامه برنامههای حمایتی را فراهم نمیکنند. مسیرهای عرضه به فشار فوری بر معیشت تبدیل میشود.
آخرین تحولات نظامی فشار بر نرخ ارز و توانایی دولت برای انجام تعهدات مالی خود را افزایش میدهد و شکاف اعتماد بین جامعه و دولت را افزایش میدهد و جایگزینهای غیر نهادی مبتنی بر عوارض و وفاداری را به وجود میآورد.
و این امر باعث میشود که دولت هر گونه هزینهای را برای دولت در نظر بگیرد. تشدید تنش به این دلیل که هر حرکت نظامی یک صورتحساب اقتصادی را افزایش می دهد که نمی تواند پرداخت کند و آنچه از توانایی دولت برای مدیریت خدمات باقی مانده است را از بین می برد.
اکنون که این تصور ریشه دوانده است که یمن به "جزایر نفوذ" تبدیل شده است، برخی از بازیگران خارجی ممکن است تمایل داشته باشند که مستقیماً با مقامات محلی بالفعل به بهای دولت برخورد کنند و نه اینکه به تضعیف مرکز سیاسی کمک کنند. برای دولت و علیمی بسیار مهم است. درخواست او برای خروج نیروهای خارجی از حضرموت و المهره بخشی از تلاش برای جلوگیری از وخامت اعتماد در یمن و ارائه مجدد دولت به عنوان توانایی کنترل سایر احزاب در اردوگاه ضد حوثی در صورت فراهم شدن شرایط سیاسی و اقتصادی معقول است.
حوثیها به نفع خود میمانند در حالی که رقبا در حوثیها اختلاف دارند
2014، از تحولات حضرموت و المهره حتی بدون اینکه مستقیماً در آن دخالت داشته باشند، بهره برده اند.
هر مبارزه برای نفوذ در مناطق خارج از کنترل این گروه، دستاوردهای آشکاری را برای آن به ارمغان می آورد، از جمله از هم پاشیدگی جبهه مخالف آن و رقبای آن که به جای اینکه توسط خود حوثی ها که هر بار در جبهه های ضد یگان های ضدحوثی بازنشسته شده اند، درگیر درگیری های داخلی باشند.
یک رویارویی نظامی بین اجزای آن رخ میدهد و بحث از رویارویی با حوثیها به مناقشات بر سر قدرت و منابع در همان اردوگاه تغییر میکند.
شکافهای درون اردوگاه ضد حوثی و بعد منطقهای مربوط به آنها همچنین به حوثیها اجازه میدهد تا روایت خود را تقویت کنند که رقبایشان در چارچوب رقبای خود در چارچوب رقبای خارجی کار میکنند. تصمیمات خود را اتخاذ کنید.
علاوه بر این، درگیری اخیر و پیامدهای آن در نهایت موقعیت مذاکره حوثی ها را بهبود می بخشد، اکنون که طرف مقابل حتی بیشتر از هم پاشیده و ضعیف شده است. حوثیها از یک موقعیت سازمانی و اداری منسجمتر وارد هر حل و فصل آینده خواهند شد و سقف شرایط خود را بالا میبرند.
حوثیها ممکن است تنشهای اقتصادی و اجتماعی خاص خود را داشته باشند، اما اختلافات بین دشمنان آنها به آنها فرصت بیشتری میدهد تا اقتصاد جنگی و ابزار کنترل آنها بر آن و مردمی که بر آن حکومت میکنند، حفظ کنند. تعدادی از خطرات همپوشانی را افزایش می دهد.
در داخل کشور، امکان تبدیل خطوط مقدم به مرزهای واقعی بین نهادهای مجاور، گسترش خلاء امنیتی و کاهش چشم انداز برای تولید یک قرارداد اجتماعی متحد وجود دارد. و منجر به هزینههای بالاتر برای مدیریت امنیت مرزها میشود.
در سطح بینالمللی، نیاز روزافزون قدرتهای جهانی به برقراری ارتباط با چندین طرف در یمن، بحران را طولانیتر میکند و احتمال بینالمللی شدن درگیری را از طریق رقابت بر سر بنادر، منابع و مسیرهای کشتیرانی افزایش میدهد.
با این حال، تصویر ترسیم شده به این معنا نیست که در عوض، نیاز به حمایت قاطعانهتر، پیروزی قاطعانهتر برای همه طرفها وجود خواهد داشت. این امر به ناچار چشم انداز ایجاد یک کشور باثبات را تضعیف می کند.
راهی برای خروج از این وضعیت؟
کاهش تنش ها با انجام معاملات جزئی در مورد استقرار مجدد نیروها کافی نیست. در عوض، مسیر رو به جلو نیازمند رویکردی گستردهتر مبتنی بر سه ستون به هم پیوسته است.
ابتدا، پروژه ملی باید با پیشنویس چشماندازی از دولت که مشارکت منصفانه را برای همه مناطق یمن در چارچوب فدرال قابل دوام تضمین میکند و مرکز سیاسی را بهعنوان ضامن حقوق و خدمات مجدداً تعریف میکند، مجدداً تعریف شود. چتر در حضرموت و المهره، این امر باید با ایجاد نیروهای محلی حرفهای در چارچوب شفاف ملی و قانونی با ترتیبات عملی برای خروج نیروهای خارجی و اطمینان از یکنواختی تصمیمگیری امنیتی در نهادهای دولتی انجام شود.
سوم، یک معامله اقتصادی برای بازگرداندن اعتماد با انعقاد یک توافق شفاف در مورد مدیریت منابع در استانها، و اجرای برنامه اصلاحی قابل قبول با اجرای تعهدات بینالمللی با حمایت از اجرای عادلانه درآمد ضروری است. حفاظت از تاسیسات حاکمیتی تحت مدیریت مرکزی.
در غیاب این مراحل، یمن به سمت مدلی تدریجی از تجزیه از مناطق پیرامونی که در آن منسجمترین نهادهای مسلح پیشروی میکنند و حاشیههای مورد مناقشه گسترش مییابند، ادامه خواهد داد.
اگر این روند ادامه یابد، اقتصاد اولین قربانی چندپارگی خواهد بود و شرایط را برای میلیونها نفر تبدیل به یک رویداد حکومتی خواهد کرد. بحران ثبات طولانی مدت، که مهار پیامدهای آن در سطح محلی و شاید حتی منطقه ای دشوار خواهد بود.
سعید ثابت، رئیس دفتر شبکه رسانه ای الجزیره در یمن است