به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

نقد «آنا کریستی»: میشل ویلیامز در ساحل

نقد «آنا کریستی»: میشل ویلیامز در ساحل

نیویورک تایمز
1404/09/23
10 بازدید

آنها در مزرعه ای در مینه سوتا چنین مه نداشتند و آنا کریستوفرسون آن را دوست دارد. شب‌ها روی عرشه کشتی کاپیتان‌های پدرش، لنگر انداخته در استان شهر ماساچوست، آن را غرق می‌کند: سکون فراگیر و عاشقانه.

زندگی روی آب برای او کاملاً جدید است، اما احساس می‌کند که او در تمام مدت به دنبال آن بوده است - گویی «این مکان مناسبی بود که من می‌توانستم بگویم پدرش تا یک هفته و نیم قبل چه کسی بود.» غریبه وقتی در تاریکی، فریاد کمک از ملوانان کشتی شکسته می شنود، در آسودگی و در آرامش، آزرده می شود. عصر آرام او را در هم می شکند.

سپس یکی از بازماندگان خود را روی عرشه می کشد - خونین، کثیف و به مردانگی خود می بالد - و آرامش آنا برای همیشه از بین می رود. این مت برک است، فنر پیچیده ای از خشونت به شکل یک مرد ایرلندی، و او قلب او را سریعتر از آنچه فکر می کنید به دست می آورد.

"آیا در خواب هستم؟" او می گوید وقتی او ظاهر می شود و یک لیوان ویسکی ارائه می دهد. سپس، پس از آن که آن را فرود آورد و تصمیم گرفت: «فکر می‌کردم تو یک پری دریایی از دریا هستی که بیا تا من را عذاب بدهی. title="">آنا کریستی،" که روز یکشنبه در انبار سنت آن در بروکلین افتتاح شد، میشل ویلیامز و تام استوریج در نقش عاشقان آشفته بازی می‌کنند. آنا تنها او با مت سرگرم می شود و خوشحال است که به او اجازه می دهد او را بپرستد. تشک طاووسی او ترسناکی است و در عین حال به حرکات خلع سلاح می پردازد، مانند خیال پردازی در مورد آینده شادمانه خود که تنها چند دقیقه پس از ملاقات با یکدیگر دیده می شوند (او شیک پوش نیوانگلند با کت پوست روغنی به نظر می رسد؛ لباس ها توسط پل تازول است).

نکته در مورد آنا این است که در دو سال گذشته در مینه سوتا، او به عنوان کارشناس حرفه ای در مینه سوتا می رفت. وقتی در شروع نمایشنامه به شرق به نیویورک سفر می کند، به این دلیل است که او باید بهبود یابد. او امیدوار است پدرش، یک مهاجر سوئدی، که ۱۵ سال است او را ندیده است، او را کنار بگذارد. به محض ورود، او همه اینها را به همراه خوددار کریس، مارتی اوون (Marthy Owen) می‌ریزد (مار وینینگهام، آنچنان آسی که دوست داشتید نقش بزرگ‌تر بود).

کریس با ریش‌های سفید پرپشت و مهربانی، پسر بدی نیست، هر چند که دخترش از بستگانش مضرتر است. همسرش فوت کرد او تصوری سرسختانه از آنا بالغ به عنوان یک بیگناه دارد که هنوز به محافظت در برابر فحاشی، الکل و (در این مورد کاملاً دیوانه است) "دریای شیطان پیر."

به هر حال، آنا 20 ساله است. ویلیامز 45 ساله است. این به سختی مهم است، زیرا سن آنا مهم نیست. نکته این است که او تلاش می‌کند تا کنترل زندگی‌اش را در دست بگیرد، با توجه به گزینه‌های خفقان‌آوری که یک جامعه پدرسالار و زن‌ستیز اجازه می‌دهد در حدود سال 1910، زمانی که نمایشنامه روی صحنه می‌رود. یکی از موانع، در واقع، این احساس درونی آنا است که سابقه کاری او به این معنی است که دیگر ارزش ازدواج را ندارد.

تصویر
برایان دارسی جیمز، سمت چپ، نقش پدر آنا ویلیامز را بازی می‌کند. تام استوریج، درست، نقش معشوق او را بازی می کند. اعتبار...سارا کرولویچ/نیویورک تایمز

ویلیامز، که با کیل ازدواج کرده است، هوشمندانه و باورپذیرتر صحبت می کند. قسمت روستایی هارتلندر با حروف صدادار گسترده و دشتی. بانوی مناسب، اخیراً هویت خود را به دست آورده است. هرکدام نوعی زره فراهم می‌کند.

هرچند هیچ چیز نمی‌تواند او را از محکومیتی که بعد از اینکه صداقت خودش او را وادار می‌کند تا گذشته‌اش را برای مت و کریس فاش کند – که هر کدام او را بر روی پایه‌ای از ساخته‌ی خود قرار داده‌اند، محافظت کند. مت، یک مرد به هم ریخته، به آنا می گوید که «حق خوبی دارد که جمجمه تو را مثل تخم مرغ گندیده بشکند،» ممکن است از نظر ذهنی او را تشویق کنید که بدود و هرگز به عقب نگاه نکند. او همچنان متقاعد شده است که او یک جایزه است.

احیای این درام در اسکله رودخانه شرقی (در حال حاضر پر زرق و برق) در سنت آنز، که منظره پل بروکلین بسیار شبیه به منظره فیلم «آنا کریستی» در سال 1930 گرتا گاربو است، به نظر منطقی است. مانند آن فیلم، تولید دلپذیر Kail از تاریکی بصری که ممکن است به راحتی نمایش را تحت الشعاع قرار دهد کنار می‌زند.

مجموعه‌ای که توسط کریستین جونز و برت جی. باناکیس ساخته شده است، مجسمه‌ای و مدولار است، با یک تیر غول‌پیکر صنعتی مانند موبایل ریچارد سرا بالای سرش آویزان است، و در زیر انبوهی از پالت‌های چوبی رویایی که صحنه‌های رویایی را به نمایش می‌گذارند. نورپردازی بد خلق ناتاشا کاتز، مه جرمی چرنیک و موسیقی اصلی نیکلاس بریتل فضا را شکل می‌دهند، و حرکت استیون هاگت به جادو اضافه می‌کند.

در اواخر اجرا که دیدم، صدای خش‌خش بلند ماشین‌های مه‌گیر دوبار بدون نقاب رفت و به صدا در آمد. اما این یک اشتباه غیرمعمول در چیزی بود که به نظر می رسد بسیار شبیه به بازگشت هنری پس از همه گیری به هنر بازی A و ظرافت تجربی برای St. Ann's - ترکیبی مست کننده نیویورکی از سنگ، خنک و غبار ستاره ای است.

Anna Christie
از 1 فوریه در St. Ann's Warehouse; stannswarehouse.org. مدت زمان: 2 ساعت 30 دقیقه.