به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

راب راینر در نقش مایکل استیویک در «همه در خانواده»، مباحث سیاسی را به خانه آورد.

راب راینر در نقش مایکل استیویک در «همه در خانواده»، مباحث سیاسی را به خانه آورد.

نیویورک تایمز
1404/09/24
10 بازدید

قبل از آمریکای قرمز و آبی، قبل از MAGA و مقاومت، قبل از دسته بندی سیاسی فعلی ما با یقه آبی و یقه سفید، آرچی بونکر و مایکل استیویک حضور داشتند.

«همه در خانواده» که در سال 1971 به تلویزیون های آمریکایی هجوم آورد، یک نمایشگاه نمایشی بود که به عنوان یکی از نمایشگاه های بلور C برای او نمایش داده شد. اما برای داشتن یک استدلال دو نفر لازم است. و به عنوان مایکل، راب راینر، که یکشنبه در سن 78 سالگی درگذشت، یک شریک جنگی ضروری بود، سنگ چخماقی که توسط آرچی

sparkon>Bludge توسط Archie's sparring. لیر، «همه در خانواده» جنگ‌های سیاسی را که در خیابان‌های آمریکا جریان دارد، گرفت و آنها را به اتاق نشیمن آورد. به طور خاص، ما را در خیابان هاوزر 704 در کوئینز، جایی که آرچی، کارگر بارانداز دیرینه محافظه کار بارانداز و همسرش، ادیت (ژان استاپلتون)، با دخترشان، گلوریا (سالی استراترز) و شوهرش، مایکل، دانشجوی لیبرال جامعه شناسی که آرچی نام مستعار را به او داده بود، یک سقف مشترک داشتند. (لیر این لقب را از پدرش وام گرفت که وقتی آنها با هم بحث می کردند، او را به این شکل صدا می کرد.)

برای آرچی، مایکل فقط یک فویل دستی نبود - یک مداخله گر صالح و مو بلند که آرچی به خاطر جذب دخترش و خوردن غذای او از او عصبانی بود. او مظهر لحظه ای از تاریخ بود.

جنگ در ویتنام - که مایکل و آرچی درباره آن بحث کردند اولین باری که آنها ملاقات کردند - آغاز فروپاشی Decratic Decratic بود. در "شورش کلاه سخت" در سال 1970، کارگران یقه آبی مانند آرچی دانشجویان تظاهرکنندگان ضد جنگ را در منهتن پایین کوبیدند. این پژواک «همه در خانواده» را به کمدی لحظه‌ای تبدیل کرد، اما در عین حال انتظار ما را نیز داشت، زمانی که قطبی‌سازی آموزشی یکی از بزرگترین پویایی‌های شکل‌دهنده سیاست است.

آرچی شخصیت «دوستش داشته باش یا آن را رها کن» روح کلاه‌های سخت. اما حضور مایکل دعوا را شخصی کرد. مانند جناح های آمریکا، آن دو عمیقاً درگیر بودند. آنها مجبور بودند فضا، توجه و به طور مشاجره ای، حمام را به اشتراک بگذارند. وضعیت آنها مال ما بود. آنها آن را دوست نداشتند، اما نمی‌توانستند آن را ترک کنند.

مایکل اغلب مرد مستقیم آرچی بود و تعصبات او (از جمله علیه آمریکایی‌های لهستانی مانند خود مایکل) را سرزنش می‌کرد و حقایق او را بررسی می‌کرد. درست بودن می تواند لعنتی بر کمدی باشد، و آرچی بخش اعظمی از خط های پانچ را به دست آورد.

تصویر
از چپ، راینر، سالی استراترز، اوکانر، و جین استاپل در خانواده «A. مانند جناح های آمریکا در دهه 1970 و اکنون، خانواده عمیقاً درگیر بودند.اعتبار...CBS، از طریق Getty Images
CBS انرژی تئاتر زنده آن و همانطور که راینر در طول نزدیک به هشت سال حضور خود در برنامه نشان داد، می‌توانست در صورت فراخوانی نقش دلقک را بازی کند. او گروچو مارکس بدی کرد و اغلب برای کمدی فیزیکی هدیه ای نشان می داد، مانند زمانی که مایکل مجبور شد با آرچی در اتاق خوابش به اشتراک بگذارد، مارماهی مانند در یک تخت کوچک. او یک حضور پرحرارت و پرآشوب بود و سخنرانی‌هایش را با حرکات دست‌های لرزان نقطه‌گذاری می‌کرد، اما می‌توانست اجرا را پایین بیاورد، و با ناهنجاری‌های آرچی مقابله کند. پدرش، کارل راینر، "نمایش دیک ون دایک" را ایجاد کرد و مادرش، استل، بازیگر و خواننده بود. او به سرعت شهرت خود را به دست آورد، با این حال، با برنده شدن دو جایزه امی در این نقش، برای بهترین بازیگر نقش مکمل مرد.

همانند چیزهای زیادی در مورد «همه در خانواده»، شخصیت مایکل دوطرفه بود. او صدای عقل روشن‌فکر و ذهن باز مدرن بود. اما بیکاری طولانی‌مدت او نیز او را به یک هدف آسان برای آرچی تبدیل کرد، و همچنین بینندگانی که با آرچی همدردی کردند و کاریکاتور یک قلب خون‌ریز را دوست داشتند.

نقص‌های مایکل - او همچنین می‌توانست یک آدم بداخلاق جدی و کمی شوونیست باشد - او را انسان و جالب کرد. جالب، خنده‌دار است، و خنده‌دار بسته‌بندی بود که در آن «همه در خانواده» برداشت صمیمی خود را از اخبار به مخاطبان پربیننده CBS ارائه کرد.

بدون بی‌احترامی به ادیت یا گلوریا، اما رابطه آرچی و مایکل ممکن است مهم‌ترین رابطه در این مجموعه بوده باشد. «همه در خانواده» ماشینی بود که با عصبانیت کار می کرد و هر دو با هم یک راکتور شکافت بودند. آنها هرگز واقعاً به آرامش نرسیدند، اما بیشتر از آن چیزی که دوست داشتند اعتراف کنند که نیاز شدیدشان به گفتن حرف آخر بود شبیه هم بودند. و هرازگاهی به آتش بس می‌رسیدند، مانند زمانی که آرچی درباره تربیت خشن افسردگی که او را شکل داد، گفت.

در دنیای واقعی، همین نوع نبردها باعث از هم پاشیدن خانواده‌ها برای همیشه می‌شد. در خیابان هاوزر، بونکرها و استیویکس برای خوب یا بد کنار هم ماندند - حداقل تا زمانی که استیویکس به کالیفرنیا نقل مکان کرد و رینر در نهایت بازیگران معمولی را ترک کرد. سریال بدون این تضاد اصلی یکسان نبود. برای یک فصل دیگر پرپیچ و خم شد و در نهایت تبدیل به «مکان آرچی بنکر» کمرنگ شد.

در مورد رینر، که به عنوان کارگردان فیلم، عملکرد خارق‌العاده‌ای داشت، بازی کمیک او به‌عنوان یک لیبرال کمدی کمدی، شهرت نهایی او را به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین حامیان مترقی هالیوود نشان داد. با این حال، راینر متوجه شد که نقش چقدر تعیین کننده است. او به نیویورک تایمز در سال 2006 گفت: "من می‌توانم جایزه نوبل را ببرم،" و تیتر این بود: "Meathead برنده نوبل شد، "Meathead برنده نوبل بود، هد برنده نوبل بود". دستاوردهای زیادی در زمینه فیلم شناسی او داشته است. با این حال این نقش ممکن است بزرگترین بیانیه سیاسی او باشد. هفته به هفته، او به آمریکا یک لیبرال داد که بتواند عقب نشینی کند و از خودش دفاع کند، که بتواند یک شوخی را بپذیرد و ارائه دهد. او به ما نشان داد اگر در این بحث خانوادگی ملی گیر کرده ایم، حداقل می توانیم به آن بخندیم.