بن نایتهورس کمپل، سناتور سابق کلرادو، در ۹۲ سالگی درگذشت
بن نایتهورس کمپبل، یک سرخپوست شاین که در سال 1982 یک روز در کلرادو برای کشتن زمان به یک گروه سیاسی در کلرادو رفت و دو دوره به عنوان قانونگذار ایالتی، سه دوره دیگر در کنگره و 12 سال به عنوان سناتور ایالات متحده خدمت کرد، روز سه شنبه در مزرعه خود در کلورادو در جنوب غربی درگذشت. او 92 سال داشت.
دخترش، شانان کمپبل، مرگ او را تایید کرد.
آقای کمپبل، یکی از افراد خارجی سیاسی نهایی، تنها بومیان آمریکایی در دوران تصدی خود در مجلس نمایندگان (1987-1993) و در سنا (1993-2005)، یک موتورسیکلت سوار و یک موتورسیکلت سوار و دیوانه بود. چکمه و گردنبند مرجانی و نقره ای. او یک بار در یک مناظره در مجلس سنا یک لباس سر کامل شاین به تن داشت.
بر خلاف رزومه های حقوقی-مالی-مدنی اکثر سیاستمداران، تاریخچه او به طور قابل توجهی متنوع بود. در جوانی از دست رفته اتومبیل و تفنگ دزدید، دعوا کرد، سوار بر ریل شد و به مدرسه اصلاحات رفت. اما او قبل از تحصیل در دانشگاهی در ژاپن به مدت چهار سال در دانشگاه به عنوان تیمگر کار کرد و به عنوان یک متخصص جودو در سطح جهانی ظاهر شد که نماینده ایالات متحده در المپیک 1964 توکیو بود. او در دبیرستان ها و کالج تدریس می کرد، جواهرات برنده جوایز طراحی می کرد و به دامپروری و خلبانی با مجوز تبدیل شد.
آقای کمپبل بی احترام، بی پروا و مستقل، محافظه کار مالی و یک لیبرال اجتماعی بود که طرفدار حقوق اسلحه و سقط جنین بود و خود را به عنوان یک طرفدار معمولی به عنوان یک حزب رای دهنده نمی دانست که به عنوان یک حزب رای دهنده عادی معرفی می شد. او در سال 1995 وفاداری خود را از دموکرات ها به جمهوری خواهان تغییر داد.
با توجه به اینکه سرخپوستان آمریکایی کمتر از 1 درصد از رای دهندگان کلرادو را تشکیل می دادند، ائتلافی از اتحادیه ها، زنان و رای دهندگان اسپانیایی تبار ایجاد کرد، اما او با حفظ منافع محیط زیست و دفاع از منفعت طلبان، محیط بانان را از خود دور کرد. دستاوردهای قانونی نسبتاً متوسط او شامل تأسیس موزه ملی سرخپوستان آمریکایی اسمیتسونیان در واشنگتن بود که در سپتامبر 2004 افتتاح شد.
آقای. کمپبل این موزه را «یادبودی برای میلیونها بومی که بر اثر بیماری، بردگی، گرسنگی و جنگ مردهاند» نامید. او با پوشیدن روسری کاملی که در طبقه سنا به عنوان حامی لایحه موزه پوشیده بود، گفت: «فقط 400 سال پس از برخورد دنیای قدیم با دنیای خود، مردم بومی این سرزمین به اولین گونه در معرض خطر انقراض آمریکا تبدیل شدند.»
کمپبل گفت که پدربزرگش، روبن بلک هورس، با جنگجویان شاین شمالی، آراپاهو و لاکوتا سیوکس که در سال 1876 بر هفتمین سواره نظام سرهنگ دوم جورج آرمسترانگ کاستر در لیتل بیگورن مونتانا غلبه کرده بودند، جنگیده بود. او از قانونی حمایت کرد که این سایت را از طراحی سایت Bighorn9 حذف کرد. بنای یادبود ملی میدان نبرد.
آقای کمپبل در سال 1997 به مجله Native People's گفت کازینوهای قمار هند بزرگترین مشکل در کیف پستی او بودند. او گفت: «در حالی که بازی موهبتی الهی برای مشاغل قبیلهای، مدارس و برنامههای مورد نیاز بوده است.» او گفت: «کازینوها جنبهای تاریک دارند. کم کم آنها به روشهای ظریف به فرسایش فرهنگ کمک میکنند». از شش جمهوریخواه که به اصلاحیه ازدواج فدرال، یک بند قانون اساسی که قصد دارد ازدواج همجنسگرایان را ممنوع کند، رای دادند، به این دلیل که این موضوع باید به ایالتها سپرده شود.
او در سال 2004 اعلام کرد که به دنبال انتخاب مجدد نخواهد بود و خاطرنشان کرد که به دلیل سرطان معالجه شده است. او درباره تصمیم خود برای بازنشستگی گفت: «جایی در این مسیر گفتم: «من در این مکان نمیمیرم». «من میخواهم هر کاری از دستم برمیآید انجام دهم، اما اینجا نمیمیرم.»
بنی مارشال کمپبل در 13 آوریل 1933 در آبرن، کالیفرنیا به دنیا آمد. مادرش یک مهاجر پرتغالی، پدرش یک سرخپوست آمریکایی بود.
پدرش یک الکلی مزمن، اغلب بیکار و غایب از خانواده بود. مادرش به بیماری سل مبتلا بود، و حبس طولانیمدت او در یک آسایشگاه او را مجبور میکرد که فرزندانش را در یتیمخانهای در ساکرامنتو بگذارد.
آقای کمپبل به هرمان جی. ویولا، نویسنده بیوگرافی مجاز، «بن نایتهورس کمپبل: An American War33» گفت: «من مادرم را به خاطر آن سرزنش نمیکنم. "او چیزی نداشت. پدرم مشروب نمی خورد. او چاره ای نداشت."
در دهه 1940 والدینش که طلاق گرفتند و دوباره به هم رسیدند ساکن شدند و یک خواربار فروشی کوچک باز کردند. پدر بنی به او لحیم کاری فلز و جواهرات مد را آموخت. پسر در مدرسه هنر و نجاری را خوب انجام داد، اما به دلیل دزدی ماشین و اسلحه و دعواهای مستی دچار مشکل شد و به مدرسه اصلاحی فرستاده شد. او در سال اول دبیرستان را رها کرد و در نیروی هوایی ثبت نام کرد و پلیس نظامی شد.
Mr. کمپبل با هنر رزمی ژاپنی جودو توسط مهاجرانی آشنا شد که در دوران کودکی با کار در مزارع کشاورزی کالیفرنیا آشنا شده بود. زمانی که در جنگ کره خدمت می کرد، به طور جدی شروع به مطالعه جودو کرد. پس از ترخیص در اوایل دهه 1950، او در کالج شهر سن خوزه در G.I. بیل و بعداً دانشگاه ایالتی سن خوزه، جایی که او به یک تیم جودو بسیار معتبر پیوست و کاپیتان آن شد. او برنده N.C.A.A. چهار بار قهرمانی ساحل اقیانوس آرام. پس از فارغ التحصیلی در سال 1957، او در مدارس مختلف تدریس کرد.
از سال 1960 تا 1964، آقای کمپل در دانشگاه ژاپنی و جودو آتا در ژاپن تحصیل کرد. او در 48 مسابقه از 50 مسابقه مسابقات پیروز شد، در بازی های پان امریکن در سال 1963 مدال طلا گرفت و در المپیک 1964 به تیم جودوی ایالات متحده پیوست. (او یک رباط پاره کرد، اولین مسابقه خود را باخت و از رقابت های فعال کناره گیری کرد و در رده چهارم جهان قرار گرفت.)
Mr. کمپبل ریشه های خود را تا سال 1968 بررسی نکرد، زمانی که برای اولین بار از منطقه رزرواسیون شاین شمالی در مونتانا بازدید کرد. پس از آن، او ارتباط نزدیکی با قبیله داشت و به عنوان شاین معرفی شد. او در سال 1980 نام میانی اسب شب را انتخاب کرد، زمانی که به عنوان عضو قبیله ثبت نام کرد و در سال 1982 به عضویت شورای روسای آن درآمد.
آقای. دو ازدواج اول کمپبل با فسخ و طلاق به پایان رسید. از سال 1966، او با لیندا (پرایس) کمپبل، معلم مدرسه دولتی ازدواج کرده بود. آنها یک پسر به نام کالین و یک دختر به نام شانان داشتند. بازماندگان او شامل همسر، دو فرزند و چهار نوه او هستند.
Mr. کمپبل «جودو قهرمانی: آموزش مته» (1974) را نوشت، و بعداً در مزرعه خود در نزدیکی ایگناسیو، کولو، به آموزش و پرورش اسب های مسابقه قهرمانی پرداخت. او گواهینامه خلبانی گرفت و یک هواپیمای کوچک خرید تا اجناسش را به دلالان برساند.
یک روز در سال 1982 که قصد داشت از فرودگاه کوچکی در جنوب غربی کلرادو به کالیفرنیا پرواز کند، توسط رعد و برق شدید زمین گیر شد. برای کشتن چند ساعتی، او به دورانگو رفت و به جلسه علنی رهبران محلی دموکرات که در حال انتخاب نامزدها برای دفاتر مختلف بودند رفت. او حتی برخاست و یک سخنرانی پویا و با ستایش از دوستی که برای کلانتر نامزد شد، ایراد کرد.
سپس نامزدهای دریافت کرسی در مجلس قانونگذاری ایالتی شد.
هیچکس داوطلب نشد.
آقای کمپبل به زندگینامهاش گفت: «به یاد دارم که یک نفر احساس خوبی نداشت. "یک نفر دیگر خیلی سرش شلوغ بود. در نهایت، هیچ کس نمی توانست یا نمی توانست این کار را انجام دهد. به طور پیش فرض، بیش از هر چیز دیگری، حدس می زنم، همه شروع به نگاه کردن به من کردند."
"آیا شما علاقه مند هستید؟" شخصی پرسید.
"خب..."
آقا. کمپبل چهار سال در وزارتخانه خدمت کرد. او از هیچ قانون اساسی حمایت نکرد، اما قانونگذاران همکارش او را یکی از 10 قانونگذار برتر کلرادو معرفی کردند. به زودی، او به واشنگتن رفت. پس از خروج از سنا در سال 2005، او لابی گر شرکت حقوقی هالند اند نایت در واشنگتن شد. او بعداً شرکت لابی خود را با نام Ben Nighthorse Consultants تأسیس کرد.
Lake Nighthorse، مخزنی در شهرستان لاپلاتا، کللو، به افتخار او نامگذاری شد.
Jack Healy در ارائه گزارش مشارکت داشت.