به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

"Wozzeck" برگ پس از 100 سال همچنان ما را شوکه می کند

"Wozzeck" برگ پس از 100 سال همچنان ما را شوکه می کند

نیویورک تایمز
1404/09/23
10 بازدید

هنگامی که 100 سال پیش اپرای "Wozzeck" آلبان برگ برای اولین بار در برلین دیده شد، با پیچ و تاب موسیقایی مخاطبان خود را به هیجان آورد.

هواداران اپرا به آثار مدرنی عادت داشتند که ایده های سنتی فرم و صدا را کنار گذاشته بودند. و در بیشتر موارد آن‌ها با «ووزک»، یک تریلر بی‌دریغ و غم‌انگیز درباره‌ی سربازی که به‌دلیل تحقیر و جنون به قتل کشیده می‌شود، به این نتیجه رسیدند، که به سبکی نوشته شده بود که برگ را به یکی از آهنگسازان آوانگارد بزرگ زمان خود تبدیل می‌کرد.

اما در اوج «ووزک»، برگ به جهان‌نمای خود و به‌عنوان «بایونر» انتخاب شد. زاری در اندوه.

این یک لحظه احساس ناب است و از ناکجاآباد می آید. تا این مرحله، ارکستر که به جای برگ ایستاده است، نقش ناظر منفعل و حتی سرد را بازی می کند. اما سپس او از پشت پرده بیرون می‌آید تا مداحی را از طریق موسیقی ارائه کند، که الهام‌بخش انیمیشن‌های آخرالزمانی هنرمند ویلیام کنتریج

این قطعه در د مینور، کلیدی به طور طبیعی غم‌انگیز است، و به سبکی احساسی و فوری نوشته شده است، چیزی که مخاطبان اولین نمایش احتمالاً از سمفونی‌های رمانتیک اواخر گوستاو مالر در اوایل قرن بیستم می‌دانستند. برای آهنگساز آتونال و مدرنیستی مانند برگ، این تقریباً یک گام به عقب برای تاریخ موسیقی است.

اما، واقعاً نقطه تلاقی سنت و نوآوری است. تصدیق این که، حتی در عصر تغییرات بنیادی هنری، احساس احساس است.

اومانیسم برگ در اینجا تنها یکی از دلایلی است که "وزک" هنوز به شدت در حال حرکت است. مورد دیگر این است که چگونه موسیقی کاملاً و به آرامی با طرح ادغام شده است و اپرا را در ناب ترین شکل ایده آل خود نشان می دهد.

«Wozzeck» به یک محیط اشاره می کند اما به طور دقیق در هیچ زمان یا دوره ای اتفاق نمی افتد. با این حال، برای مخاطبانی که جنگ جهانی اول در ذهنشان تازه شده بود، به طرز تکان دهنده ای طنین انداز بود که سربازی را به تصویر بکشد که در سیستمی بسیار بزرگتر از خودش گیر افتاده و دیوانه شده است. و این اپرا هنوز هم قدرت شوکه‌کردن را دارد: شگفت‌انگیز قلب ملاقات، تا زمانی که تضاد و نابرابری در جهان وجود داشته باشد، ضربه‌ای به دل خواهد زد.

به طرز شگفت‌آوری، این اولین اپرای برگ نیز بود. او تجربه زیادی در ساختن آهنگ های هنری داشت،اما الهام گرفته نشد تا به طور کامل به نوشتن یک اثر دراماتیک متعهد شود تا زمانی که نسخه ای از نمایشنامه غم انگیز گئورگ بوشنر "Woyzeck" را دید که در قرن نوزدهم ناتمام و به صورت تکه تکه رها شده بود، سپس مونتاژ شد و در نهایت در آن اجرا شد. 1913.

زمان بندی بد بود. برگ این نمایشنامه را در بهار 1914 دید و بلافاصله آن را به سه پرده از پنج صحنه درآورد. اما تابستان آن سال، جنگ در اروپا شروع شد و یک سال بعد، او به خدمت سربازی اتریش-مجارستان فراخوانده شد. زمانی که در ارتش بود، او شروع کرد به احساس نزدیکی و نزدیکی به وزنک، و به همسرش گفت: "من کمی در او وجود دارد، زیرا من این سال های جنگ را به عنوان وابسته به افرادی که از آنها متنفرم گذرانده ام. در زنجیر، بیمار، اسیر، مستعفی، تحقیر شده بودم." alt="یک ژورنال تئاتر مربوط به اولین نمایش "Wozzeck" در دسامبر 1925 در برلین. بالای آن "Das Theatre" و در زیر تصویری از Wozzeck و Marie در صحنه فیلمبرداری است." src="https://static01.nyt.com/images/2025/12/14/multimedia/14cul-wozzeck-lzvj/14cul-wozzeck-lzvj-articleLarge.jpg?quality=75&auto=webp&disable=upscale>pictureAnal Das Theater پس از اولین نمایش "Wozzeck" در دسامبر 1925 منتشر شد.اعتبار...موسیقی و هنر لبرشت، از طریق Alamy

تا حدی به این دلیل محبوب است که در سطح بنیادی درام به خوبی کار می‌کند. این اپرا تنها در 90 دقیقه صحنه‌های اپیزودیک و اغلب مضطرب و بدون فضایی برای بازتاب یا استراحت مخاطب، به تصویر کشیده می‌شود. با بررسی دقیق‌تر، می‌توانید ببینید که چقدر دقیق ساخته شده است، از یادداشت‌های آغازین شروع می‌کنیم: قتل ووزک از ماری، همسر معمولی‌اش، در یک عبارت رو به پایین پیش‌بینی می‌شود که بسیار بعداً زمانی که در هنگام مرگ فریاد می‌زند «کمک کن!» در حال مرگ است.

پیش‌بینی می‌شود. اولی مجموعه ای از پنج قطعه شخصیت، دومی سمفونی پنج موومانی و سومی مجموعه ای از اختراعات، یا ترکیب بندی های کوتاه بر اساس یک ایده واحد است. بنابراین، اگرچه برگ با «ووزک»، یک اپرای آتونال تمام‌قد، چیزی واقعاً جدید خلق می‌کرد، او همچنین در اصل موسیقی کلاسیک می‌نوشت.

این نقطه اوج احساسی در پایان تنها زمانی نیست که برگ به نظر می‌رسد مالر را به یاد می‌آورد. صحنه‌ای در پرده دوم شبیه یک اسکرزوی مالر است، یک حرکت سنتی سبک‌دل که به صورت طنز تاریک ساخته می‌شود و سبک‌های محبوب را از درون منشوری کنایه می‌گذراند. در مورد برگ، این یک والس است:

برگ همچنین مانند همه همتایان اپرا خود، زیر سایه ریچارد واگنر می‌نوشت، که زبان موسیقی را به شدت تغییر داد و استفاده از لایت‌موتیف‌ها را تکامل بخشید، عبارات موسیقی که تکرار می‌شوند تا به چیزی خاص اشاره کنند، مانند نشانه‌هایی در «جنگ ستارگان». رایج ترین مورد در "Wozzeck" برای اولین بار در صحنه آغازین شنیده می شود که Wozzeck می خواند، "wir arme Leut" یا "we poor folk."

این قلب "Wozzeck" در سه کلمه است. در سرتاسر اپرا بازمی گردد: در اینترلودهای ارکسترال؛ در حالی که ووزک در خانه با ماری صحبت می کند. حتی به شکل یک والس گروتسک

ممکن است همه این جزئیات دقیق برای داستان دیوانگی عجیب به نظر برسد، اما محققان این نظریه را مطرح کرده‌اند که شکل وسواس‌آمیز اپرا با دیوانگی ووزک تفاوت چندانی ندارد. مطالعه نمره می تواند نوعی پارانویا را القا کند. شما همه جا به دنبال الگوها هستید. شما به اعداد شناسی روی می آورید تا چیزها را بفهمید.

حفره خرگوشی تفسیر "Wozzeck" با رژه اختراعاتش در سومین پرتگاه به چیزی بیشتر شبیه پرتگاه تبدیل می شود. با هفت تغییر در یک موضوع شروع می‌شود که هفت معیار طول می‌کشد:

اینترلود ارکستری که در ادامه می‌آید اختراعی کوچک روی کلید D است. این همان فوران عاطفی است، چیزی که برگ زمانی آن را «توسل به بشریت» نامید. سپس ما در صحنه پایانی هستیم، اختراعی در حرکت دائمی، نت های هشتم ثابت از ابتدا تا انتها. این یک تردمیل موسیقی است، خسته کننده و بیش از حد با توجه به آنچه روی صحنه اتفاق می افتد: پسر ووزک در جایی که مادرش به قتل رسیده است می نوازد، و در حالی که بچه های دیگر با تلنگری به بدن او اشاره می کنند، پسر با یک حرکت بی گناه "hopp, hopp!"Hopp, Hopp، به موسیقی می پیوندد. نتیجه گیری گوش شما به نوعی آکورد پایانی می خواهد، شاید حتی وضوح، اما در عوض سازهای بادی به طور متناوب بین دو نت هشتم حرکت می کنند. در تولید کنتریج، تماشاگران با نگاهی ناآرام به پسر وزنک که توسط یک عروسک به تصویر کشیده می‌شود، می‌مانند. اپرا طوری به پایان می رسد که گویی در وسط یک جمله است:

یا شاید به نظر می رسد که ادامه می دهد. برگ یک بار گفت که نوار پایانی "Wozzeck" به نوار اول مرتبط است. این تراژدی می تواند بارها و بارها خود را تکرار کند. موسیقی و داستان در اینجا یکی هستند. برگ در اولین تلاش خود، کد اپرا را شکست. برگ، شاید با طفره رفتن، گفت که برای شروع هرگز به دنبال اصلاحات نبوده است. بعدها، بنجامین بریتن دستگاه خود را از اینترلودهای ارکسترال برای اولین اپرای خود، "پیتر گرایمز" قرض گرفت. و شدت تسلیم ناپذیر "وزک" جای خود را به وحشی "بانو مکبث متسنسک" دیمیتری شوستاکوویچ داد. اما برگ واگنر نبود، و همچنین مانند ریچارد اشتراوس 20 سال قبل با نسخه اقتباسی از نت‌های اقتباسی از اوسکار اقتباسی از نت‌های بازش، مدرنیسم را در اپرا رها نکرده بود. "سالومه."

در عوض، "وزک" به نظر می‌رسد در حالی که بیرون از آن ایستاده از سنت اپرا پیروی می‌کند. این برای اثری مناسب است که به نظر می رسد می تواند در هر لحظه از تاریخ مدرن نوشته شده باشد. این فیلم که در تاریکی جنگ جهانی اول ساخته شده است، به همان اندازه در ویتنام و عراق، در اوکراین و غزه صادق است. برگ ممکن است همیشه پیامی برای ما داشته باشد، دلخراش، تکان دهنده و کاملاً از طریق موسیقی ارتباط برقرار کند. جسی نورمن و ارکستر سمفونیک لندن، به رهبری پیر بولز، "Altenberg Lieder" (سونی); ارکستر و گروه کر اپرای پاریس و همکاران، به رهبری پیر بولز، "Wozzeck" (سونی); فیلارمونیک بی بی سی، به رهبری ادوارد گاردنر، "پیتر گرایمز: چهار میان دریا" (چاندوس)؛ ارکستر سمفونیک بوستون و همکاران، به رهبری آندریس نلسون، "بانو مکبث از Mtsensk" (دویچه گرامافون). فیلارمونیک وین، به رهبری گئورگ سولتی، "سالومه" (دکا)