"Wozzeck" برگ پس از 100 سال همچنان ما را شوکه می کند
هنگامی که 100 سال پیش اپرای "Wozzeck" آلبان برگ برای اولین بار در برلین دیده شد، با پیچ و تاب موسیقایی مخاطبان خود را به هیجان آورد.
هواداران اپرا به آثار مدرنی عادت داشتند که ایده های سنتی فرم و صدا را کنار گذاشته بودند. و در بیشتر موارد آنها با «ووزک»، یک تریلر بیدریغ و غمانگیز دربارهی سربازی که بهدلیل تحقیر و جنون به قتل کشیده میشود، به این نتیجه رسیدند، که به سبکی نوشته شده بود که برگ را به یکی از آهنگسازان آوانگارد بزرگ زمان خود تبدیل میکرد.
اما در اوج «ووزک»، برگ به جهاننمای خود و بهعنوان «بایونر» انتخاب شد. زاری در اندوه.
این قطعه در د مینور، کلیدی به طور طبیعی غمانگیز است، و به سبکی احساسی و فوری نوشته شده است، چیزی که مخاطبان اولین نمایش احتمالاً از سمفونیهای رمانتیک اواخر گوستاو مالر در اوایل قرن بیستم میدانستند. برای آهنگساز آتونال و مدرنیستی مانند برگ، این تقریباً یک گام به عقب برای تاریخ موسیقی است.
اما، واقعاً نقطه تلاقی سنت و نوآوری است. تصدیق این که، حتی در عصر تغییرات بنیادی هنری، احساس احساس است.
اومانیسم برگ در اینجا تنها یکی از دلایلی است که "وزک" هنوز به شدت در حال حرکت است. مورد دیگر این است که چگونه موسیقی کاملاً و به آرامی با طرح ادغام شده است و اپرا را در ناب ترین شکل ایده آل خود نشان می دهد.
«Wozzeck» به یک محیط اشاره می کند اما به طور دقیق در هیچ زمان یا دوره ای اتفاق نمی افتد. با این حال، برای مخاطبانی که جنگ جهانی اول در ذهنشان تازه شده بود، به طرز تکان دهنده ای طنین انداز بود که سربازی را به تصویر بکشد که در سیستمی بسیار بزرگتر از خودش گیر افتاده و دیوانه شده است. و این اپرا هنوز هم قدرت شوکهکردن را دارد: شگفتانگیز قلب ملاقات، تا زمانی که تضاد و نابرابری در جهان وجود داشته باشد، ضربهای به دل خواهد زد.
به طرز شگفتآوری، این اولین اپرای برگ نیز بود. او تجربه زیادی در ساختن آهنگ های هنری داشت،اما الهام گرفته نشد تا به طور کامل به نوشتن یک اثر دراماتیک متعهد شود تا زمانی که نسخه ای از نمایشنامه غم انگیز گئورگ بوشنر "Woyzeck" را دید که در قرن نوزدهم ناتمام و به صورت تکه تکه رها شده بود، سپس مونتاژ شد و در نهایت در آن اجرا شد. 1913.
زمان بندی بد بود. برگ این نمایشنامه را در بهار 1914 دید و بلافاصله آن را به سه پرده از پنج صحنه درآورد. اما تابستان آن سال، جنگ در اروپا شروع شد و یک سال بعد، او به خدمت سربازی اتریش-مجارستان فراخوانده شد. زمانی که در ارتش بود، او شروع کرد به احساس نزدیکی و نزدیکی به وزنک، و به همسرش گفت: "من کمی در او وجود دارد، زیرا من این سال های جنگ را به عنوان وابسته به افرادی که از آنها متنفرم گذرانده ام. در زنجیر، بیمار، اسیر، مستعفی، تحقیر شده بودم." alt="یک ژورنال تئاتر مربوط به اولین نمایش "Wozzeck" در دسامبر 1925 در برلین. بالای آن "Das Theatre" و در زیر تصویری از Wozzeck و Marie در صحنه فیلمبرداری است." src="https://static01.nyt.com/images/2025/12/14/multimedia/14cul-wozzeck-lzvj/14cul-wozzeck-lzvj-articleLarge.jpg?quality=75&auto=webp&disable=upscale>
تا حدی به این دلیل محبوب است که در سطح بنیادی درام به خوبی کار میکند. این اپرا تنها در 90 دقیقه صحنههای اپیزودیک و اغلب مضطرب و بدون فضایی برای بازتاب یا استراحت مخاطب، به تصویر کشیده میشود. با بررسی دقیقتر، میتوانید ببینید که چقدر دقیق ساخته شده است، از یادداشتهای آغازین شروع میکنیم: قتل ووزک از ماری، همسر معمولیاش، در یک عبارت رو به پایین پیشبینی میشود که بسیار بعداً زمانی که در هنگام مرگ فریاد میزند «کمک کن!» در حال مرگ است.
پیشبینی میشود. اولی مجموعه ای از پنج قطعه شخصیت، دومی سمفونی پنج موومانی و سومی مجموعه ای از اختراعات، یا ترکیب بندی های کوتاه بر اساس یک ایده واحد است. بنابراین، اگرچه برگ با «ووزک»، یک اپرای آتونال تمامقد، چیزی واقعاً جدید خلق میکرد، او همچنین در اصل موسیقی کلاسیک مینوشت.
این نقطه اوج احساسی در پایان تنها زمانی نیست که برگ به نظر میرسد مالر را به یاد میآورد. صحنهای در پرده دوم شبیه یک اسکرزوی مالر است، یک حرکت سنتی سبکدل که به صورت طنز تاریک ساخته میشود و سبکهای محبوب را از درون منشوری کنایه میگذراند. در مورد برگ، این یک والس است: