نقد کتاب: «رایش آمریکایی» اثر اریک لیختبلائو
رایش آمریکایی: قتلی در اورنج کانتی، نئونازیها و عصر جدید نفرت، اثر اریک لیختبلاو
نوشتن کتابی غیرداستانی تحقیقاتی برای نویسنده و ناشر یک جهش ایمانی است. با محاسبات محافظه کارانه، حداقل چندین سال برای چنین پروژه ای لازم است، زیرا اغلب به مصاحبه های متعدد، غربال کردن صفحات بی شماری از اسناد قانونی و ماه ها بررسی واقعیت نیاز دارد. نویسنده نمیداند که اثری که شبها و آخر هفتهها را خورده است پس از انتشار به موقع خواهد بود یا خیر. یا، در واقع، اگر حتی مطلوب باشد.
نویسنده کتابی در مورد مثلا قتل یک نوجوان یهودی عجیب و غریب در سال ۲۰۱۸ توسط یک نئونازی ممکن است ترجیح دهد که در زمانی منتشر شود که چنین خشونتهایی مانند یادگار دورانی کمتر روشنفکر به نظر میرسد، و نه زمانی که محافظهکاران نسبت به Adolfler ابراز محبت میکنند. آمریکاییها دائماً مورد حمله قرار میگیرند و جنایت یهودیستیزانه بهطور فزایندهای روتین به نظر میرسد.
در قلب جاهطلبی اریک لیختبلائو، «رایش آمریکایی» - چهارمین کتاب او - داستان متقاطع یک قربانی و یک مجرم است. بلیز برنشتاین یک دانشجوی کوچک و زودرس در دانشگاه پنسیلوانیا بود که به ادبیات و شعر علاقه داشت. تا آن زمان، او با همجنسگرایی خود راحت شده بود، اما همیشه اینطور نبود. در دبیرستان در اورنج کانتی، کالیفرنیا، او فکر می کرد که ممکن است همجنسگرا یا دوجنسگرا باشد. مثل خیلی ها، او نامطمئن بود. با این حال، هر دو احتمال، او را در جایی آسیبپذیر کرد که لیختبلائو آن را به عنوان «پتری دیش برای برتریطلبان سفیدپوست جوان که مشتاقند فرهنگ خود را از اقلیتها پس بگیرند، آسیبپذیر کرد». دانش آموزان هنرمند وودوارد در خانوادهای با عدم تحمل بزرگ شد، پدری که نگران این بود که «همجنسبازان» مدرسه ممکن است پسرش را «تبدیل» کنند. پرتره وودوارد به کلیشهای نزدیک است، که بیشتر از سادهاندیشی نئونازیها سخن میگوید تا خطای نوشته لیختبلائو. پرچم کنفدراسیون روی تخت وودوارد آویزان است. "دفترچه خاطرات نفرت" دیجیتال، که در آن نفرت خود را تخلیه کرد. و دید هنری باریک که طرح هایی با مضمون نازی را در بر می گرفت. روی یکی از این طرحها، از چاقوی آغشته به خون و جمجمه، نوشته بود: «متن خستهکننده است اما قتل نه.»
این مشاهدهای بیهوده نبود. وودوارد یکی از اعضای بخش Atomwaffen بود، یک گروه نئونازی که از انبوه انجمن های آنلاین برخاست و از انتخاب اولین رئیس جمهور سیاه پوست آمریکا به عنوان ابزاری برای استخدام استفاده کرد. بنیانگذار آن، که فیزیک هستهای را در دانشگاه فلوریدا جنوبی خوانده است - Atomwaffen آلمانی به معنای "بمب اتمی" است - به دنبال همسفرانی میگشت که تمایل به خشونت داشتند. علیرغم گچ بری آگهیهای تبلیغاتی این گروه در محوطههای کالج، اعضا معمولاً بیسواد بودند. وودوارد با ادعای I.Q. از 121، "یک متفکر واقعی در نظر گرفته شد." او هوش خارقالعادهاش را برای خواندن هر گونه ادبیات فاشیستی در دسترس قرار داد.
باورهای سیاسی وودوارد - بیزاری مشهور از همجنسگرایان و یهودیان - برای برنشتاین خبری نبود. بنابراین، زمانی که وودوارد، یک سال یا بیشتر پس از فارغالتحصیلی از دبیرستان، شروع به ارسال پیامهای عشوهآمیز برای برنشتاین کرد، عجیب به نظر میرسید. برنشتاین به یکی از دوستانش گفت که ارتباط با وودوارد "افسانه ای" خواهد بود. و به این ترتیب، هنگامی که برتری گرایان سفیدپوست، مسلح به چاقوی تاشو، پیشنهاد کرد که در تعطیلات زمستانی به پارکی برسند، مرد جوان یهودی موافقت کرد. برنشتاین هرگز به خانه نیامد.
لیختبلائو، گزارشگر سابق نیویورک تایمز و نویسنده دو کتاب قبلی درباره نازیها، کار بسیار واضحی را در قرار دادن اتموافن در میان گروههای Küxlan انجام داده است. همچنین بسترهای مبهم برتری سفیدپوستان، از جمله Blue-Eyed Devils، گروهی که آهنگ امضای آن با عنوان تخیلی "White Power" بود. انجمنهای آنلاین مانند Iron March، که شعار آن تا حدی عبارت است از: Race War Now! 1488 boots on the ground! و جنبش برخاست، که اعضای آن در گردهمایی بدنام «حق را متحد متحد کن» در شارلوتزویل، ویرجینیا، در سال 2017 نمایندگی کردند.
که بر سر این جناحها - و در واقع، بر کل کتاب - مینشیند، قهرمان وودوارد است: دونالد ترامپ. Lichtblau به طرز ماهرانه ای پیامدهای پایدار اولین مبارزات انتخاباتی موفقیت آمیز ترامپ را ترسیم می کند که در سال 2015 آغاز شد و در پی آن جنایات ناشی از نفرت، که سال ها در حال کاهش بود، افزایش یافت و اکنون به "بالاترین سطوح ثبت شده توسط F.B.I از زمانی که شروع به ردیابی آنها کرده است، بیش از دو برابر شده در یک دهه است."
تصمیم لیختبلاو برای توصیف قتل با شرح وقایع افزایش چاقوکشیها، ضرب و شتمها و تیراندازیهای نفرتانگیز در کالیفرنیای جنوبی، بسیار ضعیفترین، اما ضعیفترین و ضعیفترین کتاب است. بخش های طولانی "رایش آمریکایی" وجود دارد که در آن بلیز برنشتاین به سادگی ناپدید می شود. این شاید نتیجه مشکل ذاتی در گزارش گسترده در مورد جوانان باشد. صرفاً یک زندگی کامل از مواد برای من وجود ندارد. «بلیز مانند نامش جرقهای در مورد او داشت» این چیزی است که شخص مینویسد در حالی که چیز دیگری برای گفتن وجود ندارد.
این یک سخن گفتن است و دستاورد لیختبلائو را تضعیف نمیکند. "رایش آمریکایی" به طرز دلخراشی در لحظه است و واقعیت کنونی ما را با جزئیات ترسناک تداعی می کند. فقط می توان امیدوار بود که روزی موضوع آن به گذشته منتقل شود.
رایش آمریکایی: قتل در اورنج کانتی، نئونازی ها، و عصر جدید نفرت | توسط اریک لیختبلاو | کوچولو، قهوه ای | 340 صفحه | 30 دلار