نقد و بررسی کتاب: اسیران و همراهان، نوشته جاستین ماروزی و ریشه های فکری برده داری آمریکا، نوشته جان ساموئل هارفام.
اسرا و همراهان: تاریخچه برده داری و تجارت برده در جهان اسلام، نوشته جاستین ماروزی
زمانی که جاستین ماروزی روزنامه نگار بریتانیایی در حال پوشش خبری قیام سال 2011 در لیبی بود، با چیزی مواجه شد که عمیقاً با او مواجه شد. هنگامی که در طرابلس با گروهی از شورشیان ملاقات کرد، شنید که چرخش خود را به یک رفیق سیاهپوست کرد و گفت: "هی، برده! برو و برای من قهوه بیاور!"
همانطور که ماروزی در "اسیران و همراهان" می نویسد، تاریخ غم انگیز برده داری او در خاورمیانه، شورشیان دیگر می نویسد: "حتی اگر آنها به طور واضح "مشخص بودند." نه.
روش برده داری امروزه در خاورمیانه به شکل های سایه ادامه دارد. برای مثال، در لبنان و قطر، «سیستم کفالا» مهاجران آفریقایی را به عنوان خدمتکار یا کارگران ساختمانی به قراردادهای اجباری وا می دارد. اما آنچه که ماروزی را در سال 2011 بسیار دلسرد کرد، یک مورد بندگی واقعی نبود. این واقعیت این بود که اصطلاح "برده" هنوز در استفاده منظم، حتی خارج از متن اصلی خود بود. چگونه چنین اظهارات گاه به گاه با میراث هزار ساله اسارت در منطقه مرتبط است؟
همانطور که ماروزی این سؤال را در «اسیران و همراهان» بررسی میکند، او انواع زیادی از مردم برده را به نمایش میگذارد - خواجهها، زنان حرمسرا، مزدوران امروزی، مزدورهای امروزی، مزدورهای امروزی، مزدورهای غیرقانونی را به نمایش میگذارد. لیبی، ترکیه، عراق، ایران، یمن، عمان و عربستان سعودی، در عین حال نشان میدهند که چگونه واقعیتهای اسارت در این مکانها با بردهداری آشناتر غرب متفاوت است.
تا اواخر قرن نوزدهم، بردهداری یک نهاد تقریباً جهانی بود، اگرچه در انواع مختلفی به کار میرفت که کلمه به سختی میتوانست همه آنها را در بر بگیرد. روایت ماروزی در سال 632 با یک "زن آزاده" در خلافت اول آغاز می شود که برده ای را به رختخواب برد، با این فرض که این حق او است که در قرآن آمده است. داستان تا امروز ادامه دارد، زمانی که نویسنده از مردی بازدید میکند که بدون دستمزد برای ارباب در مالی کار میکند.
مروزی از دامنهی علاقهاش به عنوان «جهان اسلام» یاد میکند، ظاهراً به این دلیل که بردهداری، مانند بسیاری از بیانصافیهای دیگر، با وجود قوانین موجود در قوانین مذهبی توجیه میشود. مروزی می نویسد که حضرت محمد نیز مانند ابراهیم، مالک بی دردسر بردگان بود و «مشروعیت برده داری، آن گونه که قرآن بیان کرده است، جای بحث ندارد.
اما آیا سوابق و دستورات قرآنی تعیین کننده بود؟ همانطور که خود نویسنده به سرعت متذکر میشود، تقریباً هیچکس از دستورالعملهای رسمی در مورد بردهداری پیروی نمیکند، بهویژه قوانینی که حقوق بردهها را منع میکنند، که ماروزی به ما میگوید «مترقیترین» ادیان ابراهیمی بودند. او میگوید: «در حالی که مسیحیان در برابر خدا ادعای برابری میکردند، یهودیان برای زنا با بردهها مجازاتهای کاهشیافته در نظر میگرفتند و رومیها فحشای بردهها را ممنوع میکردند، فقط قرآن هر سه را انجام میداد.
اطاعت انتخابی از کتاب مقدس منحصر به بردگان مسلمان نبود. همانطور که مورخانی مانند جان ساموئل هارفام و جیمز مک دوگال در یک جفت تاریخ جدید استدلال می کنند، نخبگان اروپایی و خاورمیانه نگرش خود را نسبت به برده داری نه تنها در متون مذهبی، بلکه در مخالفت با مفاهیم باستانی پایه ریزی کردند - قانون روم برده داری را مصداق بدشانسی برای بردگان می دانست. در همین حال، ارسطو استدلال کرده بود که برخی از مردم «طبیعت» برده بودند. با تغییر علایق مادی، تأکید متافیزیکی تمایل داشت تا مطابق با آنها تغییر کند.
علیرغم عنوان فرعی، رضایتبخشترین بخشهای کتاب ماروزی نه در قسمتهای پیچ در پیچ تفسیر مذهبی یا سکولار، بلکه در لحظههای بلند پرواز T.E. داستان سرایی به سبک لارنس، جایی که نویسنده شیوه های آشفته برده داری را در خاورمیانه توصیف می کند. به عنوان مثال در مورد عنترا بن شداد، مرد شمشیرباز قرن ششمی، "کسی که انتقال از برده عربی آفریقایی به شوالیه جوانمرد، جنگجوی وحشی، مظهر فضیلت مردانه و شاعر عاشقانه و جهنمی را پیش از مرگش در آستانه ورود عربها به نام "عربها" مدیریت کرد. حتی دراماتیک تر بود او که در حوالی سال 1655 در حبشه (اتیوپی کنونی) به دنیا آمد، در کودکی دستگیر شد و به عنوان خواجه در دربار ترکیه مجبور به خدمت شد، جایی که طبق برخی روایتها، او به قدرتمندترین مرد امپراتوری عثمانی تبدیل شد، «سازنده بیرحمانه مؤثر و ناسازگار وزیران».
اکثر مردم برده شده در طول قرنها مادام العمر در اسارت بودند و صاحبانشان با آنها رفتار غیرانسانی داشتند.
نژادپرستی در عمل به بردگی توسط مسلمانان چقدر اهمیت داشت؟ ماروزی معتقد است که ظهور تعصب نژادی در خاورمیانه ممکن است چندین قرن قبل از ظهور نژادپرستی مدرن اروپایی باشد. او به عنوان مثال از نصیرالدین طوسی، فیلسوف ایرانی قرن سیزدهم، نقل میکند: «سیاهپوست در هیچ چیز با حیوان تفاوتی ندارد، مگر اینکه دستانش از زمین بلند شده است. اینکه چقدر چند متن انتخاب شده قرون وسطایی با نگرش میلیونها انسان روزمره در میلیونها جریب زمین مطابقت دارد، بسیار مبهم به نظر میرسد.
ماروزی پس از سفر به اکثر کشورهایی که دربارهاش مینویسد، از مشکلات پروژه خود آگاه است. به نظر میرسد که او میداند که چقدر آسان است که به تعمیمهای تنبل درباره فرهنگ اسلامی بپردازیم، و با این کار، خودباوری غربی را تقویت کنیم. با این وجود، به نظر می رسد ماروزی تمایلی به رهایی از برخی از قوی ترین اسطوره های عصر ویکتوریا ندارد. برای مثال، او استدلال میکند که تجارت برده عثمانی «به مرگ طبیعی نمرده است». درعوض، "تحت فشار بی امان اروپا، برای دهه ها در قرن نوزدهم پژمرده شد تا اینکه سرانجام در قرن بیستم مرد." دلایل خاص خود را برای خاتمه دادن به تجارت، هر چند به طور قطع، داشتند. اصلاحطلبان عثمانی قرن نوزدهم به تشویق کمی برای ریشهکن کردن نظام بردهداری که توسط نخبگانی که میخواستند سرنگون کنند، اداره میشدند، نیاز داشتند. بوروکرات های لغو لغو محلی، احکام اسلامی که لغو لغو و تغییرات در کشاورزی را تایید می کند، همگی احتمالاً به همان اندازه در پایان بردگی عثمانی نقش داشته اند که سرزنش مقامات بریتانیایی که در دهه های 1840 و 1840 به امپراتوری اعزام شده بودند.
Marozzi ترجیح می دهد که در مورد کتاب خود زیاد فکر نکند. او می نویسد: «داستان ما درباره مورخان نیست. این یک تاریخچه تاریخ نیست.» اما، برای وام گرفتن یک عبارت، روزنامهنگارانی که خود را از تأثیر تاریخنگاری معاف میدانند، اغلب اسیر برخی از مورخان منقرض شدهاند.
در مورد ماروزی، آن مورخ ممکن است پروفسور پرینستون، برنارد لوئیس باشد، که «نژاد و رنگ در اسلام» که در سال 1971 منتشر شد، میکوشید تا مسلمانان رادیکال آمریکایی و سیاهپوست را تضعیف کند. لوئیس نوشت، برخلاف ایدهآل جهانشمولی که مالکوم در اسلام پیدا کرده بود، تاریخچهای طولانی از تعصب علیه افراد تیرهپوست در جوامع عربی وجود داشت. عراق و افغانستان قربانیان بی گناه قدرت امپریالیستی اروپا بودند. در عوض، او پیشنهاد کرد، فراگیر شدن برده داری در خاورمیانه نشان داد که آنها به تنهایی مرتکب شر بوده اند. جای تعجب نیست که لوئیس در حالی که دولت جورج دبلیو بوش برای حمله به عراق آماده میشد، به یکی از محققان درباری مورد علاقه دولت جورج دبلیو بوش تبدیل شد.
«اسیران و همراهان» نسبت به کتابهای لوئیس خواندنی جذابتر و کمتر بحثبرانگیز است، و ماروزی سزاوار این است که موضوعی وسیع را با داستانهای زنده و روشنتر به اقیانوس اطلس پرتاب کند. توسعه.
با این حال خوانندگان "اسیر و همراهان" باید مراقب باشند که با ناراحتی خود چه می کنند. در آغاز قرن بیستم در کنگو، لئوپولد دوم، پادشاه بلژیک، کمپین بردگی را به راه انداخت که منجر به کشته شدن 10 میلیون نفر شد. بی جهت نبود که او مأموریت خود را ریشه کن کردن برده داری اعراب اعلام کرد.
اسرا و همراهان: تاریخ برده داری و تجارت برده در جهان اسلام | توسط جاستین ماروزی | پگاسوس | 524 صفحه | 35 دلار