به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

نقد و بررسی کتاب: «چگونه کایوت بپزیم» نوشته بتی فوسل

نقد و بررسی کتاب: «چگونه کایوت بپزیم» نوشته بتی فوسل

نیویورک تایمز
1404/10/02
4 بازدید

چگونه یک کایوت بپزیم: لذت پیری، نوشته بتی فاسل


چند سال پیش، بتی فوسل، نویسنده غذا، از بخش درگذشت نیویورک تایمز تماس گرفت. او در کتاب «چگونه یک کایوت بپزیم»، خاطرات جدید دلپذیر و کوچکش، می نویسد، خبر خوب این بود که او برای یک مراسم ترحیم قبلی مصاحبه می کرد. او از خوشحالی فریاد کشید و پرندگان بیرون پنجره اش را ترساند.

او می نویسد، خبر بد، پارانویا بود. سوالات obit شخصی شدند. آیا این نوع جدیدی از کلاهبرداری تلفنی نیجریه ای بود که با هدف افراد مسن با موفقیت بالا انجام می شد؟ او همچنین نگران بود که خبرنگار چیزی در مورد سلامتی او می دانست که او نمی دانست. فوسل مصاحبه را پشت سر گذاشت و شروع به افزودن دو جمله به نماز صبح خود کرد:

خدای عزیز، لطفا اجازه نده که پاپ یا شاه چارلز یا هر ستاره سینما یا موسیقیدان بزرگی همزمان با من بمیرند. فقط دو اینچ به من بده، پروردگارا، بدون غلط املایی.

فوسل که امسال 98 ساله شد، شایسته بیش از دو اینچ تایپ است. او مدت‌هاست که یکی از زمینی‌ترین و باهوش‌ترین نویسندگان آشپزی آمریکا بوده است. بسیاری از بهترین مطالب او چند سال پیش در کتابی با عنوان "بخور، زندگی کن، عشق بورز، بمیر" (به صورت ضعیف و مشتق شده) جمع آوری شده است. این مقاله حاوی یک مقاله خندان و پر از خون است، «درباره کشتار مارماهی‌ها و شستن خوک‌ها»، که باید چاپ شود و در پیش بند هر دانشجوی تازه وارد آشپزی در کشور قرار گیرد.

سرآشپز فوسل، خاطرات او «آشپزخانه من» (1999) است. ازدواج خود با مورخ و منتقد پل فوسل را بازگو می کند. «جنگ‌های آشپزخانه من» حاوی برخی از بهترین نوشته‌هایی است که در مورد مهمانی‌های شام رقابتی اواسط قرن آمریکا دیده‌ام. نسل او نسلی بود که تحت نشان جولیا چایلد به بلوغ رسید و در زیر آن سخت و گاهی دردناک کار کرد.

عنوان فرعی کتاب جدید فوسل برخلاف عقل اعصار، «لذت پیری» است. اگر خواندن آگهی های ترحیم ما را خوشحال می کند که هنوز در جنبه سبز همه چیز هستیم، خاطرات خوب در سنین بالا - مخصوصاً در زمان های اخیر به خاطرات راجر آنجل، دایانا آتیل و دونالد هال فکر می کنم - باعث می شود انسان، به خصوص در این فصل از سال، برای بخش هایی از خودش که هنوز هم به همان شکل کار می کند، سپاسگزار باشیم. باید.

فوسل این روزها تقریباً کاملاً نابینا شده است. او می‌گوید این درست نیست که حواس دیگر شما برای جبران تیزتر می‌شوند. کوری فقط ترس شما را تیز می کند. او از اینکه به فضای کوچکتری در مرکز زندگی کمکی خود در سانتا باربارا، کالیفرنیا نقل مکان می کند، ناراضی است. جایی که زمانی از باتری آشپزی پیچیده یک آشپزخانه خوب فرانسوی استفاده می کرد، اکنون به اجاق مایکروویو محدود شده است.

تصور کتاب او این است که او در حال پختن آخرین وعده غذایی جاه طلبانه است، یک پای کایوت، و ما سر میز او حاضر هستیم. او کایوت خود را از دره هادسون در نیویورک تامین می کند. او می نویسد که طعم آن شبیه گوشت گوزن است، زیرا تا حد زیادی از گوزن تغذیه می کند. او به کایوت‌ها علاقه دارد زیرا فریبکار و تغییر شکل هستند. در آپارتمان او پوست سر تا دم کایوت یکی از صندلی ها را می پوشاند. در تراس، گیاه گلدان او در حال رشد است.

عنوان Fussell اشاره ای به M.F.K است. فیشر «چگونه یک گرگ بپزیم» (1942)، کتاب کلاسیک کمبود، کتابی درباره غذا و آشپزی در زمان جیره بندی زمان جنگ. خاطرات فوسل چیزهای کمی را ارائه می دهد.

اشتهای او همچنان تیز است. هر شنبه صبح، او برای بازدید از بازار کشاورز محلی خود به ون خانه سالمندانش می رود. از سر راه این زن دوری کنید: او می نویسد: "من از واکرم هم به عنوان گاری خواربار فروشی و هم به عنوان مخزن تهاجمی برای بافتن با سرعت کامل استفاده می کنم." "من کارت پیرزن را بازی می کنم و فریاد می زنم "بیپ بیپ!"

این بیرون رفتن او را خسته می کند. به زودی او خانه پاواروتی و ساترلند در سیستم صوتی و مولز مارینیر، یک باگت و «یک لیوان سرد Zaca Mesa Viognier» خواهد بود. فوسل از تنهایی غذا خوردن خوشش نمی‌آید و به وضوح می‌نویسد که انزوای کووید برای افراد مسن چقدر وحشتناک بوده است.

چند زمانی قبل از مرگ او در ۷۷ سالگی، از جان بتجمن شاعر پرسیده شد که آیا پشیمان است یا خیر. او پاسخ داد که ای کاش بیشتر رابطه جنسی داشت. کتاب فوسل در مورد رابطه جنسی است تا جایی که او عاشقانه تعداد معدودی از معشوقه‌هایی را که در دهه‌های پس از طلاق از پل، زمانی که او 55 سال داشت، پیدا کرد، فهرست می‌کند.

یک مرد جوان ترک دارای «قوز شیر، شکم بزرگ و پشت پشمالو» بود، برخلاف «دلتاهای افتادگی و چروک‌هایش». او می نویسد که به خودارضایی ادامه می دهد.

تصویر

این کتاب درباره خانواده است. او دیدار با فرزندانش، سام و تاکی را بازگو می کند. به نظر می رسد که او تا حدودی از اینکه پل فوسل را در «جنگ های آشپزخانه من» به خاطر نفس طاووس و زندگی دوگانه اش کرد، پشیمان است. او این کتاب را در گرمای سفید نوشت، او می‌نویسد: «یک مسخره طنز». پل هرگز او را به خاطر پخش مشکلاتشان نبخشید.

او به سرعت پس از طلاق آنها دوباره ازدواج کرد. مرگ او در سال 2012 "فانتزی فیلم آشتی در بستر مرگ" را از بین برد. همسر جدید پل از بتی ابراز تأسف کرد. او «پل را از فرزندانش جدا کرد و با انتقال ارث موعودشان به فرزندان خود، آنها را از ارث برد.»

سرانجام برای فرزندانش "یک جعبه کوچک خاکستر به همراه تعدادی وسایل شخصی پست شد: یک قلب بنفش، 12 عکس از والدین پل، یک لباس فارغ التحصیلی از دانشگاه و دو ژاکت پروانه خورده." اما فوسل تا پایان عمر شمعی را برای پل روشن نگه داشت. در پایان، به نظر می‌رسد، هر الگوریتمی که در ابتدا این زوج را جفت می‌کرد، آن را به درستی انجام داده بود.

در «چگونه یک گرگ بپزیم» که در اوایل 30 سالگی‌اش نوشته شد، فیشر نوشت: «خوب است، اکنون که جنگ و غافلگیری تریلیون‌ها غافلگیرکننده آن ذهن همه‌مان را به خود مشغول کرده است، با دیگر انسان‌های مسن‌تر در مورد کارهایی که آنها انجام داده‌اند صحبت کنیم.» کتاب فوسل یکی از این گفتگوهای حیاتی است.

پرسیوال اورت در رمان خود با عنوان «من سیدنی پواتیه نیستم» نوشت: «هیچ چیز مهمی همراه با کتابچه راهنما ارائه نمی‌شود». این شامل پیری می شود - بدن ما سفت و سخت شدن مغز ما. یکی از درس‌های کتاب فوسل این است که آنچه را که از عقل شما باقی مانده است، تحریک کنید و به هر قیمتی حس شوخ طبعی خود را دست نخورده نگه دارید. عملکرد آن مانند توری کوچک روی لیموی نصف شده است که از افتادن هسته‌ها در صدف‌های شما جلوگیری می‌کند.

Fussell دستور تهیه پای کایوت خود را ارائه می‌کند. او می نویسد که از بهترین آرد ذرت برای پوسته خود استفاده کنید، حتی اگر باید آن را از طریق پست ارسال کنید. اگر در استفاده از چیزهای خوب شکست خورده اید، "از الهه ذرت طلب بخشش نکنید" برای آشفتگی که ممکن است به وجود بیاید.


چگونه یک کایوت بپزید: لذت دوران پیری | توسط بتی فوسل | نقطه مقابل | 164 صفحه | 27 دلار