نقد و بررسی کتاب: «ماجراهای سیپولینو» نوشته جیانی روداری و «شیرها» اثر سارا پنی پکر
شجاعت در حوزه انحصاری جنگجویان صلیبی و اولین پاسخ دهندگان نیست. وقتی صحبت از موضع گیری به میان می آید، اغلب این جوانان با چشمان پر ستاره و اراده های سرسخت خود هستند که بر بدبینی و شک بزرگسالان غالب می شوند. در دو کتاب تازه منتشر شده برای کودکان - یکی ترجمه انگلیسی یک کلاسیک ایتالیایی و دیگری کاوشی در مورد عواقب غم انگیز اشغال فرانسه توسط نازی ها - شجاعت در یک بسته بندی به اندازه نیم لیتری به دست می آید و برای آن بسیار بهتر است.
قهرمانان ساخته می شوند، نه رشد می کنند - مگر اینکه شما یک پیاز کوچک نمکی از نویسندگان معروف ایتالیایی باشید. رمان شورش سبزیجات، ماجرای سیپولینو (شیر مسحور، 248 صفحه، 29.99 دلار، سن 9 سال به بالا)، که در ابتدا در سال 1951 منتشر شد و برای اولین بار توسط آنتونی به انگلیسی ترجمه شد. شوگار.
زمانی که پدرش به ناحق توسط کاوالیر توماتوی امپراتور زندانی میشود، سیپولینوی جوان برای آزادی او تلاش قهرمانی را آغاز میکند. در طول راه او دوستانی پیدا میکند، مانند استرابریت، خدمتکار خانهای که برای Cavalier Tomato کار میکند و به عنوان جاسوس وفادار Cipollino خدمت میکند، و از دشمنان فرار میکند، مانند آقای Babycarrot، کارآگاهی که آنقدر ناتوان است که برای خوابیدن به سه قطبنما نیاز دارد: «یکی برای پیدا کردن پلهها، یکی برای پیدا کردن درب اتاقش. تخت.»
ساقه به ساقه، سیپولینو یک ارتش چریکی کوچک از محصولات میسازد که برای ریشهکن کردن کاوالیر توماتو و رئیسش، شاهزاده لیمون غرورآفرین، تلاش میکنند. این شامل شرکت احمقانه Radish، Potatochip و Stringbean، همراه با Viscount Maraschino، یک جوان سلطنتی سرخورده است که به صفوف مخالفان پیوسته است. (فهرست دقیق شخصیت ها در ابتدا به خوانندگان کمک می کند تا تره و کدو را صاف نگه دارند.)
جنگ دیوانه وار روداری بین میوه ها و سبزیجات همیشه منطقی به نظر نمی رسد، اما لازم نیست مانند نام شخصیت های زنده، تصاویر آبرنگ سرسبز داشا تولستیکووا و تم برجسته سه گانه ی آزادانه و بیش از حد آن ها. خوانندگان جوان را بدون دردسر از طریق این ماجراجویی انساننما با خود همراه خواهد کرد.
در The LIONS’ RUN سارا پنیپکر (بالزر + بری، 288 صفحه، 18.99 دلار، سنین 8 تا 12 بیشتر طول میکشد. بهار سال 1944 در لامورلای فرانسه است و اشغال آلمان "مانند پتوی کثیف و سنگین بر فراز شهر است."
لوکاس دوبوآ، یتیمی 13 ساله، به دلیل گرایش بچههای حیاط مدرسه به دلیل گرایش و نگاه خشن بچههای حیاط مدرسه به او لقب «پتیت اکلر» دادهاند. لوکاس، که در صومعه کاتولیک شهر زندگی میکند و به عنوان یک بچه تحویل برای سبزیفروشان محلی کار میکند، از محرومیتها و محدودیتهای دوران جنگ خسته شده است: «اخیراً، زندگیاش شبیه کتی بود که خیلی کوچک بود، آنقدر تنگ که به سختی میتوانست تکان بخورد.» اما وقتی لوکاس از تعدادی راز تهدید کننده زندگی آگاه می شود، آن کت شروع به پاره شدن می کند.
لوکاس که مصمم است شهرت بزدلانه خود را بریزد، از فرصتی غیرمنتظره برای ارسال پیام های رمزگذاری شده برای مقاومت فرانسه استفاده می کند. او همچنین به یک دختر انگلیسی ثروتمند به نام آلیس کمک می کند تا اسبش را در برابر تسلیم نازی ها پناه دهد و به عنوان محرم به کلر، یک زن جوان تنها که با نوزادش در خانه زایمان زندگی می کند، خدمت می کند. هر بار که او پیامی را حمل می کند، به آلیس کمک می کند تا از پری پنهان خود مراقبت کند یا گوش آرامش بخشی به کلر ارائه می دهد، ترس او کاهش می یابد در حالی که موکسی او رشد می کند: "شاید شجاعت مانند یک عضله بود، چیزی که شما کم کم آموزش داده اید تا آن را تقویت کنید."
اما سپس لوکاس متوجه می شود که خانه زایمان آن پناهگاه امنی نیست که به نظر می رسد. این در واقع بخشی از برنامه "Lebensborn" نازی ها است که توسط رهبر اس اس هاینریش هیملر برای افزایش جمعیت آلمان ایجاد شده است. آلیس به لوکاس توضیح میدهد: «دختران نوجوان محلی که نوزادان سربازان نازی را حمل میکنند، دارای اقامتگاههای مجلل و غذای تازه هستند، با این درک که نوزادان خود را در بدو تولد تسلیم میکنند تا توسط خانوادههای آلمانی بزرگ شوند.
«برای پذیرفته شدن، دختران باردار باید تمام این آزمایشها را پشت سر بگذارند. "آریایی نامیده می شود، چیزی که آنها برای آن پرورش می دهند."
باورش برای او سخت است - تا زمانی که کلر روایت آلیس را تایید کند. لوکاس عصبانی می شود آیا او می تواند بیشتر انجام دهد؟ آیا او فقط "یک شیرینی لطیف" است؟ همانطور که شایعات در مورد حمله احتمالی متفقین و ایجاد تنش بین جامعه و اشغالگران آنها در حال چرخش است، لوکاس ناگهان متوجه می شود که ابزاری برای نجات حداقل یک زندگی از دست نازی ها و اگر خوش شانس باشد، بیشتر دارد.
خوانندگان ناظر متوجه خواهند شد که سرنوشت لوکاس در قسمت درام پیشگویی شده است. اسب و پسری در حال مسابقه دادن به سوی … آزادی؟ گرفتن؟ مهم نیست که چه نتیجهای داشته باشد، داستانهای تاریخی روشنکننده و هیجانانگیز پنیپکر باعث میشود خوانندگان کلاس متوسط عمیقاً الهامبخش شوند، به درستی عصبانی شوند و کاملاً مصمم شوند.
خواهر ماری آگنس، راهبهای در صومعه، اغلب به پسر بچههای کوچک میگوید: «لوکاس کوچولوها را پایین میآورد، و بچههای کوچک را پایین میآورند. کلیسای جامع." موریانه، پیاز یا پسر شجاع، تنها معیار واقعی هر قهرمان اندازه قلب است.