نقد کتاب: «دفترهای کامل» اثر آلبر کامو
یادداشتهای کامل، اثر آلبر کامو. ترجمه شده توسط رایان بلوم
اولین جلد از دفترچههای آلبر کامو در سال 1963 منتشر شد، سه سال پس از مرگ او در یک تصادف رانندگی در سن 46 سالگی. این کتاب، با مدخلهایی از سال 1935 تا 1942، دو نقد و بررسی بهویژه انگلیسی زبان را از دو نویسنده بسیار متفاوت دریافت کرد.
href="https://www.newyorker.com/magazine/1964/02/08/1964-02-08-128-tny-cards-000075245" title="">توسط A.J. لیبلینگ، روزنامهنگار و لذیذ، در نیویورکر. لیبلینگ زمانی که نویسنده الجزایری فرانسوی در سال 1946 از آمریکا بازدید کرد، با کامو دوستی پیدا کرد. لیبلینگ، یک فرانکوفیل و منتقد مطبوعاتی، به ویژه کار کامو را در طول جنگ جهانی دوم به عنوان سردبیر مجله مقاومت Combat تحسین می کرد.لیبلینگ دفترچه های کامو را "به شدت لذت بخش، با هر صفحه ای که می توان از هر صفحه ای بازگرداند" نامید. لذت.»
نقد دوم توسط سوزان سونتاگ، در The New York Review of Books بود. سونتاگ با این تحریک شروع کرد: "نویسندگان بزرگ یا شوهر هستند یا عاشق." سونتاگ معتقد بود به دلیل آرامش و هوای منطقی اش، کامو «شوهر ایده آل نامه های معاصر» است. (او نمیتوانست بداند که به گفته زندگینامهنویسان بعدیاش، او بهطور سریالی به همسرانش، سیمون هیه بازیگر و فرانسین فور، پیانیست، خیانت کرده است.)
بقیه نقد سونتاگ، حذف کامو بهعنوان رماننویس و فیلسوف بود. «آیا کامو متفکر مهمی بود؟» او می نویسد "پاسخ منفی است." او در مورد خود نوتبوکها تحقیر بیشتری کرد و آنها را طرحدار و غیرشخصی و «عالی» نامید.
چندین جلد دیگر از دفترچههای کامو در طول سالها ظاهر میشدند، و برای اولین بار بهطور کامل در «دفترچههای کامل» جمعآوری شدند. با برداشتن کتاب، صداهای متخاصم لیبلینگ و سونتاگ در ذهنم بود. با گذاشتن آن، پس از تکمیل تقریباً 700 صفحه آن، از اینکه خودم را، متعصب متعهد لیبلینگ، در سمت سونتاگ دیدم، متعجب شدم.
دفترهای کامو، که از 1935 تا 1959 کار میکنند، نباید با خاطرات اشتباه گرفته شوند. آنها تقریباً چیزی در مورد دوستان یا خانواده او، تجربیات او در زمان جنگ یا زندگی شخصی او ندارند. او مردی به شدت خصوصی بود که شایعات و اعتراف را دفع میکرد.
در واقع، وقتی جایزه نوبل ادبیات ۱۹۵۷ را دریافت کرد، در ۴۴ سالگی یکی از جوانترین نویسندگانی شد که این کار را کرده است، در دفتری نوشت: «از آنچه برایم میافتد میترسید، چه نخواستم». او گزارش داد که دچار حملات پانیک شده است. چند روز بعد او نوشت: "هرگز در مورد کار خود صحبت نکنید" و "کسانی که واقعاً چیزی برای گفتن دارند هرگز از آن صحبت نمی کنند."
آنچه این مجلات حاوی یادداشتهای فلسفی برای رمانهایی است که در زمان حیات او منتشر شده است - «غریبه»، «طاعون» و «سقوط» - کتابهایی که کاوشهای خود به خود نه فقط پوچ بودن وجود، بلکه در مورد انزوا، انزوا، و دلتنگی هستند. آنها با وضوح و عمق طنین انداز گفته می شوند.
مثل بسیاری از خوانندگان من به "The Plague" و بیشتر به "The Plague" بازگشتم. واضح) در طول کووید، در آن رمان برخی از معقولات شوهرداری را که سونتاگ توصیف کرد، یافت. دکتری که برای مثال در شهر الجزایر که طاعون در آن شیوع می یابد شجاعانه و خستگی ناپذیر کار می کند، قهرمان بودن خود را انکار می کند. او با کلماتی که به لحظهای در سال 2020 نیز اشاره میکند، میگوید: «همه چیز در مورد قهرمانی نیست. ممکن است ایدهای مضحک به نظر برسد، اما تنها راه مبارزه با طاعون، نجابت است.»
دفترهای کامو همچنین حاوی برداشتهایی از مطالعهی شدید او، از میلتون و گوته گرفته تا کتابهای معمولی لوکسنر و لوکبرگ است. او همیشه به دنبال هسته چیزها بود. او بیش از بسیاری از مردان در ذهن خود زندگی می کرد. آنچه که به ویژه نمایان می شود، حس حرفه ادبی اوست. خودش را به سمت جلو زد. «به طور کامل کنار بکش و مسابقه خودت را اجرا کن» یک حکم معمولی است.
این دفترچهها، در این ترجمه توسط رایان بلوم، متراکم و رو به درون هستند و فکر میکنند برای مصرف عمومی نیستند. (او دفترهای اولیه را ویرایش کرد، اما معلوم نیست موضع او در مورد انتشار همه چیز به صورت انبوه چه بوده است.) آنها کاملاً برای خواننده معمولی نیستند.
این خواننده معمولی به هر حال خوشحال بود که با آنها آشنا شد، حتی اگر جستوجوی بخشهای واضح و جالبتر مانند جستجوی طلا باشد. برخی از مدخل های شناخته شده در اینجا، گزارش سفرهای کامو در ایالات متحده در سال 1946 و در آمریکای لاتین در سال 1949، نیز در کتاب های قبلی منتشر شده است - ابتدا به عنوان "مجله های آمریکایی" (1987) و اخیراً در یک ترجمه جدید به عنوان "سفر در آمریکا" (2023).
احساس گرا در او گهگاه اجازه دارد به بیرون نگاه کند. او با دوستانش به فاحشه خانه می رود. او زنانی را در خیابان «با سینههای آزاد» تحسین میکند. او میخواهد امر زودگذر را به ابدیت بچسباند:
زندگیات را مانند رشتهای از آب نبات سنگی لیس بزنی، به آن شکل دهی، آن را تیز کنی، در نهایت دوستش داشته باشی، به همان شکلی که به دنبال کلمه، تصویر، جمله قطعی میگردی، این یا آن یکی که همه چیز را به هم بپیچد، که چیزهایی را بیاورد که رنگها متوقف میشوند، چشمان تو دنیا را می بیند
برخی از نظرات خشمگین و خنده دار هستند. او در سال 1949 نوشت: «همیشه تعجب میکنم که چرا افراد اجتماعی را جذب میکنم.» «همه آن کلاهها!»
دیگران در حال حرکت هستند: «لذت روابط مردانه. لذتی ظریف که شامل دادن یا درخواست نور است - همدستی، فراماسونری سیگار.» کامو با یک سیگار تقریباً بهتر از هر مرد دیگری به نظر میرسید. اما به دلیل بیماری سلش - احساس بیماری در این دفترچهها نقش دارد - او اصلاً نباید سیگار میکشید.
روح مدیترانهای کامو به وجود میآید، بهویژه در عشق او به شنا و خورشید. او سفر را دوست داشت، اما نه تجملات خودنمایی. او در مقدمهای مینویسد: «ترس چیزی است که سفر را ارزشمند میکند» – این باید یک «تجربه زاهدانه» باشد. او بیشتر از رستورانهای شیک نیز متنفر بود و شهر اوران الجزایر را بهعنوان مکانی که در آن «هنوز میتوانید کافههای خارقالعادهای پیدا کنید که دارای کافههای لاکآلود شده با قطعات مگس، پا، بال، و جایی که با لیوانهای تراش خورده از شما سرو میشود، پیدا کنید».
نوتبوکهای کامو چیزی شبیه به آن میز هستند. همانطور که سنگبازها میگفتند - یا همانطور که جیمز فنتون در شعر برجستهاش در این عنوان انجام میدهد، به شاخهها و دانهها میپردازیم. اما اگر این نوتبوکها نامرتب و کمی آشفته باشند، رزق صادقانه ظاهر میشود. کامو 24 ساله در یک غروب بهاری می نویسد: «روزهایی هستند که دنیا دروغ می گوید. نوشته آلبر کامو | ترجمه رایان بلوم | دانشگاه شیکاگو | 704 صفحه | 45 دلار