نقد و بررسی کتاب: «مریخیها» اثر دیوید بارون، داستانی هوشمندانه درباره یک دیوانگی واقعی را روایت میکند
صحبت درباره اخبار جعلی: در سال 1907 یک عنوان بنر نیویورک تایمز اعلام کرد: "در سیاره مریخ زندگی وجود دارد." در سال بعد، وال استریت ژورنال متزلزل با افزایش قیمت، ادعای «اثباتی» مبنی بر «زندگی هوشیار و باهوش انسانی» در مورد همسایه قرمز رنگ ما کرد.
یک پدیده فرهنگی دههها در «مریخیها: داستان واقعی یک دیوانگی بیگانه که آمریکای قرن را تسخیر کرد» توسط نویسنده علمی، دیوید بارون، مورد بازنگری قرار میگیرد. او به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه جامعهای در آستانه پیشرفتهای علمی نافذ واقعیت - ارتباطات رادیویی جهانی، اشعههای ایکس در میان آنها، به نظر میرسد که ارتباطات رادیویی جهانی، اشعههای ایکس در میان آنها به چه چیزی تبدیل میشود. کاملا احمقانه.
ایده حیات در سیارات دیگر از زمانی که متوجه شدند زمین در منظومه شمسی تنها نیست، در مدار تصور عمومی در حال چرخش بود. همانطور که بارون توضیح می دهد، پیشرفت در تلسکوپ ها نماهای مهمی از یک چشم انداز بیگانه ارائه می کند که منجر به نظریه پردازی افسارگسیخته در مورد حیات فرازمینی، حتی تمدن، که همگی توسط یک انتقال نادرست برانگیخته شده است.
در حالی که چندین ستاره شناس در اواخر قرن نوزدهم لکه های بزرگی از رنگ ها و سایه های مختلف را در نزدیکترین همسایه بهشتی ما مشاهده کرده بودند، جیووانی شیاپارلی ایتالیایی آنها را روی نقشه منتشر کرد. او با ارائه ویژگی های زمین مانند، مناطق بزرگتر و تاریک تر مریخ را که تصور می شد اقیانوس هستند، با "ویژگی های نازک و خطی ایتالیایی" به هم متصل کرد. «CANALS ON THE PLANET Mars» که به انگلیسی به اشتباه به عنوان آبراه های مصنوعی گزارش شده است، عنوان روزنامه تایمز لندن را در سال 1882 منتشر کرد.
از آنجا، بارون داستانی قانعکننده را روایت میکند که در آن، بزرگترین قدرت بشر، داستانسرایی متقاعدکننده، مشاهدات علمی ضعیفی را به راه میاندازد که گمانهزنیهای زودهنگام را به راه میاندازد، و روکش نازکی از منطق، پروازهای فریبندهای را ایجاد میکند. آزمایشهای غیرقابل درک و ریاضیات پیچیده - کسلکننده! - اسرار اتم را باز کرد.. اما "جنون مریخ" فرهنگ عامه را با روایتی هیجان انگیز و قابل درک قلاب کرد.. با توجه به اینکه کسی باید آن کانال ها را ساخته باشد، آیا مریخی ها مانند ما هستند؟
هیچ کس به اندازه یک برهمن بوستون مسلح به ثروت عصر طلایی، پرسیوال لاول، جادو شده بود. پس از یک دوره برجسته به عنوان یک دیپلمات در خاور دور، لاول بحث های نوظهور مریخ را که در اوایل دهه 1890 چاپ شده بود، بلعید. زندگی و منابع خود را وقف مطالعه بیشتر این سیاره در نزدیکی 39 کرد. قلمرو آریزونا - ارتفاع و آب و هوای خشک بهبود یافته است اجرای تلسکوپی برای رصدخانه همنامی که او تأمین مالی کرد - برای گذراندن شب های بی شماری به تماشای کیهان.
در طول سالهای بعد، لاول بیش از هر کسی برای جمعآوری آنچه که ادعا میکرد شواهد قابل مشاهده مهندسی در مریخ بود، انجام داد. اگرچه یک دانشمند آماتور بود، اما دانش خود را در دانشگاه هاروارد برای نوشتن کتابهای با استقبال خوب و ارائه سخنرانیهای فروختهشده به کار برد، همه اینها برای گسترش پذیرش نظریه کانال و آموزشهای احتمالی به روی آنها. در مورد علائم تاریک حدس و گمان بزنید و فکر نمی کنید که آنها آب را نگه می دارند - به معنای واقعی کلمه یا در جایی که دیگران به فقدان داده های قابل اعتماد راضی بودند، لاول اظهار داشت: "تخیل روح علم است."
این روح داستانهای علمی تخیلی نیز هست.. در حالی که بسیاری تصور می کردند که جامعه مریخی سرسخت به لطف پروژه های عظیم آثار عمومی به زندگی چسبیده است، نویسنده H.G.. ولز بیگانگان را با "عقل وسیع، خونسرد و غیر همدلانه، در مورد این زمین با چشمانی حسادت آمیز تجسم کرد." کلاسیک سال 1897 او، «جنگ دنیاها»، مریخیها را از خلأ به حومه لندن خود برد، جایی که او با خوشحالی تصور میکرد «همسایگانم را به روشهای دردناک و عجیب میکشند».
در اوج ولز، میکروبهای طبیعت مریخیهای او را نابود کردند، اما بارون ماهرانه توضیح میدهد که چگونه طبیعت انسان ممکن است آنها را به دنیا آورده باشد. علیرغم مشاهده ظاهراً بزرگتر و بهتر از کانال ها در سال 1907 - که روزنامه ها را برانگیخت تا بالاخره ادعاهای لاول را بپذیرند - جامعه علمی در نهایت گرد هم آمد تا مردم را متقاعد کند که ساختارهای مستطیلی که او از آنها دفاع می کرد، صرفاً توهمات نوری بودند.
با شرافتمندانهترین نیات، شیاپارلی، لاول و شاگردانشان به طور ناخودآگاه مریخ را مانند آزمایش رورشاخ به اندازه سیاره درک کردند و از این طریق به نیاکان باستانی خود پیوستند که نقطهها را در آسمان شب به هم متصل کردند تا صورتهای فلکی متحرک با اسطورهها را ایجاد کنند. هنگامی که در سال 1971 فضاپیمای آمریکایی مارینر 9 اولین نماهای نزدیک مریخ را که عدم وجود کانال ها را ثابت می کرد، عکاسی کرد، نویسنده علمی تخیلی آرتور سی. کلارک پاسخ داد: "هرچه بتوانیم در مورد توانایی های رصدی لاول بگوییم، نمی توانیم قدرت تبلیغاتی او را انکار کنیم."
در «مریخیها»، بارون محیطی را به تصویر میکشد که در انتهای دوران ویکتوریایی و ادواردین قرار دارد، بدون اینکه به فقدان حساسیتهای مدرن آنها مسخره کند. او بیشتر فرصتها را برای نقد رسانهای یا تشابههایی با تئوریهای توطئه امروزی برای خواننده میگذارد و با تمرکز بر بسیاری از محققان و نویسندگانی که آثارش از آنها الهام گرفتهاند، به آرامی درباره لاول قضاوت میکند. یکی از علاقه مندان به مریخ، نویسنده ری بردبری، ادعا کرد: "به سختی دانشمند یا فضانوردی را ملاقات کرده ام که پیش از او مریض عاشقی نبوده باشد که او را به انجام کاری در زندگی هدایت کند."
یا همانطور که خود پرسیوال لاول مشاهده کرد، "ایده ها به اندازه مخملک جذاب هستند."
داگلاس کی. دانیل نویسنده "کشتن - آزاد نشو: داستانهای سانسور شده تفنگداران دریایی از جنگ جهانی دوم" (انتشارات دانشگاه فوردهام) است.
بررسی کتاب AP: https://apnews.com/hub/book-reviews