نقد و بررسی کتاب: «دردسرساز: زندگی خشن و سرکش جسیکا میتفورد» نوشته کارلا کاپلان
مشکلساز: زندگی خشن و سرکش جسیکا میتفورد، اثر کارلا کاپلان
در میان بسیاری از ویژگیهای قابل توجه دیگر، جسیکا میتفورد یک دختر پوستر برای همکاری بود: نوع خلاقانهای که توسط نازیها انجام نمیشد. href="https://www.nytimes.com/1948/05/31/archives/unityitford-dies-onoehitrfriend-daughter-of-british-peer-was.html" title="">وحدت.
در حال کار بر روی اولین خاطرات خود، "Hons and Rebels" (1960)، در مورد فرارش از یک تربیت عجیب و غریب و اشرافی در Cotswolds، میتفورد صفحات داغ از ماشین تحریر را با کمیته ای از نزدیکان به اشتراک گذاشت تا ببیند آیا می تواند چیزی را که او آن را "Roarometer" نامیده است راه اندازی کند. همانطور که در «مشکل ساز» نقل شده است، بیوگرافی جدید کارلا کاپلان با جدیت و قاطعانه تحقیق کرده است. «من اینطوری ندیدم.»
میتفورد – معروف به دکا، لقب دوران کودکی – ابتدا یک فعال چپ بود و در مرحله دوم روزنامهنگار بداخلاق، هر دوی این تعقیبها ناشی از حس شیطنت بود. موفق ترین کتاب او، افشاگری کوبنده در سال 1963 از ادعاهای صنعت تشییع جنازه با عنوان "راه آمریکایی مرگ"، با همسر دومش نوشته شده است، Treuhaft، یک وکیل و همکار رادیکال "که مجبور نبود میکروفون را بگیرد" و به اصرار ناشرشان اجازه داد که خط فریبنده تر او غالب شود.
اما دکا اغلب به صورت مفرد مورد بررسی قرار نمی گرفت. از آنجایی که آخرین خواهر از شش خواهر میتفورد، دبورا "دبو" کاوندیش، دوشس دوانشایر، در سال 2014 درگذشتند، آنها بیشتر به عنوان یک لکه شیک در تخیل فرهنگی باقی مانده اند، که در href="https://www.nytimes.com/2025/09/12/books/review/mimi-pond-mitford-sisters-do-admit.html" title="">رمان گرافیکی، یا به عنوان بافت همبند در افراد دیگر href="https://www.nytimes.com/2025/05/04/books/review/the-dazzling-paget-sisters-ariane-bankes.html" title="">داستان های زندگی.
مجموعه ای از نامه های دکا - او بیش از 12000 نامه را پس از از خود به جای گذاشت href="https://www.nytimes.com/1996/07/24/arts/jessica-mitford-incisive-critic-american-ways-britishupbringing-dies-78.html" title="">مرگ خودش در 78 سالگی در سال 1996 — به طرز تحسین آمیزی در نیویورک تایمز بررسی شد، اما یک بیوگرافی در سال 2010، "Irrepressible, escapee," توسط Lesscapee. کاپلان، یک استاد ادبیات آمریکایی که قبلاً مکاتبات زورا نیل هرستون را ویرایش کرده بود، کتاب برودی را تصدیق می کند، اما کتاب خود را به عنوان یک الگو در جنبش های عادلانه قرار می دهد. از آنجا که.
همچنین، او مینویسد، برای «هرکسی که به دنبال کاری باشد که در مسیرهای پیشبینینشده و غیرمحتمل قرار گیرد». منظورم این است که — بله، بله، لطفاً.
میتفورد بیشتر از خانم پک من تغییر مسیر داد و پس از توقفهایی در لندن، میامی، تبدیل به یک فرد غیرمحتمل در اوکلند، کالیفرنیا شد. او نوشت) و واشنگتن دی سی وقتی توسط HUAC احضار شد، بر روی یک کلاه شیک دست زد و بانویی جنوبی با نوعی پارچه ابریشمی سبز و مروارید برای شرکت در تجمع محاصره شده Freedom Riders به رهبری مارتین لوتر کینگ جونیور در مونتگومری، آلا. یکی از جالبترین نقشهای سوم او - "Saturday N" بود. href="https://youtu.be/LzQAOCGKM1E" title="">خواندن دوئت با دوست عزیزش مایا آنجلو و رهبری یک گروه کازو به نام دکا و دکتون ها. کاپلان می نویسد: «پیوت ها ابرقدرت او بودند.
سوژه او در 11 سالگی یک «حساب فراری» در بانک دراموندز باز کرد و هشت سال بعد دقیقاً این کار را با اسموند رومیلی، پسر عموی دوم که برادرزاده وینستون چرچیل بود، انجام داد. او به تیپ ضد فاشیست ها در اسپانیا پیوست و در حالی که لباس اسکی رنگی قهوه ای رنگی به تن داشت که به پدرش ملقب به «فارو» بود، به درخت شلیک کرد. (زمانی که یونیتی با یک حلقه الماس، صلیب شکسته را در پنجره مهد کودک حک کرد، دکا با چکش و داس پاسخ داد.) آنها با هم ستون نوشتند، خمیر دندان دزدیدند و عبارت عامیانه آمریکایی "پاک کردن مشت" را برای توضیح "خودداری عمدی از همه موانع" اقتباس کردند.
در کودکی به سرخک تسلیم شد و در ۲۳ سالگی طی یک حمله هوایی بر فراز دریای شمال به ضرب گلوله کشته شد و بیوهاش را رها کرد تا دختر دومشان، کنستانسیا، با نام مستعار دینکی، را بعد از الاغ حزب دموکرات بزرگ کند.
اولین پسر میتفورد با تروهفت، نیکلاس، پس از یک دوچرخه درگذشت. تشییع بیش از حد رسمی او ممکن است بذری برای "راه آمریکایی" کاشته باشد. پسر دوم آنها، بنجامین، چیزی داشت که او آن را "پیچ شل" می نامید و در نهایت به اختلال دوقطبی مبتلا شد. همسر فداکار و همکار در نهایت رابطه طولانی مدت با یک دوست خانوادگی را فاش کردند.
بزرگترین علایق او بیشتر سیاسی بود تا شخصی. مربی او ویرجینیا فاستر دور، "ویرجینیا فاستر دور، لابی گر حقوق مدنی، او را متهم به داشتن یک مخالف لیپ."
میتفورد از تحصیل رسمی محروم شده بود - فارو معتقد بود که این امر باعث ضخیم شدن مچ پاهای دختران می شود - و اینکه چرا او از فقر روستایی که سایر میتفوردها به عنوان یک واقعیت زندگی می پنداشتند ناراحت بود، همچنان یک راز شخصیتی است. کاپلان گزارش می دهد که تعهد او به عدالت نژادی و اصلاحات زندان آنقدر پرشور بود که بعد از اینکه یک مهاجم سیاهپوست در برکلی پس از راه رفتن به خانه از جلسه کنگره حقوق مدنی مورد تعرض قرار گرفت، احتمالا مورد تجاوز قرار گرفت، از ترس اینکه چگونه با او رفتار می شود، از ارائه گزارش پلیس امتناع کرد.
اصل راهنمایی او این بود که خواندن، نمایشنامه کار نمی کند، کار می کند. اما «مشکل ساز» مخزنی از تدبیر حیرت انگیز است. رزومه دقیق؛ شکافی در برابر کفه نرم صفحهنمایش تنبل مدرن.
قبل از رفتن به ماشین تحریر مانند دیگر پرفروشترین میتفورد، نانسی ("عشق در آب و هوای سرد")، دکا در لباس فروشی ها و داروخانه ها پشت سر تالار زحمت کشید. در نمایشگاه جهانی؛ برای نیروی هوایی سلطنتی؛ و - به طور رسمی برای گزارش او - به عنوان یک محقق برای دفتر مدیریت قیمت.
او سازماندهی کرد و داوطلب شد و تظاهرات کرد و دادخواست داد. کاپلان می نویسد که با «موهبت بی تفاوتی کامل نسبت به هرج و مرج خانگی»، بیزاری از طبیعت را در داخل خانه متعادل می کند، او به وسایلی که صرفه جویی در کار می کنند، علاقه داشت. او نسبت به فمینیسم بداخلاق بود. شاید تجربه شدید خواهرخواندگی او را از انتزاع این اصطلاح به همه نوع زنان باز داشته است.
«مشکل ساز» حاضر نیست این به هم ریخته ترین و پیچیده ترین میتفوردها را به چیزهای خوب تقلیل دهد، اما مشارکت او در زبان در پاورقی های غنی آن بازتاب پیدا می کند.
«در مورد سخنرانان، رفتاری نادرست داشت». «آبیسینیا» بهتر از au revoir بود. و ما میتوانیم از میتفورد به خاطر حک کردن این واژگان عالی و ماندگار تشکر کنیم: «frenemy." میتفورد | توسط کارلا کاپلان | هارپر | 592 صفحه | 32 دلار