میراث لفاظی نژادپرستانه بریژیت باردو
برای یک فرانسه خاص، بریژیت باردو تجسم بتهای گمشده سالهای طلایی مفروض کشور پس از جنگ جهانی دوم بود، زمانی که رئیسجمهور آن در میز رهبران جهان به عنوان یک نفر برابر بود، سیتروئنهای ساخت فرانسه از بزرگراههای جدیدش غلتیدند، و سفیدپوستان شهرهای فرانسوی به خاطر اجدادش پر شدند. بلوند و لاغر، کودکی از ممتازترین محله پاریس - به نظر نماد کامل این دوران پررونق رهایی از تیرگی پس از جنگ بود. در واقع، در آن زمان، فرانسه خوشحال بود که خانم باردو - سوپراستار سینمای دهه 1960 که یکشنبه در 91 سالگی درگذشت - را به عنوان جوهر جذابیت فریبنده این کشور صادر کرد. مارین لوپن، رهبر حزب راست افراطی رالی ملی، که خانم باردو بیش از 60 سال با خانوادهاش ارتباط داشت، پس از مرگش گفت: او "بهطور باورنکردنی فرانسوی بود". وقتی واقعیت به رویای سفید ناب رسید - واقعیت فرانسه که حتی در دهه 1960 شکوفایی خود را تا حد زیادی به مهاجرانی از امپراتوری سابقش وابسته بود، که بسیاری از آنها مسلمان بودند - الهه بور ترش کرد. اعلامیههای اسلامهراسی که مسلمانان و مهاجران را به همراه همجنسگرایان، فمینیستها و هر کس دیگری که با دیدگاه او در مورد «فرانسه قبلی» مطابقت نداشت، در یکی از آخرین مصاحبههایش با مجله راست افراطی Valeurs Actuelles («Today’s Values)» در سپتامبر، زمانی که «همه چیز کمتر خراب بود» را هدف قرار میدهد. 2024.
خانم باردو که شش بار به دلیل بیان اظهارات نژادپرستانه بر اساس قوانین سختگیرانه سخنان نفرت در فرانسه مجرم شناخته شد، یکی از متحدان ارزشمند حزب ضد مهاجر جبهه ملی بود که توسط پدر خانم لوپن، یکی از دوستان قدیمی ژان ماری، ژان ماری، تأسیس شد. او نماد محبوبی بود که ایدئولوژی ضد مهاجرتی را در هسته حزب به شکلی خام و با تصاویری پربار بیان می کرد.
او تنها ستاره بزرگ فرانسوی بود که مستقیماً برای جبهه ملی و فرزندان تغییر نام یافته آن، حزب رالی ملی، شرکت کرد. رسانه های فرانسوی به این اشاره کردند. آخر هفته.
او سال بعد در دادگاه پاریس به تحریک نفرت نژادی محکوم شد.
"ما دیگر حق نداریم وقتی که مهاجران غیرقانونی یا اراذل و اوباش کلیساهای ما را هتک حرمت میکنند و آنها را فتح میکنند، خشمگین شویم، تا آنها را به خوکهایی تبدیل کنند که پشت محراب مدفوع میکنند، در مقابل ستونهای غمانگیز ما اجابت مزاج میکنند، بوی ستونهای ما را پخش میکنند. او در سال 2003 در کتاب خود "Un cri dans le Silence" ("فریاد در میان سکوت") نوشت. سال بعد دوباره به دلیل تحریک نفرت نژادی محکوم شد. طبق گزارشی در لوموند، دادگاه حکم داد که برخی از نظرات در کتاب خانم باردو باعث میشود خوانندگان او «اعضای جامعه مسلمان را از طریق نفرت و خشونت طرد کنند». همان اتهامات.
خانم باردو همچنین یک فعال پرشور حقوق حیوانات بود که بنیاد بریژیت باردو به نمایندگی از این هدف کار می کرد. در سال 2021 او به دلیل نوشتن در نامه ای سرگشاده هزاران یورو جریمه شد که ساکنان قلمرو فرانسوی La Réunion، در اقیانوس هند، «جمعیت منحط» هستند که «نوستالیسم وحشی» و «نوبالگر وحشی» خود را حفظ کرده بودند. این نامه که توسط بنیاد او منتشر شد و در رسانههای جزیره توزیع شد، قربانی کردن حیوانات آیینی توسط تامیلهایی که در آنجا زندگی میکردند را محکوم کرد.
لفاظیهای ضد مهاجر او یک گام فراتر از ارز رایج جلسات رالی ملی را فراتر برد. پس از مرگ او، ادای احترام از سوی رهبران حزب سرازیر شد - جردن باردلا، رئیس حزب، او را یک «وطنپرست سرسخت» نامید - و از امانوئل ماکرون، رئیسجمهور فرانسه، درخواستهایی شد تا ادای احترام ملی مفصلی از نوع کشور برای بزرگترین قهرمانان خود ترتیب دهد. بعید به نظر می رسد که او از این امر پیروی کند: او بیش از یک بار تنفر خود را نسبت به او ابراز کرده بود.
هر چند برای پدرسالار فقید جبهه ملی، آقای. لوپن، که تقریباً یک سال پیش پس از انجام یک حرفه سیاسی در محکوم کردن مهاجران و حمله احتمالی آنها به فرانسه، درگذشت و متحدان اولیهاش همدستان نازیها در جنگ جهانی دوم بودند، تحسین او عمدتاً بدون قید و شرط بود. او سال گذشته به Valeurs Actuelles گفت: «هر چیزی که او پیشبینی کرده بود اتفاق افتاده است. او قبل از همه حق با او بود.
این آقای لوپن بود که او را با چهارمین و آخرین شوهرش، برنارد دورمال، یکی از کارمندان ارشد جبهه ملی، در یک مهمانی شام در سنت تروپه در سال 2018 معرفی کرد. 1992.
اعتبار...پاسکال لی سیگرتین/گتی ایماژ
«او با ما پارو میزد در سالهای 1990، او با ما پارو میزد. Peuple» («تریبون مردم»). او علناً از اولین نامزدهای شهرداری جبهه ملی در شهرهای جنوبی ویترول و تولون حمایت کرد. آقای لوپن نوشت: «ما بیشتر از آن چیزی که به نظر می رسد مشترک هستیم. او حیوانات را دوست دارد و برای فرانسه ای که تمیز بود نوستالژیک است.»
آنها مدت ها قبل، در اواخر دهه 1950 با هم آشنا شده بودند. از آنجایی که یکی از اعضای جوان و جوان پارلمان فرانسه اخیراً از جنگ خونین فرانسه بازگشت تا مستعمره خود در الجزایر را حفظ کند، آقای لوپن ستاره سینما را متقاعد کرد تا از تعدادی از مجروحان جنگی در بیمارستان ها بازدید کند. آقای لوپن نوشت: "در کنار او، مرلین مونرو مانند یک خدمتکار به نظر می رسید."
خانم. لوموند نوشت: حرکت به سمت راست باردو در دهه 1960، زمانی که او از اعتراضات دانشجویی و کارگری مه 1968 "شوکه شد" و "هیچ چیزی در مورد آنها نفهمید" شتاب بیشتری گرفت. در سال 1981، پس از کنارهگیری از سینما، در مصاحبهای درباره صنعت سینما در کشورش ابراز تلخی کرد و گفت: «این انعکاس چیزی شده است که فرانسه به آن تبدیل شده است: متوسط، معمولی». مضحک، بدون علاقه.» و او از ژرار دوپاردیو، بازیگری که به جرم تجاوز به زنان در یک مجموعه فیلم محکوم شده بود، دفاع کرد. او در یکی از مصاحبهها گفت: «کسانی که استعداد دارند و دستشان را روی ته دختر میگذارند، در ناودان انداخته میشوند.
واکنشهای شدید در فرانسه به مرگ او در روز یکشنبه نماد میراثی مبهم بود.
ریما حسن، یک قانونگذار فرانسوی در حالی که در پارلمان اروپا طرفدار حقوق سینما و حقوق حیوانات بود، فعال بود. «نژادپرستی و اسلامهراسی که او به گسترش آن کمک کرد، بیاهمیت، به حداقل رساندن یا حتی نامرئی کردن آنها». در مقابل، آقای باردلا، رهبر راست افراطی، منتقدان خانم باردو را محکوم کرد و آنها را در رسانههای اجتماعی متهم کرد که «آنهایی را که جرات میکنند متفاوت فکر کنند، به کاریکاتور تقلیل میدهند.»
اولیویه فور، رئیس سوسیالیستها، یک حزب سیاسی جناح چپ، واکنش قطبیشده را دریافت کرد. آقای فاور در X نوشت: «درخشنده، او نشان خود را در سینمای فرانسه گذاشت. اما او همچنین به ارزشهای جمهوریخواهانه پشت کرد و بارها به دلیل نژادپرستی محکوم شد.»
سگولن لو استرادیک در گزارشی از پاریس مشارکت داشت.