به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

کریستین چوی، مستندساز زندگی آسیایی آمریکایی، در ۷۶ سالگی درگذشت

کریستین چوی، مستندساز زندگی آسیایی آمریکایی، در ۷۶ سالگی درگذشت

نیویورک تایمز
1404/09/27
0 بازدید

کریستین چوی، فیلمساز جسوری که مستندهای تأثیرگذارش، از جمله «چه کسی وینسنت چین را کشت؟» نامزد جایزه اسکار، به بررسی مسائل عدالت اجتماعی مربوط به آسیایی‌آمریکایی‌ها و دیگر افراد حاشیه‌نشین می‌پرداخت، در 7 دسامبر در برانکس درگذشت. او 76 سال داشت.

مرگ او در بیمارستان توسط پسرش فلیتا سیگل تایید شد که علت آن سرطان بود. او در منهتن پایین زندگی می‌کرد.

خانم چوی که از سال 1988 عضو هیئت علمی دانشکده هنرهای تیش در دانشگاه نیویورک بود، ده‌ها فیلم کوتاه و بلند ساخت که به بررسی رویدادهای تاریخی و معاصر می‌پرداخت که در آنها نژاد، هویت و امتیاز پدید آمدند - و گاهی اوقات با هم ادغام می‌شدند. (1987)، درباره یک جنایت نفرت پرمخاطب، به همراه رنه تاجیما-پنا کارگردانی شد. این فیلم که از شبکه های تلویزیونی عمومی پخش شد، جایزه Peabody را دریافت کرد و به یکی از اصلی ترین دوره های مطالعات سینما تبدیل شد. در سال 2021، این فیلم به دلیل اهمیت فرهنگی‌اش در فهرست ملی فیلم کنگره ثبت شد.

کارگردانان سال‌ها به شرح جزییات عواقب جنایتی پرداختند که در یک شب در سال 1982 رخ داد، هنگامی که دو کارگر اتومبیل‌رانی سفیدپوست در شهر اتومبیل‌رانی با یک توپ بیس‌بال 27 سانتی‌متری به طرز مرگباری کتک زدند. رستوران مک دونالد آقای چین، نقشه‌بردار چینی آمریکایی برای یک شرکت مهندسی، ازدواج آینده خود را با یک مهمانی مجردی در یک بار در همان نزدیکی جشن گرفته بود.

مهاجمان، رونالد ایبنس و پسرخوانده‌اش، مایکل نیتز، به قتل اعتراف کردند و گفتند مست بوده‌اند. آنها گفتند که خصومت نژادی عاملی نیست، حتی اگر ظاهراً فکر می‌کردند که آقای چین ژاپنی است و آن شب در کافه به او فحش داده و او را به خاطر اخراج در صنعت خودرو سرزنش کرده بود.

این افراد در ابتدا به قتل درجه دوم متهم شدند، و اعتراف کردند که "معارض نیست" به کاهش اتهام، 30 دلار جریمه نقدی، 30 سال جریمه به قتل غیرعمد محکوم شدند. بدون زندان - حکمی که به تقویت جنبش حقوق مدنی آسیایی آمریکایی کمک کرد. تحقیقات حقوق مدنی فدرال دنبال شد، اما نتیجه برای خانواده آقای چین خوشایند نبود.

تصویریک گروه فیلمبرداری از یک افسر پلیس در فضای باز در محیطی پوشیده از برف فیلم می گیرند. چوی که روسری بر سر داشت و کارگردان همکارش رنه تاجیما-پنا رفتند، بخشی از مستند "چه کسی وینسنت چین را کشت؟" در دیترویت این فیلم در سال 1987 منتشر شد.اعتبار...نانسی تانگ، از طریق رنه تاجیما-پنا

خانم. چوی خشم جامعه آسیایی-آمریکایی را با کوتاه کردن مصاحبه‌های خود با آقای دکتر جلب کرد. ایبنس، که قتل را رد کرد و آن را با یک نزاع در بار مقایسه کرد، و فیلمی از مادر سوگوار آقای چین، لیلی.

وینسنت کانبی از نیویورک تایمز نوشت که فیلم «آنقدر موفقیت آمیز این فیلم ناگهانی، غم انگیز و مهلک را تجزیه و تحلیل کرد، به جز رویارویی مرگبار که تقریباً همه چیز را در مک به وجود آورد. ژنویو یو، دانشیار فرهنگ و رسانه در مدرسه جدید منهتن، در ایمیلی نوشت: «چه کسی «وینسنت چین را کشت؟» اینقدر خارق‌العاده است که داستانی است که از درون جامعه روایت می‌شود – نه فقط آمریکایی‌های آسیایی، بلکه چند نژادی و طبقه‌ی کارگری که در صنعت دیترویت بودند این فیلم این جهان بینی پیچیده را بدون از دست دادن افراد درگیر، حداقل خود وینسنت چین، حفظ می کند."

پروفسور یو اضافه کرد که این فیلم "شکل سینمایی نادری به نژادپرستی ضد آسیایی در ایالات متحده داد" و یکی از اولین مستندهایی بود که توسط کارگردانان زن غیرسفیدپوست ساخته شد که در میان فیلمسازان نسل جدید فیلم ها برای آنها سرمایه گذاری شد.

جسی ماس، مستندساز تحسین شده، از فیلم الهام گرفت و نوشت که این فیلم با "نیروی کف زدن رعد و برق" فرود آمده است.

آقای ماس نوشت: "این فیلم فوری، با عصبانیت سیاسی، اما دلسوزانه و پیچیده بود و با دقت ساخته شده بود." "من هرگز چیزی شبیه آن را ندیده بودم."

خانم. چوی در محدوده شکل مستند سنتی باقی ماند و لایه‌های حقیقت را جدا کرد بدون اینکه از کیفرخواست اجتماعی بنیادینی که می‌خواست مطرح کند چشم‌پوشی کند. او به تایمز گفت: «فیلم بر اساس منطق ساخته نشده، بلکه بر اساس احساسات ساخته شده است. "وقتی به این احساس پاسخ دادید، امیدواریم منطق را پیدا کنید. برعکس عمل نمی کند."

چای مینگ هوئی در 17 سپتامبر 1949 - سال انقلاب کمونیستی - در شانگهای به دنیا آمد - از یک مادر چینی، پدری چینی، کوئن، کو، کوئن، کوئن، پدری و کوئن آمریکایی کار می کرد. چوی، یک فروشنده دوره گرد. پدرش به زودی به کره رفت و خانواده پس از چندین سال دوباره در سئول گرد هم آمدند.

در کشوری که پس از جنگ کره در فقر فرو رفته بود، خانم چوی با زبان جدید و تبعیض به دلیل پیشینه چینی اش مبارزه کرد. او گفت که کاتولیک شد زیرا کلیسا از کره ای ها در تلاش برای مهاجرت به ایالات متحده حمایت می کرد. در ۱۴ سالگی، کریستین (همانطور که خیلی زود شناخته شد) با ۶۵ دلار در جیب به نیویورک نقل مکان کرد تا در مدرسه خواهر مدرسه کاتولیک کره‌ای‌اش شرکت کند.

او گفت یکی از معدود لذت‌های او در کره، دیدن فیلم‌های تکنیکالر آمریکایی پر از ستاره‌هایی مانند ساندرا دی بود. همانطور که بعداً به دانشجویانی که مستندی درباره او ساختند گفت: "همه بلوند هستند. همه عاشق هستند. همه همیشه مهمانی می گیرند. همه لباس می‌پوشند تا بکشند."

او با اشاره به ایالات متحده بسیار متفاوت با آمریکا اضافه کرد: "چه اتفاقی افتاده؟"

او در دانشگاه واشنگتن در سنت‌لوئیس و دانشگاه کلمبیا تحصیل کرد و در رشته معماری و شهرسازی تحصیل کرد. در همان زمان، او خود را با جنبش ضد‌ویژگی غوطه ور کرد و بعدها خود را در جنبش رشد جنگ قرار داد. «من در شکم یک کشور امپراتوری زندگی می‌کردم.»

پس از دیدن یک فیلم مستند درباره ویتنام، در اوایل دهه 1970 به فیلمسازی روی آورد، که شیفته استفاده از ترکیب بندی و نور بود، و به Newsreel، یک گروه ضد سازمانی از فیلمسازان نیویورکی پیوست. بر سر یک اختلاف ایدئولوژیک، و خانم چوی با چند نفر همکاری کرد تا یک شرکت تولیدی جدید را تشکیل دهند، و نام آن را فیلم دنیای سوم گذاشتند رابسون.

تصویر
خانم چوی در توصیف فلسفه فیلمسازی خود گفت: "اگر بتوانید احساس کنید که چگونه زندگی می کنید، می توانید درک کنید که دیگران چه احساسی دارند." اعتبار...از طریق تاتانکا تان

از اولین تلاش‌های شرکت، با او به عنوان همکار، «آموزش مزمن در زندان به کودکان» (1197 به کودکان ما) بود. شورش؛ «از سنبله ها تا دوک ها» (1976)، درباره وضعیت اسفبار کارگران پوشاک در محله چینی نیویورک؛ و «Inside Women Inside» (1978)، درباره زندان زنان. خانم چوی به یاد می آورد که آخرین اثر یکی از آثار مورد علاقه او بود، زیرا احساسات بی عدالتی و شرم را در بین زندانیان به تصویر می کشید - احساساتی که او زمانی تجربه کرده بود، به گفته او، پس از دستگیری به دلیل انتشار اعلامیه در مقابل یک فروشگاه بزرگ نیوجرسی.

«مثلث می سی سی پی» (1984)، یکی دیگر از آثار چینی بین قفل سیاه در تولید سیاهپوستان، کاوش در تاریخچه سیاهپوستان در جهان سوم دلتای می سی سی پی و کینه هایی که در میان آنها می جوشید. خانم چوی و کارگردانان همکارش، ورث لانگ و آلن سیگل (که در سال 1979 با آنها ازدواج کرد)، برای دستیابی به صمیمیت کامل، سه گروه دوربین را به کار گرفتند و هر کدام را در جامعه ای که با نژاد کارگردانش مطابقت داشت، جاسازی کردند.

نتیجه آن چیزی بود که هفته نامه لس آنجلس آن را "منتقد بلک سوپرت" نامید. از تاریخ جنوب و به تصویر کشیدن «ریتم‌های باتلاقی و داغ کشور» دلتا و «گره‌های زشت» تنش نژادی که در زیر سطح جمع شده‌اند.

در میان خانم. فیلم‌های بعدی چوی - که او بار دیگر کارگردانی مشترک آنها را برعهده داشت - «خانه‌های جدا: کره» (1991) بود که درباره تلفات انسانی خانواده‌هایی بود که توسط موازی سی و هشتم تقسیم می‌شوند و کره شمالی را از کره جنوبی جدا می‌کردند. «بهترین هتل در ردیف اسکید» (1990) که توسط شاعر چارلز بوکوفسکی روایت می شود. "Sa-I-Gu" (1993)، که شورش های لس آنجلس 1992 را از نگاه زنان در جامعه آمریکایی کره ای این شهر بازگو می کند. و «به نام امپراتور» (1995)، که به جنایات جنسی و سایر جنایات سربازان ژاپنی علیه غیرنظامیان چینی در قتل عام دهه 1930 معروف به تجاوز به نانکینگ می‌پردازد.

تا و حتی پس از موفقیت «وینسنت چین»، سال‌ها زندگی ناب و مشکلاتی برای ساخت فیلم وجود داشت. دو نفر از N.Y.U. دانش‌آموزان، بن کلاین و ویولت کلمبوس، در سال 2022 برای «تبعیدی‌ها» دوربین را روی او چرخاندند، مستندی که تلاش او را برای به پایان رساندن فیلمی درباره قتل عام میدان تیان‌آنمن در سال 1989 در پکن نشان می‌دهد - پروژه‌ای که او با پایان یافتن پول آن را رها کرد.

«تبعیدی‌ها» جایزه بهترین فیلم مستند ساندنس را دریافت کرد. ارلیش از IndieWire ترکیب خانم چوی را از "غیرت انقلابی یک مارکسیست نوجوان با مغناطیس دیوا مانند ماریا کری" نامید.

خانم. ماجراهای خود چوی به منبعی برای جذبه تبدیل شد. او در یک انیمیشن کوتاه توسط شاگردانش لوی و نوآ کلستر که برادران یکدیگر هستند، روایت می‌کند که چگونه یک بار پرواز رفت و برگشت به کانادا را فقط برای خرید سیگار بدون عوارض گمرکی رزرو کرده است. در سال‌های جوانی، او با اعضای حزب پلنگ سیاه و همچنین گروه رادیکال Weather Underground آشنا بود. او به خاطر می آورد که پدر و مادر توپاک شکور را می شناخت که هر دوی آنها پلنگ بودند: "من از او نگهداری می کردم - باورت می شود؟" src="https://vp.nyt.com/video/hlsfmp4/2025/12/09/156855_1_00choy-animated-vid_wg/index-f1-v1-a1.m3u8">

"قانونی قاچاق با کریستین چوی»
اعتباراعتبار...برگرفته از فیلم کوتاه «قاچاق قانونی با کریستین چوی». اعتبار: لوی و نوح کلستر.

ازدواج او با آقای سیگل به طلاق ختم شد. علاوه بر پسرش فلیتا، یک دختر به نام کو لینگ یورمان از او به یادگار مانده است. پسر دیگر، تاتانکا تان؛ یک خواهر، کتی چای اسپوزیتو؛ و پنج نوه.

خانم چوی در میان همکاران و همکارانش به عنوان یک حضور کاریزماتیک در مقابل دوربین و همچنین پشت آن شناخته می شد. جیسون بیلی از روزنامه تایمز در نوشتن درباره «تبعیدی‌ها»، او را به‌عنوان «یک افسانه محلی بد دهن، سیگاری زنجیروار، بدون مزخرف» توصیف کرد.

در حالی که به تدریس و کارگردانی ادامه می‌داد، خانم چوی در سال 1991 فلسفه فیلم‌سازی خود را برای مجله Interview توصیف کرد و گفت: «FeemFeel>Feel! احساس غم و اندوه، شادی، پشیمانی اگر بتوانید احساس کنید که چگونه زندگی می کنید، می توانید درک کنید که دیگران چه احساسی دارند.