به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

آیا والدین فرزندان مورد علاقه دارند؟ البته آنها انجام می دهند.

آیا والدین فرزندان مورد علاقه دارند؟ البته آنها انجام می دهند.

نیویورک تایمز
1404/10/02
8 بازدید

در دوران کودکی، کارا هرگز والدینش را به‌عنوان افرادی که بازی‌های مورد علاقه خود را بازی می‌کنند، نمی‌دانست.

کوچک‌ترین خواهر و برادر او همیشه از توجه بیشتر و امتیازات ویژه‌ای مانند سفر به دیزنی لند برخوردار بودند، اما او این رفتار را منطقی کرده بود: بزرگ‌ترین بچه‌ها باید مستقل‌تر باشند، او فکر می‌کرد که احتمالاً به خاطر پول والدینش پول بیشتری می‌گرفت. او و خواهر و برادرهایش بزرگ شدند - و رفتار ویژه ادامه یافت - شواهد آشکار شد. دو سال پیش، زمانی که والدینش تماس گرفتند و گفتند که قصد دارند تعطیلات را دوباره با خواهرانش بگذرانند، و در کریسمس برای دیدار کارا و فرزندانش پرواز نخواهند کرد، او یک لحظه شفافیت پیدا کرد.

کارا، که درخواست کرد از نام خانوادگی خود برای محافظت از حریم خصوصی خانواده اش استفاده نشود، گفت: «ناگهان برایم جالب شد که شاید توجیهی وجود نداشته باشد. «شاید آن بچه‌ها همیشه مورد علاقه‌شان بودند.»

کارا از اینکه والدینش همان‌طور که به او نادیده می‌گرفتند، از بچه‌های خودش نادیده می‌گرفتند عصبانی شد. او آن را "دو نسل رد" نامید. و علی‌رغم تمام تلاش‌های او برای رهایی از رنجش و ناامیدی، نابرابری بر سلامت روان او تأثیر گذاشت.

او گفت: «نمی‌توانم بر این صدمه غلبه کنم.

تحقیقات دهه‌های اخیر نشان می‌دهد که نسخه‌هایی از تجربه کارا برای خواهران کمتر طرفدار رایج است. در دوران کودکی، آنها نسبت به خواهر و برادرشان احتمال بیشتری از سلامت روانی ضعیف‌تر، روابط خانوادگی بدتر و موفقیت تحصیلی کمتری دارند.

تحقیقات دیگر نشان می‌دهد که این پویایی‌های خانواده می‌توانند بر سلامت روانی در دوران جوانی تأثیر بگذارند. یک مطالعه نشان داد که آیا کودکان بزرگسال معتقدند مورد علاقه یا نارضایتی هستند، تقریباً از هر عامل دیگری که اندازه‌گیری شده بود، از جمله وضعیت تاهل، شغل و سن، پیش‌بینی‌کننده قوی‌تری برای سلامت روان آنها بود. فقط سلامت جسمانی ارتباط نزدیک تری داشت.

لوری کرامر، که در دانشگاه نورث ایسترن روی روابط خواهر و برادر مطالعه می کند، گفت: «می توانید با افراد مسن صحبت کنید و آنها به شما خواهند گفت که در 5 سالگی چه اتفاقی افتاده است. «آنها روی آن گیر کرده‌اند.»

چه کسی مورد علاقه است؟

در جامعه‌ای که رفتار نابرابر با کودکان را اخم می‌کند، اندازه‌گیری طرفداری والدین کار ساده‌ای نیست.

زمانی که جی. جیل سویتور، استاد جامعه‌شناسی در دانشگاه پردو، برای اولین بار تصمیم گرفت که بزرگ‌ترین تأثیر این مادر را بر روی بزرگ‌ترین تأثیر والدین مطالعه کند. طرفداری، او شک و تردید خانواده اش را به یاد آورد.

یکی از اعضای خانواده هشدار داد: «هیچ کس به سؤالات شما پاسخ نخواهد داد. «والدین خوب این کار را انجام نمی‌دهند.»

بنابراین او و سایر محققان علاقه‌مندی، خط مشی تری از پرسش را ایجاد کردند: منابع بیشتری را برای کدام کودک خرج می‌کنید؟ از نظر عاطفی با چه کسی نزدیک تر هستید؟ از چه کسی ناامیدتر هستید؟

در سال 2001، او بیش از 500 مادر را که هر کدام دو یا چند فرزند بالغ داشتند، استخدام کرد و شروع به پیگیری پاسخ برخی از این سؤالات کرد. او اکنون آنقدر روی همان خانواده‌ها مطالعه کرده است که شروع به جمع‌آوری داده‌هایی در مورد تأثیرات طرفداری پدربزرگ و مادربزرگ کرده است.

اولین نتیجه شگفت‌انگیز از این داده‌ها این بود که طرفداری چقدر فراگیر بود. بر اساس سؤالات مطالعه، تقریباً دو سوم از والدین فرزند ترجیحی داشتند. و آن خواهر و برادر مورد علاقه اغلب در طول دهه‌ها ثابت می‌ماند.

هیچ مجموعه‌ای از ویژگی‌ها وجود نداشت که فرزند طلایی بودن را تضمین کند، اما علاقه‌مندان دختر و خواهر و برادر کوچک‌تر بودند. یک تجزیه و تحلیل بزرگ که در اوایل سال جاری منتشر شد به طور مشابه نشان داد که در دوران کودکی، دختران به احتمال زیاد از رفتار ترجیحی والدین خود برخوردار بودند. (تحقیق طرفداری والدین اغلب بر خانواده‌های دارای دو فرزند تمرکز می‌کند و فرزندان وسط را بار دیگر نادیده می‌گیرد.)

اما این فقط عوامل سطحی مانند ترتیب تولد و جنسیت نیستند که تفاوت ایجاد می‌کنند. الکس جنسن، محقق دانشگاه بریگام یانگ و نویسنده این تحلیل بزرگ از سال جاری، گفت والدین تمایل داشتند از کودکانی با ویژگی‌های شخصیتی موافق و وظیفه‌شناسی حمایت کنند، به احتمال زیاد به این دلیل که والدین کردن آنها کمی آسان‌تر است.

و دکتر خواستگار دریافت که در بزرگسالی، مهم‌ترین عاملی که باعث کاهش ارزش‌های سیاسی و مذهبی در کودکان می‌شود این بود که آیا در بزرگسالی والدین از ارزش‌های مذهبی برخوردار بودند یا نه.

او در مطالعه طولی خود دریافت که عواملی که کودکان بزرگسال فکر می‌کنند ممکن است وضعیت آنها را بهبود بخشد (مانند موفقیت‌های شغلی) یا به آن آسیب برساند (مثل اعتیاد یا دستگیر شدن) در واقع تأثیر کمی بر طرفداری مادرانشان دارد.

دکتر خواستار گفت: «ما مادرانی داشتیم که هر هفته فرزندان خود را در زندان ملاقات می‌کردند. دکتر Suitor گفت: "آنها گفتند، "من خیلی به جانی نزدیکم. این تقصیر او نبود. او پسر خوبی است."

، دکتر Suitor گفت، اگرچه از برخی جهات، برداشت خود والدین از طرفداری آنها بی ربط است.

در مطالعاتی که پیامدهای سلامت روانی طرفداری را بررسی می‌کنند، بسیار مهم‌تر بود که آیا درمان مناسب بود. و یک مطالعه نشان داد که والدین و کودکان بیش از نیمی از موارد در مورد میزان رفتار متفاوت، اینکه چه کسانی از این نابرابری منتفع می‌شوند و اینکه آیا تفاوت‌ها منصفانه تلقی می‌شوند، اختلاف نظر داشتند. دکتر کرامر، که نویسنده این مطالعه بود، گفت: بخشی از مشکل این است که والدین به ندرت در مورد این موضوعات با فرزندان خود صحبت می‌کنند.

"من همیشه خواهرت را بیشتر دوست داشتم"

تحقیق در مورد تأثیرات طرفداری والدین، دکتر. جنسن می‌گوید، می‌توان به طور خلاصه این را خلاصه کرد: «در کل، این خوب نیست.»

کودکان از سنین بسیار پایین، نحوه رفتار با آنها را در مقایسه با خواهر و برادرشان به دقت زیر نظر دارند. کسانی که احساس می‌کنند در نوجوانی ناراضی هستند، بیشتر در معرض اضطراب و افسردگی هستند، روابط خانوادگی تیره‌ای دارند و در نوجوانی رفتارهای پرخطری مانند نوشیدن الکل و سیگار می‌کشند.

تعبیر دقیق این یافته‌ها دشوار است. از آنجایی که مطالعات طرفداری والدین مشاهده‌ای هستند، محققان نمی‌توانند تشخیص دهند که آیا این طرفداری باعث این اثرات منفی شده است یا خیر، یا مثلاً کودکانی که مستعد ابتلا به بیماری‌های روانی هستند کمتر مورد لطف قرار می‌گیرند.

اما دکتر کرامر گفت که این تحقیق استدلال قانع‌کننده‌ای ایجاد می‌کند که والدین باید حداقل موضوع تابو را مطرح کنند. استدلال شاید این بدان معنا باشد که توضیح دهید که یک برادر برای انجام تکالیف به کمک بیشتری نیاز دارد زیرا در مدرسه با مشکل مواجه است. یا اینکه خواهری به پیژامه جدید نیاز دارد زیرا لباس قدیمی‌اش در حال ساییدگی است.

اگر کودک دلیل این اختلاف را بفهمد، به نظر می‌رسد که بسیاری از اثرات منفی از بین می‌روند.

مورد علاقه بودن جنبه‌های منفی دارد. در حالی که برخی ممکن است از مقادیر کوچکی از بی عدالتی بهره مند شوند، زمانی که شکاف بین آنها و خواهر و برادرشان بیش از حد بزرگ می شود، رنج می برند. سوزان برانژه، رئیس بخش آموزش و پرورش در دانشگاه اوترخت هلند، گفت: بچه‌های طلایی ممکن است وقتی تفاوت‌های رفتاری بسیار آشکار است، احساس گناه یا عدم شایستگی کنند.

او گفت: «کودکان دوست دارند برابری و انصاف در روابط باشند.

به نظر نمی‌رسد که گزش رفتارهای متفاوت با گذشت زمان کاهش یابد. دکتر خواستگار گفت که طرفداری والدین برای کودکان بزرگسالی که وارد دهه 60 زندگی می شوند به همان اندازه اهمیت دارد که برای آنها در 40 سالگی اهمیت داشت. یک زن به دکتر خواستگار اعتراف کرد که بعد از 15 سال، هنوز اعتراف مادرش در بستر مرگ او را آزار می داد: من همیشه خواهرت را بیشتر دوست داشتم.

این واقعیت که طرفداری چنین تأثیر عمیقی دارد، نباید تعجب آور باشد.

او گفت: "اینها همه دلبستگی های عمیق ما هستند." "آنها شخصی هستند که شما احساس می کنید باید شما را بیشتر از همه دوست داشته باشند."