نقد و بررسی «پدر مادر خواهر برادر»: خانوادهها، بیبند
جیم جارموش جایزه برتر جشنواره بینالمللی فیلم ونیز در سپتامبر را برای «پدر مادر خواهر برادر» به دست آورد، و این در هر سال یک نتیجه خوشحالکننده خواهد بود. جارموش، کارگردانی که از زمان موفقیتش با فیلم «غریبه تر از بهشت» (1984) به زیبایی شناسی بی نظیر خود متعهد بوده است، فیلمسازی است که تقریباً تمام گوشه و کنار سینمای فیلیپین نسبت به او محبت دارند.
اما «پدر مادر خواهر برادر» یک «دستاورد اوج 2 دهه، نه یک دهه قبل» نیست. حتی با استانداردهای جارموش، فیلم جدید نویسنده-کارگردان را در حال بازگشت به حالت گلچین آشنای خود می بیند. این ترکیبی از ساختار سهگانه «قطار اسرارآمیز» (1989) است، که در آن سه مجموعه متفاوت از شخصیتها در هتلی در ممفیس با یکدیگر تلاقی میکنند، و غرور جهانی «شبی روی زمین» (1991)، که پنج تاکسی سواری را در پنج شهر مشاهده میکند. از آنیکا نوازنده، سه داستان را در سه مکان ارائه می دهد: نیوجرسی، دوبلین و پاریس. هر سه حول محور والدین و فرزندان بزرگسالشان می چرخند. موتیفهای خاصی (اسکیتبوردها، ساعتهای مچی، عبارت «باب عموی توست») در هر بخش ظاهر میشوند، اغلب با پیچشهای غیرمنتظره، و داستانها به شیوههای ظریفی هماهنگ میشوند. اما همه آنها از کیفیت یکسانی برخوردار نیستند.
فصل اول، «پدر»، با جدایی بین شخصیت اصلی آن (تام ویتس) و فرزندانش، جف و امیلی (آدام درایور و مایم بیالیک)، که برای اولین بار پس از مدتی در راه هستند، شروع میشود. امیلی تعجب می کند که دقیقاً چگونه پدرشان زنده می ماند و به تنهایی در منطقه ای دورافتاده و جنگلی در نیوجرسی زندگی می کند. از آنجایی که او هرگز شغل واقعی نداشته است، هیچ گونه چک تامین اجتماعی وجود ندارد. جف فاش میکند که برای تعمیر به او پول داده است.
آنها میرسند پدرشان را ژولیده، احتمالاً نیازمند دارو و - در یک لحظه نگرانکننده - با تبر بیثبات میبینند. خانه اش خراب است، و چیز زیادی برای سرو کردن ندارد جز آب (نوشیدنی که مادرشان دوست داشت، به نوعی عذرخواهی، مکالمات در مورد سطح آب آشامیدنی در هر سه بخش). این یک برخورد ناخوشایند است که جارموش به این ترتیب پیش میرود، قبل از فرود آمدن روی خط پانچ که برای یک طرح مناسبتر است. با این حال، کارگردان به خاطر نادیده گرفتن افشاگری که ممکن است باعث خنده سایر فیلمسازان شود، شایسته تقدیر است.
فصل دوبلینی که به همین ترتیب بیش از حد طولانی شده است، «مادر»، بزرگترین فاصله را بین استعداد درگیر و بینتیجه بودن مواد ایجاد میکند. اساساً پویایی «پدر» را معکوس میکند: در اینجا، مادر (شارلوت رمپلینگ)، یک نویسنده، نویسنده موفق است و دخترانش، لیلیت (ویکی کریپس) و تیموتیا (کیت بلانشت) در وضعیتی متزلزل زندگی میکنند. آنها فقط یک بار در سال او را می بینند، برای چای، و تمام تلاش خود را می کنند تا عصبانیت طولانی مدت را کنترل کنند، در حالی که لیلیت به طرز عجیبی این حقیقت را پنهان می کند که دارد یک زن را می بیند. اما این اپیزود، شاید بر اساس طراحی، هرگز زنده نمی شود، گویی به دلیل بی میلی خود شخصیت ها برای برقراری ارتباط مانع از آن شده است. حتی اگر تیموتئا، همانطور که مادرش میگوید، "کمی گمشده در دنیا" باشد، بلانشت، که به سختی با موهای کوتاه قرمز و عینک قابل تشخیص است، به ندرت توجه کمتری را به خود جلب کرده است.
با این حال، بخش سوم، "خواهر برادر" آنقدر دوستداشتنی است که باعث میشود در مورد دو مورد اول تجدید نظر شود. ایندیا مور و لوکا سابات در نقش اسکای و بیلی بازی میکنند، دوقلوهایی که آخرین نگاهی به آپارتمان والدین خود در پاریس دارند. آنها خاطرات را به اشتراک میگذارند، عکسها را منفذ میکنند و با خلاصهنویسی کاملاً معتبری صحبت میکنند که آن را به «عامل دوقلو» نسبت میدهند. مور و سابات فوقالعاده هستند، و این تنها فصلی است که در آن هم بچهها و هم والدینشان با شخصیتهای کاملاً خیالی روبرو میشوند - حتی اگر مادر و پدری که قبل از شروع اکشن در یک سانحه هوایی جان باختند، به جز در عکسها دیده نمیشوند.
وقتی دوقلوها در یک هشت تراک پاپ میزنند تا آهنگ مورد علاقه مادرشان را اجرا کنند. خواهر برادر» یک تقارن دلنشین. این یک میانآهنگ شگفتانگیز است، و جارموش در بهترین حالتش است.
پدر مادر خواهر برادر
به زبان رتبه R داده است. مدت زمان: 1 ساعت 50 دقیقه. در سینماها.