به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

برای برخی از غارت نازی ها، ارزش در مقیاسی متفاوت سنجیده می شود

برای برخی از غارت نازی ها، ارزش در مقیاسی متفاوت سنجیده می شود

نیویورک تایمز
1404/10/12
4 بازدید

ماری هلن ساگاسپ هرگز پدرش ژان ایریبارن را ملاقات نکرد. او در سال 1945، دو ماه پس از تولد او و یک سال پس از دستگیری او به دلیل راهنمایی یهودیانی که از نازی ها از مرز فرانسه به اسپانیا فرار می کردند، درگذشت.

ایریبارن در Camou-Cihigue، روستای کوچکی با 100 نفر در فرانسه زندگی می کرد که عمدتاً محل زندگی گوسفندداران بود. وقتی گشتاپو او را دستگیر کرد، ایریبارن سفری مرگبار را آغاز کرد که او را از اردوگاه کار اجباری به اردوگاه کار اجباری می برد.

در بیشتر عمرش، ساگاسپه 80 ساله اطلاعات کمی درباره پدرش داشت. اما چند ماه پیش، یک داوطلب بایگانی آرولسن، یک سازمان آلمانی که به تحقیق و بازگرداندن اقلام دزدیده شده از قربانیان هولوکاست اختصاص دارد، تماس گرفت.

این داوطلب کیف پول پدرش را داشت. او می خواست آن را برگرداند.

در ماه مارس، در تالار شهر محلی Camou-Cihigue، مدیر سازمان کیسه چرمی را به صورت دستی تحویل داد. داخل آن عکسی از مادر ساگاسپ، رسید یک بسته و یک تمبر بود. ساگاسپ کیف پول را جلوی صورتش گرفت و گریه کرد.

ماری آنج ساگاسپ، دخترش، گفت: "برای مادرم، مثل ملاقات با پدرش بود." src="https://static01.nyt.com/images/2025/12/22/multimedia/xxcul-Holocaust-restitution-sentimental-05-gbwc/xxcul-Holocaust-res titution-sentimental-05-gbwc-articleLarge.jpg?quality=75&auto=webp&disable=upscale">

Iribarne، او که قبل از جنگ جهانی دوم در ارتش فرانسه خدمت می کرد، زمانی که توسط نازی ها دستگیر شد کیف پولش مصادره شد. اعتبار...ماری آگنه ساگاسپ

بحث‌ها در مورد بازگرداندن غارت نازی‌ها اغلب می‌تواند فقط بر روی یک اثر مالی مهم تمرکز داشته باشد، بلکه تنها نتیجه‌ای از بازده مالی است. اما برای نوادگان کسانی که دارایی و اغلب جان خود را در هولوکاست از دست دادند، گم شدن اقلام با ارزش پولی کمی می تواند وزن عاطفی زیادی را به همراه داشته باشد. اگنس پرستگی، یک وکیل بین‌المللی که در برخی از پرونده‌های بازپرداختی متخصص است، گفت: بازپس‌گیری آن‌ها می‌تواند شبیه احیای زندگی خانوادگی باشد که در اثر قساوت از دست رفته است.

«صندلی که روی آن نشسته‌اند، کتاب‌هایی که داشتند، شمعدانی که روشن کرده‌اند - اینجاست که ما تاریخی را که در طول هولوکاست سعی در پاک کردن آن داشته‌اند، منتقل می‌کنیم. حسن نیت غریبه در برخی دیگر، تحقیقات منشأ توسط سازمان‌ها یا موزه‌ها هدایت می‌شود.

تصویر
نگاتیو شیشه‌ای از مجموعه کنراد و آنا ماوتنر.اعتبار... وین

برای استفان ماوتنر، بازگرداندن اقلام خانواده نیز یک موضوع شگفت‌انگیز بود. او داستان های پدربزرگ و مادربزرگش کنراد و آنا را شنیده بود، اما تصور می کرد که اشیایی که پس از فرار از گروندلسی، یک روستای کوچک اتریشی، به جا مانده بودند، گم شده یا ویران شدند.

اما در سال 2016 پیامی از موزه زندگی عامیانه و هنر عامیانه اتریش در وین دریافت کرد. "مجموعه ماوتنر" در اختیار موزه بود. او وارث مستقیم بود و می‌خواست اقلام را برگرداند.

این مجموعه شامل نت‌های اصلی Mautners، برخی از الگوهایی بود که کنراد ماوتنر برای نوع خاصی از لباس‌های محبوب در کوه‌های آلپ طراحی کرده بود - "Ausseer dirndls" - و مجموعه‌ای چاپی از هنرهای عامیانه.

"این دوره بسیار غافلگیرکننده بود، زیرا در خانواده من این دوره بسیار عاطفی بود، و ما اغلب آن را در خانواده آورده‌ایم. نوه آنها گفت.

تصویر
غافل از اینکه خانواده ماوتنر می‌دانستند، الگوهای لباس‌ها به بخشی از موزه زندگی عامیانه و هنر عامیانه اتریش در وین تبدیل شد. اعتبار...ازطریق Volkskundemuseum Wien

کلودیا اسپرینگ، پژوهشگر منشأ موزه و یک تاریخ‌دان که اکنون از تلاش‌های مجدد این موزه حمایت می‌کند. او پس از دو سال تحقیق، پرونده‌ای در مورد خانواده نوشت که به کمیسیون تحقیقات منشأ در اتریش ارائه شد.

"بدون هیچ شکی کاملاً واضح بود که این پرونده توقیف شده است، که در موزه قانونی نیست و باید بازگردانده شود." موزه برای دیدن دارایی‌های تازه کشف‌شده‌شان، تصمیم گرفتند این مجموعه را به مؤسسه بازگردانند.

اکنون در مجموعه ماوتنر پلاکاردی گنجانده شده است که داستان کامل دزدی، از دست دادن، یادگیری و میراث را بیان می‌کند.

"ملاقات با استفان و خانواده‌اش مهم‌ترین چیز در زندگی کاری من بود و من بسیار بسیار سپاسگزارم، بخش احساسی این بهار است." بخش حرفه ای این است که انجام تحقیقات منشأ بسیار مهم است. وجود ندارد، «خیلی دیر است، ما دیگر نباید این کار را انجام دهیم.» این برای من وجود ندارد. باور کنید که این شیپور شاخ قوچ است که زمانی که بستگان مجبور به ورود به اردوگاه‌های کار اجباری شدند، رها شد.اعتبار...شارون گلاتشتاین لوین

به عنوان یک خانواده موفق نبوده است. با این حال، اعضا بر این باورند که شاخ قوچ را که برای استقبال از روزهای مقدس یهودیان دمیده شده است، در شهر ادلینی مجارستان، جایی که بستگانشان قبل از هولوکاست در آن زندگی می کردند، پیدا کرده اند. کمپ ها.

شارون گلاتشتاین لوین به محققان سازمان جهانی استرداد یهودیان گفته است که معتقد است این مورد را در یک کتابخانه محلی در سفری به شهر در سال 2014 پیدا کرده است.

این خانواده هنوز نتوانسته است آن را به دست بیاورد به ادلنی بازگشت و در نامه‌ای سعی کرد از یکی از مقامات شهر برای کمک دعوت کند، شاید با هماهنگی برای انتقال شوفار به موزه و آرشیو یهودیان مجارستان و سپس قرض دادن به ایالات متحده، جایی که خانواده، به ویژه پسر عموی 97 ساله‌اش، اریکا جاکوبی، می‌توانستند ببینند. آن را.

تصویر
خانواده گلاتشتاین به پیگیری تلاش‌ها برای تضمین بازگشت shofar Glattstein ادامه می‌دهند. لوین

اما تاکنون هیچ پاسخی از سوی شهر دریافت نشده است، جاناتان جاکوبی، پسر اریکا، گفت: کتابخانه به ایمیلی از نیویورک تایمز که به دنبال نظری در مورد آن بود، پاسخ نداد.

شوفار برای سازمان بازپرداخت: «این بخشی از تاریخ و میراث خانواده من است.»

اریکا ژاکوبی به یاد می آورد که به عنوان یک دختر جوان، روزهای عالی را در ادلین با شاخ قوچ جشن گرفت، اما از زمانی که مجارستان را در نوجوانی ترک کرد، از جمله در چندین اردوگاه کار اجباری، آن را ندیده است. آشویتس.

او گفت: "یکی از بزرگترین دردسرهای من این است که همه چیز را دزدیدند." او گفت: «بسیاری از اقلام در سراسر مرزها پراکنده شده اند، بدون مستندات مناسب - یا هر گونه -.

او گفت: "من شدیداً تمایل دارم که شناسایی این اقلام استثنا باشد تا قاعده." ساگاسپه، سمت راست، و دخترش، ماری آنج، گام‌های ایریبارن را دوباره دنبال کردند، از اردوگاه‌های کار اجباری و مکان یادبودی که او در آن دفن شده است بازدید کردند. بایگانی که کیف پول را به خانواده ساگاسپ بازگرداند، که دهه‌ها پیش به عنوان «سرویس ردیابی بین‌المللی» شناخته می‌شد، بر دارایی‌هایی متمرکز است که عمدتاً از زندانیان اردوگاه‌های کار اجباری داخائو و نوئنگام در آلمان مصادره شده بود.

کیف پول ایریبارن در یک پاکت قرار داشت، اما مانند تاریخ تولد، یا شماره‌ی هویت زندانی وجود نداشت. در عوض، تمام کیسه چرمی حاوی مهر، رسید و عکس زنی بود که در یک نگهدارنده پلاستیکی بود. اما پشت عکس یک سرنخ نوشته شده بود، نام شهر Camou-Cihigue.

یک داوطلب با آرشیو با شهرداری دهکده تماس گرفت و از شهردار پرسید که آیا می تواند عکس را ارسال کند، با این امید که مردم شهر بتوانند زن را شناسایی کنند. خیلی سخت نبود: مادر ساگاسپ عمه بزرگ شهردار بوده است.

فلوریان آزولای، در آن زمان مدیر آرشیو آرولسن بود، سپس از آلمان به کامو-سیهیگ سفر کرد تا کیف پول را شخصاً به ساگاسپ تحویل دهد. Monde.

آزولای گفت: «ما در سال‌های گذشته مقدار زیادی از وسایل شخصی را پس داده‌ایم، فکر می‌کنم حدود 1000. «اما این یکی از داستان‌هایی است که فکر می‌کنم بیشتر از همه مرا تحت تأثیر قرار داد.»

اکنون، ساگاسپ همیشه کیف پول را در کیفش نگه می‌دارد. پس از بازگرداندن آن، او و دخترش، ماری آنگه ساگاسپ، تصمیم گرفتند سفری را انجام دهند که مسیر ایریبارن را در فرانسه و آلمان دنبال می کند. آنها از Compiègne، جایی که ابتدا در فرانسه بازداشت شد، و بعداً Neuengamme بازدید کردند.

آخرین توقف آنها محل گورهای دسته جمعی کارگران در Hannover-Stöcken بود، جایی که اردوگاه فرعی Neuengamme در آن قرار داشت و ایریبارن در آنجا درگذشت، درست چند هفته قبل از رسیدن سربازان بریتانیایی به جایی که دیوار بزرگ از آنجا بازگردانده شد.

" ماری آنگه ساگاسپ گفت: او وقتی زنده بود. "ما او را به عنوان یک مرد آزاد بازگرداندیم."

میلتون استرو اولین پیش نویس این مقاله را قبل از مرگش در اکتبر ارائه کرد. میکایلا توفیقی گزارش و نگارش را تکمیل کرد.