پادشاه سابق خوان کارلوس اول اسپانیا، به دنبال ارتباط، انتشار کتاب
رفتار سلطنتی با خوان کارلوس اول اسپانیا نیست.
نیم قرن پیش، به عنوان یک پادشاه جوان، او از قدرت مطلقی که فرانسیسکو فرانکو دیکتاتور به عنوان جانشین خود به او اعطا کرده بود، چشم پوشی کرد. او کشور را در مسیر دموکراسی قرار داد و خود را به عنوان ضامن سلطنت پارلمانی معرفی کرد که اسپانیا را مدرن کرده است.
اما ماه گذشته، در حالی که اسپانیا پنجاهمین سالگرد آن انتقال را جشن گرفت و سلطنتی را که او به بازیابی آن کمک کرد، خوان کارلوس در مراسم بزرگداشت اصلی شخصیت غیر ارادی بود. ترکیبی از رسواییهای مالی، جنسی و شکار فیل بیش از یک دهه پیش به کنارهگیری او از سلطنت، سپس تبعید خود در ابوظبی و سیاست کلی دروغگویی منجر شد. شرکت او در این رویدادها به صرف ناهار خانوادگی در کاخ قدیمی اش محدود شد. او رسید و زود رفت. همه اینها باعث شده که او احساس کند کنار گذاشته شده است، مانند یک پسر تولد که از لیست مهمانان مهمانی خودش حذف شده است. به گفته لارنس دبری، نویسنده کتاب خاطرات جدیدش، خوان کارلوس، 87 ساله، می گوید: «مضحک است که کودک در غسل تعمید ظاهر نشود.» نیم قرن پس از تولد خوان کارلوس، دموکراسی و دموکراسی اسپانیایی به دموکراسی و دموکراسی دوباره او کمک کرد. او به تجدید نظر و رستاخیز امیدوار است. خاطرات «آشتی» مملو از نارضایتیهای خانوادگی، گناهان کوچک و قدردانی از آنچه او «هوش و حس سیاسی فرانکو» میخواند، است. او گفت که در مورد مرگ برادر کوچکترش که در نوجوانی با اسلحه بازی می کردند، او با گلوله کمانه کشته شد. و سهم عادلانه ای از خودستایی وجود داشت - "من به مردم اسپانیا آزادی دادم" - به امید بازگشت به ارتباط و شاید نقدینگی.
خانم. دبری گفت که خانواده سلطنتی عمدتاً به دلیل این احساس که او هنوز چیز مهمی برای گفتن دارد در مورد آنچه که او قطبی شدن خطرناک اسپانیا میداند و در مورد اما بسیاری از منتقدان پادشاه بازنشسته می گویند، اوه. به هر حال، پسرش، فیلیپه ششم، پادشاه فعلی اسپانیا، مشتاق بازگشت نیست. سخنگوی خانواده سلطنتی در پاسخ به خوان کارلوس گفت: «ضروری یا مناسب نیست». href="https://www.google.com/search?q=juan+carlos+spanish+flag+video&pws=0&gl=us&gws_rd=cr#fpstate=ive&gws_rd=cr&vld=cid:8eeb7e5a,vid:_tWrHRMrNpk,st:0" منتقدان خوان کارلوس ظهور مجدد او را به عنوان یک کلاس استاد در عدم خودآگاهی می دانند. بسیاری او را نه یک صدای خردمندانه از عقل، بلکه یک مرد نابهنگام می دانند که بارها به همسرش، ملکه صوفیه خیانت کرده است. او با مسابقه دادن تا شب در اتومبیلهای اسپرت یا موتورسیکلت، محافظان را آزار میداد. او قایقای را سوار کرد که نامش به «راسکال» ترجمه شده است.
آنها نگرانند که انزجار آشکار او از دولت مترقی، قطببندیهای بیشتری را برانگیزد، و اینکه امتیاز او نسبت به پسر و عروسش، ملکه لتیزیا فعلی، اختلافات را در خانواده سلطنتی عمیقتر کند. این قبیله قبلاً با تحقیقات برای کلاهبرداری مالیاتی، حضور در نمایش های واقعیت، تحقیر عمومی بین ملکه فعلی و سابق، و اتهامات بی وقفه html دست و پنجه نرم کرده است. خوان کارلوس دوباره بهعنوان یک خط نبرد ظاهر میشود.
هفته گذشته، دخترش النا، که او نیز توسط برادرش پادشاه از خانواده رسمی سلطنتی کنار گذاشته شد، با حضور در امضای کتاب مادرید توسط خانم، به نظر میرسید که در تیم پدربزرگ حضور دارد. دبری.
شاه فیلیپه در عوض فاصله خود را حفظ کرده است. در مراسمی با پدران بنیانگذار گذار به دموکراسی در یک مراسم بزرگداشت رسمی در پارلمان هفته گذشته، او فقط به «اعلام پادشاه خوان کارلوس اول» اشاره کرد که «مرحله جدیدی در تاریخ ما گشود.»
بعضی از افراد حاضر در اتاق فکر نمیکردند که پیرمرد پادشاه در حال دریافت حق مردم اسپانیایی است. اسپرانزا آگویر، کنتس و بانوی بزرگ حزب محافظهکار مردمی اسپانیا، ماه گذشته در اتاق جلسه پارلمان به ریاست پادشاه فیلیپه و همسر و دخترانش گفت. او گفت: "شاید او در زندگی خصوصی خود اشتباهاتی انجام داده است." «چه کسی این کار را نمیکند؟»
خوان کارلوس مطمئناً سرویسهای اطلاعاتی اسپانیایی را که وظیفه داشتند رسواییهای او را خنثی کنند، مشغول کرده است. یکی از آنها مربوط به یک نوازنده کاباره و خانم سابق اسپانیا بود که پس از اینکه گفت پادشاه به او پول داده بود تا عکسهایی از ملاقاتهایشان را که بهطور مخفیانه توسط بستگانش گرفته شده بود به او بدهد، باعث خشم در اسپانیا شد. یکی دیگر از آرامور ادعایی در یک مستند نمایش داده شد که در مورد مأموریت های خارج از قصر سلطنتی صحبت می کرد. خوان کارلوس از اظهار نظر در مورد ادعای اول خودداری کرد و ادعای دوم را رد کرد.
با این حال، به نظر میرسد برخی از اسپانیاییها مایلند دوباره به او نگاهی بیندازند.
در روز انتشار خاطرات، لیدیا دوران، 30 ساله، نسخهای را در یک کتابفروشی به دست آورد که میگفت به سرعت میفروشند. او گفت: «حقیقت این است که من او را دوست ندارم» و افزود که پسرش، شاه فیلیپه را ترجیح میدهد. "اما من کنجکاو هستم. می خواهم دیدگاه او را بدانم."
خانم. دبری دو سال را با خانوادهاش در ابوظبی گذراند، در حالی که فرزندان خردسالش در استخر خوان کارلوس آب میپاشیدند و تلاش میکرد چشمانداز یک خانواده سلطنتی را به تصویر بکشد که معتقد است یک شخصیت تاریخی نادیده گرفته شده است.
او گفت که هفتهها با او به زبان فرانسوی صحبت میکرد که در کودکی آموخته بود، در یک میز غولپیکر در خانهای بزرگ و خالی از سنگ مرمر اسپانیایی. او متوجه شد که او در حال شکار فیل در بوتسوانا با زنی که معشوقهاش بود، کورینا لارسن، که نام خانوادگی اشرافی شوهر آلمانیاش، zu Sayn-Wittgenstein، zu Sayn-Wittgenstein را نیز دارد، درگیر جراحیهای ناموفق ناشی از لگن او در سال 2012 بود. خانم دبری گفت، علیرغم دریافت 65 میلیون یورو از ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی، شکست خورد. منتقدان آن را پرداختی برای خدمات لابی میخواندند، اما او در کتاب آن را به عنوان «هدیهای توصیف کرد که نمیدانستم چگونه آن را رد کنم.»
او این پول را به خانم زو سین-ویتگنشتاین داد. پس از جدایی، او او را به دادگاه کشاند. او برای پس دادن پول دادگاه بعداً به دلیل فقدان صلاحیت، این پرونده را رد کرد. او در کتابش نوشته است که از این رابطه «به شدت پشیمان است» و ادعای آزار و اذیت را رد کرده است.
خانم. دبری گفت که دوستان ثروتمند به او کمک کردند تا تمام مالیات های پس گرفته خود را در بحبوحه تحقیقات، از زمان کاهش، در مورد فرار مالیاتی احتمالی و پولشویی پرداخت کند. او گفت که او اکنون از محبت شیخ محمد بن زاید آل نهیان، رئیسجمهور امارات زندگی میکرد.
او گفت که او را تنها پیدا کرده است، همچنان نگران خاطره برادر 14 سالهای است که در یک تصادف آشکار در زمانی که خوان کارلوس 18 ساله بود کشته شد، و زمانی که پدرش در خط مقدم شکستن خانوادهاش صحبت میکرد، دچار عذاب وجدان شد. خانم دبری گفت: او همچنین از اینکه پادشاه کنونی «مانند یک پسر دور» رفتار میکند، عمیقاً ناراحت بود و «دوست دارد با او تماس تلفنی داشته باشد». او گفت که خانواده تبریک کریسمس فرستادند، اما فیلیپه هرگز نوه هایش، از جمله پرنسس لئونور، وارث 20 ساله تاج، را برای آب پاشیدن در استخر نفرستاد. او همچنین حقوق و مستمری پدرش را قطع کرد. خوان کارلوس درباره این تصمیم نوشت: «این اعلامیه به این معنی است که تو مرا رد میکنی.» خوان کارلوس در قرائت نزدیک خانم دبری از نویسنده همکارش، مرد قرن دیگری است که اشتهای بیش از حدش بعد از بزرگ شدن زیر نظر فرانکو، بیان آزادی بود. دیکتاتور، او به او گفته بود، حتی او را در مورد املای بد در نامههای عاشقانه دوران جوانیاش به دوستدخترش دستکاری کرده بود.
اما او بیشتر از همه میخواست که پادشاه سابق، از نوادگان مستقیم لویی چهاردهم، توضیح دهد که چگونه تصمیم گرفت واقعی را رها کند. قدرت.
خانم. دبری گفت که پادشاه سابق به او گفته بود که سالها قبل از اینکه قدرت را به دست بیاورد، برنامهریزی کرده بود تا قدرت را کنار بگذارد، و او با نظارت مداوم فرانکو کار کرده بود تا با کمونیستهایی که میدانست برای یک انتقال نهایی حیاتی هستند، رابطه برقرار کند. سرهنگ برجسته یک کودتا انجام داد، M.19 سال بعد غافلگیر شد. دبری گفت. در حالی که عملاً کل طبقه سیاسی در پارلمان گروگان گرفته شده بود و اسپانیاییها در خانههایشان پنهان شده بودند، او در برابر کودتا ایستاد.
او گفت: «او کاملاً تنها بود.
او گفت که امروز هم همینطور است.
هفتهی گذشته، پسرش، فیلیپه، در مراسم بزرگداشت دیگری در مراسم بزرگداشت مادرید در نقش دموکراتها در دموکراتها شرکت کرد. در دانشگاه شاه خوان کارلوس برگزار شد، اما شاه خوان کارلوس در جایی دیده نشد.
خوزه باتیستا گزارش ارائه کرد.