دانشجویان آزاد نیجریه از آدم ربایی دسته جمعی بازگو می کنند
ابتدا، استیون ساموئل فکر کرد که خواب می بیند.
او گفت که او صداها و کوبیدن را در داخل خوابگاه مدرسه کاتولیک در شمال غربی نیجریه که در آن دانش آموز است شنید. چشمانش را باز کرد. مردی مسلح از کنار تختش رد می شد.
استفن، 18 ساله، زیر تخت قاطی شد، اما دیگر دیر شده بود.
مرد مسلح او را به زور بیرون برد، جایی که خواهرش، تعدادی از کارکنان، سه دوست صمیمی اش، و صدها کودک دیگر، برخی از آنها 4 ساله، در خاک دراز کشیده بودند. خیلی ها فقط لباس زیر پوشیده بودند. مردان مسلح دستهای دانشآموزان بزرگتر را بستند و بعد از نیمهشب، آنها را مانند گاو از دروازهها بیرون کردند.
ربودن ۲۵۳ کودک به همراه ۱۲ کارمند مدرسه کاتولیک سنت مری در ۲۱ نوامبر، بزرگترین ربوده شدن ۲۵۳ کودک به همراه ۱۲ کارمند از مدرسه کاتولیک سنت مری از زمانی بود که گروه مسلح بوکوحرام، یک دختر را از روستای ۲۷۶ نفر ربود. کمپین جهانی برای آزادی آنها.
این نشان میدهد که چگونه ناامنی با وجود سالها اعتراض عمومی در سراسر کشور متاستاز داده است. آدم ربایان اغلب مدارس شبانه روزی را هدف قرار می دهند که به عنوان راه نجات برای فقرای روستایی عمل می کنند، مانند سنت مری، که در آن بیشتر دانش آموزان از خانواده های کشاورز می آیند.
هشدارهایی در مورد تهدید مسیحیان در نیجریه وجود دارد که تا حدی توسط گروه های اسلام گرا تقویت شده و توسط گروه های تسلیحاتی تحریک شده است. در طول دهه ها اما نیجریه ای ها از همه مذاهب رنج کشیده اند و هیچ مدرک روشنی وجود ندارد که نشان دهد مسیحیان بیشتر از مسلمانان، گروه مذهبی اصلی دیگر در این کشور مورد حمله قرار می گیرند.
در حالی که 99 دانش آموز سنت مریم روز یکشنبه آزاد شدند، 154 نفر همچنان در اسارت هستند. مصاحبه با والدین، مقامات کلیسای کاتولیک و استفان - که در آن شب فرار کرد - جامعه ای را نشان می دهد که از این حمله متلاشی شده و از واکنش دولت ناامید شده است. آنها پاسخ های کمی در مورد کودکانی که هنوز در بازداشت به سر می برند دریافت کرده اند، و بسیاری بیم آن دارند که دولت به جای ایمن سازی مدارس به تعطیلی مدارس ادامه دهد.

NIGER
چاد
پاپیری
نیجریه
چیبوک
بنین
NIGER
ابوجا
لاگوس
کامرون
خلیج گینه
200 مایل
او سعی کرد با چند نفر در پاپیری تماس بگیرد تا به آنها هشدار دهد که راهزنان در حال آمدن هستند، اما هیچ کس آن را نگرفت. بنابراین او به سمت جاده دوید و مخفی شد و منتظر بود تا موتورسیکلت ها برگردند.
آقای فیلیپ گفت، پس از مدت ها انتظار، ماشینی با دو مرد مسلح روی سقف با سرعت از کنارش گذشت. پس از آن چیزی شبیه به گلهدارانی بود که گاو را میرانند و گرد و غبار را بالا میبرند. با نزدیک شدن صدا، قلبش به شدت پایین آمد. جمعیتی از کودکان بود که توسط مردانی با اسلحه، پیاده و موتورسیکلت احاطه شده بودند.
«دور کن!» او صدای فریاد مردان در هاوسا را شنید. "والدینت تو را در مدارس ثبت نام کردند. فرار کن."
او نتوانست ریتا را در غوغا ببیند. سپس، آنها رفتند.
او در مصاحبهای در روز سهشنبه گفت: «اگر تفنگ داشتم، آنها را تعقیب میکردم. "من ترجیح می دهم به جای دخترم بمیرم."
استفن گفت که او بخشی از آن انبوه کودکان بوده است که در تاریکی در امتداد جاده حرکت میکردند، خواهر و برادرهایی که کوچکترین بچهها را حمل میکردند، روستاها و یک بازار را در حال گذر بودند. او گفت که آدم ربایان با موتور سیکلت خود به این سو و آن سو می رفتند تا سرعت را افزایش دهند و دانش آموزان را به جلو می بردند. فیبی، خواهر 13 ساله استیفن را یک بار گذاشتند، و او متعجب بود که چگونه می تواند این کار را انجام دهد.
سپس نوبت او بود. استفان گفت که موتورسیکلت عقب ماند و هنگامی که چرخ عقب در تکه ای از ماسه عمیق فرو رفت، استفان گفت، او شانس خود را برای لغزش دید. مردی که در حال رانندگی بود متوجه نشد و به سمت شب حرکت کرد.
استفان گفت که با همکلاسیهایش و خواهرش در راه اسارت، او با عجله از راهی که آمده بودند برگشت. در نهایت، او یک دوست خانوادگی پیدا کرد و سوار خانه شد. وقتی نزدیک شد مادرش را دید که بیرون با همسایگانش گریه می کرد. او دوید تا او را در آغوش بگیرد.
والدین در سراسر 50 روستای تحت پوشش مدرسه، که در منطقه ای از ایالت نیجر در نزدیکی یک آب انبار وسیع پراکنده شده بودند، از این خبر بیدار می شدند. بیشتر آنها کشاورزان فقیری هستند، اما هزینه ها را جمع کرده بودند تا فرزندانشان را به مدرسه ای بفرستند که سابقه حضور در پزشکان و وکلای آینده را دارد.
الیزابت ساموئل تلاش می کرد تا بفهمد چه اتفاقی برای جوان ترین پسر قدبلند و مهربان او، لامکوسو 16 ساله افتاده است. ساعت 2 بامداد، اقوام به پنجره او زدند و با خبر ربوده شدن او را از خواب بیدار کردند. شوهرش به مدرسه رفت و در حالی که کیفهای مدرسه لامکوسو را حمل میکرد - همان کیفهایی را که در پایان تعطیلات مدرسه برای او بسته بود، برگشت. او حتی نمی توانست به آنها نگاه کند.
او از خانواده دیگری شنید که برای دو برادر باج 30 میلیون نایرا نیجریه یا حدود 20000 دلار پرداخت کرده است. اما خانم ساموئل، یک کارمند بهداشت اجتماعی و کشاورز بادامزمینی، هنوز نتوانسته بود هزینههای 124 دلاری لامکوسو را برای ترم پرداخت کند.
او گفت: «میدانم که نمیتوانم آن را بپردازم». "می دانم که همه چیز خانه ام را می فروشم و بیش از یک میلیون نخواهد بود."
بسیاری از خانواده ها انتظار داشتند که ارتش فرزندانشان را نجات دهد. در عوض، والدین گفتند، سربازان صبح روز بعد آمدند و با نادیده گرفتن آنچه خانواده ها در مورد جاده ای که آدم ربایان به آن ها گفته بودند، به سمت دیگر رفتند.
کشیش موسی جان گادو، نایب رئیس مدرسه محلی که مدیریت آن را بر عهده دارد، گفت: «این یک سوء تفاهم نبود. «فقط خدا میداند چرا آنها تصمیم گرفتند این کار را انجام دهند.»
یکی از مقامات وزارت دفاع نیجریه به درخواستها برای توضیح پاسخی نداد. به گفته پدر گادو و سخنگوی اسقف، دولت مریم
دولت ایالتی بهتر از این نبود. آنها گفتند که هیچ یک از مقامات دولتی حتی از این منطقه بازدید نکردند.
آقای فیلیپ گفت: «آنها فقط ما را به عنوان روستایی به حساب می آورند - مردمی که از یک منطقه دور افتاده آمده اند. "ما تحصیلات پایینی داریم و هیچ کس نمی تواند بیرون بیاید و فقط آنها را به چالش بکشد."
بعد از آزادی 99 دانش آموز در روز یکشنبه، دولت ایالتی ناگهان نمایان شد.
روز بعد، مقامات کودکان آسیب دیده و متحیر شده را در مقابل دوربین های خبری در یک رویداد رسانه ای در پایتخت ایالت رژه بردند. والدین از آزادی فرزندانشان مطلع نشدند، اما از تماشای اخبار متوجه شدند.
بعد از اینکه دیدند چند کودک در شبکه های اجتماعی آزاد شده اند، خانم ساموئل و آقای فیلیپ به این مراسم رفتند، در 160 مایلی پاپیری، به این امید که لامکوسو و ریتا در میان آنها باشند. کاروانی از ماشینهای زرهی تشکیل شد، و سپس چند اتوبوس، که دهها کودک از آنها بیرون ریختند، لباسهای نو پوشیده بودند.
خانم. ساموئل گفت که نمیتوانست به بچهها نگاه کند، زیرا خیلی میترسید که لامکوسو در میان آنها نباشد. اما بعد سرش را برگرداند و او را دید. "این فرزند من است!" او فریاد زد و شروع به ستایش خدا کرد.
در کنار او، آقای فیلیپ ناامیدانه صورت بچه ها را اسکن می کرد. اما ریتا یکی از آنها نبود. بچه های دیگر به او گفتند که ریتا به همراه بیشتر بچه های کوچکتر همچنان در بازداشت است. آنها گفتند آدم ربایان به او غذا می دادند، اما او متوجه شد که نمی تواند چیز بیشتری بپرسد.
او گفت: «من شروع به لرزیدن کردم. "من حتی نمی دانستم چه اتفاقی می افتد. در پایان فقط نشستم و سکوت کردم. این تنها کاری بود که می توانستم انجام دهم."
خانم. ساموئل گفت که او فقط توانست لامکوسو را برای مدت کوتاهی در آغوش بگیرد، قبل از اینکه او برود و عکسش را برای حساب رسانه اجتماعی فرماندار ایالت بگیرد. وقتی مراسم به پایان رسید، چند دقیقه به او اجازه داده شد تا با او صحبت کند.
لامکوسو به او گفت که حدود 100 آدم ربا بچه ها را مجبور کرده اند ساعت ها در میان بوته قدم بزنند. او به خاطر می آورد که کوچکترین آنها در صندلی عقب و صندوق عقب ماشینی بود که آقای فیلیپ دیده بود.
او به او گفت که وقتی آنها به اردوگاه آدم ربایان رسیدند، او را به همراه سایر بچه های بزرگتر و معلمان در اتاقی به قدری کوچک نگه داشتند که مجبور بودند به نوبت بخوابند.
روز یکشنبه، لامکوسو گفت، آنها را سوار بر موتور سیکلت کردند و آنها را سوار بر موتور سیکلت کردند. به گروه دیگری از مردان مسلح بروید.
او به مادرش گفت که تنها زمانی که مردان پذیرفتند این سربازان را برای آنها به خانه ببرند، پذیرفتند. ممکن است زمان زیادی تا بازگشت بچه ها به کلاس بگذرد. پس از حمله سنت مری، هشت ایالت، از جمله نیجر، دستور تعطیلی همه مدارس را به دلیل ناامنی صادر کردند.
بسیاری از والدین گفتند که مخالف این امر هستند و از دولت میخواهند که امنیت مدرسه را تامین کند.
فرزندان سیاستمداران اغلب در خارج از کشور تحصیل میکنند. فیلیپ خاطرنشان کرد، اما برای افراد کم برخوردار، آموزش تنها امید است. او گفت: «بستن مدرسه ابزاری برای حل این مشکل نیست.
در حال حاضر، او امید خود را برای آزادی دخترش به ایمان و دعای ناامیدانه بسته است. او او را بهخاطر سنت ریتا، قدیس حامی علل غیرممکن نامید.
او گفت: «او مانند یک هدف در زندگی من است، بیش از یک هدف. "او امید من است."