از کلاس بهسازی تا شهردار منتخب: تأثیرات فرهنگی زهران ممدانی
زهران ممدانی، شهردار منتخب، مدتها قبل از اینکه به یک نیروی سیاسی بعید تبدیل شود، فقط بیست نفر دیگر بود که سعی میکرد از کلاس بداههسازی شنبهاش در منهتن خنده بگیرد.
"من به زمانی که او در اول ژانویه به عنوان اولین شهردار مسلمان و جنوب آسیای شهر و در سن ۳۴ سالگی، یکی از جوانترین شهر، سوگند یاد کرد، ممدانی نیز رهبر شهری نادری خواهد بود که تربیت فرهنگی او هم بهعنوان یک فیلم در جهان وطن و هم در نقش میرعزیز شناخته میشود. محمود ممدانی محقق و محلی، آغشته به انرژی مشخصی در خیابانهای نیویورک است. در مصاحبههایی، شهردار منتخب، مادرش و دیگران اخیراً در مورد تأثیراتی که او را شکل داده است، مانند راگاهای هندی و موزیکالهای کلاسیک، اوجپذیرترین موسسات نیویورک و فضاهای اجرا در زیرزمین تاریک آن صحبت کردند. بهعنوان مثال، تقریباً مطمئناً او تنها شهردار خواهد بود که در نمایشی به نام «Assscat 3000 شرکت کرده - و نامش را بررسی کرده است." نیر، فیلمساز هندی الاصل که در سال 1979 به نیویورک نقل مکان کرد، گفت: جنبههای فرهنگ شهری ارگانیک بود. میدانید که شناخت شهر این امکان را برای ما فراهم کرد که کارهای مختلفی انجام دهیم؟ بهترین چیزی که او میگفت، جمله مورد علاقه من بود: "مامان، بیا سرگردان شویم." آنها با زندگی صدساله مهاجر مواجه میشوند. title="">موزه اجاره
سایر حملات فرهنگی برای بسیاری از بچه های شهر نیویورک آشنا بود: ممدانی «شیر شاه» را در برادوی دید و عاشق موزه تاریخ طبیعی آمریکا بود.
او میگوید که وقتی بزرگ شد، در هفته مدرسه اجازه تماشای تلویزیون را نداشت، اما پسر با فنآوری در آغاز دوره استریم فهمید که چگونه میتواند آن را دور بزند. او گفت: «من مقدار زیادی تلویزیون را با رایانهام تماشا میکردم.
والدینش عاقل نبودند: «تا این لحظه نمیدانستم.» نیر با خنده گفت: «تا این لحظه این موضوع را نمیدانستم.
یک برنامه مورد علاقه، کمدی کمدی اواخر دهه 2000 بود که «چاک میبینید، سالانه میبینید». ممدانی به یاد آورد.
او در تئاترهای هنری مانند مرکز فیلم آنجلیکا در نوهو در معرض سینمای مستقل قرار گرفت و در صحنهها و جشنوارههای فیلم به مادرش پیوست و با فیلمسازان دیگر ملاقات کرد. گیلرمو دل تورو یک بار طرحی از یک شخصیت سینمایی برای او کشید که ممدانی آن را بسیار ارزشمند می دانست. زمانی که او حدود 6 سال داشت، نمایش اولیه فیلم صربستانی «گربه سیاه، گربه سفید" تاثیر زیادی بر جای گذاشت — او به یاد می آورد که در حال تماشای تیتراژها، و بسیار احساس می کند. هیجانزده،" او گفت - بنابراین نایر او را با کار کارگردان مشهور خود، دوستش Emir Kusturica آشنا کرد.
اما والدین ممدانی نیز به ذائقههای سینمایی او علاقه نشان دادند، که به فیلمهای پلیس دوستان هالیوود میپرداخت. او گفت: «پدرم ساعتهای بسیار زیادی در «ساعت شلوغی» نشست. (این همچنین فرانچایز فیلمی است که رئیسجمهور ترامپ برای احیای رتنر در زمان کارگردانی تلاش کرده است پارامونت.)
کمدی
کمدی ستون اصلی بود. ممدانی درباره نمایش طولانی مدت و مفتخرانه Off Broadway گفت: "من به یاد دارم که عاشق گروه مرد آبی بودم." «اتفاقاً، جایی که کارگردان میدانی ما سالها در آن کار میکرد.»
در نوجوانی و بیست سالگیاش، او برای نمایشهای آخر شب U.C.B (مانند بداهه «Assscat») در سالن تئاتر چلسی که بلیتها ۵ دلار یا کمتر بود، صف میکشید و تماشاگران اغلب روی زمین مینشستند. شهردار منتخب گفت: «من به طور کلی در جستجوی هر چیزی بودم که مقرون به صرفه باشد. اما آن اجراها با او ماندگار شد. با خنده، بیت 2008 توسط کمیک کومیل نانجیانی را به یاد آورد و طوفان جزیره کونی را با اختراع نان تکهشده مقایسه کرد.
که ممدانی سریعتر و سریعتر است. href="https://www.nytimes.com/2025/11/08/nyregion/mamdani-humor-funny.html" title="">زیگر عاقلانه، بیشتر سیاستمداران در طول مبارزات انتخاباتی او آشکار شدند. آیا آموزش بهبود کمکی کرد؟ ریک اندروز، معلمش در مگنت، گفت: او یک دانشآموز فوقالعاده و بسیار متفکر بود. "فقط یک انرژی واقعا مثبت داشتم." اندروز گفت که هر تک خطی از گوش دادن هماهنگ به دست آمده است. مهارت او «راحتی در عدم قطعیت و در لحظه بودن» بود.
هنرهای نمایشی
با ریشه در اوگاندا، جایی که ممدانی در آنجا متولد شد و پدرش بزرگ شد، خانواده همیشه درگیر روایتهای مهاجران و هنرهای متقابل بود. نیر گفت، در نیویورک، آنها مرتباً در اجراهای اکرم خان، هنرمند انگلیسی هندی بنگلادشی که رقص کلاسیک. تأثیر فرهنگی فراگیر ممدانی احتمالاً از طریق موسیقی بوده است. او گفت که حتی قبل از فعالیت کوتاه خود به عنوان رپر آقای هل، موسیقی را با "خاطرات بسیاری از دوران کودکی من" مرتبط می کرد. "ریتم های زندگی در بزرگ شدن این بود که هر روز صبح وقتی صبحانه می خوردیم، همانطور که در آنجا موسیقی می خوردیم." اغلب یک آلپ بود، افتتاحیه ملودیک راگا، که توسط ولایت خان، استاد سیتار هندی اجرا می شد.
علی ستی خواننده پاکستانی آمریکایی، اکنون یک ستاره، اوایل یک دوست خانوادگی بود. نیر گفت: «او در اینجا لیسانس بود و آواز میخواند.
ممدانی و ستی نیز در هنگام ساختن فیلمش «عروسی موسمی» ، حدود سال 1395. ستی یک نقش فرعی خواند و ممدانی با قرض گرفتن بلوز سبز لیمویی از مادرش، آن را بازی کرد. نیر به یاد می آورد: «زهران فقط روی صندلی ها پرید، واقعاً اجرای زنده ای بود.» یکی از حامیان متقاعد شد و نایر به پسرش پیشنهاد داد. او گفت، اما او "بازیگر بی میلی بود" و نپذیرفت: "او گفت، "مامان، مردم برای این چیزها می میرند. من نمی کنم." هنر نقاش تحسین شده سلمان تور - شریک ستی - یکی دیگر از آثار ممدانی بود. زمانی که تور M.F.A بود. نیر، دانشجوی مؤسسه پرت در بروکلین، یک پرتره خانوادگی را سفارش داد. در سال 2009، او مطالعهای روی یک نوجوان ممدانی برای آن انجام داد و با استفاده از زنگهای اخرایی نگاهی ملایم و جدی و اشارهای به سبیل نوجوانی را به تصویر کشید. تور گفت: «لحظه ای که کار تمام شد، می دانستم که بازسازی آن جرقه خاص در نقاشی دیگری غیرممکن است. او افزود که اکنون به آن نگاه می کنیم، به نظر می رسد که "میدان مغناطیسی کوچک خود را دارد." نیر گفت که پرتره خانوادگی آنقدر بزرگ است که نمایش آن دشوار است، اما تصویر کوچک پسرش در اتاق کار او آویزان است.
ممدانی به همسرش، هنرمند، اعتبار میدهد.http://www.raduwa title="">راما دواجی، با تغییر شکل درک خود از هنر تجسمی. در اینستاگرام خود، او مرتباً چیزهایی را برجسته میکند که، به قول خودش، "من را وادار به ساختن هنر میکند" - نمایشگاههای گالری و انیمیشن، اما همچنین شیب آباژور یا معماری رمپ های بودگا.
"من خیلی خوش شانس هستم که با همسرم ازدواج کرده ام." "نحوه ای که او جهان را می بیند و زیبایی را می بیند، حس هنر من را نه تنها به عنوان چیزی که در موزه یا روی صفحه نمایش یا در نوعی محیط رسمی می بینید، بلکه بخشی از زندگی روزمره را نیز گسترش می دهد."
با توجه به تأثیر او، او نام موزه مورد علاقه خود را گذاشت: "سیستم متروی ما." نقاشیهای دیواری و آثار هنری در سراسر سیستم متروی ما و تحقق هنر به عنوان چیزی که مردم باید با آن درگیر شوند، صرف نظر از اینکه چقدر پول در جیب آنها وجود دارد.»
نیر گفت که کار خلاقیت چیزی بود که او از نزدیک با آن آشنا بود. "عشق او به چیزی که مردم خودشان می سازند - خواه یک چیز باشد یا یک ایده، این چیزی است که او به خاطر آن شارژ می شود."
ممدانی اکنون زمان کمی برای کاوش فرهنگی دارد. اما او هنوز برای چیزی که می خواست در آینده ببیند برنامه ای داشت. جای تعجب نیست، بهعنوان ساکن و تقویتکننده کوئینز، که شامل یک مؤسسه کوئینز میشود.
او گفت: «من ماههای زیادی را صرف تلاش کردم تا سریال «ماموریت غیرممکن» را به پایان برسانم. "من بسیار مشتاقم که با همسرم این کار را به پایان برسانم، و سپس امیدوارم به موزه تصویر متحرک بروم، اگر آنها هنوز هم نمایشگاه را در همین مجموعه داشته باشند."
زاکاری اسمال<-! گزارش.