به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

از جذابیت جنسی تا راست افراطی، بریژیت باردو نماد فرانسه در حال تغییر بود

از جذابیت جنسی تا راست افراطی، بریژیت باردو نماد فرانسه در حال تغییر بود

نیویورک تایمز
1404/10/07
5 بازدید

بازیگر، خواننده و فعال بریژیت باردو، که در 91 سالگی درگذشت، فرانسه را به معنای واقعی کلمه تجسم کرد: در سال 1969، او اولین سلبریتی بود که به عنوان الگوی ماریان، نماد جمهوری که از زمان انقلاب تالارهای شهر فرانسه و تمبرهای رسمی کشور و تمبر سکه ها را زینت داده بود، استفاده شد. درست بیش از یک سال قبل، او برنامه ویژه تلویزیونی خود را با نام «Le Show Bardot» آغاز کرده بود، که علاوه بر چکمه های بلند و پرچم فرانسه، همزمان با نواختن سرود ملی، کمی پوشیده بود و سپس به سرعت به یک آهنگ پاپ جدید تبدیل شد.

B.B.، همانطور که او شناخته می شد، یک فرانسوی جدید بود: جسور، آزاد و غیر متعارف.

حتی ممکن است بگویید او یکی از اولین ستاره‌های مشکل‌ساز دوران مدرن بود: او که به نوبت مورد تحسین و اهانت قرار می‌گرفت، یا حتی همزمان، او ستاره‌ای بود که متهم به بازیگری بد، یک انسان‌دوست بداخلاق و بدون فیلتر بود که نمادی از مدرنیته و رهایی بود، و یک جنگجوی خستگی‌ناپذیر صلیبی برای دفاع از حقوق حیوانات. تنفر نژادی."

باردو نیازی نداشت که کسی او را لغو کند: به نوعی، او این کار را خودش انجام داد و در سال 1973 قبل از 40 سالگی بازیگری را کنار گذاشت. بسیاری ممکن است استدلال کنند که این باعث شد که او زمان کافی برای ایجاد دردسر داشته باشد، اما خوب یا بد، او می‌خواست اختیار داشته باشد و به آن رسید.

باردو مدت‌ها قبل از اینکه ماریان شود، بار سنگین‌تری را به دوش می‌کشید: او مترادف با خود زنانگی بود. به هر حال، فیلمی که او را در اوایل 20 سالگی به ستاره تبدیل کرد، ملودرام «و خدا زن را آفرید» در سال 1956 بود. src="https://static01.nyt.com/images/2025/10/22/arts/00cul-bardot-appreciation-add/00cul-bardot-appreciation-add-articleLarge.jpg?quality=75&auto=webp&disable>> ژان لوئی ترینتینانت در «و خدا زن را آفرید»، فیلمی که او را در اوایل 20 سالگی به ستاره تبدیل کرد. باردو از همسر آن زمانش، راجر وادیم، احساساتی هولناک و غیرقابل معذرت خواهی به راه انداخت که این حس را ایجاد می کرد که گویی ناگهان پنجره های فرانسه را باز کرده و هوای تازه را به داخل راه داده است. در حال نوشتن در نیویورک تایمز در سال 2018، A.O. اسکات این فیلم را به‌عنوان «حاشیه‌ای در تاریخ سینمایی سکس، آفتاب و تصویری خاص از فرانسه» توصیف کرد.

و با توجه به فرانسه، طولی نکشید که باردو توجه مجموعه‌های فکری و ادبی را به خود جلب کرد. مارگریت دوراس در سال 1958 مقاله ای تحت عنوان "ملکه باردو" نوشت. سال بعد، سیمون دوبوار مقاله ای با عنوان "بریژیت باردو و سندرم لولیتا" برای Esquire نوشت، مقاله ای تحسین برانگیز که در آن به عشق بازیگر جوان به حیوانات اشاره کرد و در پایان با این فکر پایان یافت: "امیدوارم او دوباره به او دستور ندهد که این کار را جلب کند." من امیدوارم که او به بلوغ برسد، اما تغییر نکند.»

تصویر
بعد از موفقیتش در سال 1956، باردو به سمت یک ابرستاره ی طوفانی رانده شد. با.اعتبار...بتمن/گتی ایماژ

بعد از موفقیتش در سال 1956، باردو احساس راحتی نمی‌کرد. او تحت تعقیب پاپاراتزی ها قرار گرفت، روابط و ازدواج هایش را در جستجوی عشق افزایش داد، و با سرعتی دیوانه کننده فیلم ساخت. تمایل داشت بر جذابیت جنسی خود تمرکز کند، اما بیشتر آثار او کمدی بودند، که با «دختر شیطان» در سال 1956 شروع شد، که از طبیعت گرایی و انرژی بازیگوش او بهره می برد، و روشی که او کلیشه «بلوندهای گنگ» را زیر و رو می کرد.

در حالی که آن فیلم ها تمایل داشتند به طلایی باکس آفیس تبدیل شوند، اما باردو به طور جدی به طلایی تبدیل نشد. درام پر سر و صدا «حقیقت» (1960) اثر هنری-ژرژ کلوزو و «تحقیر» (1963) اثر مست کننده ژان لوک گدار برای سینما. فیلم ژان لوک گدار "تحقیر".اعتبار...هولتن آرشیو/گتی ایماژ

سالهای دهه 1960 بود. او علاوه بر فعالیت‌های سینمایی‌اش، اولین تک‌آهنگ خود را با نام «Sidonie» در سال 1962 منتشر کرد (این آهنگ در اولین فیلمش با لویی مال، «یک رابطه خصوصی» نمایش داده شد) و سپس به ساخت یک دیسکوگرافی چشمگیر ادامه داد که با بازی‌های بی‌پروا، گیج‌آمیز و تند مشخص شده بود. یک برنامه ویژه تلویزیونی که در 1 ژانویه 1968 پخش شد، بلافاصله جایگاه کالتی پیدا کرد و نسخه‌های تخیلی از آهنگ‌های سرژ گینزبورگ مانند «کمیک استریپ»، «بانی و کلاید» و «هارلی دیویدسون» تقویت شد. «ویژگی‌های تحسین‌برانگیز بی‌گناهی شدید و اروتیسم شدید»، تناقضی که او را جذاب کرد. به عنوان مثال، او به گستاخی جنسی شهرت داشت، اما از گینزبورگ خواست که دونوازی تندشان «Je T’Aime… Moi Non Plus» را منتشر نکند که در سال 1967 زمانی که با هم رابطه نامشروع داشتند، ضبط کرده بودند. او مجبور شد، و سپس آن را در سال 1969 با یکی دیگر از بازیگران، جین بیرکین، دوباره ضبط کرد و به یک موفقیت تبدیل شد. (نسخه باردو سرانجام در سال 1986 منتشر شد.)

تصویر
باردو با سرژ گینزبورگ.اعتبار... تصاویر

او به قدری به خوانندگی علاقه داشت که پس از توقف ساختن فیلم، در آن حرفه ماندگار شد: آخرین تک آهنگ او، "Toutes Les Bêtes Sont à Aimer" ("همه حیوانات پس از آن که از 19 عاشق می شوند" منتشر شد. سینما.

لحظه تعیین‌کننده زمانی فرا رسید که او در حال ساخت آخرین فیلمش بود، «داستان آموزنده و شادی‌بخش کولینوت» (1973). او متوجه شده بود که یکی از افراد اضافی یک بز کوچک دارد و متوجه شد که بز برای کباب کردن است. باردو وحشت زده حیوان را خرید - اپیزودی که بعداً گفت که او را مجبور کرد از بازیگری به کمپین حقوق حیوانات روی بیاورد.

در مصاحبه ای در سال 1994 با نیویورک تایمز، باردو گفت که همیشه حیوانات را دوست داشته است: "اما وقتی فیلم می ساختم، متوجه شدم که چرا بین دوست داشتن حیوانات و جنگیدن برای آنها تفاوت وجود دارد، بنابراین من وقت گذاشتم سینما برای آنها مبارزه کند. برای مراقبت از حیوانات فیلم می‌سازد."

او در شهر مدیترانه‌ای سنت تروپه، جایی که دو ملک داشت که یکی از آنها با آهنگ "La Madrague" معروف بود، زندگی کرد. از آنجا، او تمام وقت خود را وقف نوعی رادیکالیسم کرد که غالباً توسط افراد مشهور نشان داده نمی شد.

تصویر
«وقتی داشتم فیلم می ساختم، متوجه شدم که بین دوست داشتن حیوانات و جنگیدن برای آنها تفاوت وجود دارد.»1994 مصاحبه.اعتبار...پاسکال طوطی/سیگما، از طریق گتی ایماژ

او در مصاحبه گفت: "من فقط در دنیای حفاظت از حیوانات زندگی می کنم." "من فقط در مورد آن صحبت می کنم. من فقط به آن فکر می کنم. من وسواس دارم." و خیلی چیزهای دیگر اهمیتی نداشت - در سال 1986، او با فروش بسیاری از وسایل خود به تأمین مالی بنیاد بریژیت باردو، یک سازمان غیرانتفاعی حمایت از حیوانات، کمک کرد.

با گذشت دهه‌ها، باردو به خاطر سیاست‌هایش به همان اندازه که زمانی به خاطر حرفه‌اش معروف بود، مشهور شد. او مرتباً مصاحبه می‌کرد و آزادانه نظر می‌داد، معمولاً برای ابراز تاسف از وضعیت جهان به طور کلی و کشور خود به طور خاص.

او معتقد بود که برای مثال، فقط راست سیاسی - تا حد افراط‌های جبهه ملی و جانشین آن، تجمع ملی - می‌تواند فرانسه منحط را نجات دهد. اوایل سال جاری، او حمایت خود را از جرارد دوپاردیو و نیکلاس بدوس، که هر دو به اتهام تجاوز جنسی محکوم شده اند، ابراز کرد. در میان مشاهیر فرانسوی که روز یکشنبه برای او سوگوار شدند، رهبر راست افراطی مارین لوپن بود که گفت باردو "اصلاً فرانسوی بود: آزاده، تسلیم ناپذیر، سازش ناپذیر. ما خیلی دلتنگ او خواهیم شد."

در یک مصاحبه تلفنی با روزنامه لوموند برای تولد 90 سالگی او، باردو گفت: "من به هر چیزی نیاز ندارم. هرگز بیش از آنچه من دارم نمی خواهم."

همانطور که دوبووار امیدوار بود، او تغییر نکرد.

سگولن لو استرادیک در گزارشی از پاریس مشارکت داشت.