به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

گابریل مونتر، ستون تحت الشعاع هنر مدرن، در کانون توجه قرار می گیرد

گابریل مونتر، ستون تحت الشعاع هنر مدرن، در کانون توجه قرار می گیرد

نیویورک تایمز
1404/10/12
1 بازدید

تابستان گذشته با نمایشگاهی از نقاشی‌های گابریل مونتر در موزه هنر مدرن پاریس شگفت‌زده شدم. اینجا هنرمندی بود که در سال 1877 در برلین به دنیا آمد، که درس‌های اکسپرسیونیسم قرن بیستم - از جمله رنگ‌های جسور فوویسم - را در حالی که هنوز در اواسط قرن بیستم قوی بود، مدت‌ها پس از آن که آن اکتشافات انفجاری نقاشان مدرنیست از بین رفته بود، انتقال داد. نقاشی‌های او به‌طور باورنکردنی معاصر به نظر می‌رسیدند، مثل اینکه امروز می‌توانستند ساخته شوند. این نمایشگاه به راحتی یکی از نمایشگاه های مورد علاقه من در سال 2025 بود.

نمایش فعلی در موزه گوگنهایم، با عنوان «گابریل مونتر: خطوط یک جهان»، چندان مهیج نیست. این بر اتحادها و تأثیرات اولیه او به جای استفاده از رنگ‌ها متمرکز است و در سه گالری در دو طبقه برج ارائه می‌شود، بنابراین باید نمایشگاه را ترک کنید، از ویترین پر از گیاهان رشید جانسون در روتوندا عبور کنید و دوباره وارد مونتر شوید تا همه آن را ببینید. با این حال، این یک نظرسنجی خوب است که به کار مهم نشان دادن زنان و دیگر چهره‌های به حاشیه رانده شده که به مدرنیسم اروپایی کمک کرده‌اند، ادامه می‌دهد.

تصویر
«الا»، پرتره‌ای که در آن هنرمند جوانی که با روحیه بی‌ترس دیدار می‌کرد، نشان می‌دهد. مارشال، تگزاس، حدود 1900. نام مستعار او الا بود. عکس توسط مونتر به صحنه رفته و احتمالاً توسط خواهرش، امی گرفته شده است.اعتبار...از طریق بنیاد گابریل مونتر و یوهانس آیچنر، بنیاد مونیخ و سولومون آر. گوگنهایم، جدید یورک

و با حدود 50 نقاشی، همچنین معرفی خوبی برای مونتر، بنیانگذار نادیده گرفته شده گروه آوانگارد Der Blaue Reiter (آبی سوار) است. آنها که به دلیل استفاده از رنگ و خط برای اهداف بیانی شناخته شده بودند، راه را برای نقاشی انتزاعی هموار کردند - از جمله اکسپرسیونیست های انتزاعی نیویورک.

"Contours of a World" همچنین شامل مجموعه ای سخاوتمندانه است که هجوم جوانی مونتر را به عکاسی سیاه و سفید و عکاسی سیاه و سفید اولیه دهه 190190 به نمایش می گذارد. نشان می دهد که اگر او آن را به جای نقاشی و چاپ انتخاب می کرد، ممکن بود در آن رسانه حرفه ای قوی ایجاد کند. سرپرستی این نمایش بر عهده مگان فونتانلا (هنر مدرن) و ویکتوریا هوراکس (عکاسی) است.

این مناسب است که این نمایش در گوگنهایم برگزار شود، زیرا شریک عاشقانه و حرفه‌ای مونتر از سال 1903 تا 1914 - سال‌هایی که گام‌های بلندی در نقاشی آلمان برداشته شد - واسیلی کاندینسکی (4949494949661) بود. نقاشی‌ها هسته اصلی مجموعه دائمی موزه را پس از افتتاح آن در سال 1939 تشکیل دادند. او اغلب مشارکت‌های مونتر را تحت الشعاع قرار می‌داد. بنیانگذار موزه، سولومون آر. گوگنهایم در نهایت بیش از 150 تابلوی کاندینسکی خرید، در حالی که گوگنهایم صاحب یک تابلوی مونتر به نام "درخت صنوبر پوشیده از برف" از سال 1933 است که هدیه ای در دهه 1980.

تصویر
همکاران Der Blaue Reiter در بالکن 36 Ainmillerstrasse در عکسی از واسیلی کاندینسکی. از چپ: مونتر، ماریا فرانک (بعدها فرانک-مارک)، برنهارد کوهلر، فرانتس مارک (نشسته)، توماس فون هارتمن و هاینریش کامپندونک. اعتبار...انجمن حقوق هنرمندان (ARS)، نیویورک / VG Bild-Kunst، Bonn; از طریق بنیاد گابریل مونتر و یوهانس آیچنر، مونیخ و بنیاد سولومون آر. گوگنهایم، نیویورک؛ عکس از واسیلی کاندینسکی

مونتر که در خانواده‌ای لیبرال و از طبقه متوسط به‌بالا به دنیا آمد، ابتدا کلاس‌های خصوصی هنر دریافت کرد، زیرا زنان اجازه ثبت نام در آکادمی‌های هنر آلمان را نداشتند، حتی تا سال 1919 حتی در سال 1919 زندگی خود را ادامه داد. کاندینسکی روسی الاصل که به زودی شریک عاشقانه او خواهد شد. (کاندینسکی با پسر عموی خود ازدواج کرد؛ آنها در سال 1911 از هم جدا شدند.)

مونتر و کاندینسکی در سال‌های 1906 و 1907، 14 ماه را در پاریس گذراندند و درس‌های نقاشی رادیکال فرانسوی را جذب کردند، به‌ویژه در مورد رنگ‌ها و به‌جای نگاه کردن به نقاشی‌های عمیق روی بوم، بازنمایی افراد، اشیا و مناظر را بر روی بوم نقاشی صاف کردند. پس از بازگشت به آلمان، مونتر و کاندینسکی، همراه با فرانتس مارک، Der Blaue Reiter را در سال 1911 تأسیس کردند.

بهترین نقاشی‌های مونتر در اینجا، مانند «سر یک دختر جوان» (1908)، با تضادهای جسورانه‌اش، تأثیرگذاری و تضادهای خاص صورتی و قرمز را نشان می‌دهد. نقاشان (از کلمه عبری «Nebiim» یا پیامبران) مانند پیر بونارد و ادوارد ویلارد که به گوگن و سزان پاسخ می‌دادند. زمانی که مونتر در سال 1906 در پاریس زندگی می‌کرد، همسایه‌هایی داشت که نقاشی‌های فوویستی را جمع‌آوری می‌کردند و او در سالن‌های گرترود اشتاین که پر از هنرمندان، نویسندگان، کلکسیونرها و دلالان هنری بود، شرکت می‌کرد. «کاندینسکی و ارما بوسی»، 1910. آثار بعدی اعضای محیط هنری مونتر را به تصویر می‌کشند و نشسته‌ها را به سبکی صاف و تقریبا ساده‌لوح به تصویر می‌کشند. اعتبار...انجمن حقوق هنرمندان (ARS)، نیویورک/VG Bild — Kunst، Bonn; موزه هنر دانشگاه پرینستون، از طریق Solomon R. بنیاد گوگنهایم، نیویورک

تصویر
گابریل مونتر، "مردی در صندلی صندلی (پل کلی)،" 1913.اعتبار...انجمن حقوق هنرمندان (ARS)، نیویورک/VG Bild — Kunst، Bonn; از طریق Bayerische Staatsgemäldesammlungen، مونیخ، Pinakothek der Moderne و Solomon R. Guggenheim Foundation، نیویورک

آثار کمی بعد مانند «Kandinsky و Erma» (19ulan10) Klee)» (1913) اعضای محیط هنری مونتر را به تصویر می‌کشد و نشسته‌ها را به سبکی صاف و تقریباً ساده لوحانه به تصویر می‌کشد. کلی، که به تدریس در باهاوس ادامه می‌دهد و الهام‌بخش نسل‌های هنرمندان انتزاعی و متمایل به معنویت است، به سختی نیاز به معرفی دارد. بوسی زن با استعداد دیگری بود که در رگ اکسپرسیونیستی کار می کرد، با طراحی رسا به سبک ون گوگ و رنگ آمیزی عمیق و بد خلق.

پس از جدایی شدید او با کاندینسکی، که به مسکو برگشته بود و بدون اینکه به او بگوید با زن دیگری ازدواج کرده بود، مونتر برای نزدیک به یک دهه بر طراحی تمرکز کرد. او همچنین در طول رژیم نازی سرش را پایین نگه داشت و در نمایش‌های تبلیغاتی تحت نظارت نازی‌ها مانند «خیابان‌های آدولف هیتلر در هنر» (1936) به نمایش گذاشت، اما مجموعه‌ای از هنرهای مدرن خود را در زیرزمین خانه‌اش در مورنائو، خارج از مونیخ پنهان کرد - محل تجمع گروه آبی سوار و اکنون موزه است. ممکن است نازی‌ها آن را «منحط» در نظر بگیرند و مصادره کنند.

تصویر
گابریل مونتر، «دریاچه آبی»، 1954. نفت در بوم.اعتبار...انجمن حقوق هنرمندان (ARS)، نیویورک/VG Bild - Kunst، Bonn; از طریق Lentos Kunstmuseum Linz and Solomon R. Guggenheim Foundation، نیویورک

«دریاچه آبی» (1954)، اثری بسیار متاخر از مونتر، توجه من به آن دوره در پاریس است. در اینجا، او از آن سوی جنگ جهانی دوم بیرون آمده و منظره ای را با رنگ های اسیدی به تصویر می کشد. مدت‌ها پس از دوره فوویسم، مونتر هنوز به این فکر می‌کرد که چگونه می‌توان از رنگ برای تقویت سوژه‌هایش استفاده کرد. در این نقاشی‌های متأخر یک وضوح وجود دارد: آن‌قدر که به نظر می‌رسد درخشش چراغ‌های الکتریکی را جذب می‌کنند - یا حتی تلویزیون، که صفحه‌های روشن رایانه‌ها، تبلت‌ها و تلفن‌های هوشمند را پیش‌بینی می‌کرد، شبیه بیان آلمانی نیستند. «ویلی [ویلی گراهام] در حال خواندن در کف اتاق خوابش، گیون، تگزاس،» (1900)، چاپ 2006/07.اعتبار...انجمن حقوق هنرمندان (ARS)، نیویورک/وی جی بیلد - کونست، بن از طریق بنیاد گابریل مونتر و یوهانس آیچنر، بنیاد مونیخ و سولومون آر. گوگنهایم، نیویورک

و سپس عکس‌ها وجود دارد. از سال 1898 تا 1900، مونتر با اقوام مادرش که به ایالات متحده مهاجرت کرده بودند ملاقات کرد. در گالری متفاوتی از برج های نقاشی نمایش داده شده است، ناگهان با تصاویری از مردم در میسوری، آرکانزاس و تگزاس مواجه می شویم. مناظر و پرتره‌های او که با دوربین شماره 2 Bulls-Eye در بازار انبوه گرفته شده است، نگاه دقیقی به ترکیب‌بندی و صحنه‌هایی دارد که در آلمان شاهد آن نبود. «ویلی [ویلیام گراهام] در حال خواندن در کف اتاق خوابش، گیون، تگزاس» از سال 1900، چاپ نقره ای ژلاتینی دوست داشتنی است که یادآور عکاسان مدرنیستی مانند آلفرد استیگلیتز یا ژاک هانری لارتیگ است که از او نیز عکس گرفته اند. خانواده.

تصویر
گابریل مونتر، "سه پسر، احتمالا سنت لوئیس، میسوری،" حدود. ژوئیه–سپتامبر 1900، چاپ 2006/'07.اعتبار...انجمن حقوق هنرمندان (ARS)، نیویورک/VG Bild - Kunst، Bonn; از طریق بنیاد گابریل مونتر و یوهانس آیکنر، مونیخ و بنیاد سولومون آر. گوگنهایم، نیویورک
تصویر
تصویر
اعتبار...انجمن حقوق هنرمندان (ARS)، نیویورک/VG Bild - Kunst، Bonn; از طریق بنیاد گابریل مونتر و یوهانس آیکنر، مونیخ و بنیاد سولومون آر. گوگنهایم، نیویورک

«سه پسر، احتمالاً در سنت لوئیس، میسوری، عکس‌برداری شده از 690 تا ژوئیه 1902 تا ژوئیه میسوری» 2007)، سه جوان خندان را در لحظه‌ای خودجوش شادی به ما نشان می‌دهد، در حالی که «سه زن، مارشال، تگزاس» در ژوئن 19 - روز رهایی، 19 ژوئن 1900 گرفته شده است و گروهی از زنان سیاه‌پوست با لباس‌های زیبا را به تصویر می‌کشد که دو نفر از آنها مستقیماً به لنز دوربین این دوره نگاه می‌کنند. دنیای دیگری است، به دور از مورنائو، و از لحاظ نظری، دغدغه های نقاشی اروپایی. وقتی مونتر به آلمان بازگشت، مسیر دیگری را دنبال کرد. و با این حال، شما تعجب می کنید که مونتر چه چیزی از آمریکا و عکاسی با خود به نقاشی خود آورده است؟ شاید حساسیت به ترکیب بندی، به فضاهای داخلی و مناظر و نور، و دید گسترده ای از مردم جهان.

همچنین نمی توانید در حین خیره شدن به عکس های مونتر تعجب نکنید، اگر او در آمریکا می ماند و عکاس می شد چه می شد؟ دنیای هنر، از جمله خود گوگنهایم و زمینه سازی آن در حلقه کاندینسکی، ممکن است امروزه بسیار متفاوت به نظر برسد.

گابریل مونتر: خطوط یک جهان

تا ۲۶ آوریل ۲۰۲۶، موزه گوگنهایم، ۱۰۷۱ خیابان پنجم. 212-423-3500، guggenheim.org.