گری گرافمن، هنرپیشه پیانو و معلم مشهور، در ۹۷ سالگی درگذشت
گری گرافمن، کودک اعجوبهای سابق که دوران موفقیتآمیز بینالمللی او بهعنوان پیانیست کنسرت زمانی کوتاه شد که یک اختلال عصبی نادر به بهای استفاده از دست راستش در دهه 50 زندگیاش تمام شد و او را به عنوان معلم و مدیر در مسیری جدید و برجسته قرار داد، روز شنبه در خانهاش در نیویورک درگذشت. او 97 سال داشت.
مرگ او، پس از یک بیماری کوتاه، توسط جنی چو، یکی از دوستانش تایید شد.
پسر یک ویولونیست حرفه ای، آقای گرافمن 8 ساله بود که موسسه موسیقی کورتیس در فیلادلفیا به او بورسیه تحصیلی برای تحصیل در آنجا اعطا کرد. (دههها بعد، آقای گرافمن رئیس کنسرواتوار شد.)
در 11 سالگی کنسرتی برگزار کرد که پس از آن نیویورک تایمز «احساس جستجوگر سبک و مقدار تقریباً عجیبی از درک موسیقیایی و شعر برای یک کودک همسالش» او را تحسین کرد. از دیستونی کانونی، همان بیماری عصبی که زندگی حرفه ای پیانیست لئون فلیشر، یک دوست خوب را از مسیر خارج کرد. با این حال، برخلاف آقای فلیشر، آقای گرافمن هرگز از دست راست خود استفاده نکرد و در عوض بر آموزش و اجرای رپرتوار برای دست چپ تمرکز کرد. (این اختلال می تواند هر دو دست یا هر دو دست را تحت تاثیر قرار دهد.)
کیفیت نوازندگی آقای گرافمن باعث شکوفایی حرفه بین المللی شد، از جمله اجرا با تمام ارکسترهای اصلی. همسرش، نائومی، او را در تورهای کنسرتی که گاهی 10 ماه به طول میانجامید همراهی میکرد.
در سال 1964، آقای گرافمن پس از اطلاع از جداسازی خانه، رزرو خود را در جکسون لغو کرد، و باعث شد دیگر هنرمندان کلاسیک برجسته علنا اعلام کنند که دیگر در سالنهای جدا شده اجرا نخواهند کرد. از او بیشتر شنیده شد تا اجرای «راپسودی در آبی» گرشوین، که در موسیقی متن فیلم ولنتاین سینمایی همکارش وودی آلن نیویورکی در سال 1979 به زادگاهشان «منهتن» نمایش داده شد.
گری گرافمن در اکتبر در منهتن به دنیا آمد. 14، 1928، تنها فرزند ولادیمیر و نادیا (مارگولین) گرافمن که هر دو در سال 1917 از روسیه مهاجرت کرده بودند. گرافمن از 3 سالگی شروع به تحصیل ویولن کرد اما خیلی زود به پیانو روی آورد و با ایزابل ونگروا در موسسه کرتیس درس خواند.
اما والدین او میخواستند فرزندشان کودکی عادی داشته باشد و حضور او در کنسرت را محدود کردند.
"پدرم با من مینشست و مطمئن شد که از زمانی که 4 ساله بودم تمرین میکردم تا زمانی که به "Times599" میگفتم. او میدانست که حتی اگر کودکی بسیار با استعداد باشد، شانس یک شغل بزرگ هنوز بسیار اندک است. او میخواست من آمادگی متعادل و معمولی برای زندگی داشته باشم.»
در کتاب خاطرات سال 1981، «من واقعاً باید تمرین کنم»، آقای گرافمن خود را دانشآموزی سرسخت توصیف میکند – دستوری برای اصطکاک و اثاثیههای مکرر برای کرتیس. او نوشت روش استاندارد.
والدینش همچنین او را تشویق کردند که در یک کالج هنرهای لیبرال شرکت کند، ایده ای غیرعادی در زمانی که بیشتر پیانیست های جوان مشتاق آن دوران منحصراً بر موسیقی تمرکز می کردند.
Mr. گرافمن که در اواخر نوجوانی خود در چهار یا پنج کنسرت در هفته شرکت میکرد، در سال 1946 وارد دانشگاه کلمبیا شد، اما پس از برنده شدن در یک مسابقه و قراردادی با امپرساریو سول هوروک، تحصیل را رها کرد.
در خاطرات خود، آقای گرافمن توضیح داد که چگونه در 19 سالگی نامهای گستاخانه برای آقای هوروک ارسال کرده است، در حالی که شرایط والدین آقای هوروک به آقای هوروک احترام گذاشته شده بود. تا بپرسند آیا پسرشان عقلش را از دست داده است یا خیر. آقای گرافمن اولین بازی رسمی خود را در سال 1947 انجام داد و در سال 1949 برنده مسابقه معتبر Leventritt شد. او در سال 1952 در مراسمی در تالار شهر منهتن با نائومی هلفمن ازدواج کرد.
همسرش در سال 2019 درگذشت. او هیچ بازماندهای از خود برجای نگذاشت.
گرافمنها در حالی که آقای گرافمن برنامه کنسرتهای خیرهکنندهای را دنبال میکردند، به مدت 100 میلیون سال، به مدت 100 میلیون سال، دنیا را سفر کردند. او ظرفی به نام «جعبه حقیقت» با کارتهای شاخص برای هر شهری که مینواخت و پیانوهای استفادهشده و کیفیت آنها را فهرست میکرد.
یک کمالگرا، آقای گرافمن، ساز ناکافی را دلیل موجهی برای لغو حضور میدانست. با این حال، در اوایل دهه 1980، به دلیل دیگری مجبور به کنسل شد: یک بیماری مرموز که شروع به اختلال در بازی او کرده بود.
خانم. گرافمن به یاد می آورد که در توری در سال 1979 در توکیو، وقتی شوهرش قطعه خاصی را در کنسرتو پیانوی شماره 2 راخمانینوف اجرا می کرد، دچار عصبانیت می شد. «آیا او آنقدر از رمانتیکهای روسی حوصلهاش را سر میبرد که اذیت نمیکند؟»
اما بیتفاوتی دلیل این اشتباهات نبود. در واقع، آقای گرافمن با پشتکار به تمرین ادامه داد، اما همسرش به "نوعی ناامیدی وحشتناک" در این تلاش اشاره کرد.
او شوهرش را متقاعد کرد که به دنبال کمک پزشکی باشد و بنابراین جستجوی طولانی و خسته کننده برای یافتن پاسخ آغاز شد. برخی از پزشکان در ابتدا پیشنهاد کردند که مشکلات آقای گرافمن روانی است، شاید «خستگی نبرد» ناشی از توقفهای طولانی در جاده.
بعد از دریافت تشخیص دیستونی کانونی، آقای گرافمن از یک بریس ورزشی، با نام مستعار ماشین شومان، با اشاره به ابزاری که شومان امیدوار بود انگشتانش را تقویت کند، استفاده کرد. گرافمن شروع به نواختن موسیقی برای دست چپ کرد و آن را تجربه ای فروتنانه یافت.
«چقدر خوب یادم میآید نامه متکبرانهای را که در دوران اوج خود به یکی از آهنگسازان برجسته آمریکایی نوشتم، که مرا به خاطر اجرای دیگری از راخمانینوف دوم سرزنش کرده بود، در حالی که کنسرتو پیانویی او در The Times eff نوشته بود. 1985. «به او یادآوری کردم که گزینههای من بسیار گستردهتر از آن است که اجازه انحراف برای چیزهای بیاهمیت قرن بیستم را بدهم.»
البته آقای گرافمن بهعنوان یک پیانیست چپ دست، گزینههای بسیار کمتری داشت. چیزی که او به عنوان یک "نیاگارای قدرتمند" توصیف کرد، ناگهان به یک قطره کاهش یافت.
آقای. گرافمن اکنون آثاری را به سفارش پل ویتگنشتاین، پیانیست اتریشی که دست راست خود را در جنگ جهانی اول از دست داده بود، می نواخت، از جمله کنسرتو راول برای دست چپ و کنسرتو کورنگولد. آقای گرافمن همچنین کارهایی را برای دست چپ به آهنگسازان ند رورم و ویلیام بولکام و دیگران سفارش داد.
Mr. گرافمن در سال 1986 به عنوان مدیر مؤسسه کرتیس منصوب شد و از سال 1980 در دانشکده پیانو مشغول به کار بود. او در سال 1995 رئیس آن شد و هر دو عنوان را تا زمان بازنشستگی در سال 2006 حفظ کرد، در حالی که در دانشکده پیانو باقی ماند. شاگردان او شامل پیانیست های چینی تحسین شده یوجا وانگ و لانگ لانگ بودند.
آقای. گرافمن به اجرای رپرتوار برای دست چپ از جمله کنسرتو و کارهای مجلسی ادامه داد. برای گرامیداشت تولد 85 سالگی او، سونی مجموعه 24 دیسکی از ضبطهای کامل او را منتشر کرد.
سرگرمیهای او شامل جمعآوری هنر آسیایی و سرامیک بود. او همچنین از طعم دادن به ودکا برای ایجاد انواع خود لذت می برد، با استفاده از موادی که به سختی به دست می آمد مانند علف گاومیش و همچنین انواع میوه ها، که در بازارهای خیابان نهم علوفه جستجو می کرد. (خانم وانگ مخصوصاً نارنگی را دوست داشت.) او در کودکی این سرگرمی را در نمونه گیری ودکا در خانه والدینش دنبال کرد.
در خاطرات خود، آقای گرافمن به وضوح در مورد مشکلات اجرای زنده نوشت. آقای گرافمن در توصیف کنسرت شماره 3 پیانوی پروکوفیف با رهبر ارکستر جورج شل، که پس از شمارش اشتباه بخشی از ارکستر تقریباً از ریل خارج شد، نوشت: "احساس میکردم کسی که به ریل راه آهن بسته شده بود، سوت قطار در دوردست شنیده میشود."
ارکستر با خیال راحت در سراسر دریای سرخ."