Gone in 2025: A Yearlong Process of Giants
یکی پس از دیگری سقوط کردند، نام های بلندی که نیازی به معرفی نداشتند. پاپ فرانسیس رابرت ردفورد دایان کیتون. دیک چنی برایان ویلسون. جین هکمن آزی آزبورن جین گودال. روبرتا فلک. جورج فورمن. تام استوپارد. فرانک گری. راب راینر.
صفحات ترحیم مرگ افراد مشهور و قدرتمند را در هر سالی دنبال میکنند، البته در سال 2025 شاهد یک صف ظاهراً پایان ناپذیر از آنها بودیم که بسیاری از آنها از دنیای موسیقی، فیلم و تلویزیون بودند. همه نامهای خیمه شب بازی.
مرگ بتهای نمایشگر، خاطرات مشترک اجراهای فراموشنشدنی را احضار کرد. ما آقای ردفورد را به یاد آوردیم، یک بت ماتینه جدی، که باربارا استرایسند را در «راهی که بودیم» در آغوش گرفت یا با پل نیومن از صخرهای کنار رودخانه در فیلم دوستانه وسترن «بوچ کسیدی و ساندنس کید» پرید. خانم کیتون را به یاد آوردیم، عاقل، شوخ و شیک پوش به شیوه خاص خود، که با وودی آلن در «آنی هال» یا با جک نیکلسون در «چیزی باید بده» شوخی می کرد.
شرایط مرگ آقای هکمن بسیار تلخ بود. او در 95 سالگی که به بیماری آلزایمر مبتلا شد، در ماه فوریه در خانهاش در سانتافه، نیوتنمالزی، از یک بیماری قلبی سقوط کرد، به احتمال زیاد یک هفته پس از آن که همسرش، بتسی آراکاوا، موسیقیدان کلاسیک نیز در آنجا بر اثر یک ویروس نادر درگذشت. یک هفته دیگر تا کشف اجساد آنها می گذشت.
اما این جزئیات غم انگیز نتوانست میراث سینمایی آقای هکمن را خدشه دار کند: دو تندیس اسکار در میان پنج نامزدی برای بازی های شدید و غیر جذاب در فیلم های کلاسیک فعلی مانند "Bonnie and Clyde" "نابخشوده."

اگر مرگ و میر در خانه هکمن نگران کننده بود، کسانی که در اقامتگاه راینر در لس آنجلس بودند تکان دهنده بودند. روز یکشنبه در ماه دسامبر، خبر رسید که راب رینر، بازیگر و کارگردان و همسرش، میشل رینر، قربانی یک قتل مضاعف شده اند. (پسر مشکلشان نیک بعداً متهم به قتل شد.) فیلمهای جذاب آقای راینر در دهههای 1980 و 1990 همچنان تماشا میشوند، اما اکنون با چشمی غمانگیز.
دیوید لینچ کارگردان نیز با فیلمهای تعریفکننده دوران همراه بود - هر چند که فیلمهای ترسناکتر و ترسناکتر شبیه فیلمهای کلاسیک ترسناک. فیلم «سر پاک کن»، پرتره تاریخی ترسناک «مرد فیل»، معمای نئو نوآر «Mulholland Drive» و تریلر روانشناختی ترسناک «Blue Velvet» که فرزندانش، مجموعه تلویزیونی «Twin Peaks»، به همان اندازه عجیب بودند.
وال کیلمر در میان دیگر نقشهای بینظیر او به یاد ماندنی بود. Morrison of the Doors و تعبیر مجدد او از بتمن به عنوان یک مرد میانسال درگیر. اگر آقای کیلمر هرگز به قدرت ستاره ای برخی از همتایان هالیوودی خود دست نمی یافت، از واکنش مردم به مرگ او در سن 65 سالگی نمی دانستید. مراسم ترحیم او در نیویورک تایمز بیشتر از هر شخص دیگری در سال 2025 "بازدید از صفحه" به زبان اینترنتی - 4.8 میلیون نفر - ایجاد کرد. صداها
دنیای سینما فلکی از ستارههای دیگر را از دست داد، از جمله دو زن مهلک در دهه 1960: بریژیت باردو، که نمادهای جنسی را در فرانسه بازتعریف کرد، و همتای سادهترش در ایتالیا، کلودیا کاردیناله. تونی رابرتز، دوست همیشگی وودی آلن روی پرده و صداپیشگی، و ترنس استمپ، برنده جایزه آفتاب پرست بریتانیایی که در نقش حساس یک دریانورد ساده لوح اما محکوم به فنا در «بیلی باد» به همان اندازه راحت بود. فاقد انبوهی از چهرههای آشنا، بازیگرانی که عملاً توسط شخصیتهایشان در نمایشهای محبوب تعریف میشدند: ریچارد چمبرلین، جراح بیمارستان ثابت در «دکتر کیلدر» و کشیش دوستداشتنی در مینیسریال «پرندگان خار». لورتا سویت، سرگرد ارتشی با خلق و خوی در "M*A*S*H"؛ مالکوم جمال وارنر، پسر نوجوان هاکستیبلز با دردهای فزاینده در «نمایش کازبی»؛ جورج وند، بارفلای در "به سلامتی"; لونی اندرسون، مسئول پذیرش پلاتینیوم بلوند در "WKRP در سینسیناتی"؛ میشل تراختنبرگ، خواهر کوچک شخصیت اصلی در «بافی قاتل خونآشام» و تأثیر بدی بر «دختر شایعهپرست»؛ و جون لاکهارت، مادر اطمینان بخش «لاسی» و «گمشده در فضا».
در حوزه دیگری از هنرهای نمایشی، یکی از بزرگترین نمایشنامه نویسان زمان ما، آقای استوپارد، در 88 سالگی به دوره طولانی خود پایان داد. همانطور که بروس وبر، منتقد سابق تئاتر تایمز در آگهی ترحیم استوپارد خود نوشت، در آثاری که نسلهای آینده مطالعه خواهند کرد، او «طلاحی را با تخیل، فنون آتشنشانی کلامی را با زیرکی قوس، و کاوش فلسفی را با درد دل و شهوت آمیخت». آتول فوگارد، نمایشنامهنویس سرسخت آفریقای جنوبی، و رابرت ویلسون، یکی از تخیلیترین کارگردانان صحنه در نیم قرن اخیر نیز مرده بودند.
موسیقی پاپ از دست دادن سرتیترهایی که بخش عمدهای از موسیقیهای متن دهههای اخیر را تولید کرده بودند، بیبهره بود. برایان ویلسون، نابغه ای که از نظر عاطفی آشفته بود و بنیانگذار بیچ بویز بود، فرهنگ بی دغدغه جوانان کالیفرنیای جنوبی در دهه 60 را جشن گرفته بود و در عین حال به درد دل و تنهایی زندگی نوجوانان در آهنگ هایی که به طرز شگفت انگیزی در هارمونی و تنظیم هایشان جدید بود، اذعان داشت که بیتلز، نیمی از جهان دورتر، آن ها را مطالعه کرد. حیرت.
Mr. ویلسون در 82 سالگی در ژوئن، چند روز پس از مرگ، در همان سن، اسلای استون، یکی دیگر از مبتکران موسیقی پاپ که زندگی شخصی ناهماهنگی داشت، برای مدتی در اثر مصرف مواد مخدر و دوری طولانی از دید عموم پنهان شده بود، درگذشت. در دوران اوج خود، به عنوان رهبر گروه ترکیبی و ژانر متقاطع Sly and the Family Stone، صدای شادی را خلق کرد که از اواخر دهه 1960 تا 1970 تماشاگران را برانگیخت و رقصیدند.
Mr. ویلسون و مستر استون تنها دو تن از گروهی از ستارگان موسیقی بودند که در سال 2025 کنار رفتند. آقای آزبورن به عنوان یک پیشگام هوی متال و گاهی شکم گردان (اوه، آن خفاش بیچاره سر بریده) با گروهش بلک سابث شهرت پیدا کرد، اما در یک برنامه تلویزیونی واقعی تلویزیونی به یک مرد نابغه خانواده تبدیل شد. D’Angelo و Angie Stone موسیقی سول دهه 1970 را برای مخاطبانی که خیلی دیر به دنیا آمده بودند دوباره اختراع کردند. در آن زمان، این اثر توسط هنرمندانی مانند سم مور، نیمه تنور دوتایی آهنگساز سم و دیو (پراتر)، و خانم فلک، که رشتههایی از جاز و فولک را در بافتن ملیلههای موسیقی متمایز خود اضافه کرد، اجرا میشد.
و صحبت از فولک، آن ژانر بهاندازهی سهشناختی از صدای شیرین یارو، مضرتر از سه صدایی که از پترو قابل تشخیص بود، نداشت. و مری در دهه 1960. دهه ای بود که با تصنیف کن، کونی فرانسیس، با آهنگ های صمیمانه ای مانند "Who's Sorry Now" و "Where the Boys Are" بر چارت ها حکمرانی کرد. آقای بومادران 86 ساله بود. خانم فرانسیس، 87 ساله.
غول های ژانرهای دیگر نیز درگذشتند. پیانیست، آهنگساز و رهبر گروه، ادی پالمیری، نه تنها پدر سالسا در ایالات متحده بود، بلکه یکی از خلاق ترین سینتی سایزرهای موسیقی نیمه آخر قرن بیستم بود که صداهای لاتین را با دیگر رشته های موسیقی رایج و حتی سبک های کلاسیک مدرن ترکیب می کرد.
جاز، چاک منجیونه را از دست داد. برنج؛ روی آیرز، که یکی از نمونهترین نوازندگان موسیقی جاز در هیپهاپ بود. و جک دی جانت، یک درامر بی همتا که ضربات را پشت سر مایلز دیویس و کیت جارت نگه داشت.
صحنه کلاسیک با مرگ آلفرد برندل، پیانیستی که عمدتاً خودآموخته بود و جان تازهای در آماده باش کنسرتهای قدیمی دمید، خالیتر شد. کریستف فون دونانی، رهبر ارکستر که باتومش در سطح بین المللی بود. و سوفیا گوبایدولینا، آهنگسازی که با سانسور شوروی مخالفت کرد و در عین حال موسیقی پرشور و معنوی خود را به عنوان پادزهری برای آنچه که «استاکاتوی زندگی» می نامید ارائه کرد.
آرزویی که پاپ فرانسیس، شاید برجستهترین رهبر معنوی جهان، بدون شک آن را درک میکرد. اما این روحانی آرژانتینی الاصل، اولین پاپ آمریکای لاتین، به همان اندازه بر مسائل دنیوی تمرکز کرد، از انسانیت مهاجران و به حاشیه رانده شدگان دفاع کرد و شکنندگی سلامت سیاره را به ما یادآوری کرد.
عرصه بینالمللی با مرگ آقاخان چهارم (رهبر مسلمانان Ismail، شاهزاده کریمی، زاده شده توسط مسلمانان جهان)، خالی شد. به همان اندازه که پرهیزگارانه زندگی میکرد، با سخاوت زندگی کرد، در حالی که بخش اعظمی از ثروت هنگفت خود را در انبوهی از اهداف بشردوستانه ریخت. Violeta Barrios de Chamorro، اولین زنی که به عنوان رئیس جمهور یک کشور آمریکای لاتین، نیکاراگوئه انتخاب شد. سام نوجوما، که قید آفریقای جنوبی تحت حاکمیت سفیدپوستان را کنار گذاشت تا رئیس جمهور موسس نامیبیا مستقل شود. و ژان ماری لوپن، بنیانگذار گستاخ یک جنبش سیاسی راست افراطی هنوز در حال رشد در فرانسه.
یک مراسم تشییع جنازه دو حزبی
در واشنگتن، دیک چنی جمعیتی را در مراسم تشییع جنازه گرد آورد که هیچ کس در دوران اوج سیاسی خود انتظارش را نداشت، زمانی که او به عنوان رئیس جمهور جورج دبلیو بوش به عنوان رئیس جمهور جورج دبلیو بوش خدمت می کرد. دارث ویدر» مدیریت آنها. مجموعهای از دو حزب بهطور قابلتوجهی جایگاهها را پر کرد، بسیاری از آنها در ضدیت با رئیسجمهور ترامپ، وجه مشترکی با یکدیگر - و با خود آقای چنی، که در غیر این صورت یک جمهوریخواه دنده سنگدار است- پیدا کردند. (این احساسی بود که دیوید گرگن، مشاور سابق چهار رئیسجمهور از هر دو حزب و بعداً مدیر صحبتهای تلویزیونی آشنا داشت. اگر به اندازه کافی عمر میکرد، ممکن بود با آنها در کلیسای جامع حضور داشته باشد.)
برعکس، بقایای دیوید سوتر، همانطور که او میخواست، دور از پایتخت باقی ماند. او به مدت 19 سال در دادگاه عالی حضور داشت و به عنوان یک محافظهکار - یا همینطور فکر جناح راست - تنها برای متحد کردن مکرر با قضات لیبرال آن وارد شد. زمانی که دوران تصدی او به پایان رسید، او با واشنگتن تمام شد و به تنهایی نیوهمپشایر محبوبش عقب نشینی کرد.
صداهایی که زمانی در تالارهای کنگره به گوش می رسید، از جمله صدای دیوید بورن که به عنوان یک سناتور از آن نوع سیاستمداری بود که امروزه در اوایل سال 2018 کم است. چارلز بی رانگل خود هارلم، اولین رئیس سیاهپوست کمیته توانا راه ها و وسایل مجلس. آلن کی. سیمپسون، سناتور محافظهکار اهل وایومینگ که گاهی اوقات بداخلاق است. و کارولین مک کارتی، که اندوهش از قتل شوهرش و مجروح شدن پسرش در قطار شهری لانگ آیلند، کاتالیزور جنگ صلیبی کنترل اسلحه بود که او را به کف مجلس برد، جایی که او نه دوره به عنوان آنچه یکی از ناظران آن را «شهروند-سیاستمدار» نامید، خدمت کرد.
به عنوان همسری سیاسی، چه خوش آمدید یا نه، در کانون توجه قرار گرفت: جوآن کندی، که با سناتور ادوارد ام. کندی به یک سلسله سیاسی ازدواج کرد. و کیتی دوکاکیس، که در کنار نامزد ریاست جمهوری مایکل اس. هر دو زن بعداً در مورد مبارزه خود با اعتیاد صادقانه صحبت کردند، در حالی که اهداف خیریه را تبلیغ کردند.
البته ورزشکاران مشتاق توجه هستند و هیچکس بیشتر از جورج فورمن، یک قهرمان سنگین وزن کبود و بادوام که از دهه 1960 تا دهه 1960 رقابت میکرد، و سپس علیعزیز و سپس به بتهای فریتر بازگشته بود، به آن توجه نمیکردند. حلقه را پس از 10 سال غیبت برای تصاحب تاج در 45 سالگی. (برای آخرین اقدام خود، او به عنوان یک بازیکن دوست داشتنی برای خط کباب پز خود به تلویزیون رفت.)
حلقه دیگری – این یکی برای کشتی حرفهای – یکی از جذابترین ستارههای خود، هالک هوگان، پیراهن پاره را از دست داد. او بیش از هر عضو دیگری از گروه عضلانی آن ورزش، جاذبهای که زمانی کمهزینه بود را به یک غولپیکر سرگرمی چند میلیارد دلاری تبدیل کرد.
ژاپن در سوگ مرگ شیجئو ناگاشیما، «آقای بیسبال استور» مورد احترام خود و نماد پس از جنگ جهانی، عزادار شد. لیگ ملی هاکی با سه دروازهبان تالار مشاهیر، کن درایدن از تیم مونترال کانادا، ادی جیاکومین (نیویورک رنجرز) و برنی پارنت (فیلادلفیا فلایرز) خداحافظی کرد.
و در مورد سالنهای مشاهیر، لنی ویلکنز دو بار به عنوان مربی بسکتبال معرفی شد. به قدری بزرگ به نظر می رسید که مطمئناً در پانتئون های رشته های مختلف خود گنجانده می شوند.
معمار فرانک گری جهان را با ساختمان های اصیل خیره کننده ای غنی کرد که بسیاری از آنها شبیه مجسمه های انتزاعی در مقیاسی عظیم هستند.
جورجو آرمانی، نام کت و شلواری مردانه را دوباره به قدرت خود تبدیل کرد. ظرافت پیچیده.
بیل مویرز کاخ سفید لیندون جانسون را ترک کرد تا به یکی از متفکرترین همکارهای تاریخ تلویزیون عمومی تبدیل شود.
ماریو وارگاس یوسا فساد سیاسی و شکستهای اخلاقی بومیاش پرو را با مجموعهای از داستانها تشریح کرد. صنعت روز کاری، حمل و نقل بار، در تأسیس فدرال اکسپرس جهان کمربند.
جیمی سواگارت، تلویونجلیست آتشین و گوگرد، نیز در سطح بینالمللی حضور داشت و قبل از اینکه توسط یک رسوایی جنسی از بین برود، میلیونها مخاطب را تشکیل داد. زندگی اجتماعی پیشرفته شامپانزه ها در شرق آفریقا.
و جیمز دی واتسون با کمک به رمزگشایی DNA، طرح ژنتیکی زندگی، به یکی از پیشرفت های بزرگ در تاریخ علم دست یافت، اما بعداً در زندگی به دلیل تمایل خود به تعصب و صراحت گویی متعصبانه مورد انتقاد قرار گرفت. حال
بسیاری از متوفیان سال گذشته را برانگیختند. اما دو مرگ ناگهانی و دلخراش وجود داشت که بیشتر به لحظه حال در زندگی آمریکایی اشاره میکردند.
در ماه آوریل مرگ ویرجینیا گیفر، برجستهترین قربانی حلقه قاچاق جنسی جفری اپستین رخ داد. همانطور که او میگفت، «مثل یک بشقاب میوه» به مردان ثروتمند و قدرتمند در نوجوانی میرسید، او اولین طعمه سابق آقای اپستین بود که داستان او را در معرض دید عموم قرار داد. حساب او با تعداد فزاینده ای از زنان در رسوایی آبشاری که از پالم بیچ، فلوریدا، به کاخ باکینگهام و فراتر از آن رسیده است، مطابقت داشت که منجر به شکایت، اتهامات جنایی، شرمساری عمومی و مرگ، حکم خودکشی خود آقای اپستین شد.
خانم. گیفر که پس از یک تصادف وحشتناک از نارسایی کلیوی رنج می برد، نیز به دست خود جان باخت.
ماه ها بعد، چارلی کرک، فعال محافظه کار جوان، کاریزماتیک و سرسخت در راس یک جنبش جوانان رو به رشد، هنگام صحبت با جمعیتی در محوطه بیرونی دانشگاه در یوتا ترور شد. شوک در هر دو طرف شکاف سیاسی با غم و اندوه انگشت اشاره در سمت راست همراه شد، و عجولانه قتل را زیر پای چپ قرار داد و ملتی را که از قبل قطبی شده بود حتی بیشتر از آن رها کرد.
سپس کسانی بودند که اگر از حاشیه بیرون نمی آمدند تا نقش مهمی در سه حادثه خشونت بار بازی کنند، ممکن بود مورد توجه جهانیان قرار نگیرد. قسمت ها.
Dr. جوزف جوردانو، جراح اصلی تروما در بیمارستان دانشگاه جورج واشنگتن در واشنگتن، در بعدازظهر 30 مارس 1981 به طور تصادفی در حال انجام وظیفه بود، زمانی که او را فوری به اورژانس احضار کردند. او در ادامه به نجات جان رئیس جمهور رونالد ریگان، که در خارج از هتل هیلتون تیراندازی شده بود، کمک کرد.
سارا جین مور در سال 1975 بدنامی به دست آورد (و بعداً به شخصیتی در یک موزیکال استیون سوندهیم تبدیل شد) زمانی که از روی صحنه سیاسی و در یک فیلم تیره تر به نام رئیس جمهور به صحنه رفت. او از دست داد، و وقتی اسلحه را برای شلیک دوم بلند کرد، یک تفنگدار سابق تفنگ را از دستش بیرون زد.
روث پین با لی و مارینا اسوالد دوست شد و خانه حومه شهر دالاس خود را در هفتههای منتهی به ترور آقای اسوالد به روی آنها باز کرد. اسلحه قتل او، یک تفنگ، در یک پتو خواهد بود. خانم پین در تحقیقات بعدی شاهد ارزشمندی شد.
و در روز ترور، مامور سرویس مخفی، کلینت هیل، در حال تعقیب لیموزین روباز ریاست جمهوری بود که گلوله ها شلیک شد. او روی ماشین پرید و ژاکلین کندی را که در حال تکان دادن بود به صندلی خود هل داد و احتمالاً جان او را نجات داد.
این لحظه توسط عکاسان ثبت شد - تصویری پاک نشدنی از شجاعت در زمان فاجعه ملی. این ماجرا همچنان ادامه دارد: مردی با کت و شلوار تیره که روی سپر ایستاده در صحنهای دیوانهوار در حالی که لیموزین به سمت یک پل هوایی بزرگراه میرود تا به زودی از زیر آن عبور کند و با سرعت در اطراف یک پیچ تند به تاریخ بپیوندد.