خبر خوب: پشت صحنه برخی از نشاط آورترین داستان های سال 2025
این یکی از بزرگترین داستانهای سال بود - انتخاب اولین پاپ آمریکایی - و یک روزنامهنگار آسوشیتدپرس در حال فرعیبرادرspanura بود شیکاگو ناگهان صدای زنگ از زیرزمین شنیدند. برادر پاپ جدید گفت: «این ممکن است پاپ باشد.
در واقع، مردی که ساعاتی قبل در بالکن کلیسای سنت پیتر به عنوان پاپ لئو چهاردهم تماس می گرفت تا به برادر بزرگترش برسد. عبد لمی، یک خبرنگار ویدیویی، هنگام پخش مکالمه روی بلندگو گوش داد و ضبط کرد.
لمی گفت: «من میلرزیدم چون نمیدانستم پاپ چه خواهد گفت. «آیا قرار است چیزی بگویم یا چیزی نگویم؟»
در سالی که با درگیریهای سیاسی، بلایای طبیعی و سایر بلایای دیگر در سراسر جهان مشخص شد، سال 2025 نیز لحظات نشاطآوری داشت. خبرنگاران AP در میان بسیاری از آنها قرار داشتند.
برخی داستانهایی از شادی در میان فاجعه پیدا کردند، از جمله عروسی در کلیسایی در فیلیپین که طوفانزده بود و یک گروه تئاتر جوانان که هفتهها پس از آتشسوزی ویرانگر در کالیفرنیا نمایشی را روی صحنه بردند. برخی به سادگی با حضور در آنجا بخشی از داستان هایی شدند که پوشش می دادند. در سیاتل، یک عکاس AP این خبر را به دانشمندی داد که برنده جایزه نوبل شده است.
این هم داستان های آنهاست.
پاپ در خط بود
Obed Lamy، یک خبرنگار ویدیویی، در میان بسیاری از خبرنگارانی بود که پس از پاپ شدن برادرش، به خانه جان پریوست در نیو لنوکس، ایلینویز رفتند.
من در اوایل عصر بعد از سه ساعت رانندگی از ایندیاناپولیس، جایی که مستقر هستم، به خانه پریوست رسیده بودم. پس از عبور از رسانه های دیگر در بیرون، در را زدم. Prevost به من اجازه داد وارد شوم.
همانطور که صحبت می کردیم، صدای زنگ از زیرزمین به گوش رسید. پرووست با عجله به سمت تبلتی در طبقه پایین رفت و من با دوربین روشن به دنبال آن رفتم. او متوجه شد که چند تماس بی پاسخ از برادرش داشته است. او پاپ را فراخواند و با استفاده از بلندگو صدا را با صدای بلند پخش کرد. پاپ بلند شد.
من گلوله را دریافت کردم - صدای پاپ جدید که با برادر بزرگترش صحبت می کند و از او می پرسد که چرا به تماس هایش پاسخ نمی دهد.
برادر بزرگتر پاسخ داد: «خب، ابتدا باید بدانید که در حال حاضر روی آنتن هستید. "این اولین بار است که می شنوم که این چیزی زنگ زده است."
مکالمه فقط چند دقیقه ادامه یافت. آنها مثل هر جفت خواهر و برادر دیگری صحبت می کردند. او به پاپ گفت: "اوه، ما به رم می آییم." و پاپ گفت: "اوه، کجا میخواهی بخوابی؟" جالب بود که خود پاپ نمیدانست اقامتگاه خانوادهاش چگونه خواهد بود.
خبر دادن به یک برنده نوبل
هنگامی که جایزه نوبل پزشکی اعلام شد، لیندسی واسون عکاس قبل از طلوع صبح به خانه مری ای. برانکو، دانشمندی در شمال سیاتل اعزام شد. واسون قبل از اینکه کمیته نوبل بتواند به برانکو برسد، این افتخار را اعلام کرد.
وقتی رسیدم، کاملاً مطمئن نبودم که در خانه مناسب هستم زیرا GPS من را به عقب برده بود. پس از عبور از مسیر سیاه و سفید همسایه، به جلوی در رسیدم. معلوم بود کسی بیدار نیست.
خوشبختانه، وقتی در زدم، سگ آنها پارس کرد و شوهر مری، راس، را که از در شیشه ای با من صحبت کرد، بیدار کرد. من خودم را شناسایی کردم و پرسیدم که آیا مریمی در آنجا زندگی می کند و آیا او می داند که چرا من آنجا هستم؟ من که نمی خواستم آن را خراب کنم، اما راه دیگری نمی دیدم، به او گفتم: "آقا، همسر شما به تازگی جایزه نوبل را برده است."
خوشبختانه، او به من اجازه داد وارد شوم، و در حالی که مری را در حین گفتن خبر به آشپزخانه آورد، سریع قاب گرفتم. آنها هنوز در ناباوری بودند، بنابراین من تلفنم را همراه با داستان اولیه AP خود به راس دادم که در بخشی از آن، او را مطالعه کرد.
حال و هوای اولیه، بسیار قابل درک، ترکیبی از تنش، دلخوری و ناباوری از بیدار شدن در ساعت 3:45 بامداد بود. راس به من گفت که وقتی برای اولین بار با خبر به اتاق خواب آنها رفت، او گفت: "مسخره نباش." به محض اینکه مری و راس شروع به پردازش اخبار کردند و متوجه شدند که تمام آن تماسهای بیپاسخ از سوئد یک شبه اسپم نبودهاند، حال و هوا به حالت شادی تغییر کرد.
من توانستم همراه با دوربینم را دنبال کنم که مری در میان انبوهی از ایمیلها، پیامهای متنی و تماسهای تلفنی خانواده، دوستان و سایر روزنامهنگارانی که امیدوار بودند با او صحبت کنند، جستجو میکرد.
تصویربرداری از عروسی که با وجود سیل طوفان ادامه داشت
آرون فاویلا، عکاس، سالها سیلهای فیلیپین را پوشش داده است، جایی که حداقل 20 طوفان در سال در آن دیده میشود. او مسابقه داد تا عروسی6880999d323ea9>>ازدواجیFlood-wedding. نکته ای از یک همکار عکاس.
یک ساعت پنجره داشتم تا به محل برگزاری بروم و مجبور شدم از شهر خارج شوم و در طول یک بارندگی شدید از چندین جاده سیل زده عبور کنم. سیل در منطقه برای وسیله نقلیه ما خیلی عمیق بود، بنابراین مجبور شدیم توقف کنیم. خوشبختانه، یک کامیون نجات از آنجا عبور کرد، و من سوار آن شدم.
درست قبل از اینکه در را برای عروس باز کنند، به آنجا رسیدم.
داماد، جید ریک وردیلو، به من گفت که با وجود سیل مشتاق هستند که مراسم را ادامه دهند. او گفت: "ما چیزهای زیادی را پشت سر گذاشته ایم. این تنها یکی از مبارزاتی است که بر آن غلبه کرده ایم."
اگر برای یک داستان ضربالاجل فیلمبرداری میکردم، بعد از اولین بوسه تمام میشدم. اما برای این یکی، تا آخر ماندم تا مطمئن شوم که هر لحظه را ... درست مثل یک عکاس عروسی ثبت کرده ام.
یک تئاتر جوانان از خاکستر آتش سوزی برمی خیزد
خبرنگار جوسلین گکر شب افتتاحیه یکی از گروههای کالیفرنیای جنوبی را پوشش داد آتشسوزی تئاتر آنها و خانههای بسیاری از بازیگران را ویران کرد.
تمرینهای موزیکال آتی گروه، «Crazy for You» در 6 ژانویه آغاز شده بود. روز بعد، آتشسوزی Palisades در جامعه آنها رخنه کرد. لارا گانز کارگردان که خانواده اش نیز خانه خود را از دست دادند، گفت: اما نمایش ادامه خواهد داشت. این در مورد بازگرداندن با هم بودن، امید و روال و نشان دادن بچه هایی بود که خیلی چیزها را از دست داده بودند که زندگی تمام نشده است.
شب افتتاحیه شاهد هدیه بود. شبی بود با چنین احساسات شدیدی در هم آمیخته: شادی و درد، دلشکستگی و شادی، غم و غرور. همانطور که یکی از پدرها به من گفت، نوری در تاریکی بود.
یک نوجوان گفت وقتی با موسیقی جورج و ایرا گرشوین می خواند و می رقصید، وزن از دست دادن او بالا رفت. او فقط احساس خوشبختی کرد.
بعد از انتشار مقاله، گانز گفت که اعضای تراست خانواده گرشوین داستان را خوانده اند و در اجرای بعدی شرکت کرده اند. آنها نامه ای را به گروه بازیگران و گروه تحویل دادند.
در نامه آمده است: «از طرف خانواده جورج و ایرا گرشوین، ما مقاومت شما را تحسین می کنیم. «فداکاری شگفتانگیز» آنها در مواجهه با سختیها را ستود و گفت که امیدوارند بازیگران به تولیدشان بسیار افتخار کنند. ما می دانیم که جورج و ایرا نیز چنین خواهند بود.