خانه خالی از سکنه و شیاطین نامرئی: نمایشنامه رادیویی اولیه تنسی ویلیامز «غریبهها» منتشر میشود
نیویورک (AP) — مدتها قبل از ظهور درامهای پادکست، شنوندگان در سراسر جهان به روایتهای صوتی نمایشهای رادیویی متصل میشدند.
تام استوپارد و میلر از جمله نمایشنامه نویسانی زیادی بودند که در اوایل کار خود قطعات کوتاهی را برای رادیو به پایان رساندند، در حالی که درام های به یاد ماندنی مانند "درد خفیف" هارولد پینتر و "مردی برای تمام فصول" رابرت بولت به عنوان پخش رادیویی به نمایش درآمد. Radio work was often a way to bring in money and to refine the arts of plotting and dialogue.
When Tennessee ویلیامز در اواخر دهه 1930 دانشجوی دانشگاه آیووا بود و هنوز نام تولدش را تام ویلیامز میخواند، او طرحی به ندرت شنیده شده گوتیک را برای رادیو به نام «غریبهها» تکمیل کرد. نمایشنامه ویلیامز این هفته در مجله استرند نمایش داده میشود، که قبلاً آثار کمتر شناختهشدهای از ارنست همینگوی، ویلیام فالبک، در میان دیگران منتشر کرده است. اندرو گالی، سردبیر استرند، مینویسد: «نمایش شامل تمام عناصر تئاتری ترسناک رادیویی اولیه است، طوفان، باد زوزهکش، سایهها، خانهای بر فراز دریا، شمعهای سوسوزن، قدمهای اسرارآمیز روی پلهها، موجودات طیفی - و همچنین اشارات اولیه ترس از مضامین بعدی ویلیام است. سایههای خاکستری بین تخیل و واقعیت، و خانهای تسخیر شده از خاطره و وحشت خصوصی کسانی که در آن زندگی میکنند.»
بلانچ دوبوآ در فیلم کلاسیک ویلیامز، «اتوبوسی به نام هوس» به «مهربانی غریبهها» معروف است. میتوانید این اثر اولیه را «وحشت غریبهها» بنامید. نمایشنامه او در یک عمارت ستوندار نیوانگلند در ساحل اقیانوس اطلس، خانهای «شبحآلود» که زیر پرتوی فانوس دریایی که طلسم زردرنگی را به تصویر میکشد، میچرخد. این عنوان به شیاطین نامرئی اشاره دارد که دو تن از ساکنان خانه، آقای برایتون و خانم برایتون را تحت تعقیب قرار می دهند.
آقای برایتون در همان ابتدا اعلام کرد: "ما اعضای نوع انسان فقط به پنج حواس یا حداکثر شش حس مجهز هستیم." «غریبه ها موجوداتی هستند که اگر هفت، هشت یا شاید نه حواس داشته باشیم، برای ما قابل درک است. اما همانطور که هست، آنها درست خارج از حوزه کوچک تماس ما با واقعیت وجود دارند و بنابراین ... آنچه ما از آنها می دانیم بسیار بسیار ناچیز است."
به گفته جان باک، محقق ویلیامز، «غریبهها» در میان معدود نمایشنامههای رادیویی بود که نمایشنامهنویس جوان در آیووا روی آنها کار میکرد، جایی که او و همکلاسیهایش ملزم به نوشتن و تولید نمایش بودند. باک معتقد است ویلیامز تحت تأثیر ملاحظات تجاری و نیروهای شخصی بیشتر قرار گرفته است.
باک میگوید داستانهای ترسناک در اواخر دهه 30 در رادیو محبوب بودند. ویلیامز ابتدا به نمایشنامه های رادیویی به عنوان یک "تمرین" فکر کرد، اما در نهایت آنها را جدی تر گرفت. در حین نوشتن «غریبهها»، او قبلاً تحت تأثیر مبارزات سلامت روانی خواهرش، رز بود، که بعداً الهامبخش لورا وینگفیلد شکننده «مناجر شیشهای» شد. باک میگوید ویلیامز مدتها ایده دیوانگی و نحوه واکنش ما به افرادی که ظاهراً چیزهایی را میبینند که «هیچکس دیگری نمیتواند ببیند» را بررسی میکند.