چگونه یک بازی که روسیه مدرن را به سیخ می کشد، از سرکوب گریخت تا به یک محبوب تبدیل شود
هنگامی که در سال 2024 یک نمایشنامه مبهم به نام "Kholops" در سن پترزبورگ، روسیه افتتاح شد، بسیاری از روسها برای دیدن آن به رقابت پرداختند، از ترس اینکه مقامات به سرعت تولید را تعطیل کنند. کاوش نمایش در مورد جامعهای سانسور شده و سرکوبگر، عمیقاً با کسانی که در روسیه ولادیمیر وی. پوتین زندگی میکردند طنینانداز کرد، و ساخت آن برای سرکوب آماده به نظر میرسید.
اما تقریباً دو سال بعد، درها کاملاً باز میمانند و صندلیها برای «خولوپها» که در سال 1907 نوشته شده در Pyots
Russian playwpright در سال 1907
در تمام این مدت، بسیاری از مقامات روسی که معمولاً منتقدان تولید مدرن بودند، منتقدان مدرن را مورد انتقاد قرار دادند. روسیه، دست خود را از بازی دور نگه داشته است. دلایل به احتمال زیاد بسیار زیاد است.
«Kholops» آنقدر فوراً به محبوبیت تبدیل شد که به نظر میرسد مقامات متوجه شدهاند که بستن آن باعث ایجاد یک رسوایی میشود و به نظر میرسد از این واقعیت که بلیتها نه تنها گران هستند، بلکه کمیاب هستند و تا کنون تعداد شهروندان عادی میتوانند آن را ببینند، احساس آرامش کردهاند. نخبگان کشور آشکارا به این افتخار می کنند که تولید براق باعث می شود که نمایشنامه از برادوی یا وست اند بلند شده باشد و برای خارجی ها مرکزیت روسیه در فرهنگ جهانی را تداعی کند. (به نظر می رسد آن نخبگان تمایلی به شورش علیه پوتین ندارند.)
در عین حال، بسیاری از منتقدان و تماشاگران تئاتر در روسیه معتقدند که "Kholops" از بررسی دقیق اجتناب کرده است، زیرا به همان اندازه که نمایشنامه نسبت به جامعه روسیه تحت رهبری پوتین کوبنده است، قضاوت های آن نیز تا حد زیادی به دست می آید. بهطور غیرمستقیم.
«خولوپها» داستان خانوادهای اصیل را روایت میکند که در دوران تاریک روسیه در اوایل قرن نوزدهم زندگی میکنند، زمانی که کشور برای مدت کوتاهی توسط تزار پل اول، یک ظالم پارانوئید، که دربارش را بهقدری گیج کرده بود که با کمک اعضایش به قتل رسیده بود، اداره میشد. پسر.
عمارت خانواده مملو از رعیت است - کارگرانی که در واقع خرید و فروش می شدند - و هنگامی که یکی از آنها از پاریس باز می گردد، جایی که تب لیبرال انقلاب فرانسه را گرفت، او را محکوم می کند به عنوان یک همنوع روسی که مانند یک فقیر روسی است. بینی خود را تکان دهند و قار قار کنند.» (سرف که به یک نجیب زاده پاریسی داده شده بود، می گوید که چاره ای جز فرار از شهر نداشته است، زیرا «قلبش به خاطر سنت پترزبورگ «لعنتی» به درد می آید.) تزار از بالای صحنه، در جلسه به سخره می گیرد، سوسیس می خورد و مانند کلاغ غوغا می کند.
Into Moguchiy setle روسیه معاصر حدود دو قرن پس از اجرای اصلی اجرا، کارگرانی از ازبکستان در حال بازسازی عمارت هستند - حتی در شرایطی که چند سرمایهگذار چینی امیدوارند که ساختمان فرو ریخته را خراب کنند و چیز جدیدی را به جای آن برپا کنند.
سرمایهگذاران به یکی از کارگران ازبکستان رشوه میدهند تا مطمئن شوند که ساختمان فرو میریزد، آنها را از نیاز و زحمت مقامات برای پایین آوردن آن رها میکنند. خودشان.
موگوچی تا سال 2023 به عنوان مدیر هنری تئاتر درام بولشوی کار می کرد، زمانی که وزارت فرهنگ کشور ظاهراً او را به اندازه کافی به کرملین وفادار نمی دانست و تصمیم گرفت قراردادش را تمدید نکند. موضوعاتی را که در اینجا عمیقاً آشنا هستند برجسته می کند: استبداد گسترده، ظلم و فساد. اشتیاق همیشگی برای رها کردن کشور برای یافتن مکانی آزادتر و کمتر استانی (در حالی که میدانیم تسلط عاطفی آن غیرقابل انکار است). وفاداری خود باخت به قدرت؛ و گسترش نفوذ چین بر کشور، و همچنین بی توجهی آن به تاریخ و سنت روسیه.
کریستینا ماتوینکو، منتقد و محقق تئاتر روسی، گفت: «در اینجا هیچ معنای پنهانی وجود ندارد. کریستینا ماتوینکو، منتقد و پژوهشگر تئاتر روسی، گفت: «این اثری است که در آن شما مستقیماً این وضعیت پر پیچ و خم را احساس میکنید. «این محصولی است که در آن شما مستقیماً این وضعیت پر پیچ و خم را احساس میکنید.»اعتبار...استاس لوشین
یکی از مهمترین ویژگیهای اجتماعی نمایشنامه در هر یک از ویژگیهای اصلی این نمایشنامه، آن چیزی است که تقریباً هر یک از اصول اصلی روسی آنها هستند. فقیر و ناتوان برای ثروتمندان و مرتبط، متعلق به کسی است.
وقتی تزار یک شاهزاده بانفوذ را به دلیل صرف بیش از چند روز برای تهیه یونیفرم های جدید ارتش تبعید می کند، شاهزاده سخنرانی ای ایراد می کند که مطمئناً با طبقه مستقل و ثروتمند روسیه برخورد می کند. موقعیت آخرین رعیت؟» او می پرسد. "چرا من در تمام عمرم قایق بودم؟ چرا در این شهر احمقانه زندگی می کردم و چرا کلاه گیس می پوشیدم در حالی که اصلاً نمی خواستم آن را بپوشم؟"
موفقیت "The Kholops" بیش از پیش قابل توجه است زیرا از زمانی که مسکو در سال 2022 به اوکراین حمله کرد، تئاتر معاصر به یک تجارت خطرناک تبدیل شده است. در ژوئیه 2024، سوتلانا پتریچوک، نمایشنامه نویس و ژنیا برکوویچ، کارگردان، هر کدام به دلیل «توجیه تروریسم» از طریق نمایشنامه پتریچوک «Finist the Brave Falcon» به شش سال زندان محکوم شدند، که یک افسانه روسی را با داستان زنی که عاشق یک رادیکال روس است، درهم می آمیزد. جامعه هنری اما مسکو، سن پترزبورگ و دیگر شهرهای روسیه همچنان مملو از تئاترهای کوچکی هستند که محصولاتی را به فروش میرسانند که ممکن است از نظر سیاسی خرابکارانه به نظر نرسند، اما شکل و طعم آنها با سیاست امروز کرملین تضعیف شده است.
یک تئاتر کوچک در مسکو، Prostranstvo Vnutri (یا «فضای داخلی»)، برای هنرمندان مستقل بهعنوان «یک کشتی» توصیف شده است. مانند «خلوپسها»، تولید اخیر «پالتو» که بر اساس داستان کوتاهی از نیکولای گوگول در سال 1842 ساخته شده بود، در بین مردم روسیه بسیار محبوب شد و فرصت دیگری برای تأمل در روسیه معاصر در صمیمیت یک تئاتر تاریک فراهم کرد. یکی از شخصیتهای نمایشنامه میگوید: «ما افتخار میکنیم در حالی که سقف خانهمان چکه میکند.»
همانطور که مارینا داویدووا، منتقد و تهیهکننده تئاتر روسی که در حال حاضر در تبعید در برلین زندگی میکند (پس از تبدیل شدن به منتقد سرسخت حمله به اوکراین)، تئاتر در روسیه «کمی بزرگتر از آن است». یکی از منتقدان روسی گفت: «وقتی آزادی وجود ندارد، تئاتر شروع به ایفای نقش اساسی میکند. خودشان.»اعتبار...استاس لوشین
تولید مجلل میخائیل لرمونتف شاعر روسی، در نمایشنامه جنایت، مجازات درام، جنایت و جنایت، مجلل و مجازات 1917 در روز کناره گیری آخرین تزار کشور. «روزهای توربینها» اثر میخائیل بولگاکف، که استالین بیش از 15 بار آن را دید، روشن کرد که چگونه تزارهای شوروی از هنر برای تقویت قدرت خود استفاده کردهاند. کاوش کارگردان یوری لیوبیموف در مورد قدرت برتر در بحران در تولید دهه 1980 «بوریس گودونوف» فروپاشی شوروی را پیشبینی میکرد. داویدووا گفت: «وقتی آزادی وجود ندارد، تئاتر شروع به ایفای نقش اساسی میکند. او افزود، در روسیه، تئاتر اغلب به نوعی درمان تبدیل میشود - «نوع اصلی هنری که مردم برای دلداری دادن به خود میآیند.»
و به «خلوپها»، مردم آمدهاند تا حداقل اندکی از بیماریهای جامعهشان رهایی پیدا کنند.
وقتی مرگ تزار در نهایت اعلام میشود، در نهایت میتوان کاراکتر نمایشنامه را به نمایش گذاشت. "در آرامش بخواب!" بانوی خانه با تمسخر فریاد می زند.