چگونه یک محقق دیوان عالی را به سمت حکم استقرار نیروهای خود سوق داد
امتناع دادگاه عالی در روز سهشنبه از اجازه دولت ترامپ به استقرار نیروهای گارد ملی در منطقه شیکاگو تا حد زیادی نتیجه خلاصهای بود که توسط یک استاد حقوق دانشگاه جورج تاون به نام مارتین اس. تلاشهای بیشتر پرزیدنت ترامپ برای استفاده از ارتش برای اجرای دستورات خود در داخل ایالات متحده.
در خلاصه پروفسور لدرمن آمده است که دولت یک عبارت کلیدی در قانونی را که به آن تکیه کرده است، اشتباه درک کرده است، که اجازه استقرار گارد ملی را میدهد اگر «رئیسجمهور قادر به اجرای قوانین دولت با نیروهای عادی نباشد»
مهاجرت و اجرای گمرک. پروفسور لدرمن استدلال کرد که وزن عظیم شواهد تاریخی برعکس است.
او نوشت که نیروهای منظم ارتش ایالات متحده بودند. و، او افزود، «هیچ مبنایی برای نتیجهگیری وجود ندارد که رئیسجمهور «نمیتواند» چنین قوانینی را با کمک آن نیروها اجرا کند، اگر هدایت چنین استقراری برای او قانونی بود.
پروفسور لدرمن خلاصهای از یک آخر هفته را نوشت. او ماه گذشته در یک پادکست گفت: «من از تصدیق آن دریغ دارم، اما واقعاً درست است که من در این اساسنامه اطلاعات پیشزمینهای نداشتم.» پروفسور لدرمن کهنه کار دفتر مشاوران حقوقی، واحد نخبه وزارت دادگستری که به قوه مجریه در مورد قانون مشاوره میدهد، استدلالهای دولت را که در آن به عنوان یک استدلال ناقص میخواند، شناسایی کرد. او گفت: "هیچ یک از طرفین به آن توجه نکردند." یک هفته پس از اینکه پروفسور لدرمن گزارش خود را ارائه کرد، دادگاه به طرفین دستور داد که توضیحات تکمیلی را در مورد موضوعی که مشاهده کرده بود ارائه کنند. آنها این کار را کردند و تقریباً دو ماه گذشت.
در پایان، اکثریت استدلال استاد را در مورد مخالفتهای سه قاضی محافظهکار پذیرفتند. این اولین باخت بزرگ دولت ترامپ در دادگاه در چند ماه گذشته بود. در طول آن مدت، دادگاه حدود 20 درخواست اضطراری را با ادعای قدرت گسترده ریاست جمهوری در انواع تنظیمات دیگر پذیرفت.
اما ضرر در پرونده ایلینویز موقتی و موقت بود و همه جرأت کردند دولت استدلال های شدیدتری ارائه دهد. به ویژه، آقای ترامپ میتواند به قانون شورش، که هنوز برای استقرار نیروهای نظامی در خاک داخلی از آن استفاده نکرده است، روی بیاورد.
آقای. ترامپ مدتهاست که احتمال استناد به این اقدام را مطرح کرده است، که به رئیسجمهور تحت شرایط خاص این اختیار را میدهد تا از نیروهای نظامی برای سرکوب ناآرامیهای گسترده عمومی و حمایت از سازمانهای مجری قانون غیرنظامی استفاده کند. آقای ترامپ در ماه اکتبر گفت که قانون شورش را "راهی ممکن برای دور زدن" مخالفان برای استقرار گارد ملی برای حمایت از کمپین اخراج خود می داند. اما او افزود که انجام این کار هنوز ضروری نبوده است.
خسارت در دادگاه عالی در روز سهشنبه همچنان دردناک بود، به ویژه به این دلیل که به نظر میرسید، حداقل در کوتاهمدت، استقرار گارد ملی مشابه در لسآنجلس و پورتلند، اور را ممنوع میکند.
دو تن از قضات مخالف اکثریت را به خاطر سرگرم کردن به بحثی که توسط یک طرف ارائه نشده بود، انتقاد کردند.> نکته خبری درباره دادگاه دارید؟ اگر اطلاعاتی برای به اشتراک گذاشتن در مورد دادگاه عالی یا دیگر دادگاههای فدرال دارید، لطفاً با ما تماس بگیرید.
سومین مخالف، قاضی نیل ام. گورسوچ، همچنین نوشت که تمایل دارد استدلال پروفسور لدرمن را نادیده بگیرد و خاطرنشان کرد که خلاصههای اولیه احزاب فرض میکردند که رئیسجمهور میتواند قانون فدرال را اجرا کند که «گوارد ملی» را فراخواند. مقامات غیرنظامی مجری قانون فدرال."
استدلال پروفسور برای برخی دیگر از اعضای محافظه کار دادگاه جذاب بود، زیرا مبتنی بر متن گرایی بود، که بر اساس کلمات واقعی کنگره در اساسنامه استفاده می شد.
قانون مورد بحث، که در سال های 1903 و 1908 تصویب شد، می گوید که استقرار به سه دلیل مجاز است. همه افراد درگیر توافق کردند که دلیل اول، در مورد تهاجمات خارجی، در مورد حوادث ایلینوی صدق نمی کند.
دومین دلیل مجاز برای استقرار گارد این بود که شورشی در جریان باشد یا خطر وقوع آن وجود داشته باشد. این یک گسست است، و اکثریت به آن استناد نکردند، حتی کمتر در مورد آن بحث کردند.
دستور دادگاه بر دلیل سوم متمرکز بود: حق رئیس جمهور برای استقرار گارد ملی در صورتی که قادر به اجرای قوانین «با نیروهای منظم» نباشد.
در دستور خود که از طرفین درخواست میکند که از طرفهای قانونی توضیحات بیشتری را به دادگاه ارجاع دهند، «از طرفهای تنظیمی خواسته شده است تا به دادگاه مراجعه کنند. نیروهای منظم ارتش ایالات متحده."
دولت پاسخ داد که "نیروهای منظم" به پرسنل اجرای قانون غیرنظامی اشاره کردند. پروفسور لدرمن با این نظر مخالف بود.
«هرگاه کسی در یکی از سه شاخه درباره «نیروهای معمولی» در رابطه با شبه نظامیان، گارد ملی یا نیروهای داوطلب بحث میکرد، «به افرادی اشاره میکردند که در ارتش ایالات متحده، به ویژه در ارتش خدمت میکردند. نظر امضا نشده آن میگوید: «ما نتیجه میگیریم که اصطلاح «نیروهای منظم» در اساسنامه «احتمالاً به نیروهای منظم ارتش ایالات متحده اشاره دارد.
اکثریت گفتند که دولت نشان نداده است که سربازان عادی نمیتوانند این کار را انجام دهند، و افزودند که حفاظت از پرسنل و دارایی فدرال در ایلینوی به معنای اجرای حکم است که مشکوک است. قانون.
تاکنون، آقای ترامپ تلاشی نکرده است تا ارتش عادی را بر اساس قانون شورش به خیابان ها بفرستد، قانونی که ممکن است در برخی شرایط مجوز بدهد. اما حکم دادگاه در روز سهشنبه ممکن است او را تشویق کند که این کار را انجام دهد.
اینکه آیا او میتواند این کار را انجام دهد، سوال پیچیدهای است که شامل آن قانون و یک قانون متفاوت است، قانون Posse Comitatus، که استفاده از نیروهای فدرال را برای اجرای قانون ممنوع میکند، مگر اینکه قانون فدرال صراحتاً آن را مجاز کند. تحت قانون شورش به اختیارات رئیس جمهور نپردازید.» وی افزود: «یکی از پیامدهای ظاهری نظر دادگاه این است که میتواند باعث شود رئیسجمهور از ارتش ایالات متحده بیشتر از گارد ملی برای محافظت از پرسنل و اموال فدرال در ایالات متحده استفاده کند.»
قاضی کاوانا همچنین از نظر موافق خود برای شفافسازی یا تجدیدنظر در نظر موافقی که در ماه سپتامبر در مورد توقفهای مهاجران در منطقه Los صادر کرد، استفاده کرد. او نوشته بود که "قومیت ظاهری به تنهایی نمی تواند ظن منطقی ایجاد کند"، اما "طبق رویه قضایی این دادگاه در مورد توقف مهاجرت، با این حال، زمانی که در کنار سایر عوامل برجسته در نظر گرفته شود، می تواند یک "عامل مرتبط" باشد. در پاورقی روز سهشنبه، قاضی کاوانا نوشت که «افسران نباید مهاجرت داخلی را بر اساس نژاد یا قومیت متوقف کنند یا دستگیر کنند.»
در مصاحبهای، پروفسور لدرمن گفت که چیز زیادی برای اضافه کردن به آنچه به دادگاه گفته است ندارد. اما او یک چیز را گفت.
خوشحال شدم که همانطور که در خلاصه خود پیشنهاد کردم، دادگاه در مورد اعمال قانون شورش نظری نداد، که مجموعهای از نگرانیها را به وجود میآورد.