چگونه «مارتی سوپریم» پینگ پنگ را درست انجام داد
زمانی که جاش سافدی در حال تحقیق درباره "مارتی سوپریم"، فیلم جدیدش درباره یک بازیکن جوان و بلندپرواز تنیس روی میز در دهه 1950 بود، متوجه شد که بازی که پینگ پنگ نامیده می شود تا چه اندازه مورد بی احترامی قرار گرفته است. سفدی در یک مصاحبه ویدیویی گفت: "مرتی سوپریم"، مارتی ماوزر (تیموتی شالامه)، 23 ساله یهودی نیویورکی را دنبال می کند که مهارتش در دست و پا زدن چیزی است که جاه طلبی بی بند و بار او را به پیش می برد. Safdie جهان تنیس روی میز اواسط قرن را در هر دو مقیاس هایپرمحلی و جهانی بازسازی کرد. اما او همچنین باید میفهمید که چگونه مسابقات روی صفحه را به گونهای ثبت کند که چرا بازی او را هیجان زده میکند و نمایش را خوانا و هیجانانگیز میکند. او گفت که این اقدام «ترسناک» بود، تا حدی به این دلیل که نمونههای کمی دیگر برای ارجاع وجود داشت، به استثنای بخش کوتاهی در «فارست گامپ» (1994).
وقتی نوبت به تنیس روی میز روی میز میرسید، او گفت: «چیزی وجود نداشت که بتوان به آن نگاه کرد. مارتی رایسمن، بزرگ تنیس روی میز – شخصیتی عجیب و غریب که «بازیکن پول: اعترافات بزرگترین قهرمان تنیس روی میز و هوستلر آمریکا» را در سال 1974 منتشر کرد – اما سافدی هشدار داد که فیلم او یک فیلم زندگینامهای نیست. در واقع، او بینندهای را ملاقات کرد که رایسمن را میشناخت و پرسید که چرا فیلم از هیچ یک از داستانهای واقعی مارتی استفاده نمیکند. Mauser.اعتبار...دونالد اف. هالوی/نیویورک تایمز
در عوض، Safdie از 1950 بازیکن آمریکایی و بسیاری از بازیکنان آمریکایی الهام گرفته بود. یهودی. آنها انرژی «ضعف و خندهداری» داشتند که سفدی در تحقیقات بصری خود با آن مواجه شد.
او گفت: «آنها نمیتوانستند ثابت بمانند. "همه آنها شبیه شخصیت بودند."
سفدی و نویسنده همکارش، رونالد برونشتاین، جلدهایی را در مورد تاریخ تنیس روی میز جستجو کردند و کتابهایی از بازیکنان دیک مایلز و سول شیف را مطالعه کردند. آنها همچنین با اعضای جامعهای که در دورهای که فیلم در آن اتفاق میافتد بازی میکردند، که یکی از آنها بسیار نزدیک به سافدی بود، تماس گرفتند: عموی بزرگش جان اسپرونگ، که در لورنس در منهتن، یک باشگاه تنیس روی میز افسانهای در نزدیکی خیابان 54 و برادوی که خانه مارتی است و دور از خانه است، میرفت. سافدی گفت که روی میز روی میز و در آپارتمان پدربزرگ و مادربزرگم تنیس روی میز بازی کنید.
از تحقیقات خود، سافدی همچنین دریافت که تنیس روی میز تا حدودی مسئول ظهور مجدد ژاپن در صحنه بین المللی در پایان اشغال پس از جنگ آمریکا بود. در سال 1952، سالی که "مارتی سوپریم" اتفاق می افتد، هیروجی ساتو برای اولین بار با استفاده از راکت اسفنجی، یک ابداع ژاپنی، قهرمان جهان شد. در فینال اوپن بریتانیا، مارتی خیالی با کوتو اندو (کوتو کاواگوچی)، که از همان دست و پا زدن استفاده میکند، ملاقات میکند و متوجه میشود که قادر به پاسخگویی به سرویس حریفش نیست. ظهور مجدد این کشور در صحنه جهانی پس از جنگ جهانی دوم.اعتبار...A24
صفدی گفت که این ورزش در قرن بیستم، امکان یک «در قرن بیستم» را دارد. او گفت: "و قطعا تماشای آن بسیار سرگرم کننده بود." "میتوانستید نقطهای را ببینید که یک ساعت طول میکشد. و سپس راکت اسفنجی به وجود آمد که توسط ژاپنیها طراحی شده بود، و به همان اندازه که ورزش را از نظر فنی پیشرفت میکرد، ارزش سرگرمیاش را کاهش داد زیرا امتیازها بسیار کوتاه شدند."
برای طراحی نمایش روی صفحه، سافدی دیگو شااف را به خدمت گرفت، که همراه با همسرش در رشته المپیک و همسرش در رشته ورزشی مشاوره کرده است. گامپ.» شاف در یک مصاحبه ویدیویی گفت: «پاسخ من به او این بود: «عالی است، زیرا من میدانم چگونه این کار را انجام دهم، و این واقعیت که شما وحشت دارید به این معنی است که میدانید چقدر دشوار است. تکنیک ها و حرکات پا که شبیه به سبک دهه 1950 بود. Schaaf همچنین برای هر نقطه روی صفحه رقص نوشت، که از بازی های مدرن و یکپارچهسازی با سیستمعامل طراحی می کرد.
سفدی گفت: «وقتی به این سند فرانکنشتاین نگاه می کردید، بسیار گیج کننده بود. یک سند ویدئویی وجود داشت که برای هر نقطه از نظر بصری که ما از 75 سال ورزش میکشیدیم، نقشهای داشت.»
چلامه سپس مجبور شد این حرکات را به خاطر بسپارد. شاف گفت: «به طور باورنکردنی از نظر جسمی سخت بود، اما از نظر روحی نیز سخت بود. "چون هیچ کس امتیازها را حفظ نمی کند. او یادداشت می کرد. او نقاط را نام می برد تا یادش بیاید که چه چیزی بود. او فقط به خاطر می آورد که توپ چگونه باید برود."
اغلب گرفتن ها بدون توپ انجام می شد که بعداً با استفاده از VFX اضافه شد، اما Chalamet "در این مورد قاطعانه بود، به خاطر غرور خودش که قرار بود با همان توپ واقعی بازی کند." با این حال، کارگردان افزود، چالامه و کاواگوچی، یک بازیکن در زندگی واقعی، آنقدر در طراحی رقص مهارت پیدا کردند که وقتی از یک توپ واقعی استفاده نمی کردند، آن را به قدری دقیق تجسم می کردند که می توانستند یکی را از روی زمین بلند کنند.
«آنقدر واقع بینانه بود که فکر می کردم توپی در آنجا وجود دارد. جلوهها.
برای ثبت همه چیز، داریوش خنجی، فیلمبردار، گفت که او و صفدی میخواستند از این ورزش به شیوهای «کلاسیک» فیلمبرداری کنند. او گفت: «مثل یک تبلیغات ورزشی نیست. او از نقاشی جورج بلوز از بوکسورها الهام گرفت.
در مورد دکورها، سافدی گفت که او و طراح تولید جک فیسک قصد داشتند مسابقات لارنس و بریتانیا را در استادیوم ومبلی با دقت هرچه بیشتر بازسازی کنند، حتی رکوردهای شهر را برای تعیین چیدمان لورنس پیگیری کنند. او گفت: «این دو قطعه، ستارههای شمالی بصری بودند.
در حالی که ومبلی کیفیتی باشکوه دارد، سافدی میخواست سالن استخر مانند لارنس را با «چهرههای منحصربهفرد که با قالب یک فرد اصلی سازگار نیست» پر کند. عموی بزرگش این مکان را برای او به عنوان یتیم خانه طردشدگان توصیف کرده بود.
سفدی همچنین از عموی بزرگش پرسید که چرا تعداد زیادی از بازیکنان یهودی در آن دوره به تنیس روی میز کشیده شدند. اسپرونگ توضیح داد که اگرچه در آن زمان واقعاً به آن فکر نمیکرد، اما وقتی پول زیادی در Lower East Side وجود نداشت، این یک ورزش ارزان بود.
سفدی گفت: «نمیتوانم با این پدیده صحبت کنم. "من می دانم که این یک ورزش عالی برای افراد مضطرب است."