به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

من پروفسور هستم A.I. کلاس درس من را تغییر داده است، اما نه برای بدتر.

من پروفسور هستم A.I. کلاس درس من را تغییر داده است، اما نه برای بدتر.

نیویورک تایمز
1404/09/23
5 بازدید

در پایان یک کلاس در اواسط سپتامبر، در حالی که همه در حال جمع کردن وسایل خود بودند، دانش آموزی به نام تایلر به من نزدیک شد. «آیا می‌توانیم در مورد اینکه چگونه می‌توانیم سؤالات را به تنهایی بپرسیم، صحبت کنیم؟» او گفت. ما همیشه از شما می خواهیم که سؤالات را بپرسید و نحوه بحث و تحلیل را تنظیم کنید، اما من دوست دارم بدانم چگونه این کار را برای خودم انجام دهم، برای زمانی که شخص دیگری این کار را برای ما نداریم. پتکوف

به تایلر، که صورت باز زیر کلاه توپی‌اش، نگاه مردی را نشان می‌داد که امیدوار بود به نحوی توهین نشده باشد، اطمینان دادم که این سؤالی است که او کاملاً باید بپرسد و پاسخ کوتاه بله است. به او گفتم در ابتدای کلاس بعدی، زمانی که می‌توانیم به صورت گروهی در مورد آن صحبت کنیم، دوباره آن را مطرح کند. این ما را در دستیابی به یکی از اهدافم در هر کلاسی که تدریس می کنم یک ماه جلوتر از برنامه قرار داد: به تدریج مسئولیت تعریف مشکلات و تصمیم گیری برای حل آنها را به دانش آموزان واگذار می کنم.

من در کالج بوستون دوره های انگلیسی تدریس می کنم. من زیاد سخنرانی نمی کنم بیشتر ما درگیر گفتگو هستیم و به یکدیگر و کتابی که همه خوانده‌ایم توجه می‌کنیم. من محتوا را به اندازه روشی برای رسیدن به چیزها آموزش نمی دهم - ابزارها و حرکاتی که می توانیم از آنها برای استخراج معنی از دنیای اطراف خود استفاده کنیم و در مورد آنچه می یابیم استدلال هایی با پشتیبانی خوب ارائه کنیم. کلاس به عنوان کارگاه، نه کارخانه. همانطور که در یک گروه یا تمرین تیمی، همه افراد حاضر در اتاق به طور همزمان در حال توسعه تک تک خود هستند و به عنوان عضوی از یک جامعه حل مسئله شرکت می کنند. ما روی رمان‌ها، شعرها و دیگر مصنوعات ادبی تمرین می‌کنیم، اما مجموعه مهارت‌هایی که امتحان می‌کنیم، تجهیزات اولیه زندگی برای هر شهروند یا کارگر، هر فرد متفکری است. این همان کیت ابزاری است که برای درک آدرس ایالت اتحادیه، وضعیت محله یا توالی وقایعی که شما را به نشستن در اطاقک یا سلول زندان استفاده می‌کنید، استفاده می‌کنید.

تایلر و همتایانش می‌خواهند انسان‌هایی توانا، متفکران مستقل باشند. آنها بر خلاف تصور رایج، به طور جهانی مشتاق نیستند که آخرین ذره از ظرفیت فکری و جامعه سازی خود را به خدمتگزاران / اربابان ربات بسپارند. و همانطور که جوزی، یکی دیگر از دانش‌آموزان کلاس، به من گفت، حداقل برخی از آن‌ها با همسالانی که به هوش مصنوعی تکیه می‌کنند «خوب نیستند». تا کار خود را انجام دهند. همه اینها در تضاد با تصویر وحشتناک درماندگی است که در بهار و تابستان گذشته توسط داستان‌های منتشر شده درباره تأثیر هوش مصنوعی مولد بر آموزش عالی ترسیم شد. همه در دانشگاه در حال تقلب هستند. هیچ دانش آموزی قرار نیست دوباره به تنهایی کتاب بخواند یا مقاله بنویسد. این پایان مقاله، خواندن، تفکر است.

از آنجایی که اساتید علوم انسانی، که قبلاً در محاصره گروه کر مستمری که ارزش رشته‌هایشان را زیر سوال می‌برد، احساس می‌کردند، به این داستان‌ها و برخوردهای خود با هوش مصنوعی فکر می‌کردند، ناراحتی آنها به نگرانی خاصی در مورد ترم پاییز تبدیل شد. اگر آنها به کارهایی که معمولاً انجام می دهند ادامه دهند، آیا در یک میدان مین در خواب راه می روند؟ تعداد قابل توجهی از آنها بیش از حد معمول در تابستان، زمانی که دانشمندان حرفه ای معمولاً بر تحقیق تمرکز می کنند، در مورد تدریس فکر می کردند. در نتیجه، آن‌ها با دوره‌های بازطراحی‌شده با رویکردهای هدفمندتر برای نوشتن و خواندن، اتکای کمتر به فناوری و تمرکز مجدد بر روی جامعه حضوری وارد پاییز شدند.

یک دوره آموزشی انگلیسی مقاوم در برابر هوش مصنوعی سه عنصر اصلی دارد: قلم و کاغذ و تست شفاهی. آموزش فرایند نوشتن به جای اختصاص دادن مقالات. و تاکید بیشتر بر آنچه در کلاس اتفاق می افتد. چنین دوره‌ای، که نمی‌تواند A.I.-اثبات باشد، زیرا به این معنی است که دانش‌آموزان هیچ نوشتن یا خواندنی را جز تحت نظارت مستقیم معلم انجام نمی‌دهند، همچنین ما را ملزم می‌کند که به دانش‌آموزان بفهمانیم که انجام کار خودشان به نفع خودشان است. همکارانی که در سرتاسر کشور با آنها صحبت کرده ام، درباره A.I صحبت می کنند. با دانش‌آموزان خود، و برخی راه‌های خلاقانه برای وارد کردن آن به برنامه درسی پیدا کرده‌اند، اما تعداد کمی از آنها به راه‌حل‌های با فناوری پیشرفته مانند نرم‌افزار تشخیص هوش مصنوعی یا نظارت بر تاریخچه ضربه‌های کلید روی آورده‌اند.

اکنون، در ابتدای ترم تحصیلی، برای من و بسیاری از معلمان همکارم شگفت‌انگیز خوشایندی است که هوش مصنوعی. آخرالزمانی که انتظار می رفت پاییز امسال با قدرت کامل به آموزش عالی برسد و به خواندن و نوشتن پایان دهد و مدرسه آنطور که ما آنها را می شناسیم، هنوز محقق نشده است. در پاسخ به ظهور A.I. با دو برابر کردن انسانیت علوم انسانی به نظر می رسد حداقل در حال حاضر کار می کند. هنگامی که من به استوارت سلبر، مدیر برنامه‌ای که دوره‌های نوشتن مورد نیاز را برای 18000 دانش‌آموز در پن استیت هدایت می‌کند، پیشنهاد دادم، او گفت: "این یک بیانیه منصفانه در مورد ما است. به دلیل پیچیدگی‌ها و اجزای متحرک، سخت است بدانیم که چقدر ممکن است چیزهای بهتری باشد، اما ما منفجر نشده‌ایم. احساس می‌شود که وحشت نیز فروکش کرده است." حتی برخی از همکاران افزایش قابل توجهی در مشارکت دانش‌آموزان گزارش می‌کنند.

بسیاری از معلمان روش آزمایش دانش‌آموزان را تغییر داده‌اند. این اغلب به معنای بازگشت به امتحانات کاغذ و قلم قدیمی است - و در نتیجه به بازگشت کتاب آبی کمک می کند، یادگاری شبیه خرچنگ نعل اسبی از فناوری اولیه که A.I. از انقراض نجات داده است ارزیابی‌هایی مانند آزمون‌ها و آزمون‌ها باید رفتاری را که می‌خواهید تقویت کنند، بنابراین ارزیابی من شامل مقاله‌های کوچکی است که تسلط بر خواندن و ایده‌ها و روش‌های تحلیلی را که در کلاس درباره آنها صحبت کرده‌ایم را می‌سنجید، و بیشتر امتیازها برای محتوای تفسیری تعلق می‌گیرد. به‌عنوان روشی برای جمع‌بندی در چند دقیقه آخر بحث در کلاس، گاهی اوقات پیشنهادات دانش‌آموزان را برای یک سؤال امتحانی منصفانه در مورد آنچه که در آن روز پوشش داده‌ایم، بررسی می‌کنیم. به عنوان مثال، در پایان یک کلاس در دوره ای که تایلر و جوزی می گذرانند - در مورد شهر در ادبیات و فیلم - به چیزی شبیه مقایسه کنید که چگونه «همبستگان من سرگرد مولینوکس» ناتانیل هاثورن و فصل اول «خواهر کری» تئودور درایزر روند تبدیل شدن به شهر را نشان می دهند. شخص.

شما نمی توانید تأثیر A.I را بر نوشتن بدون در نظر گرفتن دعوت آن برای رضایت دادن به خلاصه ای از محتوا به جای خواندن واقعی بررسی کنید. امتحانات روشی با تأخیر و پرمخاطب برای مسئول دانستن دانش‌آموزان برای خواندن است. آزمونها روشی کم ریسک و روزمره برای انجام آن هستند.

ویدئو
CreditاعتبارCredit توسط شان دانگ

اسکات ساول، از دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، به من گفت که شروع به ارائه آزمون‌های پنج دقیقه‌ای با قلم و کاغذ کرده است که (برخلاف یک ترم میان‌ترم یا پایانی) جزئیات را از متن می‌خواهد، و هیچ تفسیری از متن نداشت. سائول به من گفت، «ناباکوف این آزمون‌های غیرممکن را در کلاس‌های کرنل خود ارائه می‌دهد» - مانند «آنا کارنینا»، پسر آنا در سال 1875 چه چیزی به عنوان هدیه تولد دریافت کرد؟ «و من می‌خواهم بگویم: «خیلی بد است، این مرد دیوانه است.» اما شائول آمد تا متوجه موضوع شود. او گفت: «همه نیروهای بزرگتر در فرهنگ ما مردم را از مطالعه عمیق و دقیق دور می کنند. «مردم در مورد جزئیاتی که باعث می‌شود یک مقاله، یک داستان یا یک رمان بافت و عمق داشته باشد، صبر و حوصله ندارند»، به‌ویژه زمانی که عادت دارند همه چیز را به خلاصه‌های نقطه‌ای خلاصه کنند یا در حین اسکن کردن روی صفحه، از تکه‌های بزرگ نثر صرف نظر کنند. چنین گذر از یک متن به کمک فناوری مانند خواندن یک رمان تقریباً مانند گوش دادن به پادکست در مورد ازدواج به معنای ازدواج است. آزمون‌های ناباکوویی ساده یکی از راه‌های تقویت ورود به جزئیاتی است که معنا در آن قرار دارد. من همچنین از دانش‌آموزان می‌خواهم که نشانه‌هایشان را اسکن کنند - خط‌های زیر، یادداشت‌های حاشیه‌ای، برجسته‌سازی - از نسخه‌ای که می‌خوانند، که تا آنجایی که می‌توانم به تماشای فکر کردن آنها در حین خواندن نزدیک باشد.

پاسخ دوم به A.I. برای معلمانی که هنوز می‌خواهند مقاله‌های اصلی را اختصاص دهند، به جای اینکه دانش‌آموزان اکنون تمام نوشته‌های خود را به صورت دستی در کلاس انجام دهند: بر آموزش فرآیند نوشتن تأکید کنید - تقسیم کردن آن به مجموعه‌ای از مراحل که معلم می‌تواند ببیند و به آنها پاسخ دهد - به جای اینکه صرفاً محصول را درجه‌بندی کنید. href="https://www.nytimes.com/2025/06/17/magazine/ai-new-jobs.html">A.I. مشاغل جدید (انسانی) ایجاد خواهد کرد.

  • استفاده گسترده: مجریان پادکست "هارد فورک" The Times در مورد اینکه چگونه به نظر می رسد همه از A.I استفاده می کنند. — برای همه چیز.

  • ابزار بورس تحصیلی: برندگان A.I. نژاد ممکن است به زودی داستان هایی را که مورخان در مورد گذشته می گویند دگرگون کند.

  • هرگز خداحافظی نکن: تشخیص خانواده او به پایان می رسد. href="https://www.nytimes.com/interactive/2025/06/13/magazine/ai-avatar-life-death.html">یک آواتار مجازی بسازید که پس از مرگ او زنده بماند.

  • اصطلاح هنر انگلیسی biz است. در مورد مقاله ای که یک اثر ادبی را تجزیه و تحلیل می کند، مراحل ممکن است شامل توجه به الگوها، ساختن آنها در بینش های تفسیری، ارائه یک پایان نامه، یافتن شواهدی برای حمایت از آن، تهیه پیش نویس و بازنگری باشد. دانش‌آموزان من در این ترم تمرین‌های هفتگی مختصری را در پاسخ به خواندن می‌نویسند که می‌تواند به عنوان نطفه یک مقاله عمل کند، سپس پیش‌نویس مقالات را می‌نویسند، سپس آن‌ها را به پیش‌نویس‌های نهایی بازبینی می‌کنند. خواندن همه این‌ها برای من کار بیشتری است، اما همانطور که مایا مک‌آلیوی، همکارم در کالج بوستون می‌گوید، «به آن‌ها توجه کنید که تا زمانی که هنوز روی مقالاتشان کار می‌کنند اهمیت دارد، نه زمانی که مقاله تمام می‌شود و دیگر اهمیتی نمی‌دهند یا حتی به یاد می‌آورند. A.I. شیب درگیر شدن در مراحل مختلف توسعه مقاله همچنین باعث می‌شود که معلم به راحتی متوجه یک انفصال صدایی بین فرآیند فکر دانش‌آموز و محصول نهایی شود. برای این منظور، من کنفرانسی را نیز اضافه کرده ام که در آن دانش آموز به من درباره ایده گرفتن و نوشتن مقاله می گوید. تعیین نمره جداگانه برای کنفرانس راه دیگری برای پاداش دادن به دانش‌آموزانی است که کار خود را انجام داده‌اند یا جریمه کسانی که در این فرآیند کوتاهی کرده‌اند با استفاده از A.I. همانطور که هدف یک ورزشگاه بالا و پایین رفتن وزنه ها نیست، بلکه حرکت دادن آنها توسط شماست، هدف از اختصاص دادن مقالات این است که دانش آموزان فکر کنند، نه اینکه دنیا را با کاغذ پر کنند.

    یکی دیگر از رویکردها برای تنظیم تکالیف کاغذی این است که با شخصی یا خلاقیت بیشتر و مقاله نویسی آنها، آنها را معتبرتر کنید. مارک ادموندسون نمونه ای از دوره شعری را که در دانشگاه ویرجینیا تدریس می کند، ارائه می دهد. "آیا شما یک ویتمن هستید؟" او به من گفت موضوع مقاله است. "بنابراین ما برخی از کارهای تحلیلی در مورد شعر را با برخی از کارهای بازتابی از سوی دانش‌آموز ترکیب می‌کنیم. آنها چقدر از بینش ویتمن را می‌خرند؟ چقدر آنها را مشکل می‌دانند؟ چقدر می‌خواهند از دستشان خارج شوند؟"

    یک دانش‌آموز می‌تواند این درخواست را به یک ربات بدهد، ادموندسون می‌گوید: جزئیات در مورد خودتان.” او می‌گوید، علیرغم وجود بسیار دیجیتالی آنها و تمایل آنها برای به اشتراک گذاشتن داده‌هایشان، دانش‌آموزانش هنوز "مایل نیستند که شخصیت، شخصیت، هویت آنها توسط ماشین غصب شود" به روش‌های صمیمی که این نوع تکلیف نیاز دارد. همچنین، دانشجویان بیشتر احتمال دارد وارد نوشتن شوند - و بنابراین احتمال کمتری دارد که مقالات شخصی بیشتری مانند اینها را برون سپاری کنند، که می تواند پروژه ای باشد که ممکن است به دلایلی غیر از کسب اعتبار درسی در آن شرکت کند. و شانس پذیرش برخی ریسک‌های سبک‌شناختی با محتوای درسی، در تضاد با نوشتن مکانیکی‌تر دانش‌آموزان در آزمون‌های کتاب آبی است، جایی که هدف بیشتر نشان دادن این است که با مطالعه و بحث‌های کلاس همگام بوده‌اند.

    با قضاوت بر اساس دور اول مقالات در کلاس‌های من، نتایج تا کنون خوب به نظر می‌رسد. من می‌توانم صدای تک تک دانش‌آموزان را در مقاله‌هایشان بشنوم، که به طور قابل قبولی از تمرین‌ها و پیش‌نویس‌ها رشد می‌کنند، در اکثر موارد بدون خم شدن ناگهانی به سمت روباتیک. اگر طعم فوق پردازش شده A.I را تشخیص دهم. در مقاله ای که انجام آن دشوارتر است، زیرا ربات ها در تقلید از نوشته های انسان بهتر می شوند، با آن دانش آموز ملاقات خواهم کرد تا در مورد اولویت های آنها صحبت کنم. ریچل تروسدیل، در دانشگاه ایالتی فرامینگهام، که استفاده از هوش مصنوعی را درمان می کند. به عنوان سرقت ادبی، می گوید که این نوع مکالمه از سخت ترین صحبت های او با دانش آموزان است. او می‌گوید: «تاکنون این اتفاق زیاد در این ترم رخ نداده است، اما من از انجام هر بار آن متنفرم. توضیح دادن تفاوت بین «به نظر می رسد هوش مصنوعی است» و «فکر نمی کنم شما بتوانید کار خوبی انجام دهید» دشوار باشد. به خوبی می تواند پایان معلمان را تسریع کند که فقط به دانش آموزان خود می گویند یک انشا بنویسند و به نتیجه نمره می دهند. اکنون چندین دهه است که معلمان آهنگسازی و نویسندگی خلاق به بقیه حرفه نشان می دهند که هدف باید مسیر باشد، نه مقصد. استوارت سلبر، از ایالت پن، بین آموزش نوشتن به عنوان یک کاردستی و صرفاً اختصاص نوشتن به عنوان محصولی که می تواند توسط A.I به کار گرفته شود، تمایز قائل می شود. او به من گفت: «ما فقط نوشتن را تعیین و جمع‌آوری نمی‌کنیم، کاری که اکثر دانشگاه‌ها انجام می‌دهند. «اگر نمی‌دانید دانش‌آموزان چه می‌کنند، در جریان کار یا فرآیند درگیر نمی‌شوید، و همچنین نوشتن را آموزش نمی‌دهید.»

    سومین و مهمترین رکن یک دوره مقاوم در برابر هوش مصنوعی: بر ارزش آنچه در کلاس اتفاق می‌افتد تأکید کنید. دانش‌آموزان در یک کلاس علوم انسانی برای خط‌مشی پذیرش و خط‌مشی استخدامی که سایر افراد در کلاس را برای تعامل با آن‌ها ایجاد می‌کند، پرداخت می‌کنند. همه چیزهای دیگر - خواندن، صحبت کردن با سر صحبت کردن، شلیک داغ به فضای خالی الکترونیکی - آنها می توانند به تنهایی در خانه با لباس زیرشان به صورت آنلاین انجام دهند. آنها احتمالاً دیگر هرگز به طور منظم بخش‌هایی از زمان خود را در اتاقی با افرادی سپری نخواهند کرد که همگی یک چیز را خوانده‌اند و متعهد به دریافت معنی از آن هستند، بنابراین ما باید با زمان با هم مانند موقعیت خاصی رفتار کنیم - حدود 2000 دقیقه بسیار گران در طول یک ترم.

    طلوع A.I. سن به شدت به تبادل افکار در کلاس انگلیسی تغییر شکل نداده است، اما معنای چنین تبادلاتی را تغییر می دهد. وقتی در کلاس درس هستیم، من درگیر وظایف آشنای تنظیم بحث و گفتگو هستم: از چارلی ترغیب می‌کنم که ضدیت خشونت‌آمیز خود را نسبت به اسنوب‌های موسیقی‌ساز 5 فهرست برتر در «High Fidelity» به نطفه یک تحلیل تبدیل کند. به خودم یادآوری می‌کنم که صبور باشم و اجازه بدهم اندرو و کیلا با سرعت عمدی که می‌خواهند حرف‌هایشان را بپزند. همه را تشویق می‌کنیم تا ببینند مشاهداتی که سامانتا، دیلن و یاسمین انجام داده‌اند چگونه به تفسیری می‌آیند که می‌توانیم ارزیابی و اصلاح کنیم. ما می توانیم فکر کردن یکدیگر را ببینیم و بشنویم. برخی دوست دارند سؤال بپرسند، برخی برای پاسخ به آنها. برخی ترجیح می دهند اول بروند، برخی به عقب بروند و مقابله کنند. برخی می خواهند چیزی بسازند، برخی می خواهند آن را خراب کنند.

    این پویایی کلاس درس بی انتها است. اما اتکای بیش از پیش ما به همکارها و دستیاران غیرانسانی، ارزش جدیدی به واقعیت مبادله رو در رو بین انسان ها بخشیده است. بحث‌های کلاسی فرصت‌های نادری را برای تمرین صحبت کردن درباره ایده‌ها با افراد دیگر، حضور کامل در یک جامعه که هدفی مشترک را دنبال می‌کند، و درک دیدگاه‌های دیگران ارائه می‌دهد. فارغ التحصیلان کالج به چنین شایستگی هایی نیاز دارند تا راه خود را در جهان باز کنند، حتی در سن هوش مصنوعی، و فرصت های کمتری برای تمرین آنها نسبت به گذشته دارند.

    مانند آزمون هایی که بر بحث های ما در مورد خواندن تمرکز می کنند، خط مشی دوره باید آنچه را که بیشترین اهمیت را دارد تقویت کند. برای واجد شرایط بودن برای هر نمره ای در دوره های من، باید فعالانه در آن بحث ها شرکت کنید - که حداقل به معنای صحبت کردن در هر جلسه کلاس است. کیفیت مشارکت شما بخش قابل توجهی از نمره شما را تشکیل می دهد. مقاله‌ها، سایر تمرین‌های نوشتاری، تست‌ها و آزمون‌ها نیز مهم هستند، اما شما نمی‌توانید فقط موارد قابل تحویل را تحویل دهید و ساکت بنشینید. شما باید وزن خود را بکشید.

    یکی دیگر از سیاست‌های مهم، سیاستی که ظهور A.I. الهام بخش برخی از معلمان است که پس از سال ها فکر کردن، لپ تاپ و تلفن را از کلاس منع می کند، که به طور قابل توجهی شیمی کلاس را بهبود می بخشد. از آنجایی که من مرتباً آموزش همکارانی را که چنین ممنوعیت‌هایی را اجرا نمی‌کنند مشاهده می‌کنم، فرصت کافی داشتم تا ببینم چگونه هر دانش‌آموزی که در حال خرید یا تماشای برنامه‌های برجسته ورزشی است، گردابی از بی‌توجهی کشنده نامزدی ایجاد می‌کند که همکلاسی‌های اطراف را به درد می‌آورد. دانش‌آموزان و همکاران گزارش می‌دهند که کلاس‌های بدون دستگاه مانند یک مهلت از همه‌ی زمان‌ها با فناوری هستند، جایی که می‌توانند کلیک و پیمایش بی‌پایان را کنار بگذارند، سرعتشان را کم کنند و کمی برای خود و دیگران فکر کنند.

    در طول سال‌ها ایجاد جامعه کلاس درس برای من بسیار مهم‌تر شده است. تلفن همراه و حالا A.I. کالج را به تجربه‌ای تنهاتر از گذشته تبدیل کرده‌اند، و همه‌گیری باعث تسریع در کاهش درازمدت جامعه در محوطه دانشگاه شد. در حالی که دانش‌آموزان من عموماً حرفه‌ای‌تر و موفق‌تر از نسل من از دانشجویان من هستند، آنها همچنین مضطرب‌تر و منزوی‌تر هستند. بنابراین من سعی می‌کنم کلاس را به مکانی تبدیل کنم که نه تنها در صحبت کردن احساس آزادی کنند، بلکه انتظار دارند صحبت کنند، و مسئول انجام وظیفه خود به عنوان یک شهروند هستند. این اولویت به عادات دنیوی مانند ممنوع کردن نمایشگرها، درگیر کردن همه افراد، اطمینان از اینکه نام همه را می‌دانیم، بحث در مورد آنچه که قرار است انجام دهیم و چرا انجام دهیم، و یافتن فرصت‌هایی برای شوخی کردن در حین انجام کار جدی خود، اهمیت زیادی می‌دهد. من همچنین انتظارم را روشن می‌کنم که وقتی کلاس را شروع می‌کنم، باید انبوهی از همسایه‌ها را که در حال نزدیک شدن هستند، فرو بنشانم، نه این که صدای تدفین ایزولاتوهایی را که در تنهایی روی تلفن‌هایشان خم شده‌اند، بشکنم. مردم معمولاً چیزی برای گفتن دارند، و زمانی که احساس می‌کنند بخشی از یک جامعه هستند، احتمالاً آن را بیان می‌کنند.

    من ممنوعیت مطلقی برای استفاده از A.I ندارم. در دوره هایم چون دوست ندارم قوانینی وضع کنم که نتوانم آنها را اجرا کنم و نمی توانم ثابت کنم که کار خاصی توسط A.I انجام شده است. درعوض، علاوه بر اطمینان از اینکه به اندازه کافی بر روی کارهایی که دانش آموزان نمی توانند از A.I استفاده کنند، تاکید می کنم. برای انجام این کار، از آنها می‌خواهم که از هیچ کمک غیرانسانی استفاده نکنند و به من بگویند که آیا این کار را انجام می‌دهند، و توضیح می‌دهم که چرا انجام کار خودشان به نفع آنهاست. من از آنها می‌خواهم که نه تنها نوشتن و خواندن خود را انجام دهند، بلکه آن را به روش قدیمی نیز انجام دهند: بررسی املا و گرامر را خاموش کنند، کتابی را با قلم در دست بخوانند - و همزمان از بازی در نقش Monster Hunter خودداری کنند.

    Maryanne Wolf، یک عصب‌شناس شناختی در U.C.L. که خواندن و نوشتن مطالعه می کند، به من کمک کرد تا این مورد را برای دانش آموزان بیان کنم. او به من گفت که می‌توانم به آنها بگویم: «اگر تلاش خود را صرف وقت کافی برای فکر کردن و تمرکز واقعی و غوطه‌ور شدن در مطالب نکنید، به شما نشان دهم که چه چیزی را در حال اتصال کوتاه می‌کنید.» او به توانایی ما در استنتاج، برداشت از دیدگاه های دیگران، ارزیابی حقیقت، تشخیص پیام زیربنایی اشاره داشت - فرآیندهای شناختی و عاطفی پیچیده ای که به بهترین بینش ما منجر می شود و می تواند از عدم استفاده از بین برود. «قدیمی‌ترین عرف در علوم اعصاب این است که «از آن استفاده کن یا آن را از دست بده.»

    من همه اینها را در ابتدای ترم به دانشجویانم گفتم. به نظرم سخنرانی خیلی خوبی بود. من نسخه‌هایی از آن را در هر دو کلاسم ارائه کردم، وقتی از آنها خواستم در مقابل نیروهای قدرتمندی که آنها را به سمت انفعال بدون اصطکاک تشویق می‌کردند، با شور و شوق بیشتری روبرو شوند. گفتم خواندن تفکر است و نوشتن فکر کردن است و با استفاده از A.I. فکر کردن به جای شما مانند پیوستن به تیم پیست و انجام دورهای خود با یک اسکوتر برقی است. شما برای کلاس های دانشگاه 5 دلار در دقیقه پرداخت می کنید. وقت خود را در اینجا صرف تمرین برای جایگزین شدن با A.I نکنید. از آن استفاده کنید یا آن را از دست بدهید، مردم.

    وقتی کارم تمام شد، دانش‌آموزان با نگاه کنایه‌آمیز و مستمر جوان به من نگاه کردند، انگار می‌گویند: به نظر می‌رسد از اینکه آن را از روی سینه‌ات رد کردی، گرامپس، اما این سومین A.I است. سخنانی که این هفته از یک استاد شنیدم. آیا می‌توانیم دوباره به مدرسه برگردیم؟

    رویکرد مقاوم در برابر هوش مصنوعی که معلمان در حال حاضر به‌طور جمعی آن را به‌کار گرفته‌اند، محدودیت‌های عمده‌ای دارد. همانطور که قبل از A.I درست بود، دانش‌آموزانی که به سختی کار خود را انجام نمی‌دهند، هنوز هم می‌توانند بعضی اوقات در دروسی مانند من که هنوز نیاز به نوشتن در خارج از کلاس دارند، از آن دوری کنند. همچنین، از آنجایی که تعداد ثبت‌نام‌های من حدود 30 نفر است، می‌توانم روی توجه فردی به دانش‌آموزانم حساب کنم، اما این در مقیاس‌های بزرگ‌تر غیرعملی می‌شود. و من نمی توانم مطمئن باشم که هر چیزی که اکنون ممکن است در مواجهه با پیشرفت بی وقفه A.I به کار خود ادامه دهد، به ویژه افزایش استفاده از آویزها و عینک ها، گوشی های نامرئی و سایر فناوری های پوشیدنی از این دست که می تواند به کلاس حضوری نفوذ کند.

    اما من به دانش آموزانم و ارزش کاری که انجام می دهیم اعتماد دارم. در دوره‌های علوم انسانی، به‌طور کلاسیک، شما تجهیزاتی را برای زندگی جمع‌آوری می‌کنید، در حالی که دروس نحوه زندگی کردن را در نظر می‌گیرید. این روزها، اومانیست‌ها همچنین می‌بینند که در حال آموزش انجام کار خود، توجه مستمر، استقامت فکری، اختلاف نظر منطقی و سایر مهارت‌های فرامهارت در عرضه‌های کوتاه‌تر در فرهنگ عمومی هستند.

    این لحظه وسواس فناوری، ممکن است در نهایت انسان‌گرایان را وادار کند تا ارزش رشته‌های خود را شناسایی کنند و پس از بازگشت بیش از حد طولانی به نقاط قوت خود، پس از بازگشت بیش از حد به دوران جنگ، بازی کنند. لفظ گرایان که عمدا تناسب بین مدرسه و کار را اشتباه می دانند ("هیچ شغلی به نام انگلیسی یا تاریخ وجود ندارد"). دانش‌آموزان برای استفاده از کالج برای آماده‌سازی فشرده برای یک حرفه خاص، مانند آموزش تمام وقت به صورت آماتور برای انجام یک ورزش حرفه‌ای، احساس فشار می‌کنند، اما آنها در دنیای کاری فارغ‌التحصیل می‌شوند که در آن بازی‌ها و قوانین مدام در حال تغییر هستند.

    یک تشبیه دقیق‌تر برای مدرسه به محل کار، به جای بازی در رشته‌های اصلی پس از گرایش بیسبال، این است که باید یک روز با رقص توپ با مشتریان، دجبال بازی کنند. بنابراین دانش آموزان باید تمرین کنند تا ورزشکاران همه جانبه و آماده برای همه چیز و هر چیزی باشند. همانطور که در حال حاضر رشته های مالی و علوم کامپیوتر متوجه می شوند، نفوذ ناگهانی اما ناهموار A.I. ورود به صنایع مختلف باعث می‌شود زمان‌بندی بازار کار در سطح پایه حتی چند سال از انتخاب رشته اصلی نیز سخت‌تر شود. این استدلال را تقویت می‌کند که برای خود یک آموزش جامع هنرهای لیبرال و سنگین بر روی مهارت‌های متا مانند سازگاری، خوب بودن در یادگیری سریع و ایجاد هوشیاری انتقادی برای جدا کردن گندم از کاه همیشه در حال تکثیر در آبشار اطلاعاتی که به‌طور فزاینده‌ای تولید می‌شود توسط هوش مصنوعی که از صفحه نمایش‌هایمان به ما می‌رسند، تقویت می‌کند.

    دانشگاه کالج ایالتی و برخی از دانشکده‌های دانشگاه ایالتی اوهایو متعهد به کشت هستند. تسلط با جستجوی راه هایی برای ادغام آن در برنامه درسی. منصفانه است که بپرسیم چرا یک معلم برعکس عمل می کند، حتی سعی نمی کند از برخی از مشهورترین (و هیاهوترین) نوآوری های تکنولوژیک زمان ما استفاده کند. در پاسخ، من به ورزشگاه به عنوان یک تشبیه مفید برای آنچه در مدرسه انجام می دهیم اشاره می کنم. (به هر حال، ژیمناسیون اصلی یونانی، یا مکانی برای ورزش برهنه، به رشد فکری و همچنین جسمانی اختصاص داده شده بود.) قرن هاست که ما ماشین هایی داریم که می توانند وزن بیشتری بلند کنند و سریعتر از انسان حرکت کنند، و با این حال، اگر می خواهید قوی تر و سریع تر شوید، باید وزنه را بلند کنید و خودتان مسافت را بدوید. دانش آموزان باید معلمانی داشته باشند که نحوه استفاده صحیح از ماشین ها را به آنها نشان دهند و معلمانی که به آنها نحوه انجام کار را خودشان نشان دهند. مخاطرات زیاد است. خلاصه‌ای که مریان وولف از آمادگی ذهنی ناشی از انجام خواندن و نوشتن پر تلاش شما به دست می‌دهد، شامل وظایف حیاتی است که ما به عنوان شهروندان یک جامعه دموکراتیک دیجیتالی این روزها بسیار ضعیف انجام می‌دهیم: به عنوان مثال، ارزیابی حقیقت آنچه می‌خوانیم یا درک دیدگاهی که متعلق به ما نیست. ما با جلد شومیز و کاغذ یادداشت و خودکار و گچ آماده در کلاس درس به کار مشغول می شویم. ما اغلب با این شروع می‌کنیم که بفهمیم چگونه می‌خواهیم به «خیابان» اثر آن پتری، «شهر و شهر» اثر چاینا میویل یا هر کتاب دیگری که در مورد آن بحث می‌کنیم بیاییم - تمرین نوعی خودکفایی تفسیری که تایلر به دنبال آن بود. آیا ما صرفاً با توجه به نحوه بیان داستان شروع می کنیم: انتخاب کلمه، تصویرسازی، ساختار؟ یا این بار با مضمون شروع می کنیم، منطق سازماندهی، فکر می کنیم داستان درباره چه چیزی است؟ ما نه تنها هنر تحلیل را تمرین می کنیم، بلکه کار این هستیم که فردی متفکر باشیم که نسبت به جریان معنا در دنیای اطرافمان، گاهی در سطح اشیا و گاهی در زیر آن، هوشیار باشیم. این بخش مهمی از کار انسان بودن است، و من فکر نمی‌کنم که هنوز مایل نباشیم همه آن را به ماشین‌ها بسپاریم.


    کارلو روتلا نویسنده اخیراً کتاب «از این چه چیزی می‌توانم بدست بیاورم؟: آموزش و یادگیری در کلاس درس پر از شکاکان» است. Petkoff

    روایت تهیه شده توسط تانیا پرز

    مهندسی دوین مورفی

    منبع