در «آن لی»، رقص سوخت برای یک راوی خدایی قرن 18 است.
نفس کلید است. حرکت در چشمان آماندا سیفرید قبل از جریان یافتن در بدنش هنگام بازدم، سوسو میزند، نفسش در ابتدا محتاطانه و قویتر و تاکیدیتر میشود. او یک دست را به هوا پرتاب می کند و سپس دست دیگر را قبل از اینکه بچرخد و به ریتم جمعی افرادی که در اطرافش هستند بپیوندد که دستانشان مانند توپ های جهنده بر روی سینه هایشان می افتد.
در "عهد آن لی"، سیفرید نقش بنیانگذار شاکرها را بازی می کند، شخصیتی که در قرن هجدهم به خاطر رقصیدن آنها نامگذاری شد و نام مذهبی آنها را متزلزل کرد. عبادت این فیلم به کارگردانی مونا فستولد از طریق موسیقی و رقص جان میگیرد تا نوع جدیدی از موزیکال، پرشور و در عین حال هرگز بیش از حد نمایشی خلق کند.
فیلم فستولد داستان زندگی لی را روایت میکند – متولد منچستر، انگلستان، در سال 1736، او فمینیستی بود که برای برابری جنسیت میجنگید. اما فراتر از آن، Fastvold تحت تأثیر تجسم Shakers از موسیقی و حرکت قرار گرفت. او در مصاحبهای با سیفرید و سلیا رولسون هال، طراح رقص فیلم، گفت: «به دلیل نبود کلمات بهتر، توصیفاتی از مهمانیهای جنجالی وجود داشت که روزها در منچستر برگزار میکردند، جایی که فقط میرقصیدند، میرقصیدند، حرکت میکردند، آواز میخواندند، تکان میدادند و بداههپردازی میکردند.» "تا زمانی که مردم پلیس ها را صدا کنند و آنها را بکشند."


در «آن لی»، رقص و آهنگها - توسط آهنگساز دانیل بلومبرگ که از ملودیهای شاکر به عنوان پایهای برای موسیقی استفاده میکرد - در داستان سرایی گنجانده شدهاند، شاید در صحنهای از سفر گروهی که با کشتی در طول طوفان از اقیانوس اطلس عبور میکنند. شیکرها سرود «همه تابستان است» را روی عرشه می خوانند - در میان باران شدید و بعداً برف - مشت های خود را روی عرشه می کوبند، به صورت فرشته بلند می شوند و بازوها را برای رقص دایره ای به هم می بندند. تبدیل به رقص دعای صلابت می شود. (بله، آنها زنده هستند.)
در حالی که فستولد در حال نوشتن فیلمنامه با شوهرش، بردی کوربت بود - که کارگردانی فیلم The Brutalist را نیز با هم نوشتند - او به رولسون هال فکر می کرد که حرکت خاکی او، با عمق و حساسیت خاردار، می تواند احساسات سطحی را از بین ببرد تا دنیای درونی یک شخصیت را آشکار کند. (این دو در «Vox Lux»، 2018 با هم کار کردند.)
Rowlson-Hall از تصاویری الهام گرفته شده است که فستولد پیدا کرده است که شکلگیری Shakers را در نماز نشان میدهد. طراحی و نقاشی با مداد از حرکات رقص دایره ای وجود داشت. فستولد همچنین بازسازیهایی از این حرکت را در ویدیو پیدا کرد، اما او گفت: «به نظر میرسید که آنها تفسیر خودشان بودند. وای،" رولسون هال، اینجا با سیفرید گفت.اعتبار...لیلا بارت برای نیویورک تایمز
همه رقص رقص متولد شده است. رولسون هال میگوید: «ما تصاویر و توصیفهای این مهمانیهای جنجالی را مرور میکردیم و فقط به این فکر میکردیم که «رقصیدن در تمام طول شب، نه با مواد مخدر، نه داشتن رابطه جنسی - مثل وای.» "بدن میتواند به کجا برود؟ و چه چیزی شما را به حرکت در میآورد و به شما انرژی میدهد که از دیگران تغذیه میکنید؟"
لحن رقص بسیار مهم بود. فستولد که به عنوان یک رقصنده باله آموزش دیده است، گفت: "این هرگز یک اجرا نیست." "این هرگز برای هیچ کس جز تو نیست. ترس نهایی من این بود که رقص مانند یک شماره تند به نظر برسد، مانند "به این کار جالبی که ما اینجا انجام می دهیم نگاه کنید." هرگز این نیست که یک رقص افسانه ای به شما نشان دهم." از دست دادن فرزندانش رنج می برد. بازیگران شامل رقصندگان آموزش دیده و آموزش ندیده هستند. فاستولد گفت: «مهم این است که آنها می دانستند این جنبش به چه معناست. "مسئله درست یا غلط انجام دادن آن نیست، بلکه در مورد قصد است."
اگرچه سایفرید در جلو و مرکز قرار دارد، انسجام گروه ضروری است، و اگر قصد هر یک از رقصندگان متزلزل شد، فستولد اضافه کرد: "کل این تجربه جمعی کاملاً متزلزل خواهد شد." او با خشکی گفت: "من در ردیف سوم تیم رقص بودم." و به عنوان بزرگسال در لس آنجلس کلاس های باله رفت.
اما سیفرید، یک خواننده آموزش دیده، با کار روی "آن لی"، از طریق رقص رولسون هال رابطه جدیدی با صدای او پیدا کرد. او گفت که این روند زندگی را تغییر داد، "از نظر نحوه ارتباط من با بدنم به عنوان یک خواننده." انتقاد از خود او از بین رفت. او احساس رهایی می کرد.
در حین فیلمبرداری آهنگ غم انگیز "موجودات زیبا"، او رویکردهای مختلفی را امتحان کرد. او گفت: "من از طریق آهنگ فریاد می زدم، از طریق آهنگ گریه می کردم، از طریق آهنگ زمزمه می کردم." "من باید همه راه های ایجاد سر و صدا را کشف کنم - ابتدایی، غریزی، عصبانی، احساسی، هر چه که باشد."
نتیجه این است که همه آن بافت ها، مانند احساسات فروپاشیده، باقی می مانند.
در "آن لی"، موسیقی و حرکت بخشی از بدن می شوند. فستولد گفت: "هر بازدم در آهنگ ها وجود دارد." "معمولاً شما آن را بیرون می آورید. ما در موسیقی فضایی برای صدای دست او ایجاد می کنیم، انگشتش به زمین. من می خواستم حرکت و نفس ها و جهان و باران و باد و پا بر روی پاها می لغزد و همه اینها همچنان به طور یکسان نشان داده شود."
رولسون هال متوجه شد که وقتی سایفرید و بازیگران روی چیزی تمرکز می کردند، "راولسون هال" متوجه شد که "سِیفرید و بازیگران بر چیزی تمرکز کردند." روشی که من دوست دارم به آن نزدیک شوم، بیشتر میتوانم رقص را از بین ببرم، سپس بیشتر میتواند حرکت او در زندگیاش باشد - بدنش، اندوهش و شادیاش.»
او تمرینها را به روش معمول اجرا نکرد و رقص را تا زمانی که روان بود تکرار کرد. رولسون هال گفت: «این چیزی نیست که هست. "مثل این است که اگر ما ظرف را پیدا کردیم، و شما همه آن را در آن نگه داشته اید، پس برو. در واقع برای من مهم نیست که چگونه به نظر می رسد زیرا شما صادقانه در آن زندگی می کنید. بنابراین بسیار شبیه بود، این همان چیزی است که من ایجاد کرده ام. اکنون مال شماست."