در نروژ، اسکی از طریق سرزمین عجایب زمستانی
در دوران باستان، مسافران در نروژ از مسیرهایی که تصور میشد ترولها در آن زندگی میکنند اجتناب میکردند. بر اساس فرهنگ عامه نوردیک، این موجودات ترسناک در کوه ها زندگی می کردند و انسان ها را تهدید و آزار می دادند.
اما مسیر ترول یا Trolloypa در نروژی، یک سفر 100 مایلی اسکی متقابل کانتری از میان کوه های Rondane است که در لیلهامر به پایان می رسد. این مسیر از منطقه ای می گذرد که با بیش از 1500 مایل مسیرهای اسکی کاملاً آراسته، یک الدورادو واقعی از اسکی صحرای کانتری است. روی یک زمین سنگی با دیواری چوبی در پسزمینه ایستاده است.» src="https://static01.nyt.com/images/2025/12/14/multimedia/00trav-norway-crosscountry-skiing-tqlf/00trav-norway-c rosscountry-skiing-tqlf-articleLarge.jpg?quality=75&auto=webp&disable=upscale">
مسیر ترول در شهر هورینگن آغاز می شود. در سال 1842، پیتر کریستن آسبیورنسن، نویسنده نروژی، از هورینگن بازدید کرد و افسانه ای در مورد پر گینت، دهقانی که در تلاش برای نجات خدمتکاران لبنیات با ترول های تهدیدآمیز روبرو می شود، ضبط کرد. این الهام بخش درام هنریک ایبسن "Peer Gynt" و ادوارد گریگ از Peer Gynt Suites شد.
من در طول یک هفته به همراه همسرم و گروهی از دوستانم از ورمونت که همگی ما مشتاق اسکی هستیم، آمدم تا مسیر ترول را اسکی کنیم. ما یک سفر خودراهنما را با Discover Norway رزرو کردیم، یک آژانس مسافرتی ماجراجویی که بنیانگذار آن، Borghild Krossli، مسیر ترول را طراحی کرد. در حوالی بازیهای المپیک زمستانی 1994 در لیلههامر، خانم کروسلی با مقامات گردشگری محلی کار کرد تا اسکی را از شهر به شهر به نمایش بگذارد.
ما در هتلهای محلی به جز یک شب اقامت داشتیم که آن را در یک کابین گذراندیم. چمدانهای ما روزانه جابهجا میشد و به ما امکان میداد تا بستههای سبک حاوی حداقل لباس و غذا را در فاصله ۱۲ تا ۲۳ مایلی اسکی حمل کنیم. مسیر ترول چالش برانگیز است و برای اسکی بازان باتجربه در نظر گرفته شده است، اما Discover Norway تورهای معتدل تری مانند Peer Gynt Trail را نیز ارائه می دهد. تجهیزات دیگر سفرهای راهنما را در مسیر ترول ارائه می دهند، و شما همچنین می توانید هماهنگی های خود را انجام دهید.
پس از یک روز شلوغی در اطراف Hovringen که برای آزمایش تجهیزات اجاره ای خود گذراندیم - اسکی های کراس کانتری با لبه های فلزی سبک وزن با نوار کوتاهی از پوسته های کوهنوردی روی پایه برای کشش - ما ساکن شدیم. اقامتگاه کوهستانی راحت که در ارتفاع 3300 فوتی مشرف به کوههای پوشیده از برف قرار دارد. ما به سرعت متوجه شدیم که نروژی ها تقریباً به اندازه اسکی برای تجربه غذا خوردن ارزش قائل هستند. با یک بوفه مرکزی طولانی با ماهی قزل آلا تقریباً به هر شکلی از ما استقبال شد: پخته شده، پخته شده، دودی شده، کبابی، سبزی پوشانده شده، رول شده، لوکس و گراولاکس. 100 مایل مانده است.
توره لیفتیگزمو، مالک هتل، گفت: «برای آمریکاییها همبرگر، برای نروژیها ماهی سالمون همان است». "ما آن را خیلی دوست داریم." بعد از شام، او به من یک شات آکوویت تزریق شده با گیاهان، روحی شبیه جین که آزادانه در سراسر اسکاندیناوی جریان دارد، به من پیشنهاد داد. پس از یک روز اسکی، از صدای گرم آن قدردانی کردم.
اما ابتدا، وافل
ما صبح روز بعد در مسیری که به راحتی از هتل ما شروع شد، حرکت کردیم. کوههای پوشیده از برف Rondane در اطراف ما قد علم کردهاند که شبیه منظرهای از بستنی وانیلی نرم است. بدنم در آهنگ آشنای اسکی صحرایی افتاد، دستها و پاها با ریتم حرکت میکردند تا مرا به جلو سوق دهد. من در یک شادی برفی بودم — تا زمانی که وافل ها مرا از آن بیرون کشیدند.
ما در مسیر ترول به مقصد بعدی خود، هتلی در حدود 12 مایلی، برگشتیم. ما روی یک فلات بادخیز اسکی کردیم و به دنبال تیرهایی که هر 100 فوت یا بیشتر کاشته شده بودیم تا مسیر را مشخص کنیم. وزش برف مسیر اسکی مرتب را پوشانده بود و پیشرفت ما را کند کرده بود، بنابراین وقتی دیدیم یک دستگاه نظافت بزرگ برای بازگرداندن شیارهای تازه برای اسکی به ما نزدیک میشود، خیالمان راحت شد. حدود شش مایل سرازیر شدیم و خیلی زود خود را در گذرگاه شهر کوچک کوهستانی Mysuseter دیدیم. ما با سگهایشان که پنجههایشان با چکمههای محافظ پوشیده شده بود، در حال پیادهروی یا اسکی از کنار مردم گذشتیم.
آن شب در انبار لبنیات سابق که به اتاقهای راحت مهمان تبدیل شده بود، ماندیم. ما زود برگشتیم تا برای دراماتیکترین روز مسیر ترول استراحت کنیم و در طول 20 مایلی از فلات مرتفع پارک ملی Rondane، قدیمیترین پارک ملی نروژ، اسکی کردیم.
اسکی در باد
صبح واضح و روشن طلوع کرد. ما در اطراف چندین دریاچه یخ زده اسکی کردیم و از کف دره شروع به بالا رفتن کردیم. باد بی امان موج هایی در برف ایجاد کرد که به نام ساستروگی شناخته می شود و سطح اسکی را ناهموار و ناپایدار می کرد.
پس از 45 دقیقه صعود به فلات برف برفی بی ثمر رسیدیم که پارک ملی Rondane را در برگرفته است، حفاظتگاهی به وسعت 372 مایل مربع که در سال 1962 تاسیس شد. آسمان آبی تخم مرغی درام زمستانی در اینجا به طور کامل نمایش داده شد. مسیر بهمنی چهره قلهای دور را زخمی کرد، اگرچه مسیر ترول خود از ریزش بهمن در امان است. کوههای گنبدی شکل مانند امواج اقیانوسی که به سمت افق میچرخند.
ناگهان سه زن نروژی ظاهر شدند که کمی صدفزده به نظر میرسند. آنها با فریاد زدن بر سر باد، توضیح دادند که این چهارمین روز اسکی آنها در مقابل باد شدید است. یک زن با خونسردی گفت که ترول تریل "برای همه نیست". وقتی مقصد روزمان را به او گفتم، نگاهی دور داشت.
«سرد و باد و یخبندان است، و شما میخواهید راه طولانی را طی کنید.» مسیر.
سه آلمانی خندان بلافاصله بعد از آن نزدیک شدند. آنها به من گفتند که این سومین بار است که به مسیر ترول بازمی گردند و هر بار در بخش دیگری اسکی می کنند. یک زن گفت که از باد مخالف مهم نیست.
او با خوشحالی گفت: «من دوست دارم آهسته اسکی کنم. "من عاشق طبیعت اینجا هستم. هیچ جای دیگری مانند این وجود ندارد."
وقتی با گروهم آشنا شدم، آنها در اطراف تابلوی دنباله دار جمع شده بودند و نگران بودند. خورشید به سمت افق میبارید و ما هنوز کیلومترها مانده بود.
پایان پارک ملی Rondane با ظاهر خوشامد گویی trail.ski مشخص شد. باد مسیرها را به هم ریخته بود و آنها را محکم و سریع رها کرده بود. من پشت سر چاچ کرتیس، یکی از اعضای گروه من و یک اسکی مسابقه کالج سابق، وقتی او مسیر پر پیچ و خم را شروع کرد، به خدمت سربازی پرداختم. ژاکت خاکستری او ناپدید شد و هنگامی که او در هر پیچ شتاب می گرفت ظاهر می شد و به خوبی جلوتر از من می کشید.
ناگهان صدای جیغی از صدای تق تق روی اسکی هایم شنیدم. سرم را بالا گرفتم و چاچ را دیدم که در مسیر ایستاده است و میلههایش را بالای سرش در یک X، نشانه پریشانی جهانی اسکی بازان نگه داشته است. اسکیهایم را در ایستگاه هاکی گیر کردم، و در حالی که به پهلو روی سطح یخ زده یخ زده میلغزیدم، با جاذبه مبارزه میکردم. درست بالای یک قطره تند دو فوتی، جایی که باد در مسیر اسکی فرو رفته بود، ایستادم. به چاچ نگاه کردم، مطمئن بودم که او باید به طرز تماشایی تصادف کرده باشد. او با عصبانیت می خندید.
با نفس نفس زدن گفت: «من زمین را چسباندم».
به زودی خسته اما خوشحال به Spidsbergseter Resort Rondane، یک هتل روستایی مدرن شلوغ در مرکز یک شبکه پیست اسکی آراسته به طول 100 مایل، رسیدیم. گروه ما قبل از شام به یک سونا و جکوزی اجباری می پرداختند تا به بدن خسته مان استراحت دهند. اتاق ناهار خوری مملو از اسکی بازان از سراسر اروپا بود و صدایی چندزبانه شاد ایجاد می کرد. آقایی از فرانسه با اشاره به ارتفاع 3000 فوتی به من گفت: "ما هر سال می آییم زیرا بهترین اسکی در قاره و قابل اطمینان ترین اسکی است." Spidsbergseter Resort Rondane.
یک قرعه کشی دیگر وجود داشت: ایستگاه های غذایی مملو از استیک گوشت گوزن، پنج نوع میز سالاد و دسر سالمون. و پای اسپند. وافل با مربای ابری، یک غذای لذیذ شمال نروژ، در تمام وعدههای غذایی موجود بود.
تجملات در کوهستان
صبح روز بعد، درام کوههای مرتفع را با جریان آسان اسکی صحرای کانتری در مسیرهای غلتکی غرق آفتاب عوض کردیم. قله های سر به فلک کشیده جای خود را به تپه های نرم گرد دادند. صبح، برف لعاب درخشانی داشت، گویی ترولهای بداخلاق شب را در حال پاشیدن الماس روی زمین گذراندهاند.
روز ما در کابین گرم چوبی Vetabua که پر از مواد غذایی خشک شده و کنسرو شده بود، جایی که آشپزی میکردیم و بازیهای کارتی انجام میدادیم، به پایان میرسید. این کمی خشن بودن انگیزه ای برای طولانی ترین روز ما فراهم کرد، اسکی 23 مایلی تا Pellestova، یکی از بهترین پیست های اسکی صحرایی نروژ. بدون پرسنل و با سیستم افتخاری کار میکند.
ما روز خود را در بار هتل با مشرف به منظره ای درخشان به پایان رساندیم. من یک نوت اسپریتز، یک نوشیدنی با طراوت که با آکوویت، لیموناد و شراب گازدار درست شده بود، خوردم، و بعد از آن یک شام خوشمزه از زغال اخته پوسته پوسته قطبی لطیف خوردم. من نمیتوانستم سرزمین رویایی نوردیک جذابتری را تصور کنم.
در آخرین روزمان که به لیلهامر میرفتیم، با گروهی از اسکیبازان در کنار مسیر مواجه شدم که روی آتش سوسیس کباب میکردند و آبجو مینوشیدند. داگ هامرشاود، یکی از اسکی بازان، دیدگاه خود را در مورد معنای اسکی برای نروژی ها ارائه کرد.
او گفت: "اسکی زندگی است." در Pellestova.
New York Times Travel را در اینستاگرام دنبال کنید و برای دریافت خبرنامه سفرهای بعدی ما ثبت نام کنید تا از خبرنامه الهام بخش و الهام بخش سفر متخصص خود مطلع شوید. رویای یک فرار در آینده یا فقط سفر با صندلی راحتی؟ 52 مکان برای رفتن در سال 2025 ما را بررسی کنید.