راگنار کیارتانسون در «یکشنبه بدون عشق» با احساسات بازی میکند
این کارت پستال قدیمی و عجیبی است که هرگز نمیتوانید در یک فروشگاه دستفروشی در برابر آن مقاومت کنید.
در مزرعهای در کنار دریاچهای در برخی از درههای آلپ، جمعیت کمی با لباسهای دورهمی در حال غر زدن هستند. پنج مرد در لباس آبی هنرمندان قرن 19 هستند. چهار زن در روسری و شال و کلاه آن دوران هستند. آخرین جزئیات که حیاتی است: شکستن گاهشماری - اشاره به لحظه پس از جنگ عکس - یکی از مردان در حال ضربه زدن به گیتار الکتریک است.
این تصویر عجیب و غریب مدتهاست که روی یخچال هنرمند ایسلندی راگنار کیارتانسون آویزان شده است و الهامبخش ویدئوی جدید و جذاب او در روز با عنوان «با عشق» شد. href="https://www.luhringaugustine.com/exhibitions/ragnar-kjartansson7" title="">گالری Luhring Augustine در نیویورک تا 20 دسامبر.
در جهانی غرق در کنایه و بدبینی - به راحتی می توان فهمید که چرا، در حال حاضر - Kjartansson را به کاوش می کشاند. این باعث میشود که قطعه او یکی از غیرمعمولترین و هیجانانگیزترین آثاری باشد که در این مدت دیدهام.
برای ویدیوی خود، Kjartansson (نام او RAG-ner kuh-YART-un-sun تلفظ میشود) تصمیم گرفت کارت پستال خود را بهعنوان صحنهای اکشن زنده و همراه با موسیقی بازسازی کند. این هنرمند با پوشیدن لباس آبی، نقش گیتاریست عکس را بر عهده گرفت. او یک گیتار دوم، دو چنگ، یک ویولن سل و یک ویولن را در دستان دیگر بازیگران لباس پوشش گذاشت.
و شعر را در دهان همه آنها گذاشت.
آنها مانند ترانهای که در یک آهنگ پاپ آرامش میبخشد، زمزمه میکنند: «باید یاد بگیری زندگی کنی، بدون عشق زندگی کنی». "عشق برای شما خوب نیست / این همه اشتیاق را متوقف کنید، به ستاره ها نگاه کنید."
این عبارات، که برای 19 دقیقه کامل ویدیو تکرار شده اند، با ملودی غیرقابل مقاومتی شیرین و درخشان توسط آهنگساز دیوید ثور جانسون، همکار مکرر Kjartansson تنظیم شده اند. جانسون معمولاً یک آوانگاردیست است، اما برای «یکشنبه بدون عشق» به نظر میرسد که شخصیت یک آهنگساز بریل بیلدینگ را به خود گرفته است و برای B-sideها درد دل کرده است.
با اختصاص دادن برومیدهای عاشقانه به هنرمندان مسخرهشده قدیم، کیارتانسون میتواند زمانی را تداعی کند که هنرهای زیبای معدهای را تداعی میکند. احساس.
ویدئوی او سعی نمیکند با استفاده از سبکها یا استایلهای آن، در آن لحظه ویکتوریایی ساکن شود. این یک عمل محافظ عقب کسل کننده خواهد بود، مانند تلاش برای نقاشی مانند یک پیش رافائلی. اما از ما میخواهد که یک بار دیگر عاشقانه را برای اندازه امتحان کنیم، حتی اگر اکشنی که در حال تماشای آن هستیم، مانند کارت پستالی که بر اساس آن ساخته شده است، تقریباً پوچ به نظر میرسد. در واقع این تضاد، بین احمقانه ارائه و صمیمیت ظاهری احساسات است که به قطعه چنین قدرتی میدهد: Kjartansson موانعی بر سر راه کلیشههای پاپ خود قرار میدهد و به ما اجازه میدهد تا در هر صورت کارشان را تماشا کنیم. یک بوم را با رنگ چکه بپوشانید. یک گالری را با جعبههای بریلو پر کنید — و نشان دهید که کار شما همچنان سود هنری دارد.
داستانی از نسخه Kjartansson از آن حرکت است. سخنان صمیمانه در ویدیوی او از گروه کر "Ohne Liebe Leben Lernen" ("یادگیری زندگی بدون عشق")، یک آهنگ کمیک در سال 1996 توسط خواننده آلمانی روکو شامونی، گزیده و ترجمه شده است. این یک آهنگ دلپذیر است، و اشعار باقی مانده ("شما سرگرمی های دوست داشتنی دارید / یک قایق و یک اسب اسب / و همیشه دوست داشتید تلویزیون تماشا کنید") برداشتی از عشق و دلشکستگی را نشان می دهد که کاملاً بدبینانه است. این نشان میدهد که چقدر بعید بوده که Kjartansson سعی کند آن را بدبین کند و موفقیت او را چشمگیرتر میکند.
در تغییر شکل Schamoni، Kjartansson مانند یک سرآشپز پیشرفته است که از پنیر پارمزان در دسر استفاده میکند - نه به این دلیل که شیرینی بهتری ایجاد میکند، بلکه به این دلیل که دسر با معنای غیر محتمل «عشق» میشود
به طور اجتناب ناپذیری پیشینه دیگری را به تصویر می کشد: نقاشی عالی ادوارد مانه، «Le Déjeuner sur l’herbe,” از 1863 wellclass, naked-kings. در چمنزاری در کنار استخر، به وضوح نوعی آچار در آثار عاشقانه بیندازید - همانطور که برای اولین بینندگان آن مشخص بود، که از برداشت بدبینانه مانه از نحوه ظاهر شدن عشق در هنر وحشت زده شده بودند. یک قرن و نیم بعد، کیارتانسون در تلاش است تا آثار مانه را لغو کند – که در دنیای هنر امروز، تقریباً به همان مفهومی رادیکال به نظر میرسد که در پشت «دژونر» قرار دارد.
من مطمئن نیستم که کیارتانسون واقعاً، دیوانهوار، عمیقاً به عوامانههای عاشقانه عاشقانه متعهد باشد، بیشتر از اینکه مانه عاشقانه عاشق بود. در عوض، او موفق میشود یک اثر هنری واقعاً عاشقانه بسازد، در حالی که هرگز پوچ بودن عمیق تمام عاشقانهها را انکار نمیکند - پوچی که توسط اکثر طراحان احساسات و برخی از حامیان عاشق آنها، از تروبادورها گرفته تا شوبرت تا بیتلز که «دیروز» را مینویسد: قلم موی مرده که مخفف گوشت زنده است. صافی سزان که از شکل صحبت می کند. حمله عاشقانه وارهول به مصرف گرایی. Kjartansson احساساتی به ما می دهد که به طور غیر منطقی جدی و به طور جدی پوچ است.
Ragnar Kjartansson: Sunday Without Love
Through Dec. 20, Luhring Augustine Tribeca, 17 White Street, Lower Manhattan, 646-960-75 luhringaugustine.com.