در سرکوب ترامپ در دی سی، خانواده های قربانیان قتل می گویند که او آنها را نادیده می گیرد
در یک بعدازظهر گرم شنبه در ماه نوامبر، تریستان جانسون 17 ساله ژاکت پفکی مشکی خود را برداشت و برای کرایه یک اسکوتر به بیرون رفت.
او چند بلوک از زرادخانه دی سی، محل استقرار صدها نفر از نیروهای گارد ملی در واشنگتن که بخشی از جنایات گارد ملی در واشنگتن بودند، می رفت. پایتخت کشور.
اما مدتی نگذشت که تریستان از درب ورودی مادربزرگش بیرون رفت، در خیابان به ضرب گلوله کشته شد. پلیس به مادر تریستان گفت که مظنونان ممکن است سعی داشته باشند ژاکت او را که یکی از ژاکت های مورد علاقه او بود، بدزدند.
در روزهای بعد، خانواده تریستان در گرامیداشت یاد او آرامش پیدا کردند: عشق او به فوتبال و TikTok، رویاهای او برای راه اندازی یک کسب و کار رانندگی کامیون. اما پس از آن، کمی بیش از دو هفته بعد، دیدند که به نظر میرسد آقای ترامپ داستان خود را کاملاً پاک کرده است.
آقای ترامپ در مورد واشنگتن گفت: «ما شش ماه است که قتلی نداشتهایم.
این نوعی ادعای آشکارا نادرست بود، از زمانی که آقای گوگوت ترامپ بارها در مورد جنایت در پایتخت ادعای نادرستی را مطرح کرد. کنترل فدرال نیروی پلیس را به دست گرفت. در حالی که جرم و جنایت در واشنگتن در حال کاهش است - میزان قتل در مقایسه با زمان مشابه در سال گذشته 31 درصد کاهش یافته است - پلیس دی سی تا 26 دسامبر 127 قتل را ثبت کرده است، از جمله 28 مورد از زمان اعلام قدرت توسط آقای ترامپ.
نرخ قتل از میانگین بیش از 12 مورد در ماه از زمان استقرار گارد ملی در هر ماه کاهش یافته است، اما همچنان در هر ماه بیش از 4 ماه از زمان استقرار در گارد ملی کاهش یافته است. سال.

در حالی که ادعای آقای ترامپ به راحتی قابل رد بود، چیز دیگری نیز بود: شواهدی مبنی بر اینکه آقای ترامپ. ترامپ خشونت در خیابانهای واشنگتن را دخالتی ناخوشایند میبیند که میخواهد به عنوان داستان موفقیت در مبارزه با جنایات مطرح کند، داستانی که بر قدرت و قدرت خود در شهری متمرکز شده است که قول داده بود آن را به پایان برساند.
و افرادی که مرگشان کماهمیت یا محو میشود، معمولاً افراد رنگینپوست و 6 سالهای هستند که در طول 3 سالگی خود را دست و پا میکنند. کامیون آمازون در شب؛ مردی که در کودکی از اتیوپی مهاجرت کرد و چهار روز قبل از تولد 31 سالگی خود کشته شد. و حداقل یک نوجوان دیگر هم سن و سال تریستان.
از لحاظ تاریخی، اکثر قربانیان قتل در واشنگتن سیاه پوست بوده اند. اواخر نوامبر.اعتبار...اریک لی برای نیویورک تایمز
غیبت آنها از گزارش پیشرفتهای آقای ترامپ در این سال، در تضاد شدید با پروندهی ویژهای که آقای ترامپ در این سال انجام داده بود، متفاوت است. سارا بکستروم، یک سفیدپوست 20 ساله، عضو گارد ملی ارتش ویرجینیای غربی، که یک روز قبل از روز شکرگزاری مورد اصابت گلوله قرار گرفت و بر اثر جراحات وارده جان باخت. آقای ترامپ با خشونت نسبت به آن حمله واکنش نشان داد و حتی نیروهای نظامی بیشتری را به شهر فرستاد.
اما زندگی و مرگ تریستان جانسون نشان میدهد که چگونه واقعیت زندگی در واشنگتن با روایت سادهای که رئیسجمهور سعی دارد تحمیل کند، مخالفت میکند. سمپلر، شک داشت که نگران جنایت در همسایگی خود، یک جامعه عمدتا سیاهپوست مایلها دورتر از کاخ سفید، بناهای تاریخی ملی و مناطق اصیلتر شهر است.
اما او گفت که تریستان به طرح آقای ترامپ امیدوار بود. وقتی رئیس جمهور اعلام کرد که گارد را اعزام می کند، هر دو با هم اخبار را تماشا می کردند.
او به یاد آورد که پسرش گفت: «اینجا امن خواهد بود، مامان».
«ما شهر امنی هستیم».
«ما شهر امنی هستیم». که مدتها مورد غفلت نمایندگان محلیشان قرار گرفته بود.
خانم جکسون گفت: «علیرغم مخالفتها و انتقادهای بیامان دموکراتهای محلی و ملی، تلاشهای پرزیدنت ترامپ به طور عینی دی سی را برای ساکنان و بازدیدکنندگان امنتر کرده است». رئیسجمهور ترامپ بیش از هر مقام منتخبی در تاریخ اخیر برای رسیدگی به جنایات خشونتآمیز در شهرهای سراسر کشور، از جمله دی سی، انجام داده است و او تازه شروع کرده است.»
خانم. جکسون به سوالاتی در مورد اینکه چرا آقای. ترامپ این ادعای نادرست را مطرح کرده بود که هیچ قتلی صورت نگرفته است، یا درباره نگرانی های ابراز شده توسط خانواده قربانیان قتل مبنی بر اینکه اظهاراتش تجربه زندگی آنها را نادیده می گیرد.
آقای ترامپ از همان روزهای اولیه تسلط فدرال خود سعی کرده است حقایقی را که روایت او را در مورد جرم پیچیده تر می کند، نادیده بگیرد، از جمله این واقعیت که جنایات خشونت آمیز در سال های اخیر حتی قبل از کنار گذاشتن جنایات خشونت آمیز در فدرال بوده است. در مقطعی او استدلال کرد که موارد خشونت خانگی نباید حتی به عنوان جنایت به حساب بیاید.
آقای ترامپ در سپتامبر گفت: «آنها گفتند: «جنایت 87 درصد کاهش یافته است.» من گفتم، نه، نه، نه - بیش از 87 درصد است، تقریباً هیچ. "و چیزهای بسیار کمتری، چیزهایی که در خانه اتفاق می افتد و آنها به آنها جرم می گویند. می دانید، آنها هر کاری از دستشان بر بیاید انجام می دهند تا چیزی پیدا کنند. اگر مردی کمی با همسرش دعوا کند، می گویند این یک جرم بوده است. ببینید؟ حالا من نمی توانم 100 درصد ادعا کنم اما ما هستیم. ما یک امن هستیم. شهر."
او گفت: «چیزی که میتوانم بگویم «دعوای کوچک با همسر» است، بحثی است که منجر به برداشتن اسلحه و شلیک فیزیکی به سر او شد.
خانم. سینگلتری به یاد می آورد که چگونه پسر عمویش یک "چراغ روشن" بود و چگونه آنها مانند خواهر توسط مادربزرگشان بزرگ شدند. موریشا سینگلتری دو دختر خردسال به نامهای ملودی و ریتم و یک برادر معلول که از آنها مراقبت کرده بود، به جای گذاشت.
خانم سینگلتری گفت: «قتل یک قتل است. "او لیاقت فراموش شدن را ندارد. و بسیاری از کسانی بودند که بعد از او آمدند."
در روزی که موریشا سینگلتری جسد پیدا شد، آقای ترامپ به خبرنگاران در کاخ سفید گفت که استقرار او آنقدر موفقیت آمیز بود که او به دنبال اعزام نیرو به شهرهای دیگر بود، هرچند که ترامپ گفت: "ما جرایم را دریافت نکردیم، شیکاگو و بندر". آخر هفته سه قتل در سه روز رخ داد.
پسر کارلنا دوربین، جرمین، یکی از آنها بود.
خانم. دوربین وقتی برای شام به خانه آمد خیلی طول کشید که مشکلی پیش بیاید. برای او دنده و پودینگ موز درست کرده بود. او میدانست که او میخواهد برای آن در خانه باشد. اما او در خیابان رود آیلند مورد اصابت گلوله قرار گرفت و در همان جا که سقوط کرد جان باخت.
دفعه بعد که خانم دوربین پسرش را دید، این عکس او در سردخانه بود. تا اینکه یک شناسه غیرقابل انکار را دید: خالکوبی نام او روی گردنش. او در حالی که یک روز اخیر در اتاق او نشسته بود، گفت: «حتی به تابوت نگاه می کردم، باور نمی کردم پسرم باشد. «اما میدانم که پسرم است چون به خانه نیامده است.»
در مصاحبههای اخیر، خانم دوربین در مورد تنها فرزندش به زبان حال صحبت کرد - وقتی در اتاقش بود، در حالی که کفشهایش را احاطه کرده بود، گاهی با او صحبت میکرد - و از پسر احمقی که دوست داشت او را با شوخیها و شوخیها اذیت کند و میخواست او را به اسم متوسط صدا میکرد، صحبت کرد. امنیت سایبری.
او از زمان مرگش زیاد جرأت نکرده است. دیدن دوچرخههای برقی سبز رنگی که جرمین مثل «دیوانهها» سوار میشد، قلبش را به تپش میاندازد و وقتی بیرون میرود، رویایی از او میبیند.
خانم. دوربین همیشه فکر میکرد که اعزام آقای ترامپ بیشتر برای پاکسازی افراد بیخانمان از خیابانها بود تا جلوگیری از مرگ کودکانی مانند او. او گفت: پسرم رفته است. "پس آنها برای چه کسی اینجا هستند؟ برای چه؟"
او امیدوار است که چهره و نام او به رئیس جمهور کمک کند تا در سخنان و اعمال خود تجدید نظر کند.
او گفت: "من می خواهم دنیا درباره پسرم بداند." او یک خانواده داشت. او را دوست داشتند. من میخواهم داستانش منتشر شود تا حداقل ترامپ بتواند آن را هم ببیند. واکنش ترامپ به تیراندازی به دو عضو گارد ملی در ماه گذشته سریع و خشمگین بود. متخصص بکستروم در روز شکرگزاری درگذشت و دومین قربانی حمله، گروهبان کارکنان. اندرو ولف، از ناحیه سر آسیب دید اما جان سالم به در برد.
Mr. ترامپ در شب تیراندازی یک سخنرانی در ساعات پربیننده به ملت ایراد کرد که در آن قول یک نسخه حداکثری از سرکوب جنایت را داد. اما او همچنین تیراندازیها را بهعنوان «موفقترین مأموریت امنیت عمومی و امنیت ملی در تاریخ پایتخت کشورمان» عنوان کرد.
در حالی که آنها با گارد همدردی میکردند، بسیاری از خانوادههای واشنگتن گفتند که سخنرانی آقای ترامپ اعتقاد آنها را تأیید میکند. ترامپ دیدگاه گزینشی به قربانی شدن دارد.
"بیایید اشتباه نکنیم، درست است، زیرا بسیاری از ساکنان دی سی هستند که احساس میکنند ما به گارد ملی برای رسیدگی به جرممان نیاز داریم، درست است؟" رابی وودلند، یکی از مقامات محلی کمیسیون محله مشورتی که بازدید از صحنه های قتل در جامعه خود را ضروری می داند، گفت. اما خانم وودلند گفت: "بسیار واضح است که نیت او خوب نیست."
او گفت: "او قطعا برای سیاه پوستان ارزشی قائل نیست." دستیاران ترامپ این ایده را که فدرالسازی آقای ترامپ تلاشی برای پاکسازی قسمتهای سفیدتر و مجللتر واشنگتن است، قسمتهایی که گردشگران میبینند، مخالفت کردند. آنها استدلال کرده اند که رئیس جمهور پس از اینکه جین پیرو، وکیل ایالات متحده در واشنگتن، تصاویری از قربانیان سیاهپوست جوانی را که در شهر کشته شده بودند به او نشان داد، مجبور به انجام این کار شد.
اما او از آن زمان به آنها توجه چندانی نشان نداده است.
Javonte Vaden، که 22 سال گذشته در سن 22 سالگی مردی چاق نبود. به عنوان اقدامی برای محافظت از جوامع رنگین پوست، بلکه بیشتر برای گشت زنی و کنترل آنها تحت پوشش ایمنی.
او در مصاحبه اخیر گفت: «من در جنوب غربی بودم، همه جا گارد ملی را می بینم، یا در پایین حیاط نیروی دریایی هستم و گارد ملی را می بینم. "آنها باید از روی پل در جنوب شرقی واقعی و واقعی - بند 7، بند 8 - جایی که این چیزها هر ساعت، هر روز اتفاق میافتد، باشند."
او گفت که معتقد است مرگ خانم بکستروم و خواهرش باید درس دردناکی به آقای ترامپ داده باشد: خشونت نمیتواند به هر کسی حمله کند. گفت. این باید به او نشان دهد که چیزی باید در سطح عمیقتری تغییر کند. این باید به او نشان دهد که شهر چقدر بیمار است و چگونه به شفای بیشتر از پرتاب اسلحه یا افرادی با لباس به سمت آن نیاز دارد. ماه.
خانم وادن و خواهران و برادرانش هرگز در مورد جنایت و جنایت که در واشنگتن بزرگ شده بودند، مرگ زیادی را تجربه کرده بود – از دوستان، مادرش و برادرش – اما آن زن که دوست داشت در خانهاش بنشیند. او اخیراً به آپارتمانی که در کودکی در آن زندگی میکرد، نقل مکان کرده بود و در حال هجوم به خرید یک ست راحتی و یک کاناپه جدید بود، در عوض، زندگیاش درست بیرون از ساختمانی که در آن بزرگ شده بود، به پایان رسید.
یکی دیگر از خواهران خانم وادن، جامیا ودن، از درد و رنج ناشی از ادعای رئیسجمهور صحبت کرد. این درست بود،» او گفت.
«این پسر من است»
وادن ها تنها خانواده ای نبودند که در 8 نوامبر سوگوار بودند. سه نفر در آن روز جان باختند.
یکی از آنها تریستان جانسون بود.
دیویان مورگان گفت که تعجب نمی کرد که تریستان، پسر خدای ملی او، نسبت به حضور تریستان، پسر خدای ملی او، نسبت به حضور او تعجب نکرد. واشنگتن.
در ماههای اخیر، تریستان در حال برنامهریزی آیندهاش بود. او به فکر راهاندازی کسب و کار کامیونداری یا ماشینهای خودکار خود بود. او با آقای مورگان درباره هزینههای بالای کالج صحبت کرد. بیداری برای گرامیداشت و حفظ یاد او.
خانواده تریستان فقط آرزو داشتند که آقای ترامپ به این تلاش بپیوندد.
«برای اینکه رئیس جمهور بگوید هیچ قتلی وجود ندارد؟ خانم سمپلر، مادر تریستان، گفت: «این برای من ویرانگر است. این پسر من است. او کسی است. او کسی است. نام او تریستان جانسون بود.»