به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

داخل خانه تابستانی سوئیس مرت اوپنهایم

داخل خانه تابستانی سوئیس مرت اوپنهایم

نیویورک تایمز
1404/09/23
7 بازدید

Oppenheim، یادداشت های دست نویس در همه جا وجود دارد. برخی توضیح‌دهنده هستند: طومار کوچکی که درون یک ظرف جوهر برنزی به شکل اژدها پر شده است به خواننده اطلاع می‌دهد که این شی زمانی متعلق به پدربزرگ شوهر اوپنهایم، تاجر ولفگانگ لاروش بوده است. برخی دیگر لحن معتبرتری دارند: یک نامه قاب شده با خط درشت به مهمان خانه هشدار می دهد که به هیچ وجه اجازه ورود کودکان به کتابخانه بدون مراقبت ندارند. در دهه‌های 1960 و 1970، زمانی که اوپنهایم این مکان را با دو خواهر و برادر کوچکترش، کریستین و بورکهارد اوپنهایم (کریستین و بورکهارد اوپنهایم) به اشتراک گذاشت (دومی بعداً نام مادرش، ونگر، قبل از جنگ جهانی دوم را گرفت)، نت‌ها می‌توانستند «پدانت‌آمیز» به نظر برسند، می‌گوید، دختر بورکهارد، لیزا ونگر، که اکنون به عنوان همسایه 6 ساله او زندگی می‌کند. میراث عمه اما چهار دهه پس از مرگ اوپنهایم، آن‌ها نماد ارزشمند هنرمندی هستند که نپذیرفت که دیدگاه بسیار خاص خود را به خطر بیندازد. e1g7ppur0" aria-label="media" role="group">

تصویر
خانه ای که به نام Car1, Central Site, Casonas, Casona's و در اطراف شهر ساخته شده است. piazza.اعتبار...دانیلو اسکارپاتی

اپنهایم در سال 1913 در برلین به دنیا آمد و سال بعد پس از جنگ جهانی اول با مادرش به دنیا آمد. سوئیس. در سال 1932 او برای تحصیل هنر به پاریس نقل مکان کرد و به سرعت در کنار هانس آرپ، من ری و ماکس ارنست، به عنوان یک چهره جدایی ناپذیر در سوررئالیسم سورئالیستی تثبیت شد. با این حال او هرگز خود را سوررئالیست نمی دانست. هنگامی که در سال 1937 به سوئیس بازگشت، از گروه فاصله گرفت و ترجیح داد به کارش برچسبی ندهد. اوپنهایم - که در سال 1945 با لاروش ازدواج کرد و تصمیم گرفت بچه دار نشود - اغلب تمرینات خود را بر روی اشیاء خانگی متمرکز می کرد و آنها را به اظهار نظرهای تند درباره طبیعت زندگی، جنسیت و هنر تبدیل می کرد. شناخته‌شده‌ترین اثر او، "Le Déjeuner en Fourrure" (1936)، شامل یک فنجان چای، یک فنجان چای، یک فنجان چای است. یک غزال کوچک آفریقایی "Ma Kindernante-My Nurse" مجموعه ای از پمپ های پاشنه بلند سفید که مانند مرغ کباب خرپا بسته شده و در یک بشقاب نقره ای سرو می شود. در حالی که خروجی هنری او ممکن است پراکنده باشد - به ویژه در طول یک قسمت افسردگی 17 ساله، که در حدود سال 1937 شروع شد - کاسا کوستانزا، خانه تابستانی خانواده، در طول زندگی او ثابت ماند. او هر سال حداقل یک ماه را در آنجا سپری می‌کرد، در تپه‌های جنگلی منطقه قدم می‌زد، میزبان دوستان بود و در یک استودیوی کوچک با تزئینات پراکنده مشرف به باغ عقب کار می‌کرد. database class="css-1xdhyk6 erfvjey0" data-testid="photoviewer-children-figure">تصویر

منظره ای دیگر از اتاق اصلی، زیبا و جذاب درهای گچبری و طاق سوراخ کلیدی.اعتبار...دانیلو اسکارپاتی

در ورودی، یک دیگ قرمز و سبز از تمساح های پاپیه ماشه ساخته شده در سال 1965 توسط هنرمند سوئیسی پیتر فون واتنویل به بازدیدکنندگان خوش آمد می گوید. خزندگان با تلنگر یک سوئیچ، به سمت ضبط کوچکی از یک آهنگ محلی اندونزیایی می چرخند. در بالای پله‌های سنگی، یک اتاق نشیمن بزرگ به شکل L، با یک شومینه مرمری سبک روکوکو که بالای آن تاج خانوادگی مالک اصلی قرار گرفته، گچ‌کاری‌های استادانه‌ای که دور در می‌پیچد و یک طاق سوراخ کلیدی شکل که فضا را تقسیم می‌کند، قرار دارد. در امتداد دیوارهای بالایی، یک بنر نقاشی شده متعلق به اواسط قرن هجدهم وجود دارد که کروبی های بالدار را سوار بر هیولاهای دریایی نشان می دهد. اوپنهایم بسیاری از اثاثیه را خودش ساخته است، از جمله میز قهوه‌خوری چوبی با صفحه‌ای گرد از عقیق سبز و قرمز که در مرکز آن تعبیه شده است («بدون فنجان یا بطری روی سنگ!» یادداشت دیگری هشدار می‌دهد) و لوستر چوبی پوشیده از ورق طلا، با بازوهایی که مانند شاخه‌های زیتون پیچ خورده است. او همچنین از صدف‌های ناتیلوس دیوارکوب‌هایی ساخت و یک چراغ رومیزی بادبزن‌مانند از لاک لاک‌پشت درست کرد، موادی که توسط برادر شوهر خواهرش کریستین، انسان‌شناس، پس از سفری که او به مناطق استوایی داشت، تهیه کرده بود.

جوجه تیغی از آمریکا، مجسمه‌های قبیله‌ای آفریقایی و یک عروسک چینی متعلق به عمه پدری اوپنهایم، کریستین، که در سن 9 سالگی درگذشت. در گوشه و کنار، نسخه 1983 اوپنهایم "میز با پای پرنده" است که در اصل از سال 1939 دارای ویژگی‌های قهوه‌ای و برنجی است. پاها در کنار آن، گویی که در یک کافه پیاده رو بیکار است، مجسمه ای از هنرمند سوئیسی Eva Aeppli از یک چهره ترسناک پوشیده شده است که در لباسی نخی سفید روان، با کاسه چشم های عمیق و خالی و ادریسی های صورتی خشک شده برای مو. اوپنهایم به طور عمومی در برابر تعریف "هنرمند زن" مقاومت می کرد و آنچه را که زمانی به عنوان "آندروژنی ذهن" توصیف می کرد، ترجیح می داد. با این حال، ونگر می‌گوید: «او مدافعان زیادی داشت و همه آنها زن بودند. پرتره‌هایی از لئونورا فینی، سوررئالیست آرژانتینی-ایتالیایی، طرحی شبیه به کالیدوسکوپ توسط شفابخش باطنی و هنرمند سوئیسی، اما کونز و یک ظرف سنگی گچی توتم‌مانند توسط اوسکی کوبالت، مجسمه‌ساز سوئیسی، پراکنده است.

تصویر
یک ست فال ماهجونگ روی میزی در اتاق بازی نشسته است. در بالا، موبایل «بازی بدون قوانین» (1966) اوپنهایم است، در حالی که گچ بری مجسمه برنزی این هنرمند «شش ابر روی پل» در سال 1963 روی یک قفسه کتاب زیر پنجره نمایش داده شده است. دیگر آثار هنری موجود در این اتاق توسط نقاش سوئیسی ویلهلم اشمید، هنرمند سوئدی کارل فردریک رویترورد، هنرمند آلمانی ماکس ارنست، نقاش سوئیسی ایلسه وبر، هنرمند آلمانی زیگمار پولکه، نقاش ایتالیایی تانکردی و مجسمه‌ساز سوئیسی ژان تینگولی هستند. e1z0qqy90">اعتبار...عکس توسط دانیلو اسکارپاتی. آثار هنری روی دیوار: سمت چپ: © Wilhelm Schmid, 1920 © 2025 Artists Rights Society (ARS), New York/VG Bild-Kunst, Bonn; سایر آثار هنری شامل آثار ژان تینگولی و مکس ارنست © 2025 انجمن حقوق هنرمندان (ARS)، نیویورک/ADAGP، پاریس. Carl Fredrik Reuterswärd © 2025 Artists Rights Society (ARS)، نیویورک؛ و Sigmar Polke © 2025 The Estate of Sigmar Polke, Cologne/ARS, New York
تصویر
یک نقاشی رنگ روغن کوچک توسط Schwwiss، Ercasne the نزدیک پنجره ای با گوشه ای برای خواندن آویزان است.اعتبار...دانیلو اسکارپاتی
Mg مجموعه هنری اوپنهایم در اتاق بازی به نمایش گذاشته می‌شود که دارای کف‌پوش‌های قرمز رنگ، قفسه‌هایی پر از بازی‌های رومیزی و کتاب‌های کودکان و آویزان از سقف، «بازی بدون قوانین» اوپنهایم (۱۹۶۶)، موبایلی متشکل از خط‌کش‌های پلاستیکی شفاف است. بسیاری از قطعات توسط سازندگان آنها هدیه داده شده است: مجسمه جنبشی توسط هنرمند سوئیسی ژان تینگولی. کلاژی از ارنست که اوپنهایم با او رابطه کوتاه اما مستندی داشت. و نامه ای مصور از هنرمند سوئدی کارل فردریک رویترورد. در کنار در استودیوی اوپنهایم است، فضایی ساده با دیوارهای سفید که در آن او نقاشی می‌کرد و مجسمه‌هایی می‌ساخت، اغلب از چیزهایی که در اطراف خانه یافت می‌شد. به عنوان مثال، دیورامای او "Vanitas" (1969) شامل موش مومیایی شده ای است که مادرش در اتاق زیر شیروانی پیدا کرده بود، که اوپنهایم روی بالشی در کنار شیشه کوچکی پخش می کرد.

در طرف دیگر اتاق بازی، آشپزخانه ای است که در آن آشپزی دو نفره برای دوستان قابل مشاهده است. ونگر شب‌های طولانی را به یاد می‌آورد که در مقابل آتشگاه بزرگ با مردمی در حال چت کردن یا بازی کردن > بازی نفیس هر بازیکن، هر ventreed کورکورانه به نقاشی یا شعر ترکیبی اضافه می کند. فرود همچنین به کتابخانه‌ای کوچک منتهی می‌شود، با صدها کتاب جلد چرمی درباره فلسفه، علم و ادبیات و یک تختخواب با سایبان آبی گلدار. اتاق گرم و صمیمی است. منطقی بود که اوپنهایم در آنجا یا در یکی از سه اتاق خواب مدرن واقع در طبقه بالایی بخوابد. در عوض، او هر شب به یک تخت یک نفره در اتاق زیر شیروانی بازنشسته می‌شد، فضایی تنگ با سقف‌های کم و کف‌های سفالی. اوپنهایم به آموزه های کارل یونگ روانکاو علاقه مند بود، که وقتی در سال 1935 با او ملاقات کرد، او را تشویق کرد تا رویاهایش را که اغلب شامل مارها و سایر حیوانات وحشی می شد، ثبت کند. اتاق ساده - خالی از چند مورد، از جمله کمد لباس چوبی، قاب پروانه های سنجاق شده و یک شومینه کوچک - شواهد کمی از عظمت دید خلاقانه او نشان می دهد. ونگر که توضیح می دهد که اوپنهایم در زندگی خصوصی خود به دنبال ریاضت بود، می گوید: «این با سادگی او مطابقت داشت. او آن را در Casa Costanza پیدا کرد.

تهیه کننده: Matteo Lonardi