آیا ژنرال X واقعاً بزرگترین نسل است؟
نوزده و نود و چهار سالی بود که از دبیرستان فارغ التحصیل شدم و سالی که کرت کوبین درگذشت. به یاد دارم که بعدازظهر همان آوریل از مدرسه در حومه ایلینوی به خانه آمدم، تلویزیون را روشن کردم و مجری اخبار MTV، کورت لودر، گزارش داد که خواننده 27 ساله و گیتاریست نیروانا بر اثر خودکشی در سیاتل جسد پیدا شده است. همچنین سالی بود که این کشور به طور زنده شاهد تعقیب پلیس O.J. فورد برانکو سفید سیمپسون در بزرگراه های لس آنجلس. من و دوست پسرم روی یک کاناپه قهوهای شلوغ در زیرزمینی با پانلهای چوبی، به همراه 95 میلیون آمریکایی دیگر پرچ شده نشستهایم - نسل ما آخرین نسلی بود که تلویزیون پخش کرد - مشتاقیم بدانیم این اتفاق عجیب و غریب و سینمایی چگونه ممکن است پایان یابد.
به این مقاله گوش دهید، خواندهشده توسط جولیا ویلان، رئیس جمهور آمریکای شمالی قرارداد تجارت آزاد به تازگی اجرایی شده بود و نانسی کریگان اسکیت باز پنج هفته قبل از بازی های المپیک زمستانی روی زانو (حمله ای که توسط همسر سابق رقیبش تونیا هاردینگ سازماندهی شده بود) ضربه خورد. سالی بود که «دوستان» و «ER» برای اولین بار پخش شدند، همانطور که فصل تنهایی سریال دوست داشتنی اما محکوم به فنا «به اصطلاح زندگی من» بود. «قاتلان طبیعی متولد شده»، «داستان عامه پسند»، «ایس ونتورا: کارآگاه حیوانات خانگی»، «نقاب»، «احمق و احمق» و «افسانههای پاییز» در سینماها پخش میشدند و «کارمندان» کوین اسمیت - فیلم سیاه و سفید درباره یک جفت آدمهای کلاسیک باهوش که با یک زن مرده تبدیل میشوند. تعداد شگفت انگیزی از آلبوم های متوالی در سال 1994 منتشر شد: "Live Through This" از هول، "MTV Unplugged in New York" از نیروانا، "Illmatic" از ناس، "Whip-Smart" از لیز فیر، "Under the Pink" از Tori Amos، "B.Mlige's" Mary's. «هیولا»، «طلای دلپذیر» بک، «باران کج، باران کج» از پیومنت، «آماده برای مردن» از The Notorious B.I.G.، «حتما شاید» از Oasis، «گریس» از جف باکلی و چندین نسل از نسلهای نسل جدید Generic به این فکر کنید که چگونه گروهی که زمانی مترادف با سستی بود، چنین تأثیری پاک نشدنی بر فرهنگ گذاشت. my Gen X cred: من برای لحظات پر آب آن آنجا بودم. من در هنر و فرهنگ قابل توجه آن غرق بودم. من در آن زمان وجود داشتم، حتی اگر هیچ عکس آیفون یا پست فیسبوکی برای اثبات آن نداشته باشم.
من در سال 1976 به دنیا آمدم، در اواخر نسلی که شامل افراد متولد بین 1965 و 1980 می شود، اگرچه سردرگمی گسترده ای در مورد این پارامترها وجود دارد. اتفاق نظر، بهویژه در میان ژنرال ایکسهای بزرگ - حامیان سالهای 1961 تا 1964، که گاهی اوقات در ریزدموگرافیک به نام نسل جونز گروهبندی میشوند (مانند "همگامی با") - این است که نقاط پایانی بهطور مرموزی بازنگری شدهاند، اما به نظر میرسد هیچکس نمیداند چرا، چه زمانی یا توسط چه کسی. یک مقاله در مرکز تحقیقاتی Pew در سال 2020 اشاره میکند که نسلها «ساختهای تحلیلی» هستند، و توضیح میدهد که «توسعه اجماع عمومی و کارشناسان در مورد مرزهای دقیقی که یک نسل را از نسل دیگر مشخص میکند، به زمان نیاز دارد». بهطور آنلاین، جایی که این روزها جنگ نسلها به راه افتاده است، بسیاری معتقدند که محدوده واقعی Gen X بین سالهای 1961 تا 1981 است – زمانی که نرخ باروری کاهش یافت، بلافاصله پس از تأیید سازمان غذا و دارو در سال 1960 برای قرصهای ضدبارداری. (مخاطرات بحث زیاد است: هیچکس نمیخواهد یک هزاره یا یک رونق باشد.) با این حال، مقالهای در مرکز مشترک مطالعات مسکن دانشگاه هاروارد در سال 2017، ژنرال X را بین سالهای 1965 تا 1984 قرار داد و چهار سال از نسل هزارهها را بهعنوان ژنرال ایکسها بازنویسی کرد، تا حدی به این دلیل که «استفاده از 20 سال برای هر نسل باعث میشود که آنها سن بیشتری داشته باشند». همچنین بسیاری از نظریهپردازیهای نسلی را بیمعنا میسازد.
ژنرال ایکسهای اولیه تا حدودی وضوح ارائه میکنند: داگلاس کوپلند، نویسنده رمان «نسل ایکس: داستانهایی برای فرهنگ شتابزده» در سال ۱۹۹۱، که نام گروه را به آن داده است، در سال ۱۹۶۱ متولد شد. او میگوید این عنوان، الهامگرفته از تاریخدانان کلاس A است. American Status System» (1983)، که در آن فوسل دسته ای «X» از مردم را مشخص می کند که، همانطور که کوپلند زمانی بیان کرد، «می خواستند از چرخه موقعیت، پول و صعود اجتماعی که اغلب وجود مدرن را چارچوب بندی می کند، جهش کنند» - تمایلی که سه نفر از شخصیت های جدا شده در کتاب کوپلند به اشتراک گذاشته اند. نظریهپرداز رسانه، داگلاس راشکف، که در سال 1994 "The GenX Reader" را ویرایش کرد، نیز در سال 1961 متولد شد. او با اشاره به R.E.M به من میگوید که بخشی از "نسل X اصلی ... نسل مایکل استیپ از ژنرال ایکسها" است. فرندمن (که در سال 1960 به دنیا آمد) و موافق است که تاریخ ها به صورت ماسبق تغییر کرده اند. وقتی در ونکوور با ژنرال ایکس داگ – کوپلند – دیگر میرسم، او کل موضوع را برایم سادهتر میکند: «اگر در دهه ۶۰ به دنیا آمدهای و ترور جیافکی را به خاطر نمیآوری، تو ایکس بوم هستی، این یک امر مسلم است.» بی حساب راحت شدم اگر فردی که این اصطلاح را ابداع کرده بود از آن حذف می شد، خیلی خیلی کوچک بود.
ImageT تعدادی از نمادهایی را که فرهنگ ژنرال X را تعریف می کردند گرد هم آورد و از آنها در شهر نیویورک در 25 سپتامبر 2025 عکس گرفت…ردیف بالا، از سمت چپ: بازیگر John Leguane,actressJohn Leguane, the. Garofaloو بازیگرChristian Slater. ردیف وسط، از سمت چپ: نوازنده آنی دی فرانکو، بازیگر و کمدین دیوید کراس، نوازنده و آهنگساز برانفورد مارسالیس، طراح مد نرسیسو رودریگز، بازیگر لوئیس گوزمن بازیگر زنرز، Claire Danes، بازیگر Neve Campbell، طراح Jenna Lyons و موسیقیدان Aimee Mann. ردیف پایین، از سمت چپ: هنرمند گلن لیگون، هنرپیشه مولی رینگوالد و بازیگر و کارگردان جان کامرون میچل. اعتبار...نیل اسلاوین
با این حال Gen X فقط یک دوره زمانی نیست. همچنین همانطور که راشکف در "The GenX Reader" می نویسد، "فرهنگ، جمعیت شناختی، دیدگاه، سبک، اقتصاد، صحنه، ایدئولوژی سیاسی، زیبایی شناسی، سن، دهه و ادبیات." این یک لحظه، یک روحیه، یک اخلاق و یک روش ماندگار است که ویژگیهای بارز آن - ضد سازمانگرایی، ضد اقتدارگرایی، جدایی کنایهآمیز، استقلال هنری، وحشت وجودی فروش و فلسفه زندگی زندگی کردن و زندگی کردن - مانند پادزهر بسیاری از فرهنگهای کنونی ما احساس میشود. اخیراً متوجه شدهام که هرگاه داستانهای دوران جوانیام را بازگو میکنم، پاسخ اشتیاق شدید است، بهویژه جوانان، که هرگز نمیدانستند که زمان اسطورهای قبل از اینکه رسانههای اجتماعی همه را به ستارههای آینهای تبدیل کند و زندگی اجتماعی را ویران کند.
جذاب جمعی نسبت به نسل X، هم برای خوب و هم برای بیمار وجود دارد، همانطور که در سالهای اخیر به من گفته میشود که افراد متفکر متعددی به من گفتهاند. بیشتر این میمها حقهبازیهایی هستند که توسط خود ژنرال ایکسرها خلق شدهاند، سختی و انعطافپذیری ما را تحسین میکنند، با بیتوجهی بیخیم والدین تحسین شدهاند («نوشیدنی رسمی ورزشی وقتی بچه بودم»، نوشتهای بر روی کودکی که از شلنگ باغچه مینوشید) یا برای تجلیل از خونسردی خودمان، هالهای که با تظاهر به بچهها پرورش داده شده است: تا به حال ساندویچ چیپس بولونیا خورده اید؟»). بسیاری نسبت به یادگارهای گمشده زمان سادهتر، مانند میکستپها، مراکز خرید، سریالهای روزانه، سوزاندن منتولهای Noxzema یا مراسم کرایهای در شب جمعه از فیلمهای پرفروش ابراز دلتنگی میکنند.
طبق مقالهها، Gen X یا آخرین نسل فوقالعاده است، علیرغم این واقعیت که - ممکن است دقیقاً به این دلیل باشد که چنین چیزی را حفظ میکنیم. افراد باحال در واقع آن دسته از افراد بی مزاحمتی هستند که هیچ کس درباره آنها صحبت نمی کند؟") - یا بدترین آنها، که برای ما خبری نیست زیرا ما بسیار از خود متنفریم (نیویورک تایمز: "از ژنرال X متنفر باشید؟ وارد خط شوید [پشت یک ژنرال ایکس]"). ژنرال X به دلیل اینکه به اندازه کافی مترقی نیست، یا حداقل به اندازه هزاره ها مترقی نیست، نکوهش می شود (طبق گزارش گالوپ، از سال 2022، 44 درصد از ژنرال X به عنوان افراد مستقل شناخته می شوند و تمایل دارند به کاندیداها یا مسائل رای دهند تا بر اساس حزب). و سپس دست گیرهایی هستند که یا نسبت به دوران کودکی ما ابراز نگرانی می کنند (وال استریت ژورنال: «آیا ژنرال ایکس نوستالژی فقط تروما-پیوندی است؟») یا از عدم تناسب ما برای شغل، مشاغل بدبختانه ما و این واقعیت که بعید به نظر می رسد ما هرگز رئیس جمهور ژنرال ایکس واقعی داشته باشیم، البته اگر اوباما در سنین قدیم متولد شده باشد. اگر بخواهید در مورد هر یک از اینها از ژنرال X بپرسید، اکثر آنها به سادگی شانه های خود را بالا می اندازند.
و با این حال، مصنوعات ژنرال X به طور مداوم با قدردانی جدیدی دوباره کشف می شوند. تکآهنگ ناشناخته Pavement در سال 1999 با نام «Harness Your Hopes» در TikTok و Spotify زندگی دومی داشت. آلانیس موریست، خواننده پاپ که در سال 1995 "قرص کوچک دندانه دار" او رگ خشم زنانه را به یکی از محبوب ترین آلبوم های تمام دوران تبدیل کرد، به تازگی اقامت خود را در کاخ سزار در لاس وگاس به پایان رسانده است. الکس وینتر و کیانو ریوز، بازیگران کمدی 1989 در سفر در زمان «ماجراجویی عالی بیل و تد»، نقش ولادیمیر (زمستان) و استراگون (ریوز) را در «در انتظار گودو» ساموئل بکت در برادوی بازی میکنند. Oasis برای اولین بار از سال 2009 به یک تور موفق نجومی رفت - تقریباً 30 سال پس از اولین آلبوم آنها. اسپایک لی (متولد 1957، اما برای همیشه موکی) فیلم پر ستایش "بالاترین 2 پایین" را امسال منتشر کرد، به علاوه تهیه کننده و کارگردان اپیزودی از مینی سریال مستند "کاترینا: بیا جهنم و آب بالا"، سومین پروژه او که به طوفان 2005 و عواقب آن می پردازد. و طنز ساوث پارک بیش از هر زمان دیگری تندتر است و فرصتهای برابر را برای همه از رئیسجمهور گرفته تا خانوادههای سلطنتی سابق ساسکس هدف قرار میدهد.
چگونه نسلی که به عنوان تنبلها کلیشه میشوند، گروه هنرمندان بسیار مهمتری نسبت به آنچه در ابتدا به آنها داده میشد تبدیل شد؟ چرا کارهای آنها - موسیقی، کتاب، فیلم، برنامه های تلویزیونی، حتی مجلاتشان - همچنان طنین انداز می شود؟ همانطور که به مشارکتهای فرهنگی آنها نگاه کردم و با هنرمندان، بازیگران و نویسندگانی که قانون Gen X را شکل دادند صحبت کردم (حداقل آنهایی که با من صحبت میکردند، چون ژنرال X اگر در کانون توجهها متضاد نباشد چیزی نیست)، به این فکر کردم که تربیت آنها، صرف نظر از اینکه زندگی در آن زمان چقدر سخت بود، ممکن است شرایط ایدهآلی را برای ساختن هنر فراهم کند. سیمپسونها و © 2025 بیستمین تلویزیون
چگونه ژنرال X فرهنگ را برای همیشه تغییر داد
آیا ژنرال X واقعاً بزرگترین نسل است؟ در T’s Holiday Issue، با بسیاری از نمادینترین چهرههای آن دوران مصاحبه میکنیم، بررسی میکنیم که چرا سیتکم متحرک ممکن است شکل هنری تعیینکننده گروه باشد و واژهنامه نسلی را به اشتراک میگذارد که شامل عباراتی مانند «بیتفاوتی» و «ایندی» است. و کریس ور نویسنده.
برت ایستون الیس که رمانهای پوچگرایی و سرخوردگیاش «کمتر از صفر» (1985) و «روانی آمریکایی» (1991) در مجموعه مقالات «سفید» در سال 2019، آثاری متعارف او هستند. - بزرگ شدن در "یک خانه متوسط از طبقه متوسط به بالا" در دره سن فرناندو کالیفرنیای جنوبی. او راههایی را بررسی میکند که تنهایی و عدم نظارت والدین به رشد هنری و فکری او کمک کرده است، بهویژه علاقهاش به فیلمهای ترسناک و رمانها، که به او میگوید «دنیا مکانی تصادفی و بیرحمانه است» و هیچکس نمیآید تا شما را از آن نجات دهد. او می نویسد: «به عنوان یک کودک دهه 1970، هیچ پدر و مادری هلیکوپتری وجود نداشت: شما کم و بیش به تنهایی در جهان پیمایش کردید، اکتشاف بدون کمک والدین.» او نقل میکند که او و دو خواهرش به تنهایی به مدرسه ابتدایی میرفتند و برمیگشتند، پس از آن آنها «چیزی برای خوردن در آشپزخانه خالی میبردند و سپس با دوچرخه چند خیابان به خانه دیگری میرفتند، جایی که به نظر میرسید فقط بچهها در آنجا زندگی میکردند». در دوران کودکی ما، خانوادههای با درآمد دوگانه بیش از هر زمان دیگری وجود داشت، زیرا زنانی مانند مادر من وارد نیروی کار شدند. نرخ طلاق سرسام آور شد و در سال 1980 به 22.6 در هر 1000 زن متاهل رسید، در مقایسه با 14.9 یک دهه قبل. همچنین زمان ملایمتری بود، یا تصور میشد - آدمربایی یک ترس عمومی بود، اما تیراندازیهای دستهجمعی هنوز نبودند - بنابراین فرزندپروری آزاد بود. بسیاری از ما زمانی که پدر و مادرمان در دفتر بودند، زمان زیادی را به تنهایی گذراندیم، در خانههایمان غوغا میکردیم، «دادگاه مردم» را تماشا میکردیم. یا، همانطور که برای من و دو خواهر کوچکترم اتفاق افتاد، تحت نظر گروهی چرخشی از پرستار بچه های عجیب و غریب، هرکسی که می توانست در آن غوطه ور شود، تماشا می شدیم. میتوانید آن را در نمایشهای خانواده پسند درباره والدین مجرد مطلقه یا خانوادههای ترکیبی، مانند «کیت و آلی» (89-1984)، «خواهر، خواهر» (99-1994) یا «فولهاوس» (95-1987)، و در فیلمهای هیجانانگیزتر مانند «بچهها» لری کلارک (1995-1995)، «بچهها» که توسط هارمون رد شد، نوشته شده است. واقعیت مخاطره آمیز نوجوانان شهری بی هدف و بی پدر را رمانتیک کنید. شما می توانید آن را به خصوص در موسیقی خشمگین کرت کوبین، کورتنی لاو، کریس کورنل، ادی ودر و بیلی کورگان بشنوید، که همگی فرزندان طلاق با زندگی دشوار خانگی بودند. کوبین مکرراً در مصاحبه های خود به جدایی والدینش اشاره می کرد و از آن به عنوان کاتالیزور لغزش عاطفی بعدی خود یاد می کرد. این امر اعتبار او را به عنوان یک پیامبر دهه 90 تقویت کرد.
والدین ژن X، که تمایل دارند یا از اعضای نسل خاموش یا بزرگتر باشند، به روشهای دیگری نیز مورد بررسی قرار گرفتند - شغل یا اهدافشان، در تلاش برای خودشکوفایی شخصی بدون توجه به هزینه. و در حالی که ژنرال ایکس به دلیل بدبین بودن یا بی تفاوتی رپ بدی دریافت می کند (مارتین آمیس، که ما را «نسل چرند» خطاب کرد)، هیچ یک پاسخ غیرطبیعی به ارث بردن دنیایی از ریاکاری و تضاد آشکار به نظر نمی رسد: دنیایی که در آن آزادی جنسی باعث ایجاد ایدز شده بود، حذف اسید به «فقط بگوییم نه» از کسانی که پس از جنگ قوی بودند، تبدیل به «فقط بگو نه» شده بود. جوانان دهه 90 منظرهای بدتر از فرصتهای تهیشده و مشاغل ضعیف. این موضوع در ژنرال ایکس ترین فیلم آن دوره، «نیش واقعیت» محصول 1994 (به کارگردانی بن استیلر) به تصویر کشیده شده است، که در آن چهار فارغ التحصیل اخیر از دانشگاه (با بازی وینونا رایدر، ایتان هاوک، استیو زان و جین گاروفالو) در هیوستون از طریق کار با حداقل دستمزد، ترس از رابطه جنسی را دنبال می کنند. و سعی کنید هنر بسازید بدون اینکه بفروشید.
اما یک چرخش متفاوت وجود دارد که میتوان در این جهانبینی ایجاد کرد: توانایی دیدن از طریق غیرت و درگیر شدن با خود، رد خودشکوفایی و نابخردی مادیگرایی، یک پاسخ مثبت و اغلب مولد است. الیس 61 ساله به من میگوید: «برداشتن نقاب اقتدار رو به رشد و یافتن چیز دیگری برای همسو شدن با آن - این چیزی است که ما را خلق کرده است، این چیزی است که ما را از آنها متمایز میکند.» او با کنایه Gen X اضافه میکند: «و این چیزی است که بر هنر تأثیر گذاشت، بهویژه کنایه، طنز وحشتناکی که همه از آن شکایت میکنند. فاصله گرفتن از خود و حساسیت هنری خود از جدیت پیشوای میانی که مشخصه بسیاری از هنرهای پس از جنگ بود - این نیز به یک معنا راهی برای طرد کردن دنیای والدین و طغیان بود. البته، ژنرال X در ناامیدی خود برای دستیابی به حالتی از بیگانگی سرد، از قضا پیشگام صدای صاف و بی تأثیر عصر اینترنت در آینده بود.
از اینجا دو انتخاب وجود داشت: به تنهایی ادامه دهید - با مشکلات دست و پنجه نرم کنید، آنها را برای خودتان بیابید، بدون جلب نظر شخصیت های معتبر (رویکردی بسیار Gen X برای زندگی، و یک رویکرد مفید برای زندگی). یا در جمع همسالان خود آرامش و معنا پیدا کنید. بسیاری از آثار هنری Gen X، بهویژه فیلمهای معروف نوجوانان («باشگاه صبحانه»، «شانزده شمع»، «روز تعطیلی فریس بولر»، «کسبوکار مخاطرهآمیز») که در ظاهر صرفاً مربوط به معاشرت هستند، در واقع در مورد یافتن یک آرامش جداگانه با دوستان خود در زمانی است که بزرگسالان شما را ناکام گذاشتهاند. در "باشگاه صبحانه" (1985)، همه بزرگسالان - والدین در حالی که بچه های خود را رها می کردند، نگاهی اجمالی به آنها انداختند. مدیر کله پاچه سرایدار خسته - به عنوان سهل انگار، توهین آمیز یا نادان دیده می شود. در همین حال، نوجوانان، پس از بحث و جدل بین خود و بیرون آمدن از آن طرف، جامعه را کم و بیش مرتب میکنند و از برچسبهای سطحی آن در جریان بازداشت روز شنبه چشمپوشی میکنند.
ImageT همچنین از چندین نماد Gen X در غرب هالیوود، کالیفرنیا، در 8 اکتبر 2025 عکسبرداری کرد.از سمت چپ موزیک
بدلکار و بازیگرجانی ناکسویلو کارگردان گرگ اراکی. ردیف وسط، از چپ: خواننده و ترانه سرا لیزا لوب، بازیگر جان چو، نویسنده و هنرمند تجسمی داگلاس کوپلند، خواننده تونی برکستون، خواننده رپ قاتل مایک، خواننده آشِر، بازیگر زن، بازیگر زن سیلیک مارلی متلین، بازیگر عمر ایپس، بازیگر کریستینا ریچی، بازیگر و کمدین آنتونی اندرسون، بازیگرنیا لانگو بازیگر ماریسا تومی. ردیف پایین، از سمت چپ: نوازنده موبی، مدل جنی شیمیزو و هنرپیشه سلما بلر با سگش پیشاهنگ. آنها احساس میکردند که آگاهانه بیعدالتیهای آن لحظه را به تصویر کشیده یا به آن پاسخ دادهاند. جین پرت، 63 ساله، سردبیر، درباره راهاندازی مجله نوجوانان ساسی - که سیاست، گروههای موسیقی و فرهنگ پاپ، نه فقط آرایش و پسربچهها را پوشش میداد - در مارس 1988، زمانی که رونالد ریگان هنوز رئیس جمهور بود، میگوید: «این بسیار سیاسی بود. او میافزاید: «به نظر میرسید که میخواهیم مسیری را که جهان پیش میرفت تغییر دهیم، و این راه ما برای شورش علیه آنچه در بیرون بود، جریان اصلی بود. در آن ژوئیه، گروههای سیاسی محافظهکار مانند اکثریت اخلاقی کشیش جری فالول و تمرکز بر خانواده اثر جیمز دابسون کمپینهایی را برای تحریم تبلیغکنندگان ساسی در واکنش به رفتار صریح این مجله با تمایلات جنسی و سقط جنین سازماندهی کردند.
«تبعید در گیویل» اثر فیر - سومین واکنش به سمت راستگرایانه منتشر شد. جلسات شنیداری آنیتا هیل، و مسلماً نتیجهای از جنبش شورش grrrl، که به دنبال پرداختن به تبعیض جنسی در صحنه پانک بود - در حال جلب توجه بود. فیر، 58 ساله، از انگیزه های پشت آلبوم آشکارا فمینیستی اش به من می گوید: «دیگر نمی توانستم تحمل کنم. "نمیتوانستم یک مرد بیشتر به من بگوید که سلیقه موسیقی من بد است. نمیتوانستم تحمل کنم که یک نفر بیشتر از من بخواهد که مخاطب آنها باشم - دوست دختر حامی - حتی اگر من به اندازه آنها استعداد داشتم. همه به ما میگفتند این کارها را انجام دهیم تا مردها تو را دوست داشته باشند. فکر میکنم به همین دلیل است که مردم با موسیقی من ارتباط برقرار میکنند. من مثل دختری بودم که رادیکال شد.»
من هم آن دختر بودم، و آگاهی خودم که همه چیز برای زنان برابر نیست، در ابتدا مثل یک سیگنال رادیویی متناوب به گوشم رسید. شنیده بودم که مادرم از مردان محل کارش شکایت میکرد؛ میدانستم که زنان کمتر از همتایان مردشان پول میگیرند. پدر خانواده ای که در 14 سالگی برای من نگهبانی می دادم و در حالی که همسرش در حالت مستی در حمام آنها استفراغ می کرد، هنوز زبانی برای بیان هیچ یک از آن ها نداشتم (مانند آنها) که با چراغ قوه زیر لباس لورا اشلی می خواندم. در جریان اصلی Gen X نیز شاهد ظهور موسیقی، فیلمها و برنامههای تلویزیونی بود که سیاهپوستان را به شیوههایی غیراستثماری به تصویر میکشیدند، از Roots در فیلادلفیا گرفته تا Outkast در آتلانتا، اما این ژانر به شکل طلایی در دوره 19 منتشر شد. "Raising Hell" از Run-D.M.C (اولین آلبوم رپ که پلاتینیوم شد) و پایان - مانند کتاب های Gen X، موضوع مبهم مورد بحث است - در مورد تیراندازی های توپاک شکور در سال 1996 و Notorious B.I.G در سال 1997 زمانی که هیپ هاپ در اوج خود بود، از نظر فرهنگ پاپ، با اشاره به اینکه هنرمندان خاصی (Public Enemy، De La Soul، A Tribe Called Quest، Eric B. & Rakim و دیگران در ساحل شرقی؛ N.W.A.، Dr. Dre، Ice Cube و Snoop Dogg در غرب) «راک را مانند دامنهای از دین رول ساختند. دوست پسر من و دوستانش را به یاد بیاورید (بسیاری از آنها سفیدپوست بودند، اما نه به صورت یکپارچه، زیرا ما در حومه ای زندگی می کردیم که مهاجران نسل اول و دوم در آن زندگی می کردند) "Straight Outta Compton" (1989) از N.W.A. یا "Fear of a Black Planet" (1990) تقریباً به نظر می رسد تا 1990 اکنون، یک دسته از نوجوانان حومه شهر با شلوار Z. Cavaricci فریاد می زنند: "با قدرت بجنگ!" در زیرزمین پدر و مادر کسی میتوان گفت که ما از واقعیتهای پشت موسیقی بیاطلاع بودیم، و میدانستیم، یا میتوان گفت که هیپهاپ به نسلی از جوانان آمریکایی درباره این واقعیتها آموزش داد، و این کار را انجام داد، اما به همین دلیل آن را دوست داشتیم. داستانها پرچین و شخصیتها پیچیده بودند، همه با بازی کلمات مبتکرانه خیرهکننده برانگیخته میشدند. وقتی ناس در «N.Y. مارک لامونت هیل نوشته است، وضعیت ذهن» در مورد بزرگ شدن در پروژه های مسکن کوئینزبریج، به همان اندازه واضح و غنایی است که عکسی از گوردون پارکز یا شعر لنگستون هیوز نوشته است. (ترانه 1994 - نه تصادفاً، زیرا Gen X همچنین اولین آهنگی بود که فرهنگ پاپ را به قلمرو ابرو ارتقا داد - در جلد سال 2014 خود در مورد ادبیات آمریکایی آفریقایی آمریکایی، به گلچین نورتون، یکی از اصلیترین برنامههای درسی Gen X اضافه شد.)
در آن سالها شاهد انفجاری از برنامههای تلویزیونی آمریکایی سیاهپوست بودیم که حداقل برای مخاطبان آمریکایی سیاهپوست جذاب بود. این بود که بسیاری از آنها در شهرهایی اتفاق میافتند که برای بچههای حوصله حومه شهر که هر آخر هفته در همان مراکز خرید پرسه میزنند، به طرز شگفتانگیزی عجیب به نظر میرسیدند. «وبستر»، «یک استراحت بده!»، «مسائل خانوادگی»، «سکتههای متفاوت»، «نمایش کازبی»، «دنیای متفاوت»، «آمین»، «مارتین»، «شاهزاده تازه بلایر» و «جفرسونها» در تکرارهای بعد از مدرسه - همه آنها را تماشا کردم. اگرچه این نمایشها گهگاه به صورت مستقیم به مسابقه میپردازند، اما بسیاری از آنها از آن کنارهگیری کردند. حداقل سه ("Webster"، "Diff'rent Strokes" و "Fresh Prince") با کنجکاوی ایده شخصیت های سیاهپوست را در یک محیط غنی سفیدپوست زندگی می کنند، جایی که واقع گرایی در آن دخالتی نداشت. این نگرش کج بودن، همراه با تعداد زیاد نمایش های روی آنتن - و جریان اصلی هنر سیاه به طور کلی - می تواند تقریباً این تصور را ایجاد کند که آمریکا در یک لحظه اتوپیایی و پسا نژادی زندگی می کند.
وارد فیلمسازان موج نوی سیاه شوید که همانطور که راجر ایبرت در سال 1991 خود می نویسد: "من در سال 1991 خورشیدی را محبوب کردم" جزر و مد برای Black New Wave»)، درست مانند هنرمندان هیپ هاپ، به تصویر واقعی تری از زندگی سیاهان علاقه مند بودند. این فیلمسازان که شامل اسپایک لی، جان سینگلتون، آلن و آلبرت هیوز و ماریو ون پیبلز میشدند، همانطور که ایبرت میگفت، بهجای فیلتر کردن آن از طریق ارزشهای سفید ضمنی، یا طراحی آن برای تماشاگران سفیدپوست، تلاش کردند، همانطور که ایبرت میگفت، «تجربه آمریکاییهای آفریقاییتبار را با شرایط خودش در نظر بگیرند». همانطور که لی، پدر غیررسمی جنبش، گفته است، در به تصویر کشیدن واقعیت نژادی آمریکا با تمام ظرافت و پیچیدگی آن، بدون توسل به خشونت کارتونی یا کلیشههای فیلمهای «بلاکس استثمار» دهه 1970، این به معنای صادق بودن بود. در «کار درست را انجام بده» (1989)، لی تنشهای نژادی در حال جوشش را در محله بدفورد-استویوسنت بروکلین به تصویر میکشد که به قتل یک مرد سیاهپوست جوان توسط پلیس و شورشهایی که پیتزافروشی محلی را میسوزاند، به اوج میرسد - ماجرایی که همه منتقدان را خوشحال نکرد. استنلی کراچ، که در The Village Voice می نویسد، آن را یک "افسانه پری" نامید.
این بیشتر شبیه یک داستان پیشگویی بود. "کار درست را انجام بده" دو سال قبل از ضرب و شتم رادنی کینگ توسط پلیس (و سه سال قبل از شروع شورش های لس آنجلس پس از تبرئه شدن چهار افسر درگیر در یک محاکمه ایالتی) منتشر شد. در همان سالی که کینگ مورد تعرض قرار گرفت، شاهد اکران «Boyz N the Hood» بودیم، درام شاهکار جان سینگلتون درباره جوانی (کوبا گودینگ جونیور) برای زندگی با پدرش در جنوب مرکزی لس آنجلس، جایی که او درگیر فرهنگ باند و مواد مخدر می شود. نیا لانگ، 55 ساله، که نقش دوست دخترش را بازی کرد و خودش در جنوب مرکزی بزرگ شد، میگوید فیلمهایی مانند «Boyz N the Hood» - که تماشاگران را به ندرت قبل از تماشای فیلم به محلهای میآورد - همراه با موسیقی رپ به طور کلی، به او اعتماد به نفس میداد تا به عنوان یک بازیگر پیشروی کند، با الهام از دانستن اینکه «صداهایی در پروژههای مشترک ما وجود داشت». این فیلمها بهعنوان آثار هنری ماندگار شدهاند، زیرا بدون توجه به آنچه ایبرت آن را «صحت ایدئولوژیک» مینامد، این کار را انجام دادهاند. او مینویسد که شخصیتها «آزادی دارند که نقص داشته باشند» و هیچ «اجباری برای نمونه بودن» وجود ندارد - یک حساسیت Gen X اگر وجود داشته باشد.
VideoCredit...Eleanor Schmittاین مهم است که توجه داشته باشید که ژنرال ایکسها قبل از اینکه به تلفنهای همراه یا حساسیتهای زمانی هنری وارد شوند یا به اینترنت کمک کنند حساسیتهای زمانی هنری خود را ایجاد کردهاند. در پردازش هر چیزی نسل ما آخرین نسلی بود که تا بزرگسالی آنلاین نبود. ما واقعاً رایانههای خانگی داشتیم - من مقالات مدرسهام را روی یک رومیزی بزرگ و درهم مینوشتم و آنها را روی یک چاپگر ماتریس نقطهای چاپ میکردم - با این حال ما هنوز از استرس وصل شدن به قلمروی وسیع فراتر از نگرانیهای فوری خود رها بودیم. اگر خوش شانس بودید، خط تلفن خود را داشتید (من سه ساعت در شب با تلفن خودم صحبت می کردم)، اما حباب شما شامل خانه، دوستان، مدرسه و شاید یک کار نیمه وقت بود. تا سال اول کالج نگذشته بود که یک آدرس ایمیل دریافت کردم. هفتهای یکبار، در صف کتابخانه میمانستم تا ایمیلم را در پایانه رایانه مشترک بررسی کنم.
بدون پیمایش، ارسال پیامک، ایمیل، خرید آنلاین، توییت کردن یا پست کردن، به نظر میرسید که سالهای زیادی برای پر کردن وجود داشته باشد. به یاد دارم که روی زمین فرش شده اتاق خوابم دراز کشیده بودم و منتظر آهنگ خاصی از رادیو بودم تا بتوانم آن را ضبط کنم. یادم میآید که بعدازظهرهای طولانی را صرف خواندن کتابهایی میکردم که برای من بسیار بزرگسال بودند، مانند «پرندگان خار» (1977) یا مجموعه «گلهای اتاق زیر شیروانی» (87-1979). مولی رینگوالد، 57 ساله، ملکه فیلم های ژنرال ایکس، که در فیلم های "شانزده شمع" (1984)، "باشگاه صبحانه" و "زیبا در صورتی" (1986) بازی کرد، می گوید: "شما باید راهی برای سرگرم کردن خود پیدا می کردید." "من همیشه در حال خلق کردن یا کولاژ کردن یا کنار هم گذاشتن لباسها، آواز خواندن، رقصیدن بودم. این جعبه کوچک را نداشتم که حواسم را پرت کند." تمرکز ما شکسته نشده بود، دامنه توجه ما هنوز از بین نرفت. کارگردان گرگ اراکی، 65 ساله، که بیشتر به خاطر فیلم های سه گانه عجیب خود «Apocalypse نوجوانان» - «Totally F***ed Up» (1995) و «Downhere» (1995) و «Genower» (1995) (1995) و «The Genower» (1995) و «Gregg Araki»، کارگردان 65 ساله، می گوید: «شما همیشه فقط روی فیلمنامه بعدی یا ایده بعدی خود کار می کردید – این الان مثل سطح حواس پرتی نیست، و فقط اینقدر ضعیف پخش می شود. (1997) - و کسی که هنوز از رسانه های اجتماعی استفاده نمی کند.
آنچه من وقتی با بهترین اثر این دوره روبرو می شوم احساس می کنم، احساس آزادی، نگرش باز، سنگدلی، تمایل به سرگرم کردن نقص است که به فرد اجازه می دهد نگاهی اجمالی به انسان پشت کار داشته باشد، تحمل در برابر تناقض، فقدان تضاد در بازار و یا عدم نگرانی از فیلم، فقدان نیروی ضبط و یا نیروی فیلم، فقدان نیروی ضبط شده و یا عدم نگرانی از رسانه. شرکت، بین هنرمند و مخاطب. اگرچه فرهنگ تودهای هنوز در اواخر دهه 80 و اوایل دهه 90 وجود داشت - یکی از دوستانم میگوید که اگر اهل شکوفایی نباشید و جانی کارسون را در روی آنتن به یاد بیاورید، ژنرال X هستید - و شرکتهای بزرگ ضبط، انتشارات، استودیوهای فیلم و گالریهای بزرگ سوهو هنر را با جذابیت تجاری سوق دادند، همچنین تعداد فزایندهای از هنرمندان میتوانستند آثار مستقلی را از بین ببرند. دیده و شنیده شده است. اکوسیستمی پدید آمده بود که امکان ایجاد بدون به خطر انداختن اصول را فراهم می کرد.
با الهام از D.I.Y. با اخلاق جنبش پانک دهه 1970، هنرمندان تصمیم گرفتند که در اصطلاح آنلاین امروزی، شما فقط می توانید کارهایی انجام دهید. فیر می گوید: «موجی که من از آن بالا رفتم این بود: «حتی اگر تمام چیزی که داری یک یوکلل است، روی صحنه بلند شو و حقیقتت را بگو.» مثل یک شهادت پست پانک بود. او می افزاید: «مقدار مشخصی وجود داشت: «اگر چیزی برای گفتن دارید، به اندازه هر کسی که این همه پول دارد، مشروع هستید». استفن مالکموس، 59 ساله، خواننده، ترانه سرا و گیتاریست گروه Pavement، که اولین آلبوم او، "Slanted and Enchanted" (1992)، در استودیوی ضبط خانگی درامر گروه ساخته شد، می گوید: "فقط اینکه بتوانید در مورد هنر خود به شیوه ای هوشمندانه صحبت کنید، به همان اندازه بود که آن را داشته باشید. رشته، اما شما میتوانید از نظر فکری از آن دفاع کنید و این به من اطمینان داد که شاید آنقدر حرفهای نباشم.»
میتوان گفت که پادپایههای جریان اصلی و فرهنگ مستقل اختراعات ژنرال X بودند - و این تنش است که مشخصه تعیینکننده عصر بود. «داریا» (1997-2001)، کارتون MTV درباره یک دختر نوجوان باهوش، تیزبین و عینکی - یکی از منتقدان او را تلاقی بین دوروتی پارکر، فران لبوویتز و جین گاروفالو توصیف کرد - اساساً درباره اصطکاک بین این دو قطب بود. داریا جایگزین است، چیزی که ما آن زمان آن را نامیدیم، و قرار است بفهمیم که او نسبت به دنیای بی مزه جریان اصلی حومه شهر که در آن کاشته شده، برتر است. در یکی از قسمتها، او و دوستانش به Alternapalooza، یک جشنواره موسیقی میروند، و نمایش به گروهی از دخترانی که در میان جمعیت سعی میکنند لباسها را بپوشند، میرود تا آنها نیز بتوانند در آن شرکت کنند تا «به همه نشان دهند که بچههای محبوب میتوانند به اندازه گیکها جایگزین باشند.»
ایندی یا جایگزین بودن به این معنی بود که شما دارای قدرت تشخیص و سلیقه هستید. در آن زمان این یک هویت بود - برای جوانان به اندازه جنسیت، نژاد و جنسیت امروزی اهمیت دارد. (و برای خیلیها، این امر دست به دست هم داد؛ بچههای ژنرال X که در پی محافظهکاری دوران ریگان وارد دانشگاه شدند، شروع به پذیرش دستهبندیهای گروهی کردند - «لزبینها»، «آسیایی»، هر دو - که آنها را از هم متمایز میکرد، همانطور که دانشگاهیان ایده هونباند را مطرح میکردند که به شما میگفتند دوستانتان را به شما نشان میدهند. در مورد، درخواست از منشی در کتابفروشی مستعمل برای توصیه یک مجله: کاری که یک الگوریتم اکنون انجام می دهد، یک عمل خلاقانه و اراده بود. You felt like you could go through life on the à la carte menu, taking what you needed, fashioning a self in the process.
WHEN YOU CONSIDER all the impressive work Generation X has made, it’s funny that one of the most persistent stereotypes about them is that they’re slackers — an idea perpetuated by the films “Slacker” (1990) and “Dazed and Confused» (1993)، هر دو به نویسندگی و کارگردانی ریچارد لینکلیتر (که بیش از دوجین فیلم بلند را کارگردانی کرده است، از جمله «ماه آبی» و «نوول واگ» امسال)، و همچنین فیلمهای دیگری در ژانر کاناپه سیب زمینی، مانند «کارمند»، «مجردها»، «سوینگرز»، «لابوونگ ورلد و اسکی». جایی در طول راه، بدبینی و بی تفاوتی کنایه آمیز با تنبلی آمیخته شد. من همچنین استدلال میکنم که ژنرال X از ترس بدترین اتهام، بهطور مخفیانه جاهطلبی داشت: فروختن. رزی پرز، 61 ساله، که اولین نقشش در "کار درست را انجام بده" بود، ژنرال X را برای من اینگونه خلاصه می کند: "ما واقعاً اقتصاد کافی برای ورود به کلوپ های شبانه یا رستوران ها یا هر چیز دیگری را نداشتیم. بنابراین حال و هوای خودمان را ایجاد کردیم. هیچ چیز سست کننده ای در این مورد وجود ندارد. می دانید چه می گویم؟ و
در این روز، هنوز هم مربوط به این روز
هنرمند است." دیگر کوچکترین ننگی ندارد، ژنرال X در مورد نحوه حفظ اصول خود، حتی زمانی که زمان سخت است، خردمندی لازم را دارد. زیرا مدتی است که زمان حال بسیار شبیه به گذشته نزدیک است: همه چیز تجاری شده است، یافتن شغل غیرممکن است، اجاره بها نجومی است و نوعی واقعیت است. اما شما همیشه می توانید هنر بسازید. در رمانتیک کردن گذشته - زمانی نه چندان مرتبط، حواس پرت، شرکتی و نرم، نه چندان خریدار به پاسخ های آسان - شاید ما مشتاق جهانی مهمان نوازتر برای ایجاد آن هستیم.تولید نیویورک و لس آنجلس: استودیو Shay Johnson. بازیگران: Greg Krelenstein/GK-lD. دستیاران عکس: Jimmy Andruszkewicz، Marcel Blakely، Deb Leal. طراح صحنه: جنی کوریا. آراستگی سر صحنه: میگل لیدو. دیوید لترمن: © NBC/Courtesy of Everett Collection
تصویربرداری در نیویورک: جان لگوئیزامو: نظافت: جورج کیریاکوس. کریستین اسلیتر: نظافت: لیزا-راکل. رزی پرز: مو: اورسولا استفن; آرایش: کارن دوپیشه; استایلیست: اندرو گلویکس. کلر دینز: مو: پیتر باتلر; گریم: متین مولوی زاده. Neve Campbell: مو: Tommy Buckett; آرایش: یومی موری. جنا لیون: مو: اشلی پرسون; آرایش: کیسی اسپیکارد. Aimee Mann: مو و آرایش: Kristin Horan-Giangeruso. مولی رینگوالد: مو: آنا سوارس; گریم: Bridget O'Donnell
تصویربرداری لس آنجلس: دستیاران عکس: ویلیام تورن، جی میمز. طراح صحنه: جرمی رایمنیتس. آرایش سر صحنه: لیبی کاریاس و جسی یاربورو در آژانس سلستین. لیزا لوب: مو و آرایش: جیم کاوانا. تونی براکستون: مو: کوری جونز; آرایش: میلا توماس; استایل: اشلی شان توماس. آشر: مو: Shawn “Shizz” Porter; نظافت: لولا اوکانلاون؛ ناخن: سالن آرایش مردانه Noir. آلیشیا سیلورستون: مو: مارکوس فرانسیس; آرایش: استیون سولیتو; استایل: Wayman + Micah. مارلی متلین: مو: کریگ گانگی برای هنرمندان انحصاری. آرایش: هیلی استون. عمر اپس: مو: رابرت سی. ماتیوس سوم; نظافت: ایمان نوزاد; استایل: تیفانی هاسبورن. کریستینا ریچی: مو: مارک همپتون; آرایش: آلن آوندانو. نیا لانگ: مو: شایلین جونز; آرایش: لوینا دیوید. Marisa Tomei: مو: John D; آرایش: کارا یوشیموتو بوآ. سلما بلر: مو: پل نورتون; گریم: مارینا گراوانی
خوانده جولیا ویلان
روایت تهیهشده توسط تانیا پرز
مهندسی آنج وانکورا