ژاکلین دو ریبس، Tastemaker و Fashion Avatar در ۹۶ سالگی درگذشت
کنتس ژاکلین دو ریبس، بانوی بزرگ پاریسی، طعمدهنده، طراح مد و نماد فرهنگی که به سرعت در حال محو شدن بود، روز سهشنبه در سوئیس درگذشت. او 96 سال داشت.
مرگ او در بیمارستان توسط فرانسوا دوما، دوست و برگزارکننده رویدادهای خانم دو ریبس، که عمدتاً در پاریس و نزدیک لوزان، سوئیس زندگی میکرد، تأیید شد.
کمتر از افراد در دنیای سبک میتوانند به طور قانونی مدعی وضعیت نماد باشند. اما اگر کسی شایستگی آن برچسب پرکار را داشت، آن خانم د ریبس بود. او بهعنوان فردی اجتماعی که برای خودش و برای مشتریان برجستهای از نظر اجتماعی لباس طراحی میکرد، یک ناهنجاری بود، و همزمان با سبکی عجیب و غریب و بیاحترام از اصل و نسب خود سرپیچی میکرد و از آن بهرهبرداری میکرد.
همانطور که بهخاطر تصویری که بهعنوان حرفهای مد و فشن ارائه میکرد، بهطور گسترده شناخته میشد. او یک بار گفت: «لباس پوشیدن به این معنی نیست که شما بیاهمیت هستید، این ربطی به سبکسری ندارد. و گوشواره ها را کنار زن دیگری با لباس شب و مردی با کراوات مشکی بریزید. src="https://static01.nyt.com/images/2025/12/31/obituaries/31deribes_02/31deribes_02-articleLarge.jpg?quality=75&auto=webp&disable=upscale">
او به دوربینها مراجعه میکرد و ژستهایش را بهعنوان نوعی ابراز وجود مینگرید. افسانههای روز ویژگیهای چشمگیر او را در عکاسی به یادگار گذاشتند - از جمله، ایروینگ پن، اسلیم آرونز، سیسیل بیتون و مشهور، ریچارد آودون، که یک بار او را در حال زل زدن به دوردستها پرتاب میکرد، موهایش در یک قیطان حلقه شده بود که روی شانههایش میلغزید. این چهره اجتماعی متولد ونزوئلا که پیش از خانم دی ریبس در طراحی یک خط مد پیشی گرفت، گفت. خانم هررا گفت که با رسیدن به بازوی شوهرش، ادوارد دی ریبس، «بسیاری از مهمانیها را فقط به خاطر ورود و خروج از آنها معروف کرد.
او افزود: «موضوع گفتگوی روز بعد، همیشه همان چیزی بود که ژاکلین میپوشید.»
با نمایهای که میتوانست شیشهها را برش دهد، او را به طور متناوب با تیترهای گوساله و اورمن به تناوب تشبیه میکردند. دوشس در «یاد چیزهای گذشته» اثر مارسل پروست.
از طرفداران او میتوان به ایو سن لورن، مارک بوهان از کریستین دیور و والنتینو گاروانی اشاره کرد که قبل از تأسیس خانه مد خود در رم و معروف شدن به والنتینو، طرحهایی را برای خانم د ریبس طراحی و ساخته بودند.
در یک جشن لباس مجلسی در سال 1959 که دوک و دوشس اوسکار دیگلا و دوک و دوشس اوسکار دیگلا و دوک و دوشس گاسرو ویندزور و دوک و دوشس گاسرو ویندزور و دوکها و دوشس گاسرو ویندزور و دوکها و دوشس گاسرو وندزور با یک جواهر چسبانده شده بودند، بهموقع برای دسر در سالن «بال دِ تِتس» بارون الکسیس د ردس در سال 1956 ظاهر شد. تحسین لباس او: یک گروه مجلل به سبک ترکی که او از بقایای سه لباس شیک، ارگانزا لنگ که از یک تاجر باقی مانده تهیه کرده بود، و یک شنل سمور که از یک بالرین خوش شانس به دست آورده بود.
آقای د لا رنتا گفت: «این یک نمایش بود. «هیچ کس مانند ژاکلین قدرت ورودی را نمی دانست.»
ملکه سرتوریال Mash-Up
چه در نمایش های برتر باله یا در دامنه های کوهستانی سنت آنتون در اتریش، مگیو در فرانسه یا زرمات در سوئیس، جایی که او ترجیح می داد از کلاه بردار کردن خود استفاده کند. ریبس برای تحت تاثیر قرار دادن لباس تاکید می پوشد. والنتینو یک بار گفت: "گاهی اوقات او مرا با پوشیدن چیزی از نقاشی سارجنت در خانه پذیرایی می کرد."
ویراستار مد و شخصیت تلویزیونی آندره لئون تالی به یاد می آورد: "همه در سالن بزرگ می ایستند و منتظر ورود او به Met Ball هنگامی که در دسامبر برگزار می شد. او باید از نفیس ترین و غیر منتظره ترین، قدیس ترین و غیرمنتظره ترین ها
داشته باشد." با این حال، مهمتر از همه، خانم د ریبز خود را یک هنرمند می دید. ملکه ترکیب طنز، او به خوبی از هدایای خود برای بداههگویی و بریکولاژ آگاه بود.
او گفت: «اخیراً یکی به من گفت که من شبیه یک دیجی مد هستم. «هر چیزی را که برمیدارم، میتوانم به چیز دیگری تبدیل کنم.»
از دهه 1980.اعتبار...تصویرهای نینو Caprioglio
ارزیابی او با ارزیابی هارولد کودا، متصدی سابق مؤسسه لباس در موزه هنر متروپولیتن مطابقت داشت. آقای کودا، که در سال 2015 نمایشگاه «ژاکلین دو ریبس: هنر سبک» را سازماندهی کرد، در آن زمان مشاهده کرد که «رویکرد او در لباس پوشیدن» «نوعی هنر پرفورمنس» است.
اما زیباییشناسی فانتزیمحور خانم دو ریبس دارای زیربنای عملی بود: در طول لباسهای مد لباس، او از لباسهای لباسهای سبک و لباسهای سبک و لیبرالها استفاده میکرد. از آنها بخواهد عقاید او را تفسیر کنند. با برکت طراحان، او طرحهای آنها را دوباره به شکل شیرینیهای فوقالعادهای درآورد، و در نهایت آن تجربه را به یک حرفه مد تبدیل کرد.
وقتی دوستان و خانوادهاش در نهایت از برنامههای او برای اداره یک خانه مد مطلع شدند، به تمسخر گرفتند. آقای سن لوران نگران بود که او هم مانند او تحت نظارت مشتریان و مردم بیش از حد انتقادی رنج بکشد. با این حال، او در اولین نمایش باند او در پاریس در سال 1983 در ردیف اول نشست و مجموعه او را به عنوان «نمایش خوشایند ظرافت او» تحسین کرد.
به نظر میرسید که او در اوج یک سفر طولانی وارد شده بود.
Born Into Privilege
Jacqueline Bonnière در جولای متولد شد. 14، 1929، روز باستیل، به Paule de Rivaud de la Raffiniere، نویسنده و مترجم تنسی ویلیامز و ارنست همینگوی، و کنت ژان دو بومون، یک خلبان جنگنده و تیرانداز المپیک، که به ساخت ثروت مادرش کمک کرد، که از گروه سرمایه گذاری خانواده اش Rivaud بدست آمده بود. خانه.
خانم. د ریبس از مادرش به عنوان فردی دور، تضعیف کننده و ناپسند یاد می کند. او گفت: "من در خانواده ای بزرگ نشده ام که به من بگویند زیبا هستم - کاملا برعکس." «سالها، مادرم به من میگفت که من راه رفتن را بلد نیستم.»
زندگی در فرانسه تحت اشغال آلمان در طول جنگ جهانی دوم، سایه دیگری بر کودکی او انداخت. او تماشا می کرد که فرماندار اسکاتلندی اش به اردوگاه کار اجباری فرستاده می شود، در حالی که او و خواهران و برادرانش برای زندگی به هندای، در ساحل باسک، در اقامتگاه تابستانی که متعلق به پدربزرگ مادری محبوبش، اولیویه دو ریوو د لا رافینیر، بود، می رفتند. (او بعداً با علاقه به یاد می آورد: «او کمی شبیه یک تازه کار زندگی می کرد. او کاخ، قایق تفریحی، اصطبل مسابقه، زن، ماشین داشت.»)
در یک ناهار در نزدیکی هندای، زمانی که 17 ساله بود، ژاکلین که هرگز آرایش یا کفش پاشنه بلند نپوشیده بود، مردی جوان کوتاه و قرمز به تن داشت. و اسپادری بنفش. او ویسکونت ادوارد دی ریبس، یک قهرمان جنگ 24 ساله و عضو یک خانواده محافظه کار اجتماعی از سرمایه گذاران بود. (بعد از مرگ پدرش در سال 1981، او تبدیل به یک کنت شد.) زمانی که او 19 ساله بود ازدواج کردند.
او بعداً گفت: «من به عنوان یک دختر کوچک خیلی ناراضی بودم. «فکر میکردم ازدواج باید بهتر باشد.»
این زوج در نهایت متوجه شدند که با دو فرزندشان در خانه والدین ادوارد، خانهای شهری در سال ۱۸۶۸ در منطقه هشتم مرکزی زندگی میکنند، ترتیبی که خانم دو ریبز آن را محدود میداند. با این حال، او متوجه شد که ازدواج حداقل یک مزیت سیگنال به همراه دارد: سکوی پرتابی برای ورود به یک جامعه بزرگتر.
در حلقهای که زنان متاهل را نسبت به همتایان جوان و مجردشان ترجیح میداد، خود را به عنوان یک بشقاب مد تثبیت کرد و در دهه 1950 در پاریسی که بهطور خودنمایی، ولو بهطور خودنمایی، در حال بهبودی از خواریها بود، فرود آمد. جنگ.
«دوران اوج خودروهای اسپورت، مد لباس بالا، جامعه در بینالمللیترین آن، پاریس به عنوان پایتخت جهان بود. کنتس مارینا سیکونیا، عکاس و تهیهکننده فیلم، گفت که خانم دو ریبس «شخصیتبخش این ایده بود که زنان فرانسوی ظریفترین زنان جهان هستند.» او در ارزیابی خود تنها نبود. در سال 1956، خانم د ریبس در فهرست بهترین لباس پوشیدن بین المللی انتخاب شد. او قبل از اینکه در سال 1962 وارد تالار مشاهیر آن شود، چهار بار دیگر در این فهرست ظاهر شد.
در آن سالها، او توجه طراح اولگ کاسینی را به خود جلب کرد که از او خواست چند قطعه برای او بسازد. او فوراً به اتاق زیر شیروانی خانهاش عقب نشینی کرد، موسلین را روی زمین برید و از والنتینو که در آن زمان کمتر شناخته شده بود برای ساخت طرحهای همراه استفاده کرد.
او با طرحهایی برای خط کوچکی از لباسهای ابریشمی و کتانی در یک پالت سیاه و سفید سخت ظاهر شد. همکاری با آقای کاسینی تنها دو فصل به طول انجامید.
در سالهای بعد، خانم دو ریبز عشق خود را به هنرهای نمایشی کنترل کرد.
در اواخر دهه 1960، او با طراح صحنه و دکوراتور ریموندو د لارین، نظارت بر یک «بازی مجلل» را انجام داد. جرالدین چاپلین در قسمتی کوچک. (خانم دو ریبس با اشاره به چارلی چاپلین گفت: "من قبلاً پدرش را می شناختم." "من به او یاد دادم که این کار را انجام دهد.")
شیفتگی او به تجارت نمایش زمانی به اوج رسید که کارگردان لوچینو ویسکونتی تصمیم گرفت او را برای نقش دوشس دو گورمانتز در اقتباسی سینمایی از "یاد چیزهای گذشته" انتخاب کند. اما ویسکونتی در سال 1976 قبل از اینکه بتواند پروژه را تکمیل کند درگذشت.
جدی شدن درباره مد
در سال 1982، پس از تولد 53 سالگی خود، خانم د ریبس به خانواده و دوستانش اعلام کرد که به عنوان طراح مد وارد تجارت می شود.
"ما فکر می کردیم او از فکرش خارج شده بود، اما او این کار را انجام داد. به یاد آورد.
او به نیویورک تایمز گفت: «وقتی کسب و کارم را شروع کردم، همه فکر میکردند که من این کار را به خاطر یک لارک انجام میدهم، یا سنت لوران، یا کسی میداند که این کار را برای من انجام میدهد. "اما من چیزی به شما می گویم. اگر 100 درصد در آن نبودم اصلاً این کار را انجام نمی دادم."
اولین مجموعه او که در مارس 1983 در خانه شهری خانوادگی در پاریس رونمایی شد و توسط اصطبل مدل های سن لوران پوشیده شد، مورد تحسین منتقدان در Women's Wear Daily و The Times قرار گرفت. موفقیت.»
از جمله نکات برجسته لباس شب او بود. تایمز در سال 1984 خاطرنشان کرد: "آنها معمولاً نقطه کانونی پر زرق و برقی دارند، اغلب دامنی که از پشت سجاف تا شانه ها تا می شود تا شنل شکل بگیرد." بدن."
او یک قرارداد انحصاری سه ساله با Saks Fifth Avenue امضا کرده بود و کسب و کارش سالانه 3 میلیون دلار درآمد داشت (حدود 9 میلیون دلار به پول امروزی). او گروهی از مشتریان برجسته داشت، از جمله راکل ولش، باربارا والترز، چر، ماری هلن دو روچیلد و جوآن کالینز، که گفته میشود شخصیت مستبد او را در درام تلویزیونی "Dynasty" از خانم خانم الگوبرداری کرده است. د ریبس.
خانم دی ریبز که مشتاق موفقیت در مقیاس جهانی بود، در سال 1986 سهام اقلیت شرکت خود را به شرکت سازنده لوازم آرایشی ژاپنی Kanebo فروخت. او گفت: "قایق را من ساخته ام." «اکنون میخواهم بادبانها را بالا بکشم.»
اما به دلیل مخالفتهای او، سرمایهگذاران ژاپنی سعی کردند طرحهای او را تغییر دهند. این رابطه از هم پاشید، اولین شکست در یک سری از شکست های کاری و شخصی بود.
در سال 1994، خانم د ریبس به دلیل کمردرد ناتوان کننده در بیمارستان بستری شد و عمل جراحی باعث شد او به مدت سه سال قادر به راه رفتن نباشد. او متعاقباً متوجه شد که به بیماری سلیاک، یک اختلال خود ایمنی، مبتلا است. در بحبوحه این مصیبت ها، دولت فرانسه تحقیق در مورد گروه Rivaud، تجارت خانوادگی را برای فرار مالیاتی و تخلفات مالی آغاز کرد. این شرکت در نهایت به دست وینسنت بولور، یک مهاجم میلیاردر شرکتی افتاد.
خانم د ریبس که از ادامه بیماری ناراحت بود، شرکت خود را در سال 1995 منحل کرد. مرگ همسرش در سال 2013 ضربه دیگری بود.
خانم. از د ریبس، پسرشان، ژان، و دخترشان، الیزابت ون در کمپ به یادگار مانده است. یک نوه؛ و دو نبیره.
با این وجود، با وجود تمام آزمایشهایش، تأثیر او همچنان ادامه داشت.
ژان پل گوتیه که مجموعهای را در سال 1999 به او تقدیم کرد، گفت: «او جوهره ظرافت پاریسی است. او یکی از معدود زنانی است که لباس الهی به تن میکند، اما همچنین میدانست که چگونه لباس زنان دیگر را بپوشد.»
در سال 2010، نیکلا سارکوزی، رئیسجمهور وقت فرانسه، به خانم دو ریبس نشان لژیون افتخار، بالاترین نشان شایستگی کشور، را به خاطر کمکهای بشردوستانه و فرهنگی او اهدا کرد. آقای تالی، ویراستار مد، زمانی گفت: «او ممکن است آخرین عصر طلایی مد بالا در پاریس را در سال 2018 نشان دهد.
چنین تمجیدهای گزاف او را خشنود میکرد و جاهطلبی خلاقانهای را که در طول زندگی خود پرورش داده بود تأیید میکرد. او معتقد بود که سخت کوشی دلیلی بر استعداد فرد است.
همانطور که یک بار به تایمز گفت، «نمیخواستم پیرزنی باشم که با خودش میگوید: «رویای انجام کاری را داشتم و آن را نداشتم. شجاعت."