جان دارنیل در مورد کتاب های مورد علاقه اش و اشعار مشروح
در یک مصاحبه ایمیلی، رهبر گروه بزهای کوهستان نیز دلیل خود را برای میزبانی از شاعر فرانسوی قرن پانزدهم در یک مهمانی شام ادبی به اشتراک گذاشت. اسکات هلر
تجربه ایدهآل خود را در مطالعه توصیف کنید.
Midmorning; یا در ایوان پشتی من یا در هواپیما. کتابی در ترجمه از نویسندهای که نامش را نشنیده بودم، اما کتابش مرا غافلگیر کرده است. در گوشه گوش همسرم، که در برابر نیاز من به خواندن قسمت هایی که دوست دارم با صدای بلند بسیار صبور است.
چگونه کتاب های خود را مرتب می کنید؟
خیلی شل. مجموعهای از چیزها با هم هستند - من قفسههای زیادی در دو مکان دارم، در خانه و دفترم - بنابراین، برای مثال، قفسه سمت چپ بالای قفسهی هشت فوتی در سمت راست من، که دارای 14 قفسه مجزا است، این عمدتاً «ادبیات بالکان» است، علاقهی من. اما همانطور که از چپ به راست اسکن می کنید، پس از دو کتاب ایوو آندریچ، تبدیل به «پنج کتاب از ناشر بریتانیایی Fum d’Estampa» می شود. چهار قفسه پایین، قفسهای است که تماماً اسرارآمیز است، و قفسه بالای آن پنج کتاب از ویلیام گس، چهار تا از تولستویهای من و دو تا از ناتالیا گینزبورگ من است. قفسه بالای آن دارای بقیه گاز و سه کرتز است اما در غیر این صورت هرج و مرج نسبی است. این تنها یک قفسه کتاب در میان بسیاری است. بنابراین، مجدداً، "به صورت آزاد".
چه کتابی ممکن است مردم از یافتن چه کتابی در قفسههای شما متعجب شوند؟
شاید این نسخه از "گرامر زبان ولزی میانه" که توسط دوستی به من داده شده بود که به درستی فکر میکرد خوشحال میشوم که کتابی مانند آن را در قفسهام داشته باشم.
به طور غریزی می گویم «نه» - به عنوان یک قاعده کلی، نوشتن بد باعث می شود من کتاب را کنار بگذارم - اما باز هم، من خواندن درایزر را دوست دارم، که نثرش است - چگونه این را قرار دهم؟ - خیلی گرد و خاکی من از ایده یک کتاب عالی که بد نوشته شده است، خوشم می آید: کتابی که باید روی نوشته بدش کار کنید تا به آنچه در آن عالی است برسید. اما نویسندگان مورد علاقه من در مورد جملات خود دقیق هستند و نویسندگان بسیار خوبی هستند.
نوازنده-نویسندگان مورد علاقه شما چه کسانی هستند؟
چارلز مینگوس فقط یک کتاب را نوشته است و آنچه ما از آن داریم ویرایش های سنگینی را پشت سر گذاشته است، اما حتی یک صفحه به شما می گوید که او فقط می توانست نثر بنویسد و نام او هنوز در خاطره بماند. اشعار او را به شکلی که در«این سال»؟
Meshell Ndegeocello دارید، حاشیه نویسی کنید. دنیل هیگز. Ghostface از Wu-Tang Clan یکی از بهترین نویسندگان زنده است. مطالب او به قدری غنایی متراکم است که می توانید آن را مانند یک نسخه خطی روشن انجام دهید.
بسیاری از نویسندگان، برخی از آنها بسیار مبهم، در «این سال» نامگذاری شدهاند. به من در مورد چند نفر دیگر بگویید که باید جستجو کنند.
میرون بیالوشفسکی، شاعر لهستانی که در دبیرستان در گلچین «شعر لهستانی پس از جنگ» چسلاو میلوش خواندم — ای کاش کسی نثر او را بیشتر ترجمه می کرد. ادبیات لهستانی یک دنیای شگفتانگیز است!
همچنین مربی من، شاعر و پروفسور رابرت مزی، که ترجمههایش از بورخس با دیک بارنز متأسفانه جمعآوری نشدهاند، اما کتابهای خودش عمیقاً ثواب دارد.
شما اعتراف میکنید که چندین آهنگ ساحلی شما الهام گرفته شدهاند.» آیا واقعاً شعری است که شما دوست دارید؟
اوه، خدایا، بله، من تقریباً از روی عادت به آن استناد می کنم. من یک متیو آرنولد کامل دارم که در ادینبورگ (یکی از بهترین شهرهای کتاب دست دوم در جهان) گرفتم. «ساحل دوور» حتی در مجموعه خودش نیز قابل توجه است. بسیار مدرن و آینده نگر است. اما فکر میکنم این یکی از آن شعرهایی است که حقیقت آن بسیار قابل انتقال است، بسیار قابل درک است، و هنوز برای کاربرد شخصی در دسترس است - او در مورد ساختن معنا در غیاب خدا، یا به عبارتی منصفانهتر، در غیاب ایمان به خدا میپرسد. و او آن را در عشق به دیگری پیدا می کند. نفسم را قطع می کند.
آخرین کتاب فوق العاده ای که خوانده اید چیست؟
من با "عالی" مبارزه می کنم، زیرا "جالب" اولویت من است، اما وقتی ماه گذشته "زیر ماه نئوماه" اثر ولفگانگ هیلبیگ را خواندم، در سراسر خانه می چرخیدم.
کس دیگری کتاب مورد علاقه شما را نشنیده است. رمان «ماریا زف» پائولا دریگو کاملاً باورنکردنی است. همه باید بخوانند.
جذابترین چیزی که اخیراً از یک کتاب آموختهاید چیست؟
این که ادیت سیتول فردی مغرور بود که من با خواندن «Swinburne: A Selection» که او ویرایش کرده بود، یاد گرفتم.
چگونه تصمیم میگیرید چه چیزی را بخوانید؟ آیا این به روحیه بستگی دارد یا از قبل طرح میکنید؟
امسال، در تاریخ 1/1/25، فهرستی دو صفحهای از اولویتهای خواندن تهیه کردم - نام کتابهای زیادی را نام بردم، سعی کردم بیش از یک کتاب از یک نویسنده را بخوانم. همچنین میگوید «مجموعههای عمومی غیرداستانی را پاک کنید». من واقعاً کار زیادی در این زمینه انجام نداده ام، اگرچه بالاخره به «واگنریسم» الکس راس رسیدم. اما یک سال، فکر میکنم در سال 2004، «فقط کتابهای زنانه» و سالی دیگر «فقط کتابهایی در ترجمه» کار کردم. من دوست دارم یک جهت بیاورم و از آن پیروی کنم، و سپس وقتی چیزی شاداب به وجود می آید، تخلف کنم.
شما در حال برگزاری یک مهمانی شام ادبی هستید. کدام سه نویسنده، مرده یا زنده را دعوت می کنید؟
من سال هاست که این ستون را می خوانم و اکنون لحظه ای فرا رسیده است که واقعاً تصمیم بگیرم چه کسی در این مهمانی حضور داشته باشد. من از مهمانی ها دوری می کنم! سوال سختی است! آیا این در مورد داشتن یک شرکت خوب است یا گفتگوی خوب؟ یا آتش بازی؟ بسیاری از کتاب هایی که من می خوانم چندان سرگرم کننده نیستند، اما مهمانی های شام قرار است سرگرم کننده باشند. من به لوئیز اردریچ در آنجا نیاز دارم زیرا فکر می کنم او فوق العاده است و به نظر می رسد شرکت بزرگی باشد. من ماری NDiaye را آنجا می خواهم زیرا کار او بسیار منحصر به فرد است. و چون نمیخواهم فقط قرنهای 20 و 21 را در اولویت قرار دهم، فرانسوا ویلون را میآورم که حزب را به مهمانی میآورد.