کریسمس خانواده ناراضی کیت وینسلت
کیت وینسلت احساس شدیدی نسبت به کریسمس - مخصوصاً کریسمس بریتانیایی دارد. او اخیراً گفت: «این یک سنت باشکوه است که باید از آن حمایت کرد، از جمله «تزیینات زیبا، اما گاهی اوقات کمی شیک، تزئینات کریسمس، و قوطیهای گل رز Cadbury».
دو هفته قبل از کریسمس در پسزمینه اولین کارگردانی وینسلت، «Goodbye week.s the last June» پخش میشود. وینسلت گفت: در میان نورهای چشمک زن و خوراکیهای شیرین، «همچنین زمانی از سال است که برای بسیاری از مردم میتواند بهطور باورنکردنی پیچیده باشد، وقتی احساسات بهطور باورنکردنی تشدید میشوند.»
برای خانواده بریتانیایی از هم پاشیده در مرکز «خداحافظ ژوئن»، این خطرات عاطفی بیشتر در ژوئن است. پس از سالها درمان سرطان وینسلت گفت: "به وضوح خانواده ای است که برای کریسمس برای مدت طولانی با هم نبوده اند." از جمله دو کودک، مردی روی ویلچر و مردی که اسکراب آبی پوشیده است." src="https://static01.nyt.com/images/2025/12/24/arts/24cul-kate-winslet-xmas/24cul-kate-winslet-xmas-articleLarge.jpg?quality=75&auto=webp&disable=upscale">
اندرس که اکنون 22 ساله است، دو سال پیش به عنوان بخشی از یک دوره فیلمنامه نویسی شروع به نوشتن فیلمنامه کرد. وقتی وینسلت نسخه اولیه را خواند، به یاد آورد، به او گفت که می تواند کمک کند تا آن را تبدیل به فیلم کند و نقش یکی از خواهران را بازی کند.
بنابراین اندرس فیلمنامه را در طول یک سال تمام کرد و دوباره کار کرد، از جمله انتقال درام به یک محیط کریسمس. وقتی زمان ثبت نام یک کارگردان فرا رسید، وینسلت گفت: «نمیتوانستم آن را رها کنم. برای یک دهه، مردم سر صحنه به او میگفتند که باید کارگردانی کند، و فیلمنامه پسرش به نظر پروژهای بینقص بود: او گفت: «یک نویسنده برای اولین بار و یک کارگردان برای اولین بار که این کار را با هم برابر و به عنوان همکار انجام میدهند. رابطه با وینسلت: پسرش فیلمنامه را نوشت و داستان تا حدی از مرگ مادرش الهام گرفته شده است.
آنها گروهی پر ستاره را گرد هم آوردند که اکثر فیلمنامه نویسان دانشجو فقط می توانستند رویای آن را ببینند، اما بسیاری از آنها در کنار وینسلت در طول فیلم او نقش آفرینی کرده بودند. میرن؛ تونی کولت هلن، دختر بزرگ غیر قابل اعتماد او است. وینسلت نقش جولیای توانا و سخاوتمند مالی را بازی می کند که مدت هاست با خواهر کوچکترش، مالی (آندریا رایزبورو) در خارج از خانه بوده است. جانی فلین گروه چهارگانه خواهر و برادر را در نقش کانر مضطرب و حساس تشکیل می دهد. و تیموتی اسپال نقش پدر را ایفا می کند.
با گذشت روزها و خانواده در اتاق بیمارستان ژوئن با تزئینات کریسمس بیشتر و بیشتر - که تیم تولید از فروشگاه های صرفه جویی تهیه می کردند به طوری که احساس می کردند به خوبی مورد استفاده قرار می گرفتند - ناامیدی های طولانی مدت بین پدر و کانر
و کانور و موللی، حباب می شود. خواهران در حال نزاع، مادر در حال مرگ، پدر نالایق و پسزمینه شادی جشن کاملاً طاقت فرسا هستند، و فلین گفت: «او در بیمارستان به نوعی دچار اختلال شده است». وینسلت گفت: «نمیتوانستم آن را رها کنم.»اعتبار...کیمبرلی فرانسوی/نتفلیکسپدر این بازیگر زمانی که در سن 18 سالگی سرطان درگذشت. فلین که آقای نایتلی در «اما» و دیکی گرین لیف در «ریپلی» بود، اضافه کرد: «این باعث شد که نقش کانر احساس «بسیار شخصی» داشته باشد، این بازیگر گفت: «به همان اندازه که گذراندن آن فضا دردناک بود، به همان اندازه که گذراندن آن فضا دردناک بود، سخت بود.» به گفته لوسی بلیک، روانشناس خانواده، رویکرد وینسلت به کارگردانی به او کمک کرد و او را به عنوان «پر از شفقت برای روند ما» توصیف کرد.
به گفته لوسی بلیک، روانشناس خانواده، وقتی صحبت از گردهمایی های تعطیلات می شود، تنش های طولانی مدتی که کانر با آن دست و پنجه نرم می کند، مطابقت ندارد. بلیک در تماس تلفنی گفت: این انتظارات بی نقص، همراه با تمایل به گردهمایی های خانوادگی برای احیای نقش ها یا الگوهای آشنا، می تواند "دستور العملی برای زمان های چالش برانگیز" باشد. آدمها، میتوانند فوقالعاده پیچیده باشند.»
Riseborough، بازیگر نقش مولی، گفت که کریسمس را زمانی میدید که «بسیاری از چیزهای قدیمی را که دیگر نیازی به حمل آنها ندارید کنار بگذارید» و در عین حال اتاقی را برای تولد عیسی ایجاد میکند که بهوسیله «تولد عیسی» نشان داده میشود. جون» توسط هلن پروازی که باردار به بیمارستان میرسد، با تعجب خانوادهاش.
«خداحافظ ژوئن» نشان میدهد که چگونه «شما برخی از ترسناکترین، و برخی از هیستریکترین مواقع در هنگام از دست دادن را دارید». (در حالی که پزشکان به خانواده می گویند زمان توقف درمان جون فرا رسیده است، شوهرش درگیر دکتری است که نامش شبیه "سایمون کاول" است.)
او اضافه کرد که خانواده در فیلم در نهایت می خواهند مرگ جون "به همان اندازه خنده دار، غم انگیز، با وقار باشد که شما می توانید از آن به بهترین شکل استفاده کنید." دوره.
ژون در حالی که به تماشای تکههایی که در آسمان شب بیرون از پنجره بیمارستان میچرخند، میگوید: «شاید اگر خوششانس باشم، مثل برف برگردم، و سپس در کریسمس همه شما را ببینم.»