خالده ضیا، اولین نخست وزیر زن بنگلادش درگذشت
خالده ضیا، اولین نخست وزیر زن بنگلادش، که رقابت چند دهه ای او با یک زن دیگر در راس یک سلسله دوئل سیاسی، سرنوشت ملت جوان آسیای جنوبی را رقم زد، روز سه شنبه در بیمارستانی در داکا، پایتخت بنگلادش درگذشت. گمان میرود که او 80 سال داشته باشد.
حزب ملیگرای بنگلادش، که خانم ضیا رئیس آن بود، در بیانیهای در صفحه رسمی خود در رسانههای اجتماعی مرگ او را اعلام کرد. در این بیانیه دلیل مرگ ذکر نشده است.
خانم. ضیاء، بیوه اولین از چندین حاکم نظامی در تاریخ پرتلاطم 50 ساله بنگلادش به عنوان یک کشور مستقل، دو دوره کامل و یک دوره کوتاه مدت به عنوان نخست وزیر خدمت کرد. در بیشتر سه دهه گذشته، او بهعنوان بالاترین مقام منتخب بنگلادش با شیخ حسینه، دختر رئیسجمهور موسس مقتول این کشور که به طور فزایندهای اقتدارگرا شد تا اینکه در پی اعتراضهای مرگبار سال گذشته سرنگون شد، جایگزین شد.
در دهه آخر زندگیاش، خانم ضیاء بیمار در دادگاهی تحت تعقیب قرار گرفت و یا بهعنوان رقیب سیاسیاش دستگیر شد. در برابر او او اغلب تحت حفاظت امنیتی به بیمارستان منتقل و از آن خارج می شد و از تعدادی بیماری مرتبط با افزایش سن همراه با آرتریت روماتوئید، دیابت و مشکلات پیشرفته کبدی رنج می برد.
وقتی وضعیت وی پس از ابتلا به کووید در سال 2021 بدتر شد، پزشکان به او توصیه کردند که برای درمان به خارج از کشور برود. اما دادگاه های تحت امر خانم حسینا چندین درخواست وکلای او را رد کردند. وزیر امور خارجه بنگلادش در آن زمان، A.K. عبدالمومن، گفت که خانم ضیا میتواند هر دکتری را که میخواهد به بنگلادش بیاورد تا او را معالجه کند، اما اجازه رفتن به خارج از کشور را نخواهد داشت.
اعتبار...خبرگزاری فرانسه — گتی ایماژخانم ضیا از روی تخت بیمارستان خود، خانم ضیا را جشن گرفت. سقوط حسینه به عنوان "پایان استبداد".
"ما از طریق یک جنبش طولانی مبارزه و فداکاری، خود را از دست حکومت فاشیست و غیرقانونی رها کردیم." ریاست بنگال بر هند تقسیم نشده تحت کنترل امپراتوری بریتانیا، او سومین خواهر از پنج خواهر و برادر بود. تاریخ دقیق تولد او موضوع بحث و جدل در سیاست بنگلادش بوده است. پدرش اسکندر مجومدر تاجر چای و مادرش طیبه مجومدر خانه دار بود. طبق نشریات حزبش، او دبیرستان را در دیناجپور گذراند، اگرچه مدرک دقیق تحصیلات عالی او همچنان نامشخص است.
بسیاری از زندگی او توسط دو بخش از شبه قاره شکل میگیرد. هنگامی که پاکستان در سال 1947 از هند به عنوان یک کشور مستقل جدا شد، خانواده او در حالی که او هنوز کودکی بود به پاکستان نقل مکان کردند. در سال 1971، پاکستان شرقی به عنوان کشور مستقل بنگلادش، پس از سالها کارزار خونین سرکوب فرهنگی علیه بنگالیهای قومی توسط ارتش پاکستان، از هم جدا شد.
در دهه 1960، او با ضیور رحمان، افسر ارتش پاکستان که بعداً به یکی از چهرههای کلیدی در رهبر نظامی جدید بنگلادش، جنبش استقلال ژنرال زی معروف شد، ازدواج کرد.
بنگلادش در سال 1975 وارد هرج و مرج خشونت آمیزی شد که الگویی از کودتاها و ضدکودتاهای خونین را رقم زد، زمانی که رهبر موسس آن، شیخ مجیب الرحمن شبانه، توسط گروهی به عنوان گروهی از ارتش، شیخ مجیب الرحمان، توسط گروهی از افسران گروهی به دست آمد. خانه اش که بسیاری از اعضای خانواده اش را نابود کرد. یکی از دو دختر بازمانده او، شیخ حسینه، میراث سیاسی خود را به دست گرفت و کینهای داشت که بیشتر سیاستهای او را شکل میداد.
ژنرال ضیاء، که در زمان ترور معاون رئیس ارتش بود، به عنوان رهبر ارشد ارتش برخاست و پس از دو سال پر هرج و مرج مرگبار ادعای دولت کرد. اما ژنرال که خستگی های ارتش خود را با کت و شلوارهای خیاطی جایگزین کرده بود و سعی می کرد با رهبری حزب ملی گرای بنگلادش تازه تاسیس خود به پیروزی در انتخابات، قدرت خود را مشروعیت بخشد، در کودتای دیگری سقوط کرد. او و نیم دوجین از محافظانش در سال 1981 توسط گروهی از افسران ارتش هنگام بازدید از شهر جنوب شرقی چیتاگونگ کشته شدند.
خانم. ضیا خیلی زود رسما وارد سیاست شد و به B.N.P پیوست. و به سرعت برخاست تا سکان حزب را در دست بگیرد. اما بنگلادش دوباره تحت دیکتاتوری نظامی قرار گرفت، زیرا فرمانده ارتش، ژنرال حسین محمد ارشاد، رئیس جمهور موقت را که در حال تکمیل دوره ژنرال ضیاء بود، برکنار کرد و خود را رهبر کشور معرفی کرد.
این مبارزه با دیکتاتوری ژنرال ارشاد بود که برای مدت کوتاهی دو طرف برجسته کشور را برای سازماندهی یک جنبش بزرگ رقیب برای زنان به ارمغان آورد. دموکراسی.
خانم. ضیا در سال 2001 به قدرت بازگشت و در ائتلاف با چندین حزب اسلامگرا انتخاب شد. اما او به طور فزاینده ای گرفتار این ادعاها شد که ستیزه جویان اسلام گرا تحت ائتلاف در حال افزایش است و بسیاری از نزدیکان او - از جمله پسرانش - در پرونده های فساد گرفتار شده بودند، مشکلاتی که خانم حسینه برای به دست آوردن مجدد قدرت در اطرافش گرد هم آمد. نظارت بر انتخابات او را به اتهام فساد دستگیر کرد. خانم حسینه نیز در همان زمان زندانی شد. هر دو رهبر درست قبل از انتخابات پارلمانی آزاد شدند، که خانم حسینا برنده شد و نخست وزیر شد و قدرت خود را برای 15 سال آینده تثبیت کرد.
براساس برخی گزارش ها، خانم حسینه و خانم ضیا در خانه هایی نه چندان دور از یکدیگر در بازداشت بودند و خانم حسینا غذای خود را با او در مصاحبه های خود در نیویورک تایمز، سال آخر، در نیویورک به اشتراک گذاشت.
در دفتر، آن را تکذیب کرد. او گفت که خانم ضیا در "خانه ای نوساز" در بازداشت خانگی است.
خانم حسینا گفت: "مکان بهتر، مبلمان و همه چیز بهتر است." «برای من، همه چیز قدیمی، شکسته بود.»