به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

خالده ضیا، اولین نخست وزیر زن بنگلادش درگذشت

خالده ضیا، اولین نخست وزیر زن بنگلادش درگذشت

نیویورک تایمز
1404/10/09
5 بازدید

خالده ضیا، اولین نخست وزیر زن بنگلادش، که رقابت چند دهه ای او با یک زن دیگر در راس یک سلسله دوئل سیاسی، سرنوشت ملت جوان آسیای جنوبی را رقم زد، روز سه شنبه در بیمارستانی در داکا، پایتخت بنگلادش درگذشت. گمان می‌رود که او 80 سال داشته باشد.

حزب ملی‌گرای بنگلادش، که خانم ضیا رئیس آن بود، در بیانیه‌ای در صفحه رسمی خود در رسانه‌های اجتماعی مرگ او را اعلام کرد. در این بیانیه دلیل مرگ ذکر نشده است.

خانم. ضیاء، بیوه اولین از چندین حاکم نظامی در تاریخ پرتلاطم 50 ساله بنگلادش به عنوان یک کشور مستقل، دو دوره کامل و یک دوره کوتاه مدت به عنوان نخست وزیر خدمت کرد. در بیشتر سه دهه گذشته، او به‌عنوان بالاترین مقام منتخب بنگلادش با شیخ حسینه، دختر رئیس‌جمهور موسس مقتول این کشور که به طور فزاینده‌ای اقتدارگرا شد تا اینکه در پی اعتراض‌های مرگبار سال گذشته سرنگون شد، جایگزین شد.

در دهه آخر زندگی‌اش، خانم ضیاء بیمار در دادگاهی تحت تعقیب قرار گرفت و یا به‌عنوان رقیب سیاسی‌اش دستگیر شد. در برابر او او اغلب تحت حفاظت امنیتی به بیمارستان منتقل و از آن خارج می شد و از تعدادی بیماری مرتبط با افزایش سن همراه با آرتریت روماتوئید، دیابت و مشکلات پیشرفته کبدی رنج می برد.

وقتی وضعیت وی پس از ابتلا به کووید در سال 2021 بدتر شد، پزشکان به او توصیه کردند که برای درمان به خارج از کشور برود. اما دادگاه های تحت امر خانم حسینا چندین درخواست وکلای او را رد کردند. وزیر امور خارجه بنگلادش در آن زمان، A.K. عبدالمومن، گفت که خانم ضیا می‌تواند هر دکتری را که می‌خواهد به بنگلادش بیاورد تا او را معالجه کند، اما اجازه رفتن به خارج از کشور را نخواهد داشت.

تصویرخالده ضیا و شیخ حسینه روی صندلی‌های چوبی دیگری نشسته‌اند.اعتبار...خبرگزاری فرانسه — گتی ایماژ
ضیا از حبس خانگی آزاد شد و نزدیک به ده مورد از پرونده های قضایی علیه او پس از سرنگونی خانم حسینه از قدرت و مجبور به فرار از کشور منتفی شد. اما او در بستر ماند. علیرغم بستری شدن در بیمارستان، لباس سیاسی او، حزب ملی‌گرای بنگلادش، همچنان او را برای رقابت در سه کرسی در انتخابات بعدی که قرار است در فوریه برگزار شود، معرفی کرده بود.

خانم ضیا از روی تخت بیمارستان خود، خانم ضیا را جشن گرفت. سقوط حسینه به عنوان "پایان استبداد".

"ما از طریق یک جنبش طولانی مبارزه و فداکاری، خود را از دست حکومت فاشیست و غیرقانونی رها کردیم." ریاست بنگال بر هند تقسیم نشده تحت کنترل امپراتوری بریتانیا، او سومین خواهر از پنج خواهر و برادر بود. تاریخ دقیق تولد او موضوع بحث و جدل در سیاست بنگلادش بوده است. پدرش اسکندر مجومدر تاجر چای و مادرش طیبه مجومدر خانه دار بود. طبق نشریات حزبش، او دبیرستان را در دیناجپور گذراند، اگرچه مدرک دقیق تحصیلات عالی او همچنان نامشخص است.

بسیاری از زندگی او توسط دو بخش از شبه قاره شکل می‌گیرد. هنگامی که پاکستان در سال 1947 از هند به عنوان یک کشور مستقل جدا شد، خانواده او در حالی که او هنوز کودکی بود به پاکستان نقل مکان کردند. در سال 1971، پاکستان شرقی به عنوان کشور مستقل بنگلادش، پس از سال‌ها کارزار خونین سرکوب فرهنگی علیه بنگالی‌های قومی توسط ارتش پاکستان، از هم جدا شد.

در دهه 1960، او با ضیور رحمان، افسر ارتش پاکستان که بعداً به یکی از چهره‌های کلیدی در رهبر نظامی جدید بنگلادش، جنبش استقلال ژنرال زی معروف شد، ازدواج کرد.

تصویر
زیائور رحمان رئیس جمهور بنگلادش، مرکز، به همراه همسرش، خانم ضیا، در جریان بازدید از هلند در سال 1979.

بنگلادش در سال 1975 وارد هرج و مرج خشونت آمیزی شد که الگویی از کودتاها و ضدکودتاهای خونین را رقم زد، زمانی که رهبر موسس آن، شیخ مجیب الرحمن شبانه، توسط گروهی به عنوان گروهی از ارتش، شیخ مجیب الرحمان، توسط گروهی از افسران گروهی به دست آمد. خانه اش که بسیاری از اعضای خانواده اش را نابود کرد. یکی از دو دختر بازمانده او، شیخ حسینه، میراث سیاسی خود را به دست گرفت و کینه‌ای داشت که بیشتر سیاست‌های او را شکل می‌داد.

ژنرال ضیاء، که در زمان ترور معاون رئیس ارتش بود، به عنوان رهبر ارشد ارتش برخاست و پس از دو سال پر هرج و مرج مرگبار ادعای دولت کرد. اما ژنرال که خستگی های ارتش خود را با کت و شلوارهای خیاطی جایگزین کرده بود و سعی می کرد با رهبری حزب ملی گرای بنگلادش تازه تاسیس خود به پیروزی در انتخابات، قدرت خود را مشروعیت بخشد، در کودتای دیگری سقوط کرد. او و نیم دوجین از محافظانش در سال 1981 توسط گروهی از افسران ارتش هنگام بازدید از شهر جنوب شرقی چیتاگونگ کشته شدند.

خانم. ضیا خیلی زود رسما وارد سیاست شد و به B.N.P پیوست. و به سرعت برخاست تا سکان حزب را در دست بگیرد. اما بنگلادش دوباره تحت دیکتاتوری نظامی قرار گرفت، زیرا فرمانده ارتش، ژنرال حسین محمد ارشاد، رئیس جمهور موقت را که در حال تکمیل دوره ژنرال ضیاء بود، برکنار کرد و خود را رهبر کشور معرفی کرد.

این مبارزه با دیکتاتوری ژنرال ارشاد بود که برای مدت کوتاهی دو طرف برجسته کشور را برای سازماندهی یک جنبش بزرگ رقیب برای زنان به ارمغان آورد. دموکراسی.

تصویر
خانم. ضیا در سال 1999 تظاهرات ضد دولتی را در داکا رهبری کرد.اعتبار...مفتی منیر/ خبرگزاری فرانسه — گتی ایماژ
ضیا متعاقباً در سال 1991 به عنوان اولین نخست وزیر زن بنگلادش انتخاب شد، اولین دوره از سه دوره ریاست جمهوری او. دوره دوم او کوتاه شد، زیرا مخالفان انتخابات را تحریم کردند و پارلمان با رای مجدد در یک دولت موقت بی طرف موافقت کرد - انتخاباتی که خانم ضیا به حزب خانم حسینه باخت و به رقیبش اولین دوره خود را به عنوان رهبر کشور داد.

خانم. ضیا در سال 2001 به قدرت بازگشت و در ائتلاف با چندین حزب اسلامگرا انتخاب شد. اما او به طور فزاینده ای گرفتار این ادعاها شد که ستیزه جویان اسلام گرا تحت ائتلاف در حال افزایش است و بسیاری از نزدیکان او - از جمله پسرانش - در پرونده های فساد گرفتار شده بودند، مشکلاتی که خانم حسینه برای به دست آوردن مجدد قدرت در اطرافش گرد هم آمد. نظارت بر انتخابات او را به اتهام فساد دستگیر کرد. خانم حسینه نیز در همان زمان زندانی شد. هر دو رهبر درست قبل از انتخابات پارلمانی آزاد شدند، که خانم حسینا برنده شد و نخست وزیر شد و قدرت خود را برای 15 سال آینده تثبیت کرد.

براساس برخی گزارش ها، خانم حسینه و خانم ضیا در خانه هایی نه چندان دور از یکدیگر در بازداشت بودند و خانم حسینا غذای خود را با او در مصاحبه های خود در نیویورک تایمز، سال آخر، در نیویورک به اشتراک گذاشت.

در دفتر، آن را تکذیب کرد. او گفت که خانم ضیا در "خانه ای نوساز" در بازداشت خانگی است.

خانم حسینا گفت: "مکان بهتر، مبلمان و همه چیز بهتر است." «برای من، همه چیز قدیمی، شکسته بود.»

تصویر
در دهه آخر زندگی‌اش، خانم ضیاء بیمار توسط رقیب سیاسی‌اش تعقیب شد که او را یا در زندان یا در حبس خانگی در برابر پرونده‌های دادگاه نگه داشت. او.اعتبار...عطول لوکه برای نیویورک تایمز

به دلیل از دست دادن خانواده‌اش – که تقریباً در تمام سخنرانی‌های ژنرال زی تا زمانی که زی‌ای از طرف ژنرال‌اش حمایت می‌کرد – اشاره کرد. درجه، مسئول توطئه علیه پدرش. ام‌اس. مشکلات ضیا در سال 2009 زمانی که او از یک خانه دولتی که خانواده‌اش بیش از سه دهه در آن زندگی می‌کردند بیرون راندند، زیرا شوهرش رهبر شماره 2 ارتش بود. بسیاری آن را اقدامی انتقام جویانه از سوی خانم حسینه می دانستند که در زمان تصدی خانم ضیاء در سال 2001 از خانه اختصاص داده شده توسط دولتش بیرون رانده شد.

در حالی که خانم حسینه کنترل خود را بر قدرت بیشتر می کرد، پرونده های فساد علیه خانم ضیاء به انباشته شد. در سال 2018، خانم ضیا به اتهام اختلاس از صندوق های یتیم خانه دولتی به مدت پنج سال زندانی شد و مدتی بعد این حکم به 10 سال افزایش یافت.

از جمله مواردی که علیه خانم ضیا مطرح شد این بود که او روز تولد خود را نادرست معرفی کرده بود تا روز 15 آگوست، روز عزاداری دسته جمعی خانواده اش، روز عزاداری خود را تبدیل کند. جشن سید ناظر وکیل مدافع حقوقی اسلام گفت: هنگامی که خانم ضیا در جلسه دادگاه در مورد شکایتی که در سال 2016 توسط یکی از حامیان حزب خانم حسینه ارائه شده بود، حاضر نشد، دادگاه حکم بازداشت او را صادر کرد.

«شکایت این بود که او برای مدت طولانی تولدی جعلی در 15 اوت جشن می گرفت.» "اما، در واقع، این تولد اصلی اوست."

از او پسرش تاریک ضیا به یادگار مانده است، که از سال 2008 رهبری حزب خانواده را از تبعید در بریتانیا بر عهده داشته است. پسر دوم، عرفات رحمان، در سال 2015 بر اثر ایست قلبی درگذشت.

آلن کاول در این کار مشارکت داشت<-- گزارش دهید.