به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

مانه و موریسو، جفت روح در مدرنیته

مانه و موریسو، جفت روح در مدرنیته

نیویورک تایمز
1404/08/01
13 بازدید

بلاک‌باسترهای دو هنرمند، مانند «مانه/دگا» ۲۰۲۳ در موزه متروپولیتن، معمولاً به‌صورت رقابت‌های رو در رو به نمایش در می‌آیند. نمایشگاه صمیمی و جذاب «مانه و موریسو»، در لژیون افتخار، چیز دیگری است: ترکیبی ذهنی، ادغام حس‌ها، روح‌ها و روح‌ها و É. هنرمندان تاثیرگذاری که نقاشان محسوب می شوند نقاشان.. کاتالوگ نمایش حتی از پورمانتو «ماریسو» (که توسط فیلسوف فرانسوی فابین بروژر ابداع شده است) استناد می‌کند، گویی این دو هنرمند قرن نوزدهمی یک زوج مشهور مدرن هستند - و در سطح هنری، مناسب است.

به‌گونه‌ای، «مانه و موریسو» (که در بهار آینده به موزه هنر کلیولند سفر می‌کند) به شدت ارتباط آن‌ها احترام می‌گذارد و در عین حال موریسو را از زیر سایه مانه بیرون می‌کشد. او گاهی اوقات به‌عنوان موزه یا شاگرد او دیده می‌شود، عدم تعادلی که به همان اندازه به نحوه برخورد تاریخ با هنرمندان زن با هنرمندان مربوط می‌شود، اما در اینجا به شهرت او با هنرمندان زن مربوط می‌شود. تأثیر متقابل بر او دارد غیر قابل انکار.

در اوایل نمایش، او در پرتره گروهی مانه «بالکن» ظاهر می‌شود (که اندکی پس از اولین ملاقات آن‌ها در لوور، از طریق یک دوست مشترک کشیده شد)، با نگاه خشن خود، انرژی شخصیت اصلی را دمید.

رابطه آنها حتی با رعایت قوانین اجتماعی حلقه بورژوازی مرفه آنها از مرزها عبور کرد. آنها دوستان صمیمی بودند که اغلب با هم مکاتبه می کردند و به همان مجالس می رفتند، مدافعان پرشور هنر یکدیگر بودند و در نهایت خواهر و برادر شوهرشان بودند (زمانی که موریسو از نظر مالی و بعد از مرگ او ازدواج کرد. برادر مانه یوژن در توافقی که توسط هر دو خانواده حمایت می شود).. رویدادهای کنونی نیز آنها را پیوند زده است. هر دو از محاصره پاریس 1870-1871 جان سالم به در بردند و در شهر ماندند و بسیاری از دوستانشان فرار کردند.

منتقدان مدت‌ها در مورد یک وابستگی عاشقانه احتمالی در سال‌های اولیه دوستی‌شان گمانه‌زنی می‌کردند، اما در این نمایش یا کاتالوگ آن تأییدی نخواهید یافت - فقط سوسو زدن تنش‌های جنسی در برخی از پرتره‌های اولیه موریسو توسط مانه (مخصوصاً «برت موریسوت دراز کشیده») و برخی از نامه‌های موریسوت که به‌عنوان چند نامه به او اشاره می‌کند. مانه بی وقفه مرا مسخره می کند، مرا مسخره می کند آداب و رسوم، و من در نهایت متوجه می‌شوم که اگر او آزاد بود، احتمالاً بیشتر از هر کس دیگری به او علاقه داشتم.» (مانه در زمان ملاقات آنها قبلاً ازدواج کرده بود.)

آنچه مسلم است این است که آنها محدودیت‌های یکدیگر را آزمایش می‌کردند، همانطور که دوستان خوب گاهی اوقات انجام می‌دهند. مانه در حالی که به موریسو درباره پرتره مادر و خواهرش که قرار بود در سالن به نمایش گذاشته شود، توصیه می‌کرد، قلم مو را برداشت و بخش‌های قابل توجهی از کار را نقاشی کرد، و موریسو را که فرصتی برای اصلاحات نهایی نداشت و چند سال بعد در مقابل توصیه‌های سالون باقی مانده بود، خشمگین کرد. برای پیوستن به اولین نمایشگاه امپرسیونیست (اگر چه او داد او یک ارسال گرم، یک بوم موریسو از مجموعه خودش را به نمایش قرض داد).

قدرت روابط آنها شگفت‌زده می‌کند زیرا آنها در جهان‌های مختلف پاریس مدرن زندگی می‌کردند. مانه به نقاشی استودیویی متعهد بود، در حالی که موریسو با کوروت به عنوان یک نقاش منظره آموزش دید و روش کار امپرسیونیست‌ها را پذیرفت بورژوا مناسب به فضاها و موضوعات به اصطلاح مناسب محدود می شد: عمدتاً فضای داخلی، باغ ها و پارک ها.. چهره‌های مانه با نگاه‌های نافذی که در مرز گستاخی قرار می‌گیرند، به چشم بیننده می‌آیند، در حالی که شخصیت‌های موریسو آنقدر درگیر یک کار (معمولاً خواندن، خیاطی یا مراقبت از کودک) هستند که درونگرا به نظر می‌رسند.

وقتی نقوش را به عقب و جلو می‌برند، همیشه با یک پیچش الهام‌بخش است. «زن جوان در پنجره‌اش» موریسو که در سال 1869 فقط چند ماه پس از ژست گرفتن برای «بالکن» مانه ساخته شد، این منظر را معکوس می‌کند تا خواهر هنرمند را از پشت سپر یک طرفدار باز به پاریس نشان دهد.

چند سال بعد، مانه به نقاشی‌اش «زن و کودک در بالکن» پاسخ می‌دهد (متاسفانه در نمایشگاه نیست، اما به تفصیل در کاتالوگ توضیح داده شده است)، روی نرده‌های فرفورژه و دختر کوچکی که از میان آن نگاه می‌کند و آنها را از پارک کنار پاسی به محله شلوغ کوارتیه‌روی لایت (78) بزرگ‌نمایی می‌کند. مجموعه گالری ملی هنر که یکی از این مجموعه هاست وام‌های کلیدی نمایشگاه.. در این نقاشی، مانه نگاهی عمیقاً همدلانه به زنانی دارد که از تجربه کامل شهر مدرن محروم شده‌اند، و آنچه را که در آثار موریسو نهفته است، آشکار می‌کند.

دوستی آن‌ها از طریق تغییرات شخصی و حرفه‌ای ادامه یافت که ممکن است بسیاری دیگر را تحت فشار قرار داده باشد. سال 1874 به عنوان نقطه عطف برجسته است، هنگامی که پدر موریسو درگذشت، او اولین حضور خود را با امپرسیونیست‌ها داشت و با برادر مانه، اوژن ازدواج کرد. در یکی به نظر می‌رسد که چهره‌های او با سنگینی کلاه و روبند مشکی‌اش کمانک می‌شوند، در حالی که در دیگری، پنکه‌ای که از دست او آویزان است، چشم را به حلقه نامزدی درخشانش می‌کشد.

به نظر می‌رسد که زندگی زناشویی با موریسو مناسب بوده است. اوژن، که شغل برادرش را مدیریت کرده بود و به عنوان نماینده همسرش و گاهی اوقات مدل خدمت می‌کرد، روی بوم به عنوان پدری توجه نشان می‌دهد که دختر این زوج، جولی، را در باغشان سرگرم می‌کند. مادری باعث شد که موریسو به سرعت دستش را آزاد کند، اما زمان کار بیشتر برای نقاشی کردن به او کمک کرد.. سکته مغزی در "زن و کودک در یک علفزار در بوگیوال" (1882) تقریباً طوفانی است و چهره های جولی و پرستار بچه اش را در طوفان گیاهی فرو می برد.

یکی از بینش‌های جالب‌تر «مانه و موریسو» (سازمان‌دهی شده توسط امیلی ا.. بِنی، متصدی ارشد لژیون افتخار و متصدی نقاشی‌های اروپایی موزه) این است که مانه، در اواخر دهه 1870 که سلامتش را از دست داده بود و به طور فزاینده‌ای در خانه نقاشی‌های موصوف زندگی می‌کردند. طبیعت بی جان، که عموماً به عنوان زنانه رد می شوند "تصاویر خانه داری" توسط منتقدان روز.

و هر دو هنرمند زنان را در مراسم لباس پوشیدن خصوصی خود به تصویر می کشیدند، همانطور که در همزیستی ترین جفت آثار نمایشگاه دیده می شود: «پیش از آینه» مانه (1877) و «زنی در توالتش» موریسو (حدود 1879-1880)، که هر دو نگاه ها را ناامید می کند، نگاه ها را ناامید می کند، نگاه ها را به سمت آینه بر می گردانند. توری برس کاری.

گاه‌شماری تأثیر پیچیده است، همانطور که اغلب در تبادل آنها وجود دارد. مانه اولین نقاشی آینه‌ای خود را شروع کرد، اما آن را تنها یک هفته پس از دیدن موریسو در نمایشگاه امپرسیونیست 1880 به نمایش گذاشت - و نحوه کار او با رنگ به طرز عجیبی شبیه به رنگ او است، با ضربات شل و زاویه‌ای به هم‌پیچان. پالت صورتی و آبی نیز مال اوست. سیاه، امضای مانه، در هیچ کجای این نقاشی یافت نمی شود.

آثار پایانی نمایشگاه نشان می‌دهد که هر دو هنرمند روی شکل «پاریزین»، کهن الگوی زنانه بازتولید شده که به‌طور گسترده بازتولید شده بود و خود شهر و مدرنیته را نشان می‌دادند، وسواس نشان می‌دادند. همکاری عجیب و جذابی شکل می‌گیرد که منجر به ایجاد گروهی از پرتره‌های نیمه‌قد می‌شود که با عنوان «چهار فصل موزون» و «Wrisinum» نام‌گذاری شده‌اند. «بهار» و «پاییز» مانه.. گفتگو یک گفتگوی باز است. "پاییز" با مرگ مانه در سال 1883 ناتمام بود و این چهار عکس تا به حال هرگز با هم نشان داده نشده اند.

نمایش نیز ناقص به نظر می‌رسد زیرا برخی از آثار اساسی از دست رفته است. از جمله «آرامش» مانه، یک پرتره تمام قد دیدنی از موریسو که به موزه RISD تعلق دارد و در «مانه/دگا» مت وجود داشت. و "زن و کودک در بالکن" موریسو، از موزه آرتیزون در توکیو، که الهام بخش "راه آهن" مانه بود. این به معنای ناسپاسی نیست برای وام های متعددی که در اینجا وجود دارد، یا برای کاتالوگ جامعی که شامل مکاتبات روشن از هر دو هنرمند است.

در نامه‌ای به خواهرش در روزهای پس از مرگ مانه، موریسو خاطرات «دوستی دیرینه‌ای را که مرا به ادوار متصل کرد، یادآور شد، یک گذشته کامل، جوانی یا کار ما که همه در حال فروپاشی بودند». او نگهبان میراث او شد و عکس‌هایی از بازنگری پس از مرگ او در مدرسه هنرهای زیبا خرید و در نقاشی‌های خودش ادای احترام کرد. "پیش از آینه" او در سال 1890 نه تنها به نقاشی مانه با همین عنوان بازمی گردد، بلکه پرتره او "برت موریسوت خوابیده" را نیز در پس زمینه دارد. در بستر مرگ خود، در سال 1895، او در نامه ای به دخترش نوشت: "شما باید به ام دگا بگویید که اگر موزه ای تاسیس کند، باید یک مانه انتخاب کند."

اگر بتوان گفت که تنها یک اثر در "مانه و موریسو" رابطه پیچیده اما قانع کننده آنها را توصیف می کند، آن پرتره کوچکی است که مانه از موریسو در سال 1872، تنها چند سال پس از ملاقات آنها، کشیده است. در "Berthe Morisot With a Bouquet of Violets" هنرمند و سوژه (واقعاً هنرمند و هنرمند) در لحظه ای خیره کننده از توجه متقابل چشمان خود را روی بوم قفل می کنند.

موزه تا آنجا پیش می‌رود که این اثر را «به‌طور غیرعادی یادآور خودنگاره» می‌نامد و تأکید می‌کند که پویایی کلیدی در این نمایش عاشقانه یا حتی دوستی نیست، بلکه چیزی است که شاید کمیاب‌تر باشد: شناخت.

از اول مارس در لژیون افتخار، لینکلن پارک، 100 خیابان 34، سانفرانسیسکو؛ 415-750-3600، famsf.org.